<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>غرب پژوه</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/</link>
<description>پژواک غربت انسانیت در غروب اندیشه غرب </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 06 Jul 2009 00:03:11 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>معرفی کتاب &quot;اسطوره های صهیونیستی در سینما&quot;</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;اسطوره هاي صهيونيستي در سينما (اسطوره هاي صهيونيستي سينما) منتشر شد&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;قبل از اين، شاهد انتشار مجموعه مقالات «اسطوره هاي صهيونيستي» در نشريه «رواق هنر و انديشه» وابسته به «خانه هنر و انديشه مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما» در شماره هاي تابستان 1386 تا بهار1387 بوديم. آن مقالات به همراه تحليل هاي زيادتري از نويسنده کتاب، اکنون به صورت کتاب «اسطوره هاي صهيونيستي در سينما» چاپ و منتشر شده است. اولين چاپ اين کتاب را انتشارات هلال (وابسته به موسسه موعود عصر) در بهار 1388 در تيراژ پنج هزار جلد منتشر کرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در اين کتاب کوشيده شده برخي از اساسي ترين اسطوره ها وافسانه هايي که سينماي صهيونيستي سعي در ترويج ان را دارد، آورده شود. اين کتاب در نوع خود نظيري حداقل در زبان فارسي ندارد. به نظر مي رسد که مطالب ديگري هم درباره اسطوره هاي صهيونيستي سينما وجود دارد که اميدواريم همان گونه که  نويسنده در پيشگفتار بيان داشته است، ان شاء الله در آينده آنها را نيز قلمي کند. البته مشخص است که برخي قسمت هايي که در مقالات چاپ شده در نشريه رواق هنر وانديشه، در کتاب نيامده اند. اميدواريم که در ويرايش بعدي آن قسمت ها نيز به کتاب افزوده شوند، چرا که به نظر مي رسد توضيحات مفصلي که نويسنده درباره نقد هولوکاست و پيوريتنيسم و پروتستانتيسم در مقالات اورده بود، اگر در کتاب هم آورده شوند، باعث غناي بيشتر کتاب خواهند شد. منابع و فيلم هاي مرور شده در کتاب نيز قابل توجه هستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;با خواندن اين کتاب رمزگشايي قابل توجه و نسبتا جديد و کاملي از آثار شاخصي چون ماتريکس و هري پاتر و ارباب حلقه ها و پسر جهنمي و مصائب مسيح و طالع نحس و جن گير و کنستانتين و ژاندارک خواهد شد و همچنين، سينماي بوديستي هاليوود و برخي انواع ورزش هاي رزمي و معناگرايي هاي شرقي و غربي و هولوکاست و شيطان گرايي در سينماي غرب و نفوذ انديشه ها و اسطوره هاي قديمي و جديد صهيونيسم يهودي ومسيحي بر سينماي غرب خصوصا هاليوود با تعمق بيشتري فهم خواهد شد. همچنين اين کتاب تلاش کرده که تعريف جديدي از روند تاريخ جهان و تاريخ اساطير در طول تاريخ بدهد که اين تلاش قابل توجه است، حتي اگر نقدهايي از منظر برخي داشته باشد، چرا که قدمي است در توليد علم بومي بر مبناي فرهنگ اسلامي براي نظريه پردازي در علوم انساني که به شدت غربگرا و غربي هستند.خواندن اين کتاب که رتبه اول جشنواره دوسالانه مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيمارا آورده است را به شما توصيه مي کنيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 501px; HEIGHT: 493px&quot; height=655 src=&quot;http://mouood.org/images/Mouoodbooks/ostoreha.jpg&quot; width=609&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آدرس تصوير جلد بزرگ: &lt;A href=&quot;http://mouood.org/images/Mouoodbooks/ostoreha.jpg&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://mouood.org/images/Mouoodbooks/ostoreha.jpg&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قبلا در خبرگزاري هنرنيوز و خبرگزاري فارس برخي قسمت هاي مقالاتي که در نشريه رواق هنر وانديشه از اين کتاب به چاپ رسيده بود را شاهد بوديم: مقاله «&lt;FONT size=2&gt;اسطوره مادر،قبيله گرايي متعصبانه&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT size=2&gt;اسطوره قوم برگزيده، نژاد برتر&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT size=2&gt;اسطوره ملت واحد يهود&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT size=2&gt;اسطوره دولت الهي اسرائيل&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT size=2&gt;اسطوره عزيمت داوطلبانه فلسطيني ها از سرزمينشان&lt;/FONT&gt;» در آدرس:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  &lt;A href=&quot;http://honarnews.net/index.aspx?siteid=1&amp;pageid=141&amp;newsview=2611&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://honarnews.net/index.aspx?siteid=1&amp;pageid=141&amp;newsview=2611&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و مقاله &lt;FONT size=2&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;حمله هاليوود به عصمت پيامبران و حجيت وحي» از «اسطوره پيامبران قومي، پادشاهان نژادپرست، رهبران قدرت طلب، پيشگويان قبيلگي» در ادرس: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;  &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8707020263&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8707020263&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;و همچنين: &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;A href=&quot;http://www.military.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=218&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.military.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=218&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;و همچنين اين وبلاگ&lt;FONT size=1&gt;(&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://hajala.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://hajala.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;)&lt;/FONT&gt; نيز مقاله اخير  را در سه قسمت اورده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://hajala.blogfa.com/post-6.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://hajala.blogfa.com/post-6.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt; و  &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://hajala.blogfa.com/post-7.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://hajala.blogfa.com/post-7.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://hajala.blogfa.com/post-10.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://hajala.blogfa.com/post-10.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همچنين ببينيد: مصاحبه مسئول غرفه موعود در نمايشگاه کتاب با خبرگزاري جمهوري اسلامي را: &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=474949&quot;&gt;http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=474949&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;&lt;STRONG&gt;سايت مستور در معرفي اين کتاب آورده است: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=100 alt=&quot; &quot; src=&quot;http://mastoor.ir/images/news/ketab1234.jpg&quot; width=200 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بي شک يکي از تفريح ها وسرگرمي هاي همه ي ما تماشاي سريال، کارتون،فيلم هاي تلويزيوني وسينمايي است و ساعات زيدي از شبانه &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 195px; HEIGHT: 295px&quot; height=302 alt=&quot; &quot; hspace=10 src=&quot;http://mastoor.ir/images/news/ostoureha.jpg&quot; width=200 align=left vspace=10 border=1&gt;روزمان را صرف ديدن اين برنامه ها کرده و ازديدن آن ها لذت ي بريم. اما شايد هيچ گاه به اين موضوع فکر نکرده ايم برنامه اي که ما با کمال ميل تماشا مي کنيم و ازآن لذت مي بريم هدف و رسالتي صهيونيستي را با خود دارد! و دشمن از ساخت اين برنامه ها اهداف شومي را دنبال مي کند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;براي روشن شدن اين موضوع بايد بدانيم که فيلم ها و کارتون هايي مثل يانگوم، ارميا، ماتريکس و... از برنامه هاي ساخته شده توسط کمپاني يهودي هاليوود است که با برنامه و هدف خاص خود به خوصوص مبارزه با اسلام و مقابله با آخرالزمان، برتري يهود و ساخت سرزمين موعود ساخته شده اند. براي آگاهي از اين اهداف مطالعه کتاب اسطوره هاي صهيونيستي سينما را به شما پيشنهاد مي کنيم. کتابي که با نگاهي موشکافانه تمامي اهداف اين کمپاني ها را براي شما بررسي کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اسطوره هاي صهيونيستي در سينما نلم اثري است سعي در شناسايي همه ي نشانه ها و نمادهايي دارد که سينماي غرب با وام گرفتن از معتقدات، باورها، تعصب ها، اهداف و خط مشي يهود و صهيونيسم آن ها را در آثار سينمايي و تلويزيوني به تصوير کشيده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بي گمان فيلم هاي ياد شده در اين کتاب در برگيرنده ي تمامي آثار ارائه شده در يکصد سال فعاليت سينمايي نيست، بلکه بيان مصاديق و نمونه هايي است که امکان بررسي و تحليل دقيق تر و دگرگون را براي علاقه مندان به مطالعات فرهنگي فراهم مي کند. اين کتاب توسط آقاي محمدحسين فرج نژاد نوشته شده و انتشارات هلال آن را منتشر کرده است. قيمت اين کتاب 3500تومان است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ادرس مطلب در سايت مستور: &lt;A href=&quot;http://mastoor.ir/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=1064&amp;Itemid=7&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://mastoor.ir/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=1064&amp;Itemid=7&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Jul 2009 00:03:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف حاخام ها:هری پاتر،صهیونیستی- یهودی- کابالیستی است.</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;اکنون که تب هری پاتر خوابیده است، فرصت مغتنمی است که بار دیگر به اندیشه در این باره بپردازیم: کتاب &quot;هری پاتر و تورات&quot; چند ماهی است از زیر چاپ بیرون اومده. پیشترها مقالاتی درباره اینکه هری یهودی است و یا اینکه هری کابالیست هست، به چاپ رسیده بود، &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;مانند این مقاله: &lt;A href=&quot;http://naghdefilm.parsiblog.com/-212915.htm&quot; target=_blank&gt;is Harry PotterJewish&lt;/A&gt;  ازحاخام جک آبراموویچ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;وهمینطورمتن فیلم مستند نسبتا خوب (و نه کامل و جامع) شبکه دو در همین زمینه:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tv2.irib.ir/haripater/haripater.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;www.tv2.irib.ir/haripater/haripater.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و همچنین نقد استاد سعید مستغاثی(رئیس انجمن منتقدان) بر این فیلم: &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://smostaghaci.persianblog.ir/1386_5_27_smostaghaci_archive.html#7205239&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;smostaghaci.persianblog.ir/1386_5_27_smostaghaci_archive.html#7205239&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و همچنین در این آدرس: &lt;A href=&quot;http://naghdefilm.parsiblog.com/-279881.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://naghdefilm.parsiblog.com/-279881.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و همچنین مقاله: &quot;هری پاتر و مرگ خدا&quot; از &lt;FONT color=#0000ff size=1&gt;&lt;FONT size=2&gt;ميشل دي. اوبرين،&lt;/FONT&gt; ماهنامه موعود شماره93 منبع اصلي: www.lifesitenews.com. به نقل از سياحت غرب، ش16. &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://mouood.org/content/view/7881/3/&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://mouood.org/content/view/7881/3/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;و در این آدرس: &lt;A href=&quot;http://naghdefilm.parsiblog.com/878202.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://naghdefilm.parsiblog.com/878202.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;ولی این بار یک روحانی یهودی در اسرائیل این کتاب را منتشر کرده است.&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV ?&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 245px; HEIGHT: 302px&quot; height=367 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.lulu.com/author/display_thumbnail.php?fCID=545231&amp;fSize=zoom_&quot; width=277 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سرفصل های کتاب و متن کتاب به صورت آنلاین:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Front Cover&quot;&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayPage(&apos;S001&apos;,undefined,true,undefined,&apos;sec&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=S001&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Front Cover&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Table of Contents&quot;&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayPage(&apos;S006&apos;,undefined,true,undefined,&apos;sec&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=S006&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Table of Contents&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=Copyright&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayPage(&apos;S003&apos;,undefined,true,undefined,&apos;sec&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=S003&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Copyright&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=Excerpt&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayPage(&apos;S00I&apos;,undefined,true,undefined,&apos;sec&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=S00I&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Excerpt&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=Index&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayPage(&apos;S05C&apos;,undefined,true,undefined,&apos;sec&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=S05C&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Index&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Back Cover&quot;&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayPage(&apos;S05M&apos;,undefined,true,undefined,&apos;sec&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=S05M&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Back Cover&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;  &lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Surprise Me!&quot;&gt;&lt;A onclick=&quot;if(reader) {reader.DisplayRandomPage(&apos;sam&apos;);return false;}&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/gp/sitbv3/reader?ie=UTF8&amp;p=random&amp;asin=1847532373&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;Su&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Surprise Me!&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;rprise &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Surprise Me!&quot;&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تصویر نویسنده کتاب در اسرائیل:&lt;/FONT&gt; سمت راست، اولین نفر&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Surprise Me!&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 376px; HEIGHT: 278px&quot; height=364 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.migdaltorah.org/Israel/images/Dov%20Krulwich.jpg&quot; width=443 align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Surprise Me!&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اینم کتاب دیگر همین نویسنده&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN class=SELeft title=&quot;Surprise Me!&quot;&gt;
&lt;P class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=150 alt=&quot;Harry Potter and the Children of Ketura&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aish.com/graphics/articles/HarryPotterChildrenKetura23.jpg&quot; width=230 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;Did Jewish mystical books inspire the Sorcerer&apos;s Stone legend&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot;SEBase &quot; style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; align=center&gt;&lt;SPAN class=twelvepx&gt;by Dov Krulwich&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;***در بين يهوديان اگر مادر يهودي باشديهوديت فرد بيش از آن است که پدر يهودي باشدو مادر دانيل(دانيال) جاکوب(يعقوب) رادکليف يهودي است و پدرش هم پروتستان (فرقه اي از مسيحيان که از کاتوليکها يهوديزه ترهستند) مي باشد. اين متن زندگي نامه اوست که از دايره المعارف اينترنتي انسرز دات کام برداشته ام: اين ادرس:&lt;A href=&quot;http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=left&gt;Daniel Jacob Radcliffe was born in &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/fulham-1&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;Fulham&lt;/A&gt;, &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/london&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;London&lt;/A&gt;, the only child of Alan Radcliffe, a &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/literary-agent-2&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;literary agent&lt;/A&gt;, and Marcia Gresham  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=left&gt;(born &quot;Marcia Gresham Jacobson&quot;)&lt;SUP id=wp-_ref-Radcliffe2_0&gt;&lt;A href=&quot;http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment#wp-_note-Radcliffe2&quot;&gt;[3]&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;SUP id=wp-_ref-Radcliffe1_0&gt;&lt;A href=&quot;http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment#wp-_note-Radcliffe1&quot;&gt;[4]&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;, a casting agent who was involved in several films for the &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/bbc-film-and-theatre&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;BBC&lt;/A&gt;. &lt;STRONG&gt;Radcliffe&quot;s mother is &lt;/STRONG&gt;&lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/jew&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;&lt;STRONG&gt;Jewish&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; and grew up in &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/westcliff-on-sea&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;Westcliff-on-Sea&lt;/A&gt;, &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/essex-2&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;Essex&lt;/A&gt;;&lt;SUP id=wp-_ref-Radcliffe1_1&gt;&lt;A href=&quot;http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment#wp-_note-Radcliffe1&quot;&gt;[4]&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt; his father is a &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/protestantism&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;Protestant&lt;/A&gt; who grew up in &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/northern-ireland&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;Northern Ireland&lt;/A&gt;.&lt;SUP id=wp-_ref-Radcliffe3_0&gt;&lt;A href=&quot;http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment#wp-_note-Radcliffe3&quot;&gt;[5]&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt; He has two dogs, Binka and Nugget. Radcliffe first expressed a desire to act at the age of five. In December 1999, he made his acting debut in the BBC&quot;s televised version of the &lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/charles-dickens&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;Dickens&lt;/A&gt; novel &lt;I&gt;&lt;A onclick=assignParam( href=&quot;http://www.answers.com/topic/david-copperfield&quot; target=_top navinfo?,?method|4?+getLinkTextForCookie(this));?&gt;David Copperfield&lt;/A&gt;&lt;/I&gt;, portraying the title character as a young boy.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; *به علاوه در اين ادرس مي توانيد فيلم مصاحبه با دانبل جاکوب رادکليف را در اين آدرس &lt;A href=&quot;http://www.jewtastic.com/posts/4449&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.jewtastic.com/posts/4449 &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;:&lt;/FONT&gt; ببينيد که خودش در آن مي گويد: ::مامان من از خون(نژاد) يهودي است و بابام پروتستان:: “My mum was of &lt;B&gt;Jewish&lt;/B&gt; blood and my dad was protestant”  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; *جالب است که وبلاگ &lt;A href=&quot;http://harrypottertorah.blogspot.com/&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;Harry Potter and Torah blog&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; دراينترنت دراين زمينه مطالبي مينويسد.در اين آدرس نمونه نوشته هاي انراببينيد: &lt;A href=&quot;http://harrypottertorah.blogspot.com/2007/01/moses-egyptian-and-killing-curse.html&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://harrypottertorah.blogspot.com/2007/01/moses-egyptian-and-killing-curse.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درباره يهودي-صهيونيستي بودن داستان و عناصر فيلم هري پاتر ادله زيادي دارم  که انشاء الله در اينده خواهم آورد اما بد نيست نظر حاخام جک آبرامويچ در اين زمينه را ببينيد: *مقاله هري پاتر يهودي است!  از حاخام جک ابراموويچ!؟ جالب است! &lt;A href=&quot;http://naghdefilm.parsiblog.com/-212915.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://naghdefilm.parsiblog.com/-212915.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; *منبع اصلي مقاله:&lt;A href=&quot;http://www.ou.org/ncsy/projects/5764/oct31-64/harry_potter_is_jewish.htm&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.ou.org/ncsy/projects/5764/oct31-64/harry_potter_is_jewish.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;*به انگليسي مطالبي دراين باره يافته ام که می توانیدبه اين آدرس هم مراجعه بفرماييد:فروش اينترنتي کتاب هري پاتر و تورات! &lt;A href=&quot;http://www.amazon.com/Harry-Potter-Torah-Dov-Krulwich/dp/1847532373&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.amazon.com/Harry-Potter-Torah-Dov-Krulwich/dp/1847532373&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Apr 2009 01:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط عیدپوريم یهود، ایرانی کشی و13به دروفراموشی حافظه تاریخی ایرانیان!</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; پوريم يا جشن ايراني کشي جشني است که 26 قرن است يهوديان  هرسال در روزهاي 13 و 14 و 15 ماه &quot;ادار&quot; به مناسبت قتل عام 70 هزار ايراني در 3 روز در زمان خشايارشاه برگزار مي کنند. اين جشن  مصادف است با 13 اسفند يا 13 فروردين بسته به اينکه سال عبري 12 ماهه باشد يا 13 ماهه ! به همين علت است که 13 فروردين براي ايرانيان به عنوان  روزي نحس شناخته مي شود  ( اين در حالي است که همگان نحسي 13 را خرافه اي مي دانند که از اروپا وارد ايران شده !) و ايرانيان در اين روز مجبور به ترک خانه ها و منازل و فرار به صحرا و بيابان شدند (شايد به همين علت باشد که آيين بيرون رفتن از منزل در ميان ايرانيان تا کنون باقي مانده است. ای کاش تسلسل حافظه تاریخی خود را از دست نمی دادیم.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009933&gt;ماجراي پوريم:&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; پوريم واقعه ای است  که در تورات از آن به  سفر استر ياد شده است، بر اساس تورات،خشايارشاه در روز سومين سالگرد تاجگذاري خود در حالت مستي از همسرش،ملکه وشتي، مي خواهد که زيبايي هايش را به نمايش میهمانان بگذارد اما مکله وشتي که زن عفيف و با حيايي بوده از  اين کار سر باز ميزند( این از خصايص زن اصيل ايرانيست که  عفيف و با حيا بوده و خود را در معرض ديد همگان قرار نمي دهد) و به همين دليل پادشاه خشمگين با صحبت کردن با مشاورانش به اين نتيجه ميرسد که ملکه وشتي را برکنار کرده و زن ديگري را جانشينش کند و  به همين علت  در ميان زنان زيبا روي ايراني و از میا اسرای يهودی دختري به نام &quot; استر&quot;.  جانشين وشتي مي شود. (استر تا قبل از آمدن به قصر نزد پسرعمويش مردخاي زندگي مي کرد ). در همين بين استر و مردخاي با کمک هم هامان وزير پادشاه رو برکنار کرده  و دستور قتل وي را خشايارشاه صادر مي کند و مردخاي جاي وي را مي گيرد. استر و مردخاي هم پادشاه دستور قتل دشمناي يهود رو در 3 روز مي گيرند و در اين سه روز 70 هزار ايراني قتل عام مي شوند!&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اين واقعه که در کتاب مقدس يهود نيز آمده  جنايت هولناکي است که  يهود هر سال آن را جشن ميگيرد  و با پوشيدن لباسهاي شخصيت هاي اين داستان اين جنايت را طي نسل ها زنده نگه مي دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;حال شما قضاوت کنيد ، هولوکاست چسيت و کجاست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; (جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به کتاب &lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;فرزندان استر&quot; href=&quot;http://www.karangbooks.com/new/ester.htm&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فرزندان استر&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; مراجعه کنيد)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 172px; HEIGHT: 216px&quot; height=256 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.karangbooks.com/newpic/ester.jpg&quot; width=228 border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://mouood.org/content/view/877/43/&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://mouood.org/content/view/877/43/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://amesteris1980.blogfa.com/post-20.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://amesteris1980.blogfa.com/post-20.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://atm.parsiblog.com/Archive4118.htm&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://atm.parsiblog.com/Archive4118.htm&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://sad-sal-tanhaei.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://sad-sal-tanhaei.blogfa.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://lalehashck.blogfa.com/post-15.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://lalehashck.blogfa.com/post-15.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://robot.freeforums.org/topic-t309.html&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://robot.freeforums.org/topic-t309.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3705&amp;page=4&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3705&amp;page=4&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.golshan.com/ketabkhaneh/baygani/baygani.html&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://www.golshan.com/ketabkhaneh/baygani/baygani.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/17_esther.pdf&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/17_esther.pdf&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.anobanini.ir/index/fa/1386/03/post_66.php&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://www.anobanini.ir/index/fa/1386/03/post_66.php&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://sarmastaaneh.persianblog.ir/&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://sarmastaaneh.persianblog.ir/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://realterrorist.blogfa.com/post-558.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;http://realterrorist.blogfa.com/post-558.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Apr 2009 01:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوازده دلیل اصلی کاهش قیمت مسکن در سال87و88، مرحجحات دولت نهم</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۱. کار کارشناسی دقیق و زمان شناسانه اقتصاددانان دولت نهم در طرح زمین های ۹۹ ساله؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۲. دادن وام تولید مسکن که باعث رونق ساخت مسکن می شود؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۳. جلوگیری از وام خرید مسکن که که باعث رواج دلالی می شد؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۴. کد رهگیری مسکن که باعث جلوگیری از دلالی وتقلب شد؛ &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۵. مالیات بر معامله بیش از دو بار توسط یک نفر در سال؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۶. حمایت بیشتر از انبوه سازان و اختصاص زمین های مسکن مهر به اینان؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۷. الزام به فروش زمین واملاک زاید توسط بانک ها و دوایر دولتی؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۸. اختصاص برخی زمین های اوقافی با اجازه ولی برای احداث مسکن برای افراد مشمول قانونی؛&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۹. اصلاح قیمت مصالح به دلیل احداث زیاد کارخانه های سیمان و مصالح وبنگاه های زودبازده&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۱۰. کاهش  قیمت جهانی مصالح &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۱۱. تبلیغات خوب دولت در مقابل مخالفان بی انصاف وشارلاتان و ثروت اندوز دولت&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;۱۲. ایستادگی خوب در مقابله با مافیای زمین خوار و پاکی و عدالت طلب واقعی دولتمردان&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Mar 2009 01:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرسش وپاسخ منطقی درباره دولت نهم</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=postbody&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این پرسش وپاسخ را درباره شبهاتی که اطراف دولت نهم است به شما تقدیم می کنم. از تمام دوستان انتظار دارم در صورت توان بحث را جدی تر و علمی تر ادامه دهند. امیدم این است که تمام موافقان و مخالفان خاتمی وهاشمی واحمدی نژاد و... به صورت منطقی و عاقلانه وبه دور از احساسات غیرمنطقی مباحث خود را به پیش برند تا بتوانیم اینده بهتری داشته باشیم... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;1) اوضاع اقتصادی ومعیشتی مردم دردوران اصلاحات بهتر بود یادر دوران دولت نهم بافروش نفت بشكه ای147 دلار؟&lt;/FONT&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب:1) اوضاع اقتصادی مردم را باید درست تحلیل کرد: ازنظر دادن حق وحقوق بازنشستگان و پرستاران و معلمان وزیاد کردن حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی قطعا دولت نهم بهتر بود. بله برخی اجناس به دلایلی گران تر شد که عبارتند از: خشکسالی بی سابقه در پنجاه سال اخیر، گرانی عجیب جهانی، بحران بزرگ اقتصاد جهانی که با بحران بزرگ سال 1930 مقایسه می شود، بالا رفتن دستمزدها، گرانی مواد خام وارداتی که در اثر بحران جهانی گران تر شده بود، سیاست وام دهی دولت نهم که زیاد بود ولی دولت در یکسال اخیر جلویش را گرفته است، همکاری مافیای قدرتمند اقتصادی احزاب کارگزاران و مشارکت و کرباسچی و هاشمی و بهزاد نبوی و...&lt;BR&gt;البته می دانیم که با رفع برخی از این موانع و سیاست های حساب شده دولت نهم ارزانی چند ماهه اخیر هم امد. خصوصا در مسکن که در برخی جاها تا یک سوم زمین ارزان تر شده است واین اولین بار است که در چند دهه اخیر در این دولت به سه دلیل علمی و فنی زمین اینقدر ارزان شده است: زمین های 99ساله، حمایت از انبوه سازان، تعطیل وام خرید مسکن و شروع جدی وام تولید مسکن و مشوق های دولت برای انبوه سازان. &lt;BR&gt;این دلایل نشان از هوشمندی فوق العاده تیم اقتصادی دولت نهم دارد. نرخ تورم هم در حال کم شدن هست. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;2) تورم 14% در دوران اصلاحات بهتر بود یا تورم 35% دوران دولت نهم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب2) تورم دولت هشتم حدود18% بود ودولت نهم حدود 24% لطفا دروغ ننویسید. این را هم در بند قبلی توضیح دادم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;3) درآمد دولت بابت نفت 9 دلاری دوران اصلاحات و نبود منابع باد آورده صندوق ذخیره ارزی بیشتر بود یا بابت فروش نفت 147 دلاری دوران دولت نهم به اضافه مبلغ هنگفت 160000 میلیارد تومانی صندوق ذخیره ارزی ایجاد شده در دولت اصلاحات؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب3) در دولت هشتم نفت بالا و پایین شد در دولت نهم هم همینطور. فقط چند روز نفت 148 دلار بود و متوسطش نصف این هم نبود. می دانید که این روزها حدود 40 دلار است. در دولت هشتم هم همینطور است. نفت بالا و پایین می شد. بین 10 تا 50-60 دلار بود. بودجه نفت هم دست دولت نیست ومجلس هفتم وهشتم هم موانع زیادی برای دولت درست کردند که از صندوق ذخیره ارزی استفاده کند و مجمع تشخیص هم بار اضافی به بودجه سال 1387 بست ولی دولت با مدیریت بودجه امسال را کنترل کرد و تورم را نگه داشت وحتی در ماه اخیر تورم را کم کرد که دستاورد مثبتی است. ضمن اینکه فروش نفت و اقتصاد نفتی کلا چیز خوبی نیست. فقط شایان ذکر است که دولت نهم وابستگی بودجه به نفت را کمتر کرد وبا سیاست های مناسب صادرات غیر نفتی را امسال در مرزبیست میلیلارد دلار بالا برد که دستاورد بزرگی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;4)وجهه وآبروی بین المللی ایران دردوران اصلاحات بهتربودیادر دوران دولت نهم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;جواب&lt;/FONT&gt;4) قطعا وجهه بین المللی ایران خصوصا بین مردم ازاده جهان در دولت نهم بهتر شد. عزت و مصلحت وبحث هسته ای و موشکی و جنگ 33 روزه وجنگ 22 روزه غزه نیز از موفقیت های ممتاز دیپلماسی دولت نهم بود که قطعا دولت خاتمی نمی توانست اینقدر موفق عمل کند. تعلیق هستهای دولت خاتمی شرم ایرانیان بود وهیچگاه از کارنامه خاتمی و حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی پاک نخواهد شد. چرا اگر منظورتان زورگویان جهان است، قطعا خاتمی رابیشتر می پسندیدند. الان هم همینطور است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;5) میزان صداقت مسئولین و شخص رئیس جمهور در ارائه آمار و ارقام و گزارش عملكرد دولت به مردم در دولت اصلاحات بیشتر بود یا در دولت نهم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;جواب&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;5) صداقت احمدی نژاد را در کار وتلاش و نجابت او وآزادی خبرنگاران و دانشگاه امیرکبیر دیدیم که حتی وقتی عکس او را اتش زدند، کاری به ان احمق های اصلاح طلب نداشت، ولی خاتمی در همان دانشگاه برخورد بدی با افراطی های تحکیم که مخالفش بودن داشت. عدم صداقت خاتمی را در داستان گریه اش برای رای گیری و نفی ولایت حضرت امیر در حدیث ولایت برای گرفتن رای سنی ها و دروغگویی اش در جریان دست دادن گنه کارانه با زنان ودختران ایتالیایی را یادمان نمیرود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;6)میزان آزادی مردم و دانشجویان و رسانه ها و مطبوعات در انتقاد به دولت و شخص رئیس جمهور و همچنین دیگر آزادیهای مدنی در دوران اصلاحات بشتر بود یا در دولت نهم (كه تعداد زیادی از دانشجویان ستاره دار و دستگیر شدند و بسیاری از اساتید منتقد از دانشگاهها اخراج گردیدند و...)؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;جواب&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;6) مطمئنا آزادی که دکتر احمدی نژاد به مخالفانش داده بسیار زیاد است و می بینید که هر روز حجم دروغ ها علیه احمدی نژاد اینقدر زیاد است که مردم دیگر به این مطبوعات و سایه نامه های کارگزارانی و مشارکتی و دوم خردادی کاملا بی اعتنا شدها ند و در یزد دیدیم که صدها هزار نفر به استقبال دکتر رفتند و یک صدا مخالفتشان را با دروغ گویی اصلاح طلبان و برخی اصولگرایان مدعی اعلام کردند. همین حزبی نبودن دکتر احمدی نژاد باعث شده که مدافع چندانی نداشته باشد ولی مردم مسائل را خوب می فهمند و دستان پشت صحنه را خوب می بینند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;7) بستر و زمینه سرمایه گذاری. كار و فعالیت در شروع دولت اصلاحات با اون مشكلات كشور در سال 76 مناسبتر بود یا در شروع دولت نهم كه در بسیاری از بخشها كشور به توسعه كامل یا نسبی رسیده بود و یا مگر دولت اصلاحات كمبودها و تهدیدهای سال 76 را به فرصت و در مقابل آن دولت نهم فرصت ها را به تهدید و بحران تبدیل و یا به عبارتی فرصت سوزی نكرد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;جواب&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;7) مشکلات کار وتولید وتحریم ها در دولت نهم کمتر از دولت هشتم نبود، شرایط واقعی را بحث کنید نه شرایط ذهنی خودتان را. خصوصا که برادران مافیای وابسته به احزاب و قلدرهای رئیس مجمع... و بنیاد بارن و ... را هم در نظر بگیرید . حقیقتا صبر و کار وتلاش دولت احمدی نژاد جلوی مخالفینش برای من هم تعجب برانگیز بود و می دانید که رشد اقتصاد ما حدود 7درصد است که در دولت خاتمی حدود5درصد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;8) تحریمها و قطعنامه های بین المللی در شورای امنیت علیه ایران در دولت اصلاحات بیشتر بود یا در دولت نهم كه در طول3سال 4قطعنامه سنكین كه منجربه قطع ارتباط اكثركشورهای درجه1 و2 و پیشرفته جهان باما شد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;جواب&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;8) تحریم قلدران اتفاقا نشانه حقانیت وظلم ستیزی و استکبارستیزی دولت نهم بود و ملاک قضاوت نیست، البته اگر احساسی حرف نزنید و از ساختار شورای امنیت و مجامع جهانی صهیونیتسی خبر داشته باشید که در جنگ غزه همه رسوا شدند ودیگر حتی اطفال هم می دانند که اینها طرفدار زورگویان هستند نه راستگویان و مستقل هایی چون دکتر احمدی نژاد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#666633&gt;9) بیشترین آبروریزی در سطح مدیران ارشد دولت از فساد اخلاقی تا فساد مالی و غیره در دولت اصلاحات بیشتر بود یا دولت مدعی انقلابی گری و مكتب گرایی نهم كه چند وزیر آن جاعل و دارای مدارك تقلبی (پروفسور كردان. دكتر متكی و دكتر رحیمی) . رئیس سازمان میراث فرهنگی آن مدعی ارتباط با اسرائیل و صهیونیست (جناب مشایی). وزیر میلیاردی كشور آن دارای شائبه فساد مالی (سردار محصولی). معاون یك دانشگاه آن و مسئول حراست دیگر دانشگاه ان تجاوز كننده به دختران دانشجو و فرمانده نیروی انتظامی آن هم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جواب9) فساد جنسی مدعیان اصلاخات را هیچ گاه یادم نمی رود. یادت هست مهاجرانی و دختران گفتگوی تمدن ها را! فراموش نمی کنی که مهاجرانی با شکایت زن ششمش به انگلیس فرار کرد تا به زندان نیفتد؟ فراموش نمی کنی که خاتمی با دخترای ایتالیایی چه کرد؟ بعد تکذیب کرد ودید رسوا شده تایید و توجیه کرد؟ یادت نمی رود که برخی اصلاح طلب ها که مخالف فیلتر سایت های سکسی بودند را و می گفتند که ما خودمان هر روز به این سایت ها سر می زنیم. من که کاملا یادم هست! فراموش نمی کنی ماشین های سیصدمیلیونی بیت المال را که احمدی نژاد به زور از زیر پای خاتمی و کروبی بعد از چند ماه توانست بیرون بکشد؟ فراموش نمی کنی که موبایل های دولتی که دست اطرافیان خاتمی بود و دکتر احمدی نژاد چند ماه تلاش کرد که چهارصد موبایل دولتنی را به خزانه بیت المال برگرداند؟ بگذریم...&lt;BR&gt;کردان هم تحمیلی مجلسی ها به دکتر احمدی نژاد بود که کاندیدای دکتر، آقای مهدی هاشمی بود که مجلسی های طرفدار هاشمی و خاتمی گفتند الا ولله که کردان باید وزیر شود والا به او رای نمی دهیم و مثل وزارت نفت که به چهار وزیرش رای ندادیم... درباره محصولی هم صرف اتهام هیچ چیز را ثابت نمی کند منطق داشته باشید. درباره مشایی هم دکتر احمدی نژاد مقابلش موض گیری کرد ولی رسانه های برادران مافیا که اکثریت را در رسانه هادر دست دارند، انتقاد دکتر را پوشش نداند و فقط حرف های مشایی را منعکس کردند و با دخالت مستقیم آقا بود که به اینان اخطار دادند که این بازی های رسانه ای را تمام کنند. هنوز هم شماها... درباره تجاوز به ان دخترک هم چه ربطی دارد استاد یک دانشگاه با رئیس دولت؟؟!! ضمن اینکه دولت برخورد لازم را کرد و شخص خاطی دستگیر شد. پیشنهاد می کنم در مسائل سیاسی اسیر بازی های رسانه ای نشوید.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Mar 2009 01:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرجحات دولت دکتر احمدی نژاد</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;کارشناسانه بودن فعالیتهای دولت نهم از نگاه رهبرحکیم انقلاب &lt;FONT size=3&gt;(&lt;/FONT&gt;۱۱ مورد&lt;FONT size=3&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1. كارى كه در كشور در اين زمينه - چه در چالش بين‏المللىِ مربوط به كار هسته‏يى، چه در خود كار هسته‏يى - دارد انجام مى‏گيرد، كارى است كه با حكمت و مشورت دارد انجام مى‏گيرد؛ اين را ملت ايران بدانند. گاهى اظهار نگرانى مى‏شود كه نبادا كارِ غيرمدبرانه‏يى انجام بگيرد؛ نبادا تصميمات فردى گرفته بشود؛ نه، قضيه اين‏جور نيست. خوشبختانه مسؤولان كشور در اين مسأله هم‏رأى و هم‏فكرند؛ كار با مشورت، با تدبير - از اول و در اين دو سال و اندى هم همين‏جور بوده است - و با فكر جمعى انجام گرفته است و پيشرفت كرده‏ايم. بعد از اين هم همين‏جور خواهد بود. افرادى مردم را نترسانند كه ممكن است كار بى‏مشورت باشد، عجولانه باشد؛ نه، نخير؛ كار دارد درست با حكمت و همه جانبه، با توجه به جوانب گوناگون، پيش مى‏رود.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران‏‏ ۱۳۸۴/۰۷/۲۹&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2. خوشبختانه آنچه كه مسؤولان در طول اين مدت و امروز تصميم گرفته‏اند، متكى به كارِ كارشناسى و متكى به عقبه‏ى دورانديش و خبره و وارد در مسائل سياسىِ بين‏المللى و مسائل فنى است؛ مى‏فهمند چه كار مى‏كنند و درست عمل كرده‏اند.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;18/11/1384 در ديدار پرسنل نيروى هوايى&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3. در مجموعه‏ى كسانى هم كه امروز در دولت و قوه‏ى مجريه مشغول فعاليت هستند، انسان مشاهده ميكند كه ذهنهاى باز، فعال و نگاههاى عالمانه در بين آنها زياد است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;9/6/1385 ‏ در ديدار خبرگان منتخب ملت&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;4. علاوه بر آنچه كه انسان در نشانه‏هاى كارى آنها ميتواند ببيند، در گزارشهاى رسمى و اطلاعاتى و ديدارهايى كه ما با بعضى از وزراى محترم داريم، انسان دارد مشاهده ميكند و مى‏بيند ذهنيت منطقى، متكى به نگاه علمى و دور از مسامحه‏كارى در محاسبه وجود دارد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;9/6/1385 ‏ در ديدار خبرگان منتخب ملت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;5. الان، برنامه‏ها اين‏طور است. دارند فكر ميكنند، كار ميكنند، بررسى ميكنند و بى‏وقفه اقدام ميكنند و حركت ميكنند؛ اين خيلى مغتنم است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;9/6/1385 ‏ در ديدار خبرگان منتخب ملت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;6. حالا گيرم كه در فلان مسئله‏ى اقتصادى ممكن است نظرى داشته باشد كه با نظر فلان كارشناس يكسان نباشد؛ خوب نباشد؛ اين، از اهميت و ارزش كار دولت نميكاهد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;18/7/1385  ‏ در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;7. يك نكته‏ى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اين‏گونه تصور ميشود كه عقبه‏ى كارشناسى دولت نهم، عقبه‏ى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبه‏اى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مى‏بينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اين‏گونه اظهارات و شايعه‏پراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مى‏بينيم نه، بى‏تأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه‏ى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اين‏طور نيست.&lt;BR&gt; &lt;FONT color=#009966&gt;بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دانشجويان نمونه‏ و نمايندگان تشكلها 27/7/1385&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;8. امروز برنامه‏هاى مسئولان كشور براى ساختن و بِناى آينده در بخشهاى مختلف، برنامه‏هاى حساب‏شده و روشنى است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;4/6/1386در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;9. من حرفهايى را كه مخالفان شما و منتقدان باانصاف و بى‏انصاف شما در زمينه‏ى كارشناسى نشده بودنِ كارهاى دولت ذكر مى‏كنند، هيچ جدى نمى‏گيرم و آنها ملاك قضاوت من نيست؛ چون مى‏بينم كه يك جاهائى كارهاى كارشناسى بسيار خوبى هم انجام مى‏گيرد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;4/6/1386 در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;10. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همه‏ى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطه‏اى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;4/6/1386 در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;11. مطرح كردن نظريه‏هاى اجرائى دولت، قبل از ورود در مرحله‏ى آزمون و خطا، در دانشگاه‏ها و مراكز تحقيقاتى؛ اين خيلى خوب است. البته من به شما عرض بكنم؛ مسئولين دولت و رئيس جمهور محترم غالباً مدعايشان اين است كه اين كار را انجام ميدهند؛ نميشود گفت كه مطلقاً نميكنند. بنده بارها همين موضوع را به مسئولين، از جمله رئيس جمهورِ بسيار پر كار و زحمتكش و صميمى‏مان گفته‏ام؛ ايشان هم ميگويد ما مطرح ميكنيم، در دانشگاه مطرح كرديم، يا فلان گروه تحقيقاتى اقدام كردند.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009966&gt;14/2/1387در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز         &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#009966&gt; &lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-28.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;منبع:به سوی دولت اسلامی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Mar 2009 01:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانلو محصولاتی درباره انتخابات دهم ریاست جمهوری ودکتر احمدی نژاد</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;محصولات تولیدی وبلاگ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;به سوی دولت اسلامی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این بخش همچنان ادامه دارد و حتما به این وبلاگ ومحصولاتش سربزنید، باز هم بچه های طلبه قم که اخرین نظرسنجی دوستانم در مدارس مختلف حوزه علمیه قم حکایت از آن دارد که طلاب که قبلا حدود هشتاد درصد حامی دکتر احمدی نزاد بوده اند با دیدن کارهای سرسختانه و مسلمانانه دولت نهم به حدود ۸۶ درصد رسیده اند. مطوئنم سایر اقشار منصف جامعه هم که خدمت گزاری این دولت را دیده اند،هم چنین هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-1.aspx&quot;&gt;معرفی نرم افزارجامع سفرهای استانی&quot;نگاه از نزدیک&quot;&lt;/A&gt;،به زودی برای دسترسی عموم با تیراژ بالا منتشر خواهد شد.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-5.aspx&quot;&gt;بازگشت به روح انقلاب &lt;/A&gt;،مقایسه انتقادی دولتهای قبل بادولت نهم دربیانات رهبری(30مورد)جزوه،دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-19.aspx&quot;&gt;روایت 4سال تنهایی؛خلاصه بیانات رهبری درحمایت ازدولت مکتبی&lt;/A&gt;(223 مورد)جزوه،دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-24.aspx&quot;&gt;منشور روحانیت/رسالت حوزه هاي علميه&lt;/A&gt; جزوه،دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-23.aspx&quot;&gt;جام زهر/ پیامی برای همیشه تاریخ&lt;/A&gt; جزوه،دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;&lt;STRONG&gt;بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-20.aspx&quot;&gt;نقشه راه؛ نمودار بیانات مقام معظم رهبری درباره دولت&lt;/A&gt;  / دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-11.aspx&quot;&gt;خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 87 (51 مورد تاکنون)&lt;/A&gt; - / مطلب تولیدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-10.aspx&quot;&gt;خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 86 (65 مورد)&lt;/A&gt; / مطلب تولیدی&lt;BR&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-9.aspx&quot;&gt;خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 85 (64 مورد)&lt;/A&gt; / مطلب تولیدی&lt;BR&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-8.aspx&quot;&gt;خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 84 (43 مورد)&lt;/A&gt; / مطلب تولیدی&lt;BR&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-7.aspx&quot;&gt;بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره سفرهای استانی(14 مورد)&lt;/A&gt; /مطلب تولیدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-6.aspx&quot;&gt;تعاریف رهبری از دولت نهم به صورت موضوعی و تعداد تاکید بر آن&lt;/A&gt; /جدول تولیدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; *&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-4.aspx&quot;&gt;چرا احمدي نژاد؟&lt;/A&gt; / عناوین یک وبلاگ مفید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; *&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-21.aspx&quot;&gt;برنامه دولت نهم&lt;/A&gt; / دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; *&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-18.aspx&quot;&gt;گذار از دولت مدرن 2&lt;/A&gt; -/مقاله&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-17.aspx&quot;&gt;گذار از دولت مدرن 1&lt;/A&gt; - /مقاله&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; *&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-16.aspx&quot;&gt;«گفتار در روش ايرانيان»&lt;/A&gt; - / کتاب/دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-15.aspx&quot;&gt;تجلي هويت ايراني در نيويورك؛ نبرد متافيزيكي در كلمبيا&lt;/A&gt; - کتاب/دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; *&lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-14.aspx&quot;&gt;52 شماره از گزارش جمهور برای دانلود&lt;/A&gt; -/دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* &lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-13.aspx&quot;&gt;نامه دولت اسلامي 2&lt;/A&gt; – /فصلنامه/ دانلود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* &lt;A href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/post-12.aspx&quot;&gt;نامه دولت اسلامي 1&lt;/A&gt; - /فصلنامه/ دانلود&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Mar 2009 01:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متن کامل کتاب استاد عبدالله شهبازی-قسمت هفتم-بخش پایانی</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● پيش داورى‏ هاى نظرى در تاريخ نگارى جديد ايران &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سؤالى داشتم درباره تاريخنگارى ايران. فكر مى‏ كنيد در تاريخنگارى‏  ايران تا چه حد تمايل به بازنگرى و تحقيقات جديد وجود دارد و تا چه حد اين تاريخنگارى در قالب هاى كهنه گذشته در جا مى‏ زند؟ مجموعه كتب و تحقيقاتى كه در دوران اخير در زمينه تاريخ ايران فراهم شده، چه از نظر كمى و چه از نظر كيفى، در سطحى نيست كه شايسته تاريخ ايران باشد. كافى است مقايسه اى‏  بكنيم ميان تاريخنگارى هند يا تاريخنگارى عثمانى و جمهورى تركيه تا متوجه شويم كه تاريخنگارى ايران تا چه حد عقب است. ما تحقيقات پايه اى نداريم نه تنها در زمينه تاريخ باستان يا تاريخ قرون اوليه اسلام يا تاريخ دوره هاى بعد، بلكه حتى در زمينه 300 سال اخير هم، يعنى‏  تاريخ ايران از قرن هيجدهم ميلادى كه در مواجهه جدى با كانون هاى استعمارى غرب قرار داشتيم، فقر عجيبى بر تاريخنگارى ما حاكم است. به گمان من، يكى از عوامل اساسى كه بر رشد جامعه ما تأثير منفى مى‏ گذارد اين عدم غنا يا بهتر بگوييم فقر تاريخنگارى است. فقر تاريخنگارى در همه ابعاد حيات سياسى ما بازتاب پيدا مى‏ كند. چرا؟ براى اين كه شناخت تاريخى پايه شناخت سياسى و اجتماعى انسان را مى‏ سازد. اهميت تاريخ فقط به خاطر شناخت گذشته نيست بلكه از نظر ايجاد زيرساخت هاى فكرى براى حال و آينده نيز هست. تاريخ پرونده يك ملت است. همانطور كه براى شناخت يك فرد بايد پرونده او را مطالعه كرد، براى شناخت يك‏ جامعه هم بايد اين پرونده وجود داشته باشد تا با مطالعه آن بتوان براى حال و آينده او برنامه ريزى نمود. اگر ما در اجراى يك الگوى توسعه شكست مى‏ خوريم ولى از شكست خود درس نمى‏ گيريم و همان الگو را دو دهه بعد تكرار مى‏ كنيم و باز هم شكست مى‏ خوريم. به دليل همين فقر آگاهى و دانش تاريخى است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معضل ديگر، حاكميت الگوهاى نظرى خاص بر تاريخنگارى ماست. تاريخنگارى باستان ما به طور عمده در زير سلطه دو مكتب آريايى گرايى و استبداد شرقى است و به كلى از تحقيقات جديد به دور است. اين دو مكتب روح يك جريان فكرى و سياسى به نام باستان گرايى (آركائيسم) را مى‏ ساخت كه به خصوص پس از مشروطه بر تاريخنگارى رسمى و دولتى ما حاكم شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● مكتب آريايى و تئورى چراگاه &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مكتب آريايى گرايى در قرن نوزدهم و با مقاصد استعمارى و به وسيله كسانى چون فريدريش ماكس مولر شكل گرفت. ماكس مولر تحقيقات خود را براى كمپانى هند شرقى انگليس شروع كرد و بعدها عضو شوراى مشاورين ملكه ويكتوريا شد. به رغم اين كه ايرانيان تنها ملتى هستند كه به تأثير از اين مكتب به طور رسمى هنوز خود را بقاياى قومى به نام«آريايى»مى‏ دانند، مباحث تحقيقاتى و نظرى جديد كه در اين زمينه مطرح است در ايران هيچ بازتابى نمى‏ يابد. اين مكتب با نوعى ناسيوناليسم افراطى عجين شده به نحوى كه بحث انتقادى درباره آن با«تابوها»و «مقدسات»شووينيستى اصطكاك پيدا مى‏ كند. هواداران اين مكتب وانمود مى‏ كنند كه گويا اين افتخارى براى ايرانيان است كه خود را از قومى به نام«آريايى»بدانند در حالى كه اولا داده هاى‏  باستان شناسى وجود اين قوم و مهاجرت آن به فلات ايران و شبه قاره هند را ابدا تأييد نمى‏ كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ثانيا، اين مكتب در واقع پيشينه تاريخى سرزمين و مردم ايران را تحقير مى‏ كند و سابقه مدنيت در اين سرزمين را به مهاجرت آريايى‏ ها محدود مى‏ كند. به عبارت ديگر، مكتب آريايى گرايى‏  بخش مهمى از تاريخ تمدن ايرانى، مثلا تمدن بزرگ عيلام، را به دوران پيش تاريخ تبديل مى‏ كند. يعنى تاريخ واقعى تمدن در فلات ايران با مهاجرت آريايى‏ ها يعنى از اواخر هزاره دوّم پيش از ميلاد شروع مى‏ شود. اين يعنى تحقير و تخفيف تاريخ تمدن در ايران. توجه كنيم كه دو تمدن همسايه، آشورى و بابلى، به ترتيب از هزاره پنجم پيش از ميلاد و هزاره دوّم پيش از ميلاد آغاز مى‏ شوند. طبق مكتب آريايى‏ گرايى، در آن دوران ايران برهوتى بيش نبوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصولا روح نظريه مهاجرت آريايى‏ ها همان روح مهاجرتى است كه در اسطوره هاى يهودى‏  وجود دارد و آن را به همه دنيا و به همه اقوام و ملل تسرى داده اند. مثلا قبايل وحشى توتونى را، كه نياى آلمانى‏ ها و انگليسى‏ ها هستند، چون سابقه اى از آن ها در قبل از قرن چهارم ميلادى‏  شناخته نيست، از مهاجرين آريايى به اروپا خوانده اند. ماكس مولر حتى سلتى‏ ها را (كه نياى‏  اسكاتلندى‏ ها و ايرلندى‏ ها هستند) آريايى مى‏ دانست. اسطوره قوم آريايى، كه مكتب ماكس مولر ايجاد كرد، بر«تئورى چراگاه»مبتنى است كه يك يهودى به نام مايرز در كتابى به نام طلوع تاريخ مطرح كرد. او مى‏ گفت آريايى‏ ها قومى كوچ نشين بودند در جلگه هاى آسياى ميانه (شمال) كه در جستجوى«چراگاه»به«سرزمين هاى خالى از سكنه»، توجه بفرماييد: «سرزمين هاى خالى‏  از سكنه»، يعنى جلگه هاى شبه قاره هند و فلات ايران (جنوب) ، سرازير شدند. امروزه«تئورى‏  چراگاه»مورد نقد جدّى قرار گرفته است. به عنوان نمونه ناگندرانات گوس، كه مردم شناس بزرگى‏  است و استاد دانشگاه هاى كلكته و داكا، و هندو است نه مسلمان، كتابى دارد به نام پيشينه آريايى‏  در ايران و هند. خلاصه انتقادات او به«تئورى چراگاه»اين است: اول، حاصلخيزى استپ هاى پهناور آسياى ميانه، كه تا به امروز نيز مهد جوامع شكوفاى‏  كوچ نشين بوده و هست، محل ترديد نيست. چرا بايد اين قوم به اصطلاح آريايى سرزمين آباء و اجدادى را رها كند و چنين به سوى«جنوب»يورش ببرد؟ تنها عوامل جغرافيايى مى‏ تواند اين مهاجرت را توجيه كند مانند وقوع سوانح طبيعى مهمى چون يخ بندان، خشك‏سالى و غيره. اگر چنين سانحه عظيمى رخ داده است در دوران هاى پسين بايد براى مدتى آسياى ميانه را برهوت و خالى از سكنه مى‏ يافتيم كه چنين نيست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوم، اگر«تئورى چراگاه»را به عنوان پايه مادى مهاجرت آريايى‏ ها بپذيريم، بايد اين را نيز بپذيريم كه آن ها قومى گرسنه و در جستجوى معاش بودند. اين با مبانى ايدئولوژى آريايى گرايى‏  كه مهاجرت آرياييان را در پى«رسالت تاريخى»و«امپراتورى سازى»و«آفرينش افتخارات» مى‏ داند در تعارض است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سوم، بر خلاف«تئورى چراگاه»، اين سرزمين ها، نه شبه قاره هند نه فلات ايران، خالى از سكنه نبودند و هم در هند و هم در ايران جماعات انسانى انبوهى از ديرباز زندگى پررونق و شكوفاى شهرى و كشاورزى و كوچ نشينى داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چهارم، با توجه به حضور جماعات انسانى انبوه در اين سرزمين ها«مهاجرين»طبعا با جماعات انبوه بومى آميزش يافتند و چون در اقليت بودند در آن ها مستحيل شدند و بنابراين پديده اى به نام«نژاد آريايى»نمى‏ تواند وجود داشته باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسيارى از محققين جدّى غرب هر يك بخشى از مكتب آريايى گرايى را به نحوى رد كرده اند و وقتى اين رديه ها را كنار هم بچينيم از آن بناى عظيم و باشكوه هيچ چيز باقى نمى‏ ماند. مثلا، اگر كتاب نيبرگ سوئدى را بخوانيد سراسر نقد مجموعه تئورى‏ هايى است كه اساس مكتب آريايى گرايى را شكل مى‏ دهد. يا اشميت در دانشنامه ايرانيكا مى‏ نويسد هيچ دليل تاريخى و باستان شناختى وجود ندارد كه گذر قومى به نام آريايى را از جبال هندوكش و ورود آنان را به جلگه هند و فلات ايران به اثبات رساند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● استبداد شرقى‏  &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در زمينه نظرى تاريخنگارى ما متأثر از مكتب استبداد شرقى است. مكتب استبداد شرقى‏  در قرن هيجدهم به وسيله متفكرينى چون منتسكيو شكل گرفت و در قرن هاى بعد كسانى مانند ماركس و ويتفوگل آن را بسط دادند. اين نوع نگاه به تاريخ بر اين پيشداورى مبتنى است كه گويا در شرق هميشه حكومت ها استبدادى و متمركز بوده است. اين نگاه امروزه مورد قبول محققين جدّى نيست. در اين زمينه در كتاب زرسالاران بحث كرده ام و مقايسه اى ميان ساختارهاى‏  سياسى شرق و غرب به دست داده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حتى تا به امروز، تاريخنگارى و انديشه سياسى در ايران به شدت تحت تأثير اين مكتب است كه ساختار سياسى كشور ما را يكسره در تحت اقتدار تام و تمام دولت مركزى و پادشاه مى‏ بيند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين تصوير از تاريخ هخامنشى شروع مى‏ شود و به تاريخ بعد از اسلام تسرى مى‏ يابد. اين در حالى‏  است كه، به گفته واندنبرگ، اگر بخواهيم بر اساس داده هاى باستان شناسى درباره تاريخ هخامنشى سخن بگوييم مثل اين است كه فقط بر اساس بقاياى كاخ ورساى درباره تاريخ فرانسه قرن هيجدهم نظر بدهيم. نگاه ما به تاريخ دوره هخامنشى بيشتر متأثر از كتاب تربيت كورش كزنفون است كه مورخين بعد از مشروطه آن را در آثار خود، مثل تاريخ ايران باستان پيرنيا، به طور مشروح نقل كرده اند. كتاب كزنفون سنديت تاريخى ندارد و در واقع الگوسازى او از نظام سياسى‏  اسپارت در يونان باستان است كه به نام كورش انجام شده. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در جامعه كهن ايرانى، پيش و پس از اسلام، از پادشاه و حكمران«بزه گر» (چون يزدگرد) ، «ظالم»يا«خودكامه»فراوان سخن مى‏ رود و اين تعبير دقيق و درست است. اين با مفاهيم «استبداد شرقى»و«توتاليتاريانيسم»تفاوت دارد كه منظور از آن جامعه اى است كه بسيط و فاقد قوانين سامان دهنده نظم اجتماعى و نهادها و ساختارهاى سياسى ميانين كه كاركرد تحديد قدرت مركزى را به دست دارند. جامعه ايرانى-اسلامى، تا پيش از استقرار ديكتاتورى پهلوى در دوران جديد كه راه حذف خشن تمامى ساختارهاى مدنى را در پيش گرفت، هيچگاه چنين نبوده است. پادشاه«خودكامه»، «مستبد»، «ظالم»، «فاجر»و غيره بر جامعه بى‏ قانون و فاقد ساختارها و نهادهاى سياسى حكومت نمى‏ كرد، او پايمال كننده اين قوانين و معارض با اين ساختارها و نهادها بود و دقيقا به اين دليل عناوين فوق بر وى اطلاق مى‏ شد. اصولا دانش جديد كمتر جامعه كهنى را چنين«بى‏ قانون»و«بى‏ نظم»و مقهور اراده تام و تمام يك فرد يا يك گروه حاكم مى‏ شناسد كه نظريه پردازان سياسى مكتب«استبداد شرقى»و«توتاليتاريانيسم»جلوه داده اند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● همپيوندى تاريخى ايرانيان و اعراب پيش از اسلام &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; پيشداورى نظرى ديگر كه بر تاريخنگارى جديد ايران حاكم شد، تصور وجود يك شكاف و دره عميق فرهنگى و نژادى و تمدنى ميان ايران پيش و پس از اسلام است. مكتب آريايى گرايى‏  صفحه شماره 485   در شكل دادن اين قالب نظرى سهم اصلى را داشت. گويا در پيش از اسلام دو حوزه فرهنگى كاملا متمايز آريايى (در ايران) و سامى (در عربستان) وجود داشت و با حمله اعراب حوزه فرهنگى‏  سامى، كه عقب مانده و بدوى بود، بر حوزه فرهنگى پيشرفته آريايى غلبه پيدا كرد و بخش مهمى‏  از ميراث تمدن ايرانى را از بين برد. اين ديدگاه طيف وسيعى را در بر مى‏ گيرد و هوادران افراطى‏  آن تمامى مصايب كنونى جامعه ايران را ناشى از اين غلبه قهرآميز اسلام و اعراب و غلبه تمدن سامى بر تمدن آريايى مى‏ دانند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نقد اين الگوى نظرى حرف هاى فراوانى را مى‏ توان مطرح كرد: در دوران باستان ما تنها يك حوزه تمدنى در منطقه مى‏ شناسيم و آن تمدن خاورميانه است كه از مديترانه شروع مى‏ شد و در فلات ايران ختم مى‏ شد. در اين حوزه تمدنى اقوام مختلفى‏  زندگى مى‏ كردند كه با هم پيوند نزديك و داد و ستد فرهنگى و سياسى و تجارى داشتند. اصولا تصورى از وجود دو تمدن متفاوت آريايى و سامى وجود نداشت. و چنين تفاوت تمدنى هم در كار نبود. اگر به نقش هاى آشور باستان مراجعه كنيم مى‏ بينيم كه بسيار شبيه به نقش هاى‏  تخت جمشيد است. وفور درخت سرو، آرايش لباس و مو و غيره. مرحوم مهرداد بهار مقاله اى دارد كه در كتاب«از اسطوره تا تاريخ»او تجديد چاپ شده و در آن خويشاوندى و تشابه اسطوره هاى‏  دينى اقوام منطقه خاورميانه را به خوبى نشان داده است. حتى مفهوم اهورامزدا را ايرانى‏ ها از آشورى‏ ها گرفتند. خداى بزرگ آشورى‏ ها«آسورا مزاس»نام داشت و نقش آن مشابه با نقش اهورامزدا بود. دكتر ناگندرانات گوس هم معتقد است كه مفاهيم«اسورا»و«اهورا»و«يهودا» (يهوه) يكى هستند. در كتيبه آشور بانيپال خدايان آشورى و ايرانى بسيار شبيه اند در حدى كه نمى‏ توان اين همسانى را تصادفى دانست. به نوشته فريتز هامل، اين كتيبه تاريخى ثابت مى‏ كند كه«اهورامزدا» همان«اسورا مزاس»آشوريان است و اين دو خدا مشابه يهوه، خداى بنى اسرائيل، هستند؛ خدايى‏  كه دوست مردم خود بود و شاهان قدرت خود را از او مى‏ گرفتند. دكتر گوس هندى معتقد است كه واژه«اهورا»در دوران هاى بعد، با واسطه آئين مغى ايران، به هند وارد شده نه برعكس. دكتر كريشنا بانرجى، كه از خاندان هاى سرشناس برهمن كلكته بود و زبان شناس برجسته اى به شمار مى‏ رفت و در اواخر قرن نوزدهم زندگى مى‏ كرد، اولين كسى است كه اعلام كرد مفهوم اهورا در ريگ ودا از مفهوم«اسورا»آشوريان گرفته شده است. حتى اونوالا، محقق زرتشتى هند، مى‏ نويسد كه نقش دايره بالدار و انسان بالدار، كه در نقوش ايران باستان فراوان ديده مى‏ شود و معروف ترين آن نقش اهورامزدا در كتيبه هاى دوران هخامنشى است، و نيز نقش عقاب و انسان عقاب گونه يك سنت معمارى دينى خاورميانه اى است. اين نقش نمادين دينى نخستين بار در هزاره هاى سوم و دوم پيش از ميلاد در مصر پديد شد و سپس با واسطه تجار فنيقى (كنعانى) به آشور راه يافت. تصوير«اسور»، خداى آشوريان، نيز چون اهورامزدا انسانى بالدار است شبيه به اهورامزداى هخامنشيان. هخامنشيان اين نماد را از آشوريان اقتباس كردند؛ همان گونه كه آشوريان نماد خداى«آشور»را از«هوروس» (هور) ، خداى خورشيد مصريان، اقتباس نمودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين درست است كه در دوران هخامنشى ايران مهد شكوفاترين تمدن زمان خود بود، ولى‏  اين تمدن به محدوده جغرافيايى كنونى ايران و مردم آن اختصاص نداشت. در نواحى سوريه و بين النهرين آرامى‏ ها زندگى مى‏ كردند كه سابقه طولانى مدنيت داشتند و به دليل ابداع خط آرامى سهم آن ها در تمدن بشرى بسيار زياد است. آرامى‏ ها مردمى تاجر پيشه و با فرهنگ بودند و به همين دليل خط آن ها به خط بين المللى تبديل شد. حتى زمانى كه سرزمين آرامى‏ ها به اشغال آشور در آمد، خط آرامى نه تنها از بين نرفت بلكه به وسيله دولت آشور دامنه كاربرد آن گسترش يافت. و بعدها همين خط به خط رسمى دولت هخامنشى تبديل شد. معمولا اين تصور وجود دارد كه خط هخامنشيان ميخى بود. در حالى كه چنين نيست. كتيبه هاى ميخى بسيار اندك و معدود است و خط ميخى تنها براى نگارش كتيبه هاى پادشاهان هخامنشى كاربرد داشت و استفاده از آن در زمان اشكانيان كاملا متروك شد. خط رسمى در سراسر ايران هخامنشى آرامى بود. حتى زمانى كه هخامنشيان مصر را فتح كردند خط آرامى را در اين سرزمين هم رواج دادند. بنابراين براى ايران هخامنشى، آرامى به عنوان يك خط كاملا بومى‏  شناخته مى‏ شد نه بيگانه. اين خط در دوران سلوكى و اشكانى هم در ايران ادامه داشت و خط پهلوى كه در اين دوران ايجاد شد شكلى از خط آرامى است. شاخه ديگرى از خط آرامى در ميان نبطيان به خط نبطى تبديل شد و از اين شاخه خط عربى به وجود آمد. تا زمان ساسانيان دبيران آرامى در ايران حضور داشتند و مثلا در يادگار زريران رئيس ديوان ايران (ديوان مهست) فردى‏  به نام ابراهيم است. خط اوستائى (دين دبيره) در قرون چهارم و ششم ميلادى ايجاد شد و تنها براى نوشتن متون دينى كاربرد داشت و خط عمومى و رسمى نبود. ما از خط اوستائى نمونه كهنى در دست نداريم. هيچ كتيبه اى متعلق به قبل از اسلام به خط اوستايى موجود نيست و جالب است بدانيم كه تمامى دست نوشته هاى اوستائى به هزاره اخير ميلادى تعلق دارد و قدمت كهن ترين آن ها به سال 1288 ميلادى (687 هجرى قمرى) مى‏ رسيد كه مقارن است با دوران ارغون خان مغول. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين تصويرى است از يك تمدن پهناور كه از يك سمت به مديترانه محدود بود و از سمت ديگر به آسياى ميانه و يكى از مبانى مشترك آن خط آرامى بود. كتمان و انكار اين پيوند و تسلسل نوعى تحقير شديد تاريخى در روانشناسى نسل هاى معاصر ايرانى آفريد كه گويا اعراب (يعنى مسلمانان) «خط»و«زبان»آباء و اجدادى‏ شان را به زور شمشير از بين بردند و خط و زبان خود را تحميل كردند. اين دروغ بزرگ تاريخى را، با همه پيامدهاى عظيم فرهنگى و سياسى آن، مكتب آريايى گرايى سده نوزدهم جعل كرد و شبكه معينى از وابستگان اليگارشى پارسى و يهودى در ايران معاصر رواج دادند. با توضيحاتى كه عرض شد، روشن مى‏ شود كه با گروش مردم ايران به اسلام هيچ نوع تغيير خطى رخ نداد بلكه همان فرايند گذشته ادامه يافت. يعنى خط امروز ايرانيان، كه بعضى‏ ها ادعا مى‏ كنند خط عربى است و به زور بر ايران تحميل شده، در واقع خط فارسى است. مادر آن همان خط آرامى عصر هخامنشى و خط آرامى-پهلوى عصر اشكانى و ساسانى است و اين خط در دوران اوليه اسلامى در يك بستر فرهنگى ايرانى يعنى در منطقه بين النهرين نوسازى شد. به عبارت ديگر خط كوفى به عنوان كهن ترين نمونه خط عربى-فارسى‏  در كوفه به وجود آمد كه در قرون اوليه اسلامى مهد فرهنگ ايرانى بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توجه كنيم كه اعراب را، برخلاف تبليغات شووينيست هاى مكتب آريايى، نمى‏ توان در عصر ساسانى قومى عقب مانده و«سوسمار خوار»دانست. در دوران پيش از اسلام اعراب از متمدن ترين اقوام زمان خود بودند و دو كانون نبطى در غرب و يمن در جنوب كانون هاى‏  شكوفايى فرهنگى و تجارى بودند و شاهراه بزرگ تجارى شرق و غرب، كه اهميت آن كمتر از جاده ابريشم نبود، از اين مسير مى‏ گذشت. شهر مكه در ميانه اين حوزه تجارى-فرهنگى قرار داشت. شهر پترا، پايتخت نبطيان، موجود است و ميزان غناى فرهنگى اقوام عرب را نشان مى‏ دهد. توجه كنيم كه امرؤالقيس نبطى در كتيبه معروف خود، كه به«كتيبه ام الجمال»معروف است و در سال 267 ميلادى نگاشته شده، خود را پادشاه تمامى اعراب (ملك العرب كله) خوانده است. يعنى در قرن سوم ميلادى نبطى‏ ها خود را«عرب»مى‏ دانستند و اطلاق«عرب»بر تمامى اقوام و دولت هاى شبه جزيره عربستان رواج داشت. جالب است بدانيم كه قديمى‏ ترين سنگ نبشته اى كه نام«اللّه»بر آن حل شده، به اعراب نبطى تعلق دارد و در قرن سوم ميلادى‏  نوشته شده. اين كتيبه به«ام الجلال»معروف است، به خط نبى نوشته شده و در نخستين سطر آن ذكر تهليل (لا اله الا اللّه) آمده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توضيحاتى كه عرض كردم روشن مى‏ كند كه ايرانيان و اعراب در پيش از اسلام كاملا مرتبط با هم و از نظر فرهنگى خويشاوند بودند. نه ايرانيان در ميان اعراب بيگانه محسوب مى‏ شدند و نه اعراب در ميان ايرانيان. قبلا درباره پيوند نزديك دولت هاى ماد و بابل در ماجراى لشكركشى‏  بخت النصر به مصر و اورشليم صحبت كردم و گفتم كه در عهد عتيق اين لشگركشى كار سواران پارسى و سرداران كلدانى دانسته شده است. و گفتم كه بخت النصر دوست و داماد ايرانيان بود و ناجى مردم اورشليم و مورد احترام و تكريم ارمياء نبى. ولى متأسفانه به دليل رواج«اسرائيليات» نام بخت النصر در فرهنگ عامه ما به نامى منفور بدل شده است. در دوران ساسانى رابطه اعراب و ايرانيان تا بدان حد نزديك بود كه اعراب حتى در عزل و نصب پادشاهان ساسانى دخالت مى‏ كردند. يك نمونه معروف ماجراى صعود بهرام گور به سلطنت است. بهرام گور، پسر جوان يزدگرد، مدعى تاج و تخت پدر است. او كه از كودكى در ميان اعراب يمن پرورش يافته، به همراه مربى و حامى‏ اش، منذر تازى، و لشگرى انبوه از اعراب به فارس مى‏ شتابد و در حوالى جهرم مذاكره ميان«بزرگان تازى»و«بزرگان ايرانى»آغاز مى‏ شود. البته اين سپاه 30 هزار نفره اعراب و زور بهرام گور است كه«انجمن»را به مذاكره وادار مى‏ كند؛ ولى بهرام معترض قادر به تصرف تاج و تخت از طريق قهر و غلبه نيست و به رغم فرادستى نظامى سرانجام در برابر خواست منطقى‏  «انجمن»تمكين مى‏ كند. منذر از خاندان نصر بن ربيعه است كه آنان را«بنى لخم»و«مناذره»نيز خوانده اند. خاندان فوق، كه ابن خردادبه ايشان را«تازيان شاه»خوانده است، حكمرانان يمن بودند و بعدها به روايت طبرى، انوشيروان آنان را شاه تمامى اعراب كرد. خسروپرويز، آخرين شاه اين خاندان به نام نعمان بن منذر را به قتل رسانيد و حكومت ايشان را منقرض نمود. برخى‏  مورخين علت اين اقدام را گروش نعمان به مسيحيت ذكر كرده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خوشبختانه اخيرا كتاب ارزشمند دكتر محمد محمدى ملايرى در سه جلد منتشر شده ولى‏  جاى تأسف است كه اين كتاب بازتاب شايسته نيافته و مؤلف دانشمند و محترم آن، كه از اساتيد سالخورده دانشگاه تهران است، چنان كه بايسته است مورد تجليل قرار نگرفته. دكتر محمدى‏  ملايرى در اين كتاب نمونه هاى فراوانى از پيوند تاريخى اعراب و ايرانيان را ذكر مى‏ كند كه از نظر تبيين چگونگى اسلام آوردن ايرانيان و ظهور تمدن اسلامى به عنوان تمدنى كه دو عنصر قومى‏  ايرانى و عربى در آن سهم بزرگى داشتند بسيار با اهميت است. اين گونه تحقيقات جدى‏  افسانه هايى را كه درباره گروش اجبارى ايرانيان به اسلام رواج يافته به كلى نفى مى‏ كند. در واقع، مسلمان شدن ايرانيان ارتباط جدى با لشگركشى اعراب به ايران در زمان خليفه عمر نداشت و اين دو حادثه، همان طور كه دكتر ملايرى توجه كرده اند، هم از نظر علل و هم از نظر زمانى دو حادثه جداگانه است كه متأسفانه در تاريخنگارى ما به هم آميخته شده و يك حادثه جلوه داده شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بررسى متون تاريخى نشان مى‏ دهد كه حتى تا قرن ششم هجرى، كه كتاب الملل و النحل شهرستانى تدوين شد، پيروان مذاهب ماقبل اسلام و از جمله فرقه هاى متنوع«مجوس»در ايران آزادى عمل كامل داشتند و هيچ سخنى از غلبه و آزار دينى در ميان نيست. هم گشتاسب شاه نريمان، محقق ارجمند پارسى هند، و هم بر تولد اشپولر، محقق سرشناس آلمانى، و هم بسيارى‏  از محققين و ايران شناسان ديگر بر اين نظر تأكيدات فراوان كرده اند. مثلا اشپولر مى‏ نويسد: هيچ موردى را نمى‏ شناسيم كه زردشتيان به طور منظم و با طرح قبلى مورد تعقيب واقع گشته باشند. . . از ويرانى آتشكده ها به فرمان دولت و يا اقدامات ديگر بر ضد مقدسات زردشتى و يا كتب دينى آنان خيلى به ندرت شنيده مى‏ شود. . . بنابراين، گرويدن دسته جمعى زردشتيان به اسلام معلول جبر و فشار مسلمانان نبوده، بايد علت ديگرى داشته باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;●&lt;/U&gt;&lt;U&gt; كانون هاى استعمارى و تهاجم فرهنگى در قرن نوزدهم&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آيا مى‏ توان گفت كه اين گونه پيش فرض‏ها را كانون هاى استعمارى از طريق نهادهايى مانند فراماسونرى در تاريخنگارى ايران رواج دادند؟ بله. اين ادعا را به طور جدى و مستند مى‏ توان مطرح كرد و ميان رواج اين گونه پيشداورى‏ ها در تاريخ نگارى ايران و فعاليت هاى فكرى و فرهنگى محافل و انجمن ها و سازمان هاى مخفى و علنى وابسته به كانون هاى استعمارى و از جمله فراماسونرى پيوندهاى بسيار عميق قائل شد و به اين دليل ترويج اين گونه بحث هاى فرهنگى را داراى مقاصد كاملا سياسى و استعمارى دانست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اوايل قرن نوزدهم ميلادى، يك حركت فرهنگى بسيار قوى و سازمان يافته در ايران آغاز شد كه از حكومت هند بريتانيا سرچشمه مى‏ گرفت. شالوده اين حركت در زمان حكومت ريچارد ولزلى بر هند گذاشته شد. خاندان ولزلى نقش مهمى در تاريخ استعمار بريتانيا دارد و از اين طريق بر تاريخ ايران تأثير فراوان گذاشته است. هيئت جان ملكم را همين ريچارد ولزلى به ايران اعزام كرد. در كتاب زرسالاران درباره خاندان ولزلى و پيوندهاى عميق آن با زرسالاران يهودى و خانواده روچيلد بحث مفصلى كرده ام. ريچارد ولزلى، فرمانرواى هند بريتانيا، در سال 1800 ميلادى يك كالج در كلكته تأسيس كرد كه يكى از اهداف آن مقابله فرهنگى با اسلام بود. در اين كالج مسلمانانى كه به خدمت انگليسى‏ ها در آمده بودند نقش داشتند مانند ميرزا فترت و آقا ثبات. در سال 1811 ميلادى اين كالج يك ميسيونر به نام هنرى مارتين را به ايران اعزام كرد. هنرى مارتين كارمند كمپانى هند شرقى بود و سر جان ملكم او را به بعضى از رجال سياسى مهم ايران معرفى كرد. هنرى مارتين در شيراز در خانه جعفر على خان، نياى خانواده نواب شيرازى، اقامت گزيد و با حمايت خانواده قوام شيرازى فعاليت خود را شروع كرد و به مناظره هاى جنجالى‏  دينى با علماى شيراز پرداخت. دو خانواده نواب و قوام شيرازى نقش مهمى در تاريخ فعاليت هاى استعمارى در ايران دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جعفر على خان نواب قبلا افسر عالى رتبه ارتش هند بود و در سركوب خونين يكى از شورش هاى‏  مردم هند سمت فرماندهى داشت. او بعدا با دختر ميرزا حسنعلى طبيب شيرازى ازدواج كرد و در محله ميدان شاه شيراز ساكن شد. اين ميرزا حسنعلى طبيب پسر حاجى آقاسى بيگ افشار دوست و مشاور كريم خان زند است و خانواده نواب از اين طريق با تعدادى از خانواده هاى‏  سرشناس شيراز خويشاوند شد. نسل هاى بعدى خانواده نواب نيز نقش مهمى در تاريخ ايران داشتند. يكى از آن ها غلامعلى خان نواب است كه گزارش هاى او به عنوان مأمور سفارت انگليس با عنوان وقايع اتفاقيه چاپ شده و ديگرى حسينقلى خان نواب است كه مدتى وزير خارجه ايران و رئيس حزب دمكرات بود. خانواده قوام شيرازى يهودى الاصل هستند و در آن زمان به خانواده هاشميه شهرت داشتند زيرا جد آن ها يك يهودى جديد الاسلام به نام آشر بود كه نام خود را به هاشم تبديل كرد و پسرش، ابراهيم خان، همان كسى است كه كلانتر شيراز و وزير لطفعلى خان زند شد و به خلع زنديه و صعود آقا محمد خان قاجار كمك نمود و در مقام صدراعظم آقا محمد خان و فتحعلى شاه قاجار جاى گرفت. در همان سالى كه هنرى مارتين وارد ايران شد ميرزا على اكبر خان (قوام الملك اوّل) ، پسر حاجى ابراهيم خان كلانتر، بيگلربيگى فارس شده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اين زمان نگارش و چاپ رديه هايى عليه اسلام و قرآن شروع شد كه معروف ترين آن كتاب ميزان الحق است. به نظر من اين كتاب مهم ترين رديه اى است كه از آن زمان تا به حال عليه قرآن كريم نوشته شده است. ظاهرا اين كتاب را يك ميسيونر آلمانى وابسته به دستگاه حكومت هند بريتانيا به نام دكتر كارل پفاندر نوشته ولى بررسى متن آن نشان مى‏ دهد كه نمى‏ تواند كار پفاندر به تنهايى باشد بلكه او قطعا از كمك مسلمانانى كه با متون اسلامى كاملا آشنا بوده اند برخوردار بوده است. پفاندر دو كتاب ديگر هم دارد: مفتاح الاسرار و طريق الحيات. اين موج سازمان يافته تهاجم ميسيونرها بازتاب وسيعى در ميان علماى ايران داشت و يك جنبش رديه نويسى را ايجاد كرد كه اولين مقابله فكرى علماى شيعه با تهاجم فرهنگى غرب جديد محسوب مى‏ شود. علماى‏  دوره فتحعلى شاه مانند ميرزاى قمى، ملامحمدرضا همدانى، ملا على نورى، سيد محمد حسين خاتون آبادى و ملا احمد نراقى رساله هايى عليه ميسيونرها يا به قول آن ها«پادرى»نوشتند. «پادرى»از واژه &lt;STRONG&gt;father&lt;/STRONG&gt; (پدر) اخذ شده و منظور كشيشان مسيحى است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كمى بعد از سفر جنجالى هنرى مارتين به ايران، در سال 1818 كتاب در بمبئى چاپ شد كه بر انديشه سياسى بعدى ايران تأثير بزرگى نهاد. اين كتاب دساتير آسمانى نام دارد. نويسنده يا در واقع جاعل آن يك پارسى به نام ملافيروز است كه كارگزار كمپانى هند شرقى بريتانيا و منشى‏  و دستيار سر جان ملكم بود. ملا فيروز دساتير را به عنوان يك كتاب آسمانى معرفى مى‏ كند كه به پيامبران ايران باستان تعلق دارد. جالب اينجاست كه بسيارى از ايران شناسان اروپايى و كارگزاران برجسته كمپانى هند شرقى از اين جعل ملا فيروز حمايت كردند و دساتير را به عنوان متنى اصيل جلوه دادند. سر ويليام جونز و سر جان ملكم و لرد هستينگز و سر جرج اوزلى و مونت استوارت الفينستون از اين گروه اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دساتير به تدريج در ايران شناخته شد و از طريق بعضى از رجال و معاريف دولتى و فرهنگى‏  عصر قاجار تأثير بزرگى هم بر انديشه و هم بر زبان و ادبيات فارسى گذاشت. زرتشتيان هند هم دساتير را به عنوان يك متن دينى به رسميت شناختند و مروج آن شدند. حتى تا زمان انقلاب مشروطه، زرتشتيان هند و ايران و بسيارى از معاريف فرهنگى مسلمان هندى و ايرانى دساتير را معتبر و كتاب آسمانى مى‏ دانستند. شعرا و نويسندگان سرشناسى مانند رضاقلى خان هدايت و فرصت شيرازى و اديب الممالك فراهانى از مروجين دساتير بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دساتير هم يك متن دينى جعلى بود كه به پيامبران باستانى ايران نسبت داده مى‏ شد و هم يك دوره تاريخ على براى ايران بود با هدف ترويج باستان گرايى و هم به منبعى تبديل شد براى‏  ساختن واژه هاى به اصطلاح سره فارسى. سرتاسر اين كتاب پر از مهملاتى است كه به نام فارسى‏  سره و فارسى اصيل ارائه شده بود. مثلا: «دركاچه و هركاچه و پركاچه و در كارچه مارند». يعنى: «باليدن و پژمردن و كام و خشم ندارد. »يا: «هرشنده هر ششگر زمرپان»يعنى: «بخشنده بخششگر مهربان». يا: «هامستنى رامستنى شامستنى زامستنى، شالشتنى شالشتنى شالشتنى‏  شالشتنى، مزدستنى سزدستنى و زدستنى ازدستنى»الى آخر. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعدها، به تدريج محققين اروپايى و هندى به دساتير مشكوك شدند و اصالت آن را رد كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين موج به ايران هم وارد شد و مطالبى عليه دساتير انتشار يافت كه مهم ترين آن مقاله ابراهيم پور داوود است كه به عنوان مقدمه لغت نامه دهخدا چاپ شده. بايد اضافه كنم كه پورداوود اين مقاله را بر اساس كتاب يك موبد و محقق سرشناس پارسى هند به نام شهريار جى بهروچا نوشته است. يعنى همان مطالب بهروچا را به همراه اضافاتى آورده است. بهروچا اين رساله را قبل از سال 1894 نوشت و دساتير را به عنوان يك متن كاملا جعلى معرفى نمود. كتاب بهروچا مقارن با انقلاب مشروطه در سال 1907 ميلادى در بمبئى چاپ شد. البته هم بهروچا و هم پورداوود تلاش مى‏ كنند كه ملافيروز را از اتهام جعل دساتير تبريه كنند. به نظر من، هم دساتير و هم متون مشابهى چون دبستان المذاهب و هم دستكارى‏ هايى كه در فرهنگ معروف به برهان قاطع صورت گرفته همه متعلق به اوايل قرن نوزدهم است و ادعاى انتساب اين متون به قرن هفدهم صحت ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين موج تهاجم عليه فرهنگ ايرانى و اسلامى از دهه 1850 ميلادى در ايران اوج گرفت و اين زمانى است كه در كوران جنگ كريمه يك مأمور اطلاعاتى حكومت هند بريتانيا به نام مانكجى‏  ليمجى‏ هاتريا در ايران مستقر شد. مانكجى از پارسيان هند بود و به عنوان رئيس شبكه اطلاعاتى‏  حكومت هند بريتانيا در ايران كار مى‏ كرد و روابط نزديكى با ديپلمات هاى سرشناس دولت انگليس در ايران، يعنى سر رونالد تامسون و ادوارد ايستويك و سر هنرى راولينسون، داشت. اين سرآغاز يك دوران نفوذ بسيار جدّى استعمار انگليس در ايران است و در پيامد فعاليت هاى‏  مانكجى و شبكه او بود كه سرانجام ميرزا حسين خان مشيرالدوله (سپهسالار) به عنوان صدراعظم ايران منصوب شد. دوران صدارت سپهسالار اوج فعاليت هاى فرهنگى و سياسى اين كانون در ايران است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فعاليت فرهنگى مانكجى در چهار شاخه صورت گرفت: اوّل، حمايت و تقويت بابى‏ گرى و كمك به گسترش آن؛ دوّم تأسيس و گسترش فراماسونرى در ايران؛ سوم، اشاعه باستان گرايى در فرهنگ ايرانى؛ چهارم، تقويت برخى از فرقه هاى اهل تصوف در ايران. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حدود سه سال قبل از استقرار مانكجى در ايران على محمد باب اعدام شده بود. حركت باب از همين كانون استعمارى سرچشمه مى‏ گرفت. به نظر من، ادعاى محققينى كه بابى‏ گرى را به عنوان يك جنبش دينى خود انگيخته و طبيعى و يك شورش مردمى مطرح مى‏ كنند و سر آغاز پيوند اين جنبش با استعمار انگليس را از زمان تبديل آن به دو فرقه ازلى و بهايى مى‏ دانند مبنائى‏  ندارد. دلايل متعددى در دست است كه بابى‏ گرى را از آغاز به عنوان يك حركت مشكوك و مرتبط با كانون هاى استعمارى جلوه مى‏ دهد. در اين باره در جلد هفتم كتاب زرسالاران به طور مفصل بحث كرده و مستندات و دلايل خود را عرضه خواهم كرد. در اينجا فقط اشاره مى‏ كنم به اهميت دوره اقامت على محمد شيرازى (باب) در بندر بوشهر. باب از 18 تا 21 سالگى در بوشهر به تجارت مشغول بود و سپس به كربلا رفت و شاگرد سيد كاظم رشتى، از سران شيخيه، شد و بعد از مرگ سيد كاظم رشتى ادعاهاى خود را شروع كرد. در سال هاى اقامت باب در بوشهر، اين بندر مركز مهم فعاليت كمپانى‏ هاى انگليسى و اروپايى و يهودى و پارسى بود. در آن زمان، مهم ترين كمپانى مستقر در اين بندر به خانواده يهودى ساسون تعلق داشت كه رهبر يهوديان بغدادى‏  بودند. بعدها، نقش يهوديان را در گسترش بابى‏ گرى و بهايى‏ گرى بسيار مهم مى‏ يابيم تا حدى كه مى‏ توانيم ادعا كنيم كه گسترش بابى‏ گرى و بهايى‏ گرى تنها با حمايت يك شبكه فعال يهودى‏  وابسته به خانواده ساسون امكان پذير بود. بابى‏ گرى و بهايى‏ گرى به بسيارى از نقاط ايران به وسيله يهوديان و جديد الاسلام هاى يهودى وارد شد و رشد كرد. شهر همدان، به عنوان يك‏ كانون مهم يهودى نشين، نمونه گويايى است. عجيب است كه محققين نسبت به دوره اقامت باب در بوشهر كاملا بى‏ اعتنا بوده اند. مثلا، ادوارد براون توجه فراوانى نسبت به دوران هاى مختلف زندگى باب مى‏ كند ولى درباره دوران اقامت او در بوشهر ساكت مى‏ ماند. در حالى كه قاعدتا براون بايد به اين دوره بيشتر توجه مى‏ كرد زيرا بندر بوشهر به عنوان محل تلاقى تجار اروپايى و ايرانى‏  مى‏ بايست به عنوان مهم ترين كانون آشنايى باب با غرب شناخته شود. ولى چون براون و ديگران قصد نداشتند بابى‏ گرى را متأثر از غرب جديد بدانند و تمايل داشتند سرچشمه هاى بومى و اسلامى آن را برجسته كنند، تأثير اين كانون را كاملا مسكوت گذاشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال، مانكجى پس از استقرار در ايران نقش مهمى در تقويت بقاياى بابى‏ ها و گسترش بابى‏ گرى ايفا كرد و در دبيرخانه مفصل و فعال او كتب اعتقادى متعددى در ترويج بابى‏ گرى‏  تأليف شد. فهرست«گنجينه مانكجى»در كتابخانه موسسه كاما (بمبئى) نشان مى‏ دهد كه مانكجى در اين زمينه تا چه اندازه فعال بوده است. در دوران فعاليت مانكجى ميان او و فعالين يهودى و بابى ارتباطات گسترده برقرار بود و اينان با بمبئى، كه مركز نشر آثارشان محسوب مى‏ شد، روابط منظم داشتند. ميرزا ابوالفضل گلپايگانى، يكى از سران بابى‏ گرى و بهايى‏ گرى، در آن زمان منشى مانكجى بود. آقا عزيزاللّه، از يهوديان بهايى شده مشهد، هم با مانكجى و گلپايگانى ارتباط داشت. آقا عزيزاللّه همان كسى است كه بعدها ادوارد براون را با گلپايگانى آشنا كرد. پيوند مانكجى با بابى‏ ها و بهايى‏ ها در حدى است كه منابع بهايى از مانكجى به عنوان بهايى‏  ياد مى‏ كنند و مى‏ نويسند كه وى بعد از ملاقات با ميرزا حسينعلى نورى (بهاء) در بغداد به اين مذهب گرويده بود. بهاء هم در الواح خود به اين ملاقات با مانكجى اشاراتى دارد. اسنادى وجود دارد كه نشان مى‏ دهد دستگاه اطلاعاتى ناصرى از روابط پنهان مانكجى با بابى‏ ها تا حدودى‏  مطلع بوده و در مقاطعى، مانند توطئه ترور ناصرالدين شاه در سال 1300 ق. /1822 م، نسبت به آن حساس بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بخش مهمى از كارنامه مانكجى در ايران به تأسيس فراماسونرى اختصاص دارد. نقش مانكجى در اين ماجرا تاكنون مورد غفلت كامل بوده است و تمامى محققين اولين نهاد فراماسونرى ايران را، كه به«فراموشخانه»معروف است، با نام ميرزا ملكم خان مى‏ شناسند. نقش ملكم در فعاليت فراموشخانه مورد ترديد نيست ولى مسئله پيچيده تر است. طبق تحقيق اينجانب، در واقع، مانكجى نقش اصلى را در تأسيس فراموشخانه داشت و ملكم دستيار او بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عبارت ديگر، همانطور كه در زمان انقلاب مشروطه سازمان فراماسونرى بيدارى ايران در پيرامون اردشير ريپورتر شكل گرفت، فراموشخانه هم در پيرامون مانكجى تكوين يافت. در اين باره در جلد هفتم كتاب زرسالاران به طور مفصل بحث خواهم كرد. توجه كنيم كه به طور رسمى‏  رئيس فراموشخانه، يا استاد اعظم، يكى از پسران فتحعلى شاه به نام جلال الدين ميرزا بود. ملكم در كنار برخى از رجال عصر ناصرى در اين انجمن مخفى عضويت داشت. ميرزا محمد تقى سپهر كاشى (لسان الملك) و رضا قلى خان هدايت هم عضو اين نهاد بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محفل يا شبكه مانكجى اولين كانون جدى و متشكلى محسوب مى‏ شود كه ترويج باستان گرايى را در ايران آغاز كرد. يكى از اقدامات مانكجى تجديد چاپ و پخش كتاب دساتير در ايران در يك هزار نسخه بود. تا اين زمان دساتير در ايران چندان شناخته شده نبود و در واقع تأثير جدى آن از زمان مانكجى آغاز شد. جلال الدين ميرزا، استاد اعظم فراموشخانه، هم به عنوان يك‏ شاهزاده فرنگى مآب شناخته مى‏ شد و هم مروج سره نويسى و ناسيوناليسم ضد عربى بود. او كتابى نوشت به نام نامه خسروان كه شامل يك دوره تاريخ ايران باستان است. البته اين كتاب به نام او منتشر و معروف شد ولى نويسنده واقعى آن فردى است به نام شيخ على يزدى كه در سفارت انگليس سمت منشى‏ گرى داشت و در دستگاه انگليسى‏ ها در ايران فرد متنفذى بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رضاقلى خان هدايت، نياى خاندان هدايت و عضو ديگر فراموشخانه، هم تأليفات متعددى با روح باستان گرائى منتشر كرد. از مهمترين آثار او فرهنگ انجمن آراى ناصرى است. هدايت اين كتاب را به سفارش مانكجى نوشت و نام آن فرهنگ انجمن آراى هوشنگ بود. هوشنگ نامى است كه مانكجى بر خود نهاده و خويشتن را در ايران با اسامى چون«هوشنگ هاترياى كيانى»و«درويش فانى»معرفى مى‏ كرد. ولى بعدا ترجيح دادند كه اين فرهنگ را به ناصرالدين شاه منتسب كنند و لذا آن را فرهنگ انجمن آراى ناصر ناميدند. اين فرهنگ در سال 1288 ق. /1871 م. يعنى در اولين سال صدارت ميرزا حسين خان سپهسالار و اندكى بعد از فوت رضاقلى خان هدايت، با پول مانكجى چاپ شد. خود مانكجى نيز مقدمه اى بر اين كتاب نوشته است. اين فرهنگ سرشار از جعليات دساتيرى است و در كنار فرهنگ هاى دستكارى شده اى مانند برهان قاطع سهم بزرگى‏  در اشاعه باستان گرائى در ايران داشت. مثلا، با اقتباس از دساتير، فهرست مفصلى از پيامبران عجم ارائه كرده است. اين كتاب سرشار است از ارجاع به پارسيان و زرتشتيان و دساتير و دبستان المذاهب و غيره و در مقابل در آن مدخل هايى چون«اسلام»و«قرآن»وجود ندارد و آيات و شواهد قرآنى و احاديث به ندرت ديده مى‏ شود. روح اين فرهنگ كاملا غير اسلامى است به نحوى‏  كه آن را در كنار نامه خسروان بايد مهم ترين تلاش مانكجى براى ترويج باستان گرائى در ايران دانست. براى مثال، خانه كعبه را مقر يك پيامبر باستانى ايرانى به نام مه آباد معرفى مى‏ كند. نام آدم ابوالبشر را فارسى مى‏ داند و مدعى است كه گويا در زمان حمله اعراب به ايران به دستور عمر بن خطاب، خليفه مسلمانان، تمامى كتاب هاى باستانى ايران سوزانيده شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منشيان و كارگزاران مانكجى نيز در زمينه اشاعه باستان گرائى بسيار فعال بودند. ميرزا ابوالفضل گلپايگانى، منشى مانكجى و از سران فرقه بهائى، از مروجين سره نويسى و باستان گرائى‏  بود و براى مثال در رساله اى تبار ميرزا حسينعلى نورى (بهاء) را به يزدگرد ساسانى رسانيده است. ميرزا محمد حسين خان ثريا و حاجى ميرزا حسن خوشنويس اصفهانى و ميرزا لطفعلى دانش و محمد اسماعيل خان زند هم در پيرامون اين محفل به سره نويسى اشتغال داشتند. محمد اسماعيل خان زند نويسنده كتابى است با همين مضمون به نام فرازستان. گلپايگانى مى‏ نويسد كه او نام خود را به هر مزديار تغيير داد و نژاد خويش را به«خسروان كيان رساند و در زنده كردن آيين آباديان و تازه نمودن روش نياكان كوشش بى‏ اندازه دارد. »البته بايد اين را هم عرض كنم كه بعدها گلپايگانى از مخالفان مانكجى شد و در نامه هاى خود مطالبى عليه او و باستان گرايان و سره نويسان بيان كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محفل فرهنگى مانكجى با ميرزا فتحعلى آخوندزاده در تفليس نيز رابطه نزديك داشت در حدى كه آخوندزاده در مكاتباتش از رضاقلى خان هدايت با عناوينى چون«پدر بزگوار»و«پدر مغفور»ياد مى‏ كند. در اين زمان آخوندزاده سرهنگ ارتش روسيه و كارمند عالى رتبه دفتر نايب السلطنه تزار روسيه در قفقاز بود و به نظر من همان جايگاه مانكجى در حكومت هند بريتانيا را در دستگاه اطلاعاتى نايب السلطنه قفقاز داشت يعنى مسئول امور ايران بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چنان كه مى‏ دانيم، آخوندزاده از مروجين باستان گرايى، اسلام ستيزى و عرب ستيزى و تئورى استبداد شرقى در تاريخنگارى ايران بود و در اين زمينه تأثير بزرگى بر جاى نهاد. مثلا در نامه اى به جلال الدين ميرزا مى‏ نويسد: به اصطلاح اهل يوروپا اسم حقيقى پادشاه به كسى اطلاق مى‏ شود كه تابع قانون بوده، در فكر آبادى و آسايش وطن و در فكر تربيت و ترقى ملت باشد. در مملكت ايران، بعد از غلبه تازيان و زوال دولت پارسيان و فانى شدن پيمان فرهنگ و قوانين مهباديان سلطنت حقيقى نبوده است. در مدت تاريخ هجرى فرمانروايان اين مملكت كلا ديسپوت و شبيه حرامى باشيان بوده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آخوندزاده بنيانگذار جريانى است كه تغيير الفبا را به عنوان راه توسعه و پيشرفت ممالك‏ اسلامى معرفى مى‏ كرد. او اين نظر را در عثمانى از طريق منيف پاشا و در ايران از طريق محفل مانكجى پيش مى‏ برد. منيف پاشا در زمان حكومت سپهسالار به مدت چهار سال سفير عثمانى‏  در ايران بود و در دوره مظفر الدين شاه نيز دو سال در اين سمت بود. او با مانكجى و آخوندزاده و ميرزا يوسف خان مستشار الدوله و ميرزا ملكم خان رابطه نزديك داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چهارمين شاخه فعاليت مانكجى در ايران به اهل تصوف معطوف بود و لذا اعضاى محفل يا شبكه مانكجى با بعضى از سران اهل تصوف رابطه نزديك داشتند. مانكجى خود را درويش معرفى مى‏ كرد، «درويش فانى»لقب داشت و با سران برخى از طريقت هاى اهل تصوف از جمله رحمت عليشاه (حاج ميرزا كوچك شيرازى) معاشرت داشت. رضاقلى خان هدايت عضو طريقت نعمت اللهى بود و جالب است بدانيم كه وى در فرهنگ انجمن آراى ناصر نام«داريوش»را به معنى«درويش»دانسته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رابطه كانون هاى استعمارى با فرقه هاى دراويش سابقه تاريخى مفصل دارد. از دوران ايلخانان مغول، دسيسه گران يهودى كوشيدند تا از طريقت هاى اهل تصوف براى مقاصد خود استفاده كنند و تصوف يهودى معروف به كابالا (قباله) با همين هدف تدوين شد و بعدها شهرهاى‏  بيت المقدس (اورشليم) و دمشق به مراكز فعال استقرار يهوديان صوفى نما بدل گرديد. درباره طريقت كابالا و جايگاه بزرگ آن در پيدايش فرقه هاى دسيسه گر و رازآميز در كتاب زرسالاران بحث مفصل و مستندى عرضه كرده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در قرون بعدى فعاليت جاسوسان غربى در لباس اهل تصوف ادامه داشت و اين روش فعاليت در قرن نوزدهم در سراسر سرزمين هاى اسلامى اوج گرفت. از جمله بايد به فرقه اى از اهل تصوف اشاره كنم كه در سال 1821 ميلادى در مشهد به وسيله يك يهودى به نام ملا محمد على‏  اشكپوتى تأسيس شد. اين گروه با صوفيان كرمان و مشهد و شيراز رابطه نزديك داشتند و مرشد آن ها ميرزا ابوالقاسم شيرازى معروف به ميرزاى سكوت بود. در قصص العلما آمده است كه زمانى‏  آخوند ملاعلى نورى، كه از فقها و حكما و عرفاى بزرگ عصر خود بود، به شيراز رفته بود و مردم به ديدن او مى‏ رفتند. ميرزا ابوالقاسم سكوت هم به محل اقامت آخوند رفت و خواست با ايشان ملاقات كند. آخوند ملاعلى نورى گفت اين مرد نجس و كافر است و از مجلس من بيرون رود. سكوت هم از خانه خارج شد. بعدها، وصال شيرازى و وقار شيرازى (پسر وصال) رابطه نزديكى با محفل مانكجى و خاندان نواب هندى داشتند. با تشكر فراوان از فرصتى كه در اختيار پژوهه قرار داديد و با اميد به اين كه بتوان موارد بسيار ديگرى را كه قابل طرح است در آينده در اختيار خوانندگان گرامى قرار داد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● پي نوشت &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 1 . مشخصات كامل كتاب اين است: ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، در دو جلد؛ جلد اول خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست؛ در 708 صفحه؛ و جلد دوم: توضيحات و تعليقات با نام جستارهايى‏  از تاريخ معاصر ايران؛ در 730 صفحه؛ چاپ اول هر دو جلد در سال 1369؛ از انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى سياسى. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2 . زرسالاران يهودى و پارسى، استعمار بريتانيا در ايران؛ جلد اول: يهوديان و اليگارشى يهودى؛ جلد دوم؛ اليگارشى يهودى و پيدايش زرسالاران جهانى؛ اين دو جلد چاپ 1377؛ جلد سوم؛ آريستو كراسى و غرب جديد؛ جلد چهارم؛ نخستين تكاپوهاى فراماسونرى؛ دو جلد سه و چهار چاپ سال 1379؛ از انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى سياسى.&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 13:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متن کامل کتاب استاد عبدالله شهبازی-قسمت ششم</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● لاويان و فرقه هاى شيطانى‏ &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين خصوصيات اخلاقى همان است كه ما در فرهنگ اسلامى‏  به عنوان مختصات شيطانى مى‏ شناسيم. عملكرد شيطانى همين است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نقش اسطوره هاى دينى و تاريخى در زر سالاران يهودى بسيار مؤثر است و فرهنگ جديد آن ها را شكل مى‏ دهد. يك نمونه همان اسطوره استر و مردخاى است كه عرض كردم. تقريبا مى‏ توان گفت تمام عملكردهايى را كه شيطانى مى‏ ناميم بر يك اسطوره مبتنى است و به وسيله آن توجيه مى‏ شود. در زمينه ترويج هرج و مرج جنسى، كه نمونه هايى را بيان كردم، در عهد عتيق موارد فراوان و عجيبى مى‏ توانيم پيدا كنيم و با توجه به اين كه اين متون به عنوان«كتاب مقدس» شناخته مى‏ شود طبعا اين موارد سرمشق قرار مى‏ گيرد. اين اسطوره هاى شيطانى از مهاجرت حضرت ابراهيم عليه السلام از وطن ايشان، شهر اور (واقع در جنوب بين النهرين) ، به مصر شروع مى‏ شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طبق مندرجات اين«كتاب مقدس»، زمانى كه ابراهيم و همسرش، سارا، به مصر مى‏ رسند براى‏  فرعون خبر مى‏ برند كه يك زن بسيار زيبا همراه ابراهيم است. و ابراهيم هم براى اين كه زيبايى‏  سارا برايش«خيريت شود»او را به عنوان خواهر خود معرفى مى‏ كند و از اين طريق صاحب ثروت فراوانى مى‏ شود كه منبع اوليه ثروت بنى‏ اسرائيل است. مطالبى كه عرض كردم عين فقرات«سفر پيدايش»است. از اين موارد بسيار زياد است. تعمق در اين موارد ثابت مى‏ كند كه افرادى نسبت به يكتا پرستى و دين حضرت موسى عليه السلام عناد عجيبى داشته اند و به دستكارى در اين متون پرداخته اند و اسطوره هاى شيطانى را وارد آن كرده اند. مى‏ دانيم كه طبق تعاليم عهد عتيق قبيله لاوى (لوى) در ميان بنى اسرائيل سمت كاهنى دارد و اصولا يك كتاب مخصوص آن ها نوشته شده به نام«سفر لاويان». امروزه برخى از محققين تاريخ اديان معتقدند كه اين طبقه لاويان در اصل مصرى بودند كه در ميان بنى اسرائيل نفوذ كردند و خاندان هاى كاهنان (لاويان) را ايجاد نمودند. يكى از دلايلى كه براى اثبات اين نظر اقامه مى‏ شود رواج نام هاى مصرى در ميان لاويان است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر در تاريخ يهوديت تعمق كنيم، متوجه مى‏ شويم كه خاندان هاى لاوى (لوى) تا امروز نقش عجيبى داشته اند. شاخه اى از اين خاندان ها نام لوى يا لاوى را بر خود دارند و بعضى با نام كوهن يا كاهن و اسامى شبيه به اين شناخته مى‏ شوند. من در جريان تحقيقم به يك تاريخچه 800 ساله مدون براى خاندان لاوى رسيدم كه از قرن سيزدهم ميلادى در اسپانيا شروع مى‏ شود و تا امروز ادامه مى‏ يابد. اولين فرد سرشناس در اين تاريخچه تودروس ابولافى است كه رئيس و حاخام يهوديان كاستيل و ليون بود و يهوديان او را از خاندان سلطنتى يهود مى‏ دانستند. اين خانواده در طول قرون بعد نقش بسيار مهمى در جنگ هاى صليبى اسپانيا به سود حكمرانان شمال اسپانيا و عليه مسلمانان ايفا كرد و از همان قرن سيزدهم با فرقه شهسواران معبد رابطه نزديك داشت. و همين خاندان لاوى بود كه طريقت رازآميز تصوف يهودى به نام كابالا را ايجاد كرد. در كتاب زر سالاران به طور مشروح درباره طريقت كابالا و كاركردهاى سياسى و تأثيرات بزرگ آن بحث كرده ام و نشان داده ام كه از اين سرچشمه كاباليستى در طول قرون بعد فرقه هاى رازآميز و پنهان فراوانى بيرون آمده كه فراماسونرى يكى از آن هاست. در طى اين قرون اعضاى خاندان لاوى‏  (لوى) هميشه فرقه سازان بزرگى بوده اند. يك نمونه ناتان غزه اى است كه در قرن هفدهم ادعاى‏  پيامبرى مى‏ كرد و در ايجاد موج جديد الاسلامى شابتاى زوى و تأسيس فرقه دونمه بسيار مؤثر بود. ناتان از خانواده لوى بود و نظريه پرداز شابتاى زوى محسوب مى‏ شد. دونمه ها يهوديان جديد الاسلام بودند كه يك فرقه مخفى ايجاد كردند و نقش مهمى در فروپاشى دولت عثمانى و تأسيس جمهورى تركيه ايفا نمودند. ناتان غزه اى به پيروانش مى‏ گفت كه مسلمان شدن شابتاى‏  زوى يك مأموريت مسيحايى است مشابه با مأموريت جاسوسى كه به درون سپاه دشمن اعزام شده براى تسخير آن از درون. به اين دليل است كه منابع يهودى مكتب جديد الاسلامى شابتاى‏  زوى و ناتان غزه اى را«ارتداد رازگونه»مى‏ خوانند يعنى آنگونه ارتداد از دين يهود كه راز و رمزى‏  در آن نهفته است. كمال آتاتورك به يكى از خاندان هاى دونمه تعلق داشت. اين نقش فرقه سازى‏  امروز هم ادامه دارد. در سال هاى اخير فرقه اى به نام ساتانيست ها (شيطان پرستان) در غرب ايجاد شده و رشد كرده است و معبدى تأسيس كرده اند به نام«كليساى شيطان». بنيانگذار و رهبر اين فرقه يك يهودى از خاندان لوى به نام آنتون لاوى است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين گونه فرقه ها مناسك جنسى جايگاه خاصى دارد. اين تهمت نيست، عين واقعيت است. منابع معتبر از رواج هرج و مرج جنسى و مناسك جنسى در فرقه دونمه سخن مى‏ گويند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فرانكيست ها هم كاملا بى‏ پروا مناسك جنسى خود را اجرا مى‏ كردند. اين فرقه را يعقوب فرانك‏ تأسيس كرد و نقشى مشابه با فرقه دونمه در اروپاى شرقى و مركزى داشت. در كليساى شيطان آنتون لاوى نيز مناسك جنسى جايگاه خاصى دارد. اگر توجه كنيم مى‏ بينم همان مناسكى كه زمانى به طور مخفى به وسيله دونمه ها و فرانكيست ها و فرقه هاى مشابه انجام مى‏ شد، همان رقص‏ها و همان كارها، امروزه به وسيله كمپانى‏ هايى كه به وسيله زر سالاران يهودى ايجاد شده، از طريق گروه هايى مثل«متاليكا»در سطح عموم رواج داده مى‏ شود و توده وسيعى از جوانان را به خود جلب مى‏ كند. مى‏ دانيم كه گروه متاليكا رسما خود را شيطان پرست مى‏ داند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● تأثيرپذيرى يهوديت از ساير فرهنگ ها &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در اينجا لازم است به يك نكته مهم اشاره كنم. فرايند تاريخ بشرى بسيار پيچيده و همه جانبه است. زمانى كه به نقش و جايگاه يهوديت در اين فرايند توجه مى‏ كنيم نبايد چنان در آن غرق شويم كه به مطلق گرايى برسيم. من در كتابم تلاش كرده ام كه از اين مطلق گرايى پرهيز كنم و تصويرى علمى از فرايند پيدايش كانون هاى استعمارى و نقش آن در ايران به دست بدهم. در اين فرايند يهوديت يك عامل البته مهم و مؤثر است زيرا به دلايلى كه مفصلا توضيح داده ام در بخش عمده تاريخ مسيحى، يعنى از زمان استقرار در بين النهرين در قرون اوليه ميلادى، به عنوان يك سازمان منسجم و متمركز جهان وطن عمل مى‏ كرده است. در كتاب زرسالاران يهوديان را به عنوان تنها نوع جامعه انسانى تعريف كرده ام كه از تمامى مختصات يك ملت برخوردار بود به جز اقامت در يك محدوده معين جغرافيايى و اين خلاء را با ايجاد هلاخه (شرع) و سازمان سياسى خاص خود پر كرده اند. علت دوام و بقا اين جامعه در طول تاريخ طولانى فوق همين دو عامل بوده است و جهانوطنى بودن اين جامعه به آن مختصاتى عطا مى‏ كرده كه تا دوران اخير در ساير جوامع يافت نمى‏ شد. در دنياى گذشته، كه جوامع انسانى به شدت در چارچوب هاى جغرافيايى محصور بودند، تنها يك جامعه وجود داشت كه چند زبانه بود، چند فرهنگى بود. همزمان در كانون هاى تمدنى مختلف زندگى مى‏ كرد و شاخه هاى آن در سراسر جهان با هم ارتباط منظم داشتند و از هم حمايت مى‏ كردند و از يك مركزيت واحد تبعيت مى‏ نمودند. اين قوم، يهوديان بودند و اين ويژگى به آن ها قدرت انعطاف و امكانات مادى و سياسى و فرهنگى فوق العاده اى مى‏ بخشيد. مركزيت جامعه جهانوطنى يهود از اقتدار سياسى و قضايى مشابه اقتدار يك دولت بر اتباع خود برخوردار بود و در بعضى جوامع اين اختيارات قضايى از طرف دولت هاى ميزبان به رسميت شناخته مى‏ شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;معهذا، يهوديان در طول تاريخ از محيطهاى پيرامون خود تأثيرات فراوان گرفته اند. يعنى در آن مقاطع تاريخى كه يك تمدن به اوج خود رسيده، بر يهوديان نيز به شدت تأثير گذاشته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آبراهام گيگر و دكتر لئوپولد زونر، كه بنيانگذاران تحقيقات جديد علمى در يهوديت هستند، هر دو در آثارشان نشان داده اند كه دين و فرهنگ يهود محصول شرايط اجتماعى و متحول با تحولات اجتماعى و فرهنگى بوده است. دكتر زونز كتابى دارد درباره مواعظ يهودى و نشان مى‏ دهد كه يهوديان در طول تاريخ طبق شرايط زمانه آيين هاى خود را تغيير داده اند و كتابى‏  دارد درباره نام هاى يهودى و نشان مى‏ دهد كه يهوديان هميشه اسامى رايج در فرهنگ هاى‏  غالب زمان خود را جذب كرده اند. در دوران برترى فرهنگ اسلامى اسامى اسلامى در ميان يهوديان رواج يافت، در اسپانيا و پرتغال مسيحى اسامى اسپانيايى و پرتغالى و امروزه در اروپاى‏  جديد، اسامى اروپايى. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پيدايش تمدن اسلامى سبب يك تحول بسيار بزرگ در وضع يهوديان جهان شد و اين تأثير چنان عميق بود كه تا قرن چهاردهم ميلادى بسيارى از متون يهوديان به زبان عربى نوشته مى‏ شد نه عبرى. مثلا، يهودا هالوى، متفكر بزرگ يهودى قرن دوازدهم ميلادى، مهم ترين اثر خود به نام خزرى يا كتاب الحجه و الدليل فى نصرالدين الذليل را به عربى نوشته است. يا رساله يوسف بن وقار يهودى، از رهبران فرقه كابالا در قرن چهاردهم ميلادى، به نام المقاله الجمع بين الفلسفه و الشريعه، به عربى است نه عبرى. اين تأثير را در تصوف يهودى (كابالا) و در رواج گسترده اسامى اسلامى در ميان يهوديان مى‏ توان ديد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تأثير بزرگ ديگر اسلام بر يهوديت پيدايش مذاهب قرائى است كه در قرن دوّم هجرى/هشتم ميلادى در بغداد ايجاد شد. همانطور كه عرض كردم، در آن زمان بغداد مركز يهوديان جهان بود. مذهب قرائى به وسيله عنان بن داوود تأسيس شد كه به خاندان هاى سران يهودى تعلق داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قرائيون منكر تلمود و روايات شفاهى حاخام ها بودند و تنها منبع معتبر دينى خود را تورات مى‏ دانستند. عنان بن داوود از ابوحنيفه متأثر بود و برخى از نظريات خود را از اسلام گرفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعدا، مأمون عباسى مذهب قرائى را در كنار يهوديت حاخامى و تلمودى به رسميت شناخت. از اين زمان مبارزه سختى ميان قرائيون و يهوديان شروع شد و يهوديت حاخامى به شدت عليه قرائيون توطئه مى‏ كرد و در راه انهدام آن ها مى‏ كوشيد. در دورانى ايران مركز اصلى فعاليت قرائيون به شمار مى‏ رفت و در رأس اين مذهب فردى به نام بنيامين بن موسى نهاوندى قرار داشت. سپس، مذهب قرائى در عربستان و آسياى صغير رواج يافت و كار آن ها در سرزمين هاى‏  اسلامى و مسيحى شبه جزيره ايبرى هم بالا گرفت. در اندلس، يهودا هالوى و ابراهيم بن داوود رساله هاى معروف خود، خزرى و سفر قباله، را براى مقابله نظرى با قرائيون تدوين كردند. در كاستيل سران يهودى حكمرانان مسيحى را ترغيب كردند تا قرائيون را از اين سرزمين اخراج كنند و يوسف فريزوئل و تودروس ابولافى، وزراى قدرتمند يهودى شاهان مسيحى كاستيل، با بى‏ رحمى به سركوب قرائيون دست زدند. قرائيون به مصر پناه بردند و براى مدتى كار آن ها در اين سرزمين بالا گرفت. لذا، ابن ميمون، حاخام و فيلسوف نامدار يهودى، براى مبارزه با آن ها از اندلس به مصر مهاجرت كرد. سرانجام، به علت فشارهاى شديد حاخام هاى يهودى، پيروان اين مذهب به كريمه و ليتوانى پناه بردند و در سال 1863 شهروند روسيه شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اوج گيرى تمدن مسيحى در شبه جزيره ايبرى نيز بر يهوديت تأثير فراوان نهاد و علاوه بر رواج نام هاى اسپانيايى و پرتغالى در ميان يهوديان سبب پيدايش موجى از گروش به مسيحيت در ميان آن ها شد. اين يهوديانى كه مسيحى مى‏ شدند با مارانوها فرق مى‏ كنند. آن ها در واقع و از سر صدق مسيحى مى‏ شدند در حالى كه مارانوها در خفا همچنان يهودى بودند. در منابع يهودى هم ميان اين دو گروه تفاوت قائل شده اند. مثلا، در دايرة المعارف يهود مارانوها در ذيل مدخل هايى‏  چون«مارانو»و«يهودى مخفى»معرفى شده اند ولى اين يهوديان واقعا مسيحى شده در ذيل مدخل«مرتدين». از معروف ترين اين مرتدين يهودى اسپانيا، يعنى يهوديانى كه واقعا مسيحى‏  شدند، بايد به آبنر برغشى و آلفونسو كارتاژنا اشاره كرد. آلفونسو در دستگاه كليسا مقام بالايى‏  يافت و در اواخر عمر اسقف شهر مهم برغش (بورگس) بود. جالب است بدانيم كه اسقف آلفونسو از مخالفان سرسخت ايجاد انگيزيسيون بود و با انتشار رساله هايى با آن مخالفت كرد ولى راه به جايى نبرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پيدايش تمدن جديد غرب در اواخر قرن هيجدهم و اوايل قرن نوزدهم نيز بر يهوديت تأثير عميق بر جاى نهاد و در ميان يهوديان بحرانى ايجاد كرد كه كم از بحران دوران پيدايش و گسترش مذهب قرائى نبود. اولين كسى كه اين موج را شروع كرد اسپينوزاى يهودى در نيمه قرن هفدهم بود كه در آثارش به شدت به اليگارشى يهودى حمله كرد. كار او به جايى رسيد كه از سوى‏  حاخام هاى آمستردام به اتهام ارتداد به مرگ محكوم شد ولى اسپينوزا توبه كرد و جان خود را نجات داد. از اين دوران است كه اولا، از درون جوامع بسته يهودى به تدريج افراد مستقل يهودى، يهوديانى كه پيوندهاى فردى و انسانى خويش را بر پيوندهاى قبيله اى-نژادى ترجيح مى‏ دادند، سر بر آوردند. دوم، اين فرآيند مكانيسم رهبرى جوامع يهودى را پيچيده تر كرد و زرسالاران يهودى را به سوى ابداع شيوه هاى جديد براى تداوم سلطه خود سوق داد. معهذا، اين فرآيند هيچ گاه به فروپاشى كامل نظام سنتى جوامع يهودى نينجاميد و تنها بخشى از يهوديان را به«شهروندان»فارغ از سلطه«دولت»غير رسمى يهود تبديل كرد در حاليكه بخش ديگر همچنان در چارچوب ساختار متمركز و پنهان سنتى خود باقى ماندند. از اين دوران است كه به تدريج شاهد شكايت برخى از يهوديان فرودست و فقير از ثروتمندان و رهبران جوامع خويش به دادگاه هاى كشورهاى محل استقرارشان در اروپا هستيم. بعد از اسپينوزا، بيشترين نقش را در اين موج استحاله فرهنگى در جامعه اروپايى موسس مندلسون، فيلسوف معروف يهودى قرن هيجدهم، داشت. اين موج در قرن نوزدهم به«جنبش هاسكالا»يا«روشنفكرى يهودى»معروف شد و«ماسكيليم ها»يا روشنگران يهودى اين نغمه جديد را ساز كردند كه يهوديت فقط يك دين است نه يك دولت يا ملت و آن ها شهروندان آزاد دولت هاى متبوع خود هستند. شعار اصلاح طلبان يهودى اين بود: «در خيابان انسان باش و در خانه يهودى»در نيمه اول قرن نوزدهم روابط اين روشنگران با اليگارشى يهودى بسيار تشنج آميز بود. براى مثال، در سال 1818 تعدادى از اين روشنگران يهودى در شهر هامبورگ موارد مربوط به ظهور مسيح و بازگشت به صهيون را از ادعيه يهوديان حذف كردند. اين اقدام با مخالفت شديد اكثريت جامعه يهودى‏  هامبورگ مواجه شد در حدى كه براى مدتى مراسم نيايش در كنيسه ها تحريم بود اين روشنفكران مستقل و اصطلاح طلب يهودى بعدها هسته اصلى يهوديان مخالف صهيونيسم را در كشورهاى غربى تشكيل دادند. سوسياليست هاى يهودى چون فرديناند لاسال و رزا لوكزامبورگ نيز در تداوم همين جنبش پيدا شدند. يكى ديگر از اين يهوديان معترض ياكوب برافمن است كه در 34 سالگى مسيحى شد و در سال 1860 كتاب دو جلدى مفصلى مشتمل بر اسناد درونى سازمان يهوديان روسيه (كاهال) منتشر كرد. اين اثر به كتاب كاهال معروف است و يكى از منابع مهم محققين براى آشنايى با ساختارهاى سرى جوامع يهودى در قرن نوزدهم و آداب و سنن آن ها به شمار مى‏ روند. اين كتاب، برخلاف پروتكل هاى بزرگان يهود، كه محققين عموما آن را جعلى مى‏ دانند، كاملا معتبر است و دايرة المعارف يهود نيز صحت اسناد مندرج در كتاب برافمن را تأييد مى‏ كند. برافمن در مقدمه اين كتاب مى‏ نويسد جوامع يهودى با حفظ ساختارهاى سرى درونى خويش، از طريق استقرار در سرزمين هاى مختلف، «دولتى در درون دولت»تشكيل مى‏ دهند با هدف استثمار سكنه آن سرزمين ها و سلطه بر آنان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مقابل«جنبش هاسكالا»با حمايت اليگارشى يهودى، جنبش ناسيوناليسم يهود سر بركشيد. مثلا، پرز اسمولنسكين در مقاله ها و كتاب هايش به مندلسون و«حلقه برلين»و به تمام كسانى كه يهوديت را صرفا يك دين مى‏ دانستند و«عنصر ملى»آن را انكار مى‏ كردند، سخت حمله مى‏ كرد. به اعتقاد اسمولنسكين، يهوديان يك ملت اند و خصايص ملى به طور عمده در فرهنگ آن ها تبلور يافته كه عمده ترين آن زبان عبرى و آرمان هاى مسيحايى است؛ و كسانى كه«روح ملى يهوديت»را انكار مى‏ كنند به مردم خود خيانت مى‏ كنند. در رأس اين جنبش خاندان روچيلد و مجموعه مقتدرى كه آن را«زرسالاران يهودى»مى‏ نامم، قرار داشت. اين اليگارشى بر پايه ميراث قوم يهود، شكل جديد از جهان وطنى يهودى را، در آميزش با آريستوكراسى‏  مستعمراتى دنياى غرب سازمان داد كه با ماجراى مرموز«پوگروم ها»جان گرفت و صهيونيسم جديد را آفريد. آنها ابتدا در سال 1860 سازمان«آليانس اسرائيلى»را در پاريس تأسيس كردند و در دهه 1870 سازمان هاى متعددى ايجاد نمودند و به كمك ثروت انبوه و نفوذ سياسى فراوان خود، ساختار سياسى متمركز و جهان وطن يهوديان را به شكل جديدى تداوم بخشيدند. اين تحولى است كه تاريخنگارى رسمى يهود از آن به عنوان«تجديد حيات ملى يهوديان»ياد مى‏ كند. شاخص اين«ناسيوناليسم يهود»احياى آرمان«بازگشت به صهيون»بود كه سازمان «آليانس اسرائيلى»و نشرياتى چون هاشه هار، به سردبيرى اسمولنسكين، و انديشمندانى چون موسس هس ترويج مى‏ كردند. مؤسس مونت فيوره، باجناق ناتان ماير روچيلد (زرسالار بزرگ يهودى و بنيانگذار بنياد روچيلد انگلستان) ، در اين تجديد سازمان يهوديان نقش بسيار مهمى‏  داشت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 13:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متن کامل کتاب استاد عبدالله شهبازی-قسمت چهارم</title>
<link>http://gharb.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;● اسطوره«دياسپورا»يا آوارگى‏ &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سومين اسطوره تاريخى كه انديشه و روانشناسى و فرهنگ سياسى يهوديت جديد را شكل مى‏ دهد، اسطوره دياسپورا است. يعنى مدعى‏ اند كه در سال 70 ميلادى رومى‏ ها معبد سليمان را به آتش كشيدند و يهوديان را از اورشليم و ايالت يهوديه بيرون كردند و به اين ترتيب دورانى‏  طولانى آغاز شد كه آن را«دياسپورا» (دوران تبعيد، پراكندگى و آوارگى) مى‏ نماند كه تا به امروز ادامه دارد. اين اسطوره نيز فاقد هرگونه پايه واقعى است و يك افسانه به كلى جعلى است. در كتاب زرسالاران درباره اين اسطوره نيز به طور مفصل بحث كرده ام و نشان داده ام كه دوران دياسپورا در واقع دوران تكوين و پيدايش يهوديت جديد است يعنى يهوديتى كه در زير رهبرى اليگارشى‏  حاخامى و بر اساس فقه تلمودى به عنوان يك سازمان جهانوطنى عمل مى‏ كند. برخى محققين معتبر يهودى، مثل الن ميلر حاخام آمريكايى، همين نظر را دارند و پيدايش پديده اى به نام«قوم يهود»را از اواخر قرن اوّل ميلادى و در پيوند با ظهور حاخاميم و فقه حاخامى مى‏ دانند كه بعدا در تلمود مدوّن شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پديده اى كه در كتاب زرسالاران آن را انقلاب مسيحيت ناميده ام، تأثيرات عظيمى بر سرنوشت جهان و از جمله يهوديت داشت. در زمان ظهور عيسى مسيح عليه السلام اشرافيت يهود و روحانيون يهودى، كه به دو گروه صدوقيون (كاهنان) و فريسيون تقسيم مى‏ شدند، پيوند نزديكى‏  با كانون هاى حاكم بر امپراتورى روم داشتند. از سال 63 پيش از ميلاد و سلطه امپراتورى روم بر سرزمين يهوديه، در ميان اشراف يهودى يك گروه به شدت رومى‏ گرا ايجاد شد كه حتى نام هاى‏  رومى بر خود مى‏ گذاشتند. آن ها به دليل پيوند با جوليوس سزار به قدرت رسيدند و بعدها در جنگ هاى ايران اشكانى با روم خدمات اطلاعاتى و نظامى فراوانى به رومى‏ ها كردند و به اين ترتيب به يكى از كانون هاى مقتدر سياسى در روم تبديل شدند. مقتدرترين اين اشراف يهودى‏  رومى گرا هيرود است كه از طرف امپراتورى روم به عنوان شاه يهوديه منصوب شد. در زمان ظهور عيسى مسيح عليه السلام سه پسر هيرود بر سرزمين يهوديه حكومت مى‏ كردند. مردمى كه به مسيح گرويدند بيگانه نبودند بلكه همان مردم منطقه بودند كه از تبار قبايل بنى اسرائيل به شمار مى‏ رفتند و قبل از ظهور مسيح شاهد موجى گسترده از گرايش به يكتا پرستى موسوى و عصيان عليه روحانيون يهودى در ميان آن ها هستيم. بايد اضافه كنم كه همين مردم بودند كه بعدها به اسلام گرويدند. آزمايش هاى ژنتيكى كه اخيرا بر روى يهوديان و مسلمانان فلسطين مشتركا به وسيله دانشگاه عبرى اورشليم و يونيورسيتى كالج لندن انجام شده، ثابت مى‏ كند كه هر دو گروه خويشاوند هستند. به عبارت ديگر، بسيارى از مسلمانان كنونى فلسطين از نظر نژادى عرب نيستند بلكه ادامه همان قبايل بنى اسرائيل هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خاندان سلطنتى هيرود و اشراف و روحانيون يهودى (هم صدوقيون و هم فريسيون) با قساوت شديد به سركوب مسيحيان اوليه دست زدند در حدى كه شدت عمل آن ها با اعتراض‏ دولت روم مواجه شد. چنان كه مى‏ دانيم، طبق روايت مسيحيان، عيسى مسيح عليه السلام با توطئه اشراف و كاهنان يهودى مصلوب شد و مدتى بعد برادر او به نام يعقوب به دست يك كاهن عالى رتبه يهودى به قتل رسيد. يعنى، عيسى ابتدا در شوراى عالى سنهدرين، كه مهم ترين مجمع داورى يهوديان است، محاكمه و به مرگ از طريق مصلوب شدن محكوم شد و سپس روحانيون يهودى با اصرار حكم مرگ او را از پانتيوس پيليت، فراماندار رومى منطقه، گرفتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخى محققين معتقدند كه يهودا اسخريوطى در ميان حواريون عيسى مسيح عليه السلام يك شخصيت نمادين است به معنى يهودى كريه. يعنى او نمادى است از يهوديانى كه با مسيحيت مقابله خونين كردند. چنان كه گفتم، يهوديان تا اواخر قرن نوزدهم ميلادى در اروپا خود را يهودى‏  نمى‏ خواندند بلكه عبرانى يا اسرائيلى مى‏ ناميدند زيرا اين نام در ميان مردم اروپا به شدت منفور بود. ولى از اواخر قرن نوزدهم يهوديان اروپا با تعمد عجيبى شروع كردند به استفاده از نام يهودى. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;33 سال پس از ماجراى مصلوب كردن عيسى مسيح عليه السلام موجى از انقلاب سراسر سرزمين كنونى فلسطين را فراگرفت و اين موج در سال هاى 66 تا 73 ميلادى بار ديگر شعله ور شد. در جريان اين انقلاب، در سال 70 ميلادى شهر بيت المقدس به تصرف مردم درآمد و اشراف و روحانيون يهودى به تشكيل ارتش هاى خصوصى دست زدند و در كنار لژيون رومى به قتل عام مردم پرداختند. گروهى از مردم به معبد سليمان پناه بردند و در جريان جنگ آن ها با مهاجمين رومى و متحدين يهودى ايشان معبد سليمان تصادفا به آتش كشيده شد. اين گزارشى است كه فلاويوس جوزفوس، مورخ سرشناس يهودى، در تاريخ خود به نام جنگ هاى يهوديان به دست داده است. كتاب جوزفوس يكى از مهم ترين منابع تاريخ آن عصر است و متن كامل آن بر روى‏  اينترنت موجود است و كسانى كه علاقمند باشند مى‏ توانند مراجعه كنند. يك دليل مهم بر اين كه خود سران يهودى در تخريب و سوختن معبد سليمان نقش داشتند اين است كه در جريان اين جنگ هاى خيابانى شمعون بن جماليل، رئيس شوراى سنهدرين، به همراه ايشمائيل (اسماعيل) بن اليشا، حاخام بزرگ ديگر يهودى، به دست مردم كشته شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آتش سوزى فوق و تخريب معبد سليمان آغاز دياسپورا نيست. يعنى در سال 70 ميلادى‏  اشراف و روحانيون يهودى از سرزمين يهوديه مهاجرت نكردند. در كتاب زرسالاران نشان داده ام كه تا حدود سه قرن و نيم پس از ماجراى تخريب معبد سليمان مركز يهوديان همچنان در فلسطين بود و آن ها به تدريج و براى كسب و كار و تجارت به بين النهرين مهاجرت كردند. در سال 193 ميلادى يهودا ناسى رياست يهوديان را به دست گرفت و حدود 50 سال با قدرت فراوان بر ايشان حكومت كرد. اين يهودا ناسى شخصيت بسيار مهمى است و در واقع بنيانگذار يهوديت جديد به شمار مى‏ رود. او با خاندان رومى سوروس رابطه نزديك داشت و يكى از رجال سياسى‏  مقتدر و از ثروتمندان بزرگ امپراتورى روم به شمار مى‏ رفت. و همو بود كه با تدوين اولين مجموعه فقهى يهودى به نام ميشنا بنيان يهوديت جديد را ريخت. ادامه كار بر روى ميشنا به تدوين تلمود انجاميد. حتى در نيمه دوّم قرن چهارم ميلادى ژوليان، امپراتور وقت روم، چنان رابطه نزديكى با اشراف يهودى داشت كه در ميان مسيحيان به«ژوليان مرتد»معروف شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرانجام، در اوايل قرن پنجم ميلادى اليگارشى يهودى شوراى سنهدرين و مركز فعاليت خود را به طور كامل در بين النهرين قرار داد و اين اقدام كاملا ارادى و طبيعى و به خاطر منافع مالى و تجارى و سياسى بود. يعنى در طول اين چهار قرن هيچ گاه مسئله اى به نام اخراج اجبارى‏  يهوديان از بيت المقدس و سرزمين فلسطين وجود نداشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عجيب است كه در اين دوران طولانى يهوديان هيچ تلاشى براى بازسازى معبد سليمان نكردند. در حالى كه مثلا در دوران اقتدار يهودا ناسى مى‏ توانستند اين كار را بكنند. و عجيب است كه در دوران بيزانسى هم نه مسيحيان و نه يهوديان به بازسازى اين معبد دست نزدند و تنها بعدها، پس از فتح بيت المقدس به وسيله سپاه مسلمانان در زمان خليفه عمر در ربيع الثانى سال 16 هجرى/637 ميلادى بود كه مسلمانان در جوار محل معبد، مسجد الاقصى (قدس شريف) را ساختند و در اواخر قرن هفتم ميلادى عبدالملك مروان، خليفه اموى، اين بنا را كامل كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مورخين در اين ترديد ندارند كه مسلمانان بدون خونريزى و تخريب وارد بيت المقدس شدند. در اين زمان محل معبد سليمان تلى از خاك بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جالب است بدانيم كه عمر در جريان لشگركشى به سوريه قصد فتح منطقه فلسطين را نداشت ولى يهوديان شام و فلسطين او را به اين كار ترغيب كردند و به او در تصرف شهرهاى‏  منطقه يارى رسانيدند. در جريان فتح بيت المقدس يا قبل از آن يكى از حاخام هاى سرشناس يمن معروف به كعب الاحبار اسلام آورد و به يكى از مشاوران عمر و سپس عثمان بدل شد. بعدها، كعب الاحبار و كعب الاحبارها تأثيرات بسيار مخربى بر اسلام بر جاى نهادند. كعب الاحبار در اواخر عمر از مدينه به شام رفت و در دربار معاويه مقيم شد و در سال 35 هجرى در دمشق فوت كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طبق روايت طبرى و ابن اعثم كوفى، عمر دستور داد در محل عبادتگاهى كه در جنب محل معبد سليمان بود مسجد بسازند و سپس به ديدن محل معبد رفت. ديد كه محل معبد به تلى از خاك تبديل شده. با قباى خود مقدارى از خاك را برداشت و مردم را ترغيب كرد كه همين كار را بكنند و رومى‏ ها و مردم بيت المقدس را شماتت كرد كه خانه خدا را به خاكدان تبديل كرده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سپس، تا آنجايى كه مقدور بود بقاياى بناى معبد را از زير خاك خارج كردند. حالا يهودى‏ هاى‏  افراطى ادعا مى‏ كنند كه معبد سليمان در زيربناى كنونى مسجد الاقصى واقع است و مى‏ خواهند با تخريب مكانى كه يهوديان و مسيحيان حدود شش قرن به آن بى‏ اعتنا بودند و مسلمانان طى‏  1400 سال احترام و تقدس آن را حفظ كردند معبد سوم را بر پا كنند. (معبد اوّل گويا در جريان لشگركشى بخت النصر تخريب شد و معبد دوّم در سال 70 ميلادى. ) نكته مهمى را نيز بايد عرض كنم: در كاوش هاى باستان شناسى در محل كنونى‏  مسجد الاقصى هيچ اثرى از معبد سليمان متعلق به قبل از سال 520 پيش از ميلاد به دست نيامده است. به عبارت ديگر، قديمى‏ ترين بقاياى معبد سليمان متعلق به دوران داريوش اوّل هخامنشى است. بخش عمده بقاياى اين معبد، از جمله ديوار معروف به«ديوار براق»، «ديوار قديمى»يا«ديوار گريه» (حايط المبكى) ، متعلق به زمان هيرود، شاه يهود، است كه در حوالى سال 37 پيش از ميلاد ساخته شده و بنايى كه يهوديان آن را«برج داوود»مى‏ خوانند بسيار جديدتر از زمان داوود است و در قرن دوّم پيش از ميلاد و در زمان دولت حشمونى ساخته شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عبارت ديگر، داده هاى باستان شناسى به هيچ وجه ثابت نمى‏ كند كه در قرن دهم پيش از ميلاد و در زمان سليمان در اين مكان معبدى احداث شده باشد آن هم با آن عظمت و شكوهى كه در عهد عتيق توصيف شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يهوديان از قرن دوّم ميلادى در حواشى رودهاى دجله و فرات قلعه هاى يهودى نشين ايجاد كرده بودند كه مهم ترين آن ها نهر دعا و سورا و فم البداه بود. اين قلعه ها يا شهرها هم مراكز تجارى‏  و مالى يهوديان بود و هم مراكز علمى آن ها و نتيجه فعاليت حوزه هاى علميه مستقر در همين مراكز بود كه در قرن پنجم ميلادى به تدوين تلمود انجاميد. بعد از اين كه شهر بغداد ايجاد شد و اين شهر به مركز سياسى و اقتصادى دنياى متمدن آن زمان تبديل شد، يهوديان نيز قلعه هاى‏  فوق را تخليه كردند و مركز خود را به اين شهر منتقل نمودند. از اين پس بغداد به مركز يهوديان جهان و محل استقرار رهبران يهودى تبديل شد كه بر جوامع يهودى سراسر جهان نظارت داشتند. مثلا، مكاتباتى از سعديه گائون، حاخام بزرگ يهوديان بغداد در قرن دهم ميلادى، در دست است كه نشان مى‏ دهد او به رؤساى جوامع يهودى اندلس و آلمان امر و نهى مى‏ كرد. يا شموئيل نقيد، وزير مقتدر يهودى دولت اسلامى غرناطه (اندلس) در قرن يازدهم ميلادى، خود را تابع حزقيا بن داوود، رئيس يهوديان جهان كه ساكن بغداد بود، مى‏ دانست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;● اسطوره انكيزيسيون &lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; چهارمين اسطوره تاريخى، كشتار يهوديان شبه جزيره ايبرى به وسيله انكيزيسيون يا دستگاه تفتيش عقايد كليسا است كه به مهاجرت انبوه آن ها از شبه جزيره ايبرى در اواخر قرن پانزدهم و نيمه اوّل قرن شانزدهم ميلادى و پراكنده شدن ايشان در ساير نقاط جهان انجاميد. در جريان تحقيق خود متوجه شدم كه اين ماجرا نيز تحريف آشكار تاريخ و دروغى بسيار بزرگ است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در كتاب زرسالاران به طور مشروح و مستند نشان داده ام كه اليگارشى يهودى از شروع موج جنگ هاى صليبى عليه دولت هاى مسلمان شبه جزيره ايبرى به عنوان شريك حكام مسيحى‏  شمال اسپانيا عمل مى‏ كرد و از اين غارتگرى‏ ها سهم و سود مى‏ برد. و آن ها از همان زمان، بدون اين كه اجبارى در كار باشد، صرفا براى دستيابى به مقامات عالى حكومتى و مناصب دولتى و مالى و انباشت ثروت بيشتر به ظاهر مسيحى مى‏ شدند. اين موج مسيحى شدن ظاهرى موجب پيدايش گروه كثيرى از يهوديان مخفى شد كه به مارانوها موسوم اند. اين مارانوها خاندان هاى‏  گسترده اى را ايجاد كردند كه از قرن شانزدهم نقش بسيار بزرگى در تحريكات استعمارى ايفا كردند و تا به امروز پا بر جا مى‏ باشند. خاندان مندس يك نمونه مهم است كه در مجلدات مختلف كتاب زرسالاران درباره آن به طور مشروح توضيح داده ام. اين خاندان در قرن شانزدهم نقش بسيار بزرگى در اقتصاد اروپا و عثمانى داشت و در ايجاد جنگ هاى ايران و عثمانى بسيار مؤثر بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خاندان ملامد نمونه جالبى است كه اين تسلسل و پيوستگى عجيب را نشان مى‏ دهد. اولين فرد شناخته شده اين خاندان مه ير ملامد است كه داماد آبراهام سنيور بود. آبراهام سنيور حاخام يهوديان كاستيل و مشاور و كارگزار مالى ايزابل، ملكه كاستيل، بود. او همان كسى است كه هزينه لشگركشى به غرناطه و انهدام آخرين دولت اسلامى اندلس را تأمين كرد و سپس به همراه ساير يهوديان دربار ايزابل هزينه سفر كريستف كلمب را فراهم آورد. بعد از مرگ آبراهام سنيور، ملامد جانشين او و منشى ملكه ايزابل شد. سنيور و ملامد طى مراسم باشكوهى با حضور ايزابل و شوهرش فرديناند مسيحى شدند و نام خانوادگى كورونل را بر خود نهادند. در قرون بعد اعضاى‏  خاندان ملامد در بسيارى از نقاط جهان از جمله در ايران پراكنده شدند. در قرن هيجدهم سليمان تاو ملامد حاخام يهوديان مشهد بود. در نيمه اوّل قرن بيستم حاخام رهاميم ملامد رئيس يهوديان شيراز بود و بعد از او پسرش به نام عزرا ملامد يكى از حاخام هاى بزرگ دولت اسرائيل شد. ليوملامد از تجار و صرافان بزرگ شيكاگو بود. برنارد ملامد از نويسندگان سرشناس آمريكايى است كه به علت نگارش مطالب جنسى و غير اخلاقى شهرت فراوان دارد. امروزه زلمان ملامد و رهاميم ملامد كوهن از حاخام هاى سرشناس اسرائيل هستند و جالب تر اين كه ليونيد ملامد از گردانندگان صنايع اتمى روسيه است! تاريخنگارى يهود و تاريخنگارى رسمى غرب ادعا مى‏ كند كه دستگاه انكيزيسيون در شبه جزيره ايبرى براى مقابله با اين مارانوها و براى ممانعت از سلطه يهوديان مخفى بر جوامع مسيحى ايجاد شد. در كتاب زرسالاران ثابت كرده ام كه برعكس اين يهوديان به ظاهر مسيحى‏  (مارانوها) بودند كه با تحريكات خود كليساى رم را به ايجاد دستگاه انكيزيسيون واداشتند. طرّاح و معمار فكرى انكيزيسيون يك كشيش يهودى الاصل به نام آلفونسو اسپينا بود كه با همدستى‏  آلفونسو اوروپزا، رئيس طريقت سن جروم كه او هم يهودى الاصل بود، فعاليت شديدى را عليه مسلمانان شهر مادريد شروع كرد. (در آن زمان اكثر سكنه مادريد مسلمان بودند. ) و بالاخره در اثر فعاليت اين دو نفر و ساير يهوديان مقتدرى كه دربار ايزابل و فرديناند را در كنترل كامل خود داشتند، پاپ سيكستوس چهارم در نوامبر 1478 ميلادى مجوز تأسيس محكمه تفتيش عقايد را صادر كرد. هدف ريشه كن كردن كامل اسلام از شبه جزيره ايبرى بود. جالب تر اين است كه سيكستوس چهارم از جمله پاپ هايى است كه با يهوديان رابطه حسنه داشت. پس از صدور فرمان پاپ، در سال 1486 آلفونسو دلا كاوالريا، از خاندان يهودى لاوى (لوى) و وزير مقتدر فرديناند، محكمه تفتيش عقايد را در بارسلونا برپا كرد. از آن پس، انكيزيسيون يك نهاد رسمى‏  كليسايى تلقى مى‏ شد كه مشروعيت خود را از پاپ مى‏ گرفت و بدنامى آن نيز به نام كليساى رم تمام مى‏ شد ولى در عمل در خدمت اهداف غارتگرانه بود. توماس توركويه مدا، دادستان كل انكيزيسيون در سراسر اسپانيا و ديه گودزا، دادستان بعدى، هر دو يهودى الاصل بودند. بعدا كاردينال فرانسيسكو خيمنس دادستان كل انكيزيسيون شد. او قبلا اسقف طليطله بود و بعد از فتح غرناطه اسلامى به عنوان حكمران اين شهر منصوب شد و كتاب سوزان و كشتار بزرگى به راه انداخت. در قرن شانزدهم ميلادى اعضاى خاندان خيمنس از شركاى خاندان مارانوى مندس در تجارت جهانى ادويه بودند و امروزه اعضاى اين خاندان در انگلستان حضور دارند و به عنوان يهودى شناخته مى‏ شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنابراين، داستان مهاجرت يهوديان اسپانيا و پرتغال در اواخر سده پانزدهم و سده شانزدهم ميلادى نيز از جنس مهاجرت داوطلبانه آن ها از بيت المقدس در قرون اوليه مسيحى است كه بعدها افسانه ها ساختند و آن را تبعيد اجبارى وانمود كردند. در واقع اين يك موج داوطلبانه و براى مشاركت فعال در تكاپوهاى استعمارى و تجارى قرن شانزدهم بود. منابع معتبر تعداد اين مهاجرين را يك صد هزار نفر مى‏ دانند كه نيمى به سرزمين هاى اسلامى، به ويژه عثمانى و شمال آفريقا، و نيمى به سرزمين هاى اروپايى رفتند. اين مهاجرت يكجا نبود و در يك فاصله يكصد ساله صورت گرفت. در كتاب زرسالاران نشان داده ام كه انتساب اين مهاجرت به دستگاه تفتيش عقايد و«ستم دينى»كاملا بى‏ پايه است؛ زيرا كمى بعد اين يهوديان را در صفوف شكارچيان برده در غرب آفريقا و تجار برده در شمال آفريقا، «پلانتوكرات»هاى جزاير هند غربى و بنيانگذاران ايالات متحده آمريكا، غارتگران هند و خاور دور، پايگاه هاى بومى اليگارشى مستعمراتى اروپا در سرزمين هاى اسلامى، و صرافان و تجار آمستردام و آنتورپ و لندن مى‏ يابيم و در پيوند با حكمرانان مسيحى اروپاى غربى. جابجايى جمعيتى كانون هاى يهودى از نيمه دوّم سده پانزدهم تا پايان سده هجدهم زيرساخت اقتدار مالى يهوديان در سده نوزدهم و شالوده هاى‏  نقش مهم آنان را در پيدايش نظام جديد سرمايه دارى فراهم آورد. مورخين دانشگاه عبرى‏  اورشليم اين جابجايى جمعيتى را«تداركى براى صعود نقش يهوديان در تكاپوى اقتصادى عصر جديد»مى‏ دانند. در واقع چنين است. اگر كانون هاى بسته و منسجم يهودى در مراكز اصلى‏  تجارت جهانى سده هاى شانزدهم و هفدهم مستقر نمى‏ شد و اگر با حفظ پيوندهاى ميان خود يك شبكه بين المللى كارا و منسجم را پديد نمى‏ ساخت، يهوديان هيچگاه نمى‏ توانستند به جايگاه امروزين دست يابند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 13:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gharb&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>gharb</dc:creator>
<guid>http://gharb.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
