این پرسش وپاسخ را درباره شبهاتی که اطراف دولت نهم است به شما تقدیم می کنم. از تمام دوستان انتظار دارم در صورت توان بحث را جدی تر و علمی تر ادامه دهند. امیدم این است که تمام موافقان و مخالفان خاتمی وهاشمی واحمدی نژاد و... به صورت منطقی و عاقلانه وبه دور از احساسات غیرمنطقی مباحث خود را به پیش برند تا بتوانیم اینده بهتری داشته باشیم...
1) اوضاع اقتصادی ومعیشتی مردم دردوران اصلاحات بهتر بود یادر دوران دولت نهم بافروش نفت بشكه ای147 دلار؟
جواب:1) اوضاع اقتصادی مردم را باید درست تحلیل کرد: ازنظر دادن حق وحقوق بازنشستگان و پرستاران و معلمان وزیاد کردن حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی قطعا دولت نهم بهتر بود. بله برخی اجناس به دلایلی گران تر شد که عبارتند از: خشکسالی بی سابقه در پنجاه سال اخیر، گرانی عجیب جهانی، بحران بزرگ اقتصاد جهانی که با بحران بزرگ سال 1930 مقایسه می شود، بالا رفتن دستمزدها، گرانی مواد خام وارداتی که در اثر بحران جهانی گران تر شده بود، سیاست وام دهی دولت نهم که زیاد بود ولی دولت در یکسال اخیر جلویش را گرفته است، همکاری مافیای قدرتمند اقتصادی احزاب کارگزاران و مشارکت و کرباسچی و هاشمی و بهزاد نبوی و...
البته می دانیم که با رفع برخی از این موانع و سیاست های حساب شده دولت نهم ارزانی چند ماهه اخیر هم امد. خصوصا در مسکن که در برخی جاها تا یک سوم زمین ارزان تر شده است واین اولین بار است که در چند دهه اخیر در این دولت به سه دلیل علمی و فنی زمین اینقدر ارزان شده است: زمین های 99ساله، حمایت از انبوه سازان، تعطیل وام خرید مسکن و شروع جدی وام تولید مسکن و مشوق های دولت برای انبوه سازان.
این دلایل نشان از هوشمندی فوق العاده تیم اقتصادی دولت نهم دارد. نرخ تورم هم در حال کم شدن هست.
2) تورم 14% در دوران اصلاحات بهتر بود یا تورم 35% دوران دولت نهم؟
جواب2) تورم دولت هشتم حدود18% بود ودولت نهم حدود 24% لطفا دروغ ننویسید. این را هم در بند قبلی توضیح دادم.
3) درآمد دولت بابت نفت 9 دلاری دوران اصلاحات و نبود منابع باد آورده صندوق ذخیره ارزی بیشتر بود یا بابت فروش نفت 147 دلاری دوران دولت نهم به اضافه مبلغ هنگفت 160000 میلیارد تومانی صندوق ذخیره ارزی ایجاد شده در دولت اصلاحات؟
جواب3) در دولت هشتم نفت بالا و پایین شد در دولت نهم هم همینطور. فقط چند روز نفت 148 دلار بود و متوسطش نصف این هم نبود. می دانید که این روزها حدود 40 دلار است. در دولت هشتم هم همینطور است. نفت بالا و پایین می شد. بین 10 تا 50-60 دلار بود. بودجه نفت هم دست دولت نیست ومجلس هفتم وهشتم هم موانع زیادی برای دولت درست کردند که از صندوق ذخیره ارزی استفاده کند و مجمع تشخیص هم بار اضافی به بودجه سال 1387 بست ولی دولت با مدیریت بودجه امسال را کنترل کرد و تورم را نگه داشت وحتی در ماه اخیر تورم را کم کرد که دستاورد مثبتی است. ضمن اینکه فروش نفت و اقتصاد نفتی کلا چیز خوبی نیست. فقط شایان ذکر است که دولت نهم وابستگی بودجه به نفت را کمتر کرد وبا سیاست های مناسب صادرات غیر نفتی را امسال در مرزبیست میلیلارد دلار بالا برد که دستاورد بزرگی است.
4)وجهه وآبروی بین المللی ایران دردوران اصلاحات بهتربودیادر دوران دولت نهم؟
جواب4) قطعا وجهه بین المللی ایران خصوصا بین مردم ازاده جهان در دولت نهم بهتر شد. عزت و مصلحت وبحث هسته ای و موشکی و جنگ 33 روزه وجنگ 22 روزه غزه نیز از موفقیت های ممتاز دیپلماسی دولت نهم بود که قطعا دولت خاتمی نمی توانست اینقدر موفق عمل کند. تعلیق هستهای دولت خاتمی شرم ایرانیان بود وهیچگاه از کارنامه خاتمی و حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی پاک نخواهد شد. چرا اگر منظورتان زورگویان جهان است، قطعا خاتمی رابیشتر می پسندیدند. الان هم همینطور است.
5) میزان صداقت مسئولین و شخص رئیس جمهور در ارائه آمار و ارقام و گزارش عملكرد دولت به مردم در دولت اصلاحات بیشتر بود یا در دولت نهم؟
جواب5) صداقت احمدی نژاد را در کار وتلاش و نجابت او وآزادی خبرنگاران و دانشگاه امیرکبیر دیدیم که حتی وقتی عکس او را اتش زدند، کاری به ان احمق های اصلاح طلب نداشت، ولی خاتمی در همان دانشگاه برخورد بدی با افراطی های تحکیم که مخالفش بودن داشت. عدم صداقت خاتمی را در داستان گریه اش برای رای گیری و نفی ولایت حضرت امیر در حدیث ولایت برای گرفتن رای سنی ها و دروغگویی اش در جریان دست دادن گنه کارانه با زنان ودختران ایتالیایی را یادمان نمیرود.
6)میزان آزادی مردم و دانشجویان و رسانه ها و مطبوعات در انتقاد به دولت و شخص رئیس جمهور و همچنین دیگر آزادیهای مدنی در دوران اصلاحات بشتر بود یا در دولت نهم (كه تعداد زیادی از دانشجویان ستاره دار و دستگیر شدند و بسیاری از اساتید منتقد از دانشگاهها اخراج گردیدند و...)؟
جواب6) مطمئنا آزادی که دکتر احمدی نژاد به مخالفانش داده بسیار زیاد است و می بینید که هر روز حجم دروغ ها علیه احمدی نژاد اینقدر زیاد است که مردم دیگر به این مطبوعات و سایه نامه های کارگزارانی و مشارکتی و دوم خردادی کاملا بی اعتنا شدها ند و در یزد دیدیم که صدها هزار نفر به استقبال دکتر رفتند و یک صدا مخالفتشان را با دروغ گویی اصلاح طلبان و برخی اصولگرایان مدعی اعلام کردند. همین حزبی نبودن دکتر احمدی نژاد باعث شده که مدافع چندانی نداشته باشد ولی مردم مسائل را خوب می فهمند و دستان پشت صحنه را خوب می بینند.
7) بستر و زمینه سرمایه گذاری. كار و فعالیت در شروع دولت اصلاحات با اون مشكلات كشور در سال 76 مناسبتر بود یا در شروع دولت نهم كه در بسیاری از بخشها كشور به توسعه كامل یا نسبی رسیده بود و یا مگر دولت اصلاحات كمبودها و تهدیدهای سال 76 را به فرصت و در مقابل آن دولت نهم فرصت ها را به تهدید و بحران تبدیل و یا به عبارتی فرصت سوزی نكرد؟
جواب7) مشکلات کار وتولید وتحریم ها در دولت نهم کمتر از دولت هشتم نبود، شرایط واقعی را بحث کنید نه شرایط ذهنی خودتان را. خصوصا که برادران مافیای وابسته به احزاب و قلدرهای رئیس مجمع... و بنیاد بارن و ... را هم در نظر بگیرید . حقیقتا صبر و کار وتلاش دولت احمدی نژاد جلوی مخالفینش برای من هم تعجب برانگیز بود و می دانید که رشد اقتصاد ما حدود 7درصد است که در دولت خاتمی حدود5درصد بود.
8) تحریمها و قطعنامه های بین المللی در شورای امنیت علیه ایران در دولت اصلاحات بیشتر بود یا در دولت نهم كه در طول3سال 4قطعنامه سنكین كه منجربه قطع ارتباط اكثركشورهای درجه1 و2 و پیشرفته جهان باما شد؟
جواب8) تحریم قلدران اتفاقا نشانه حقانیت وظلم ستیزی و استکبارستیزی دولت نهم بود و ملاک قضاوت نیست، البته اگر احساسی حرف نزنید و از ساختار شورای امنیت و مجامع جهانی صهیونیتسی خبر داشته باشید که در جنگ غزه همه رسوا شدند ودیگر حتی اطفال هم می دانند که اینها طرفدار زورگویان هستند نه راستگویان و مستقل هایی چون دکتر احمدی نژاد.
9) بیشترین آبروریزی در سطح مدیران ارشد دولت از فساد اخلاقی تا فساد مالی و غیره در دولت اصلاحات بیشتر بود یا دولت مدعی انقلابی گری و مكتب گرایی نهم كه چند وزیر آن جاعل و دارای مدارك تقلبی (پروفسور كردان. دكتر متكی و دكتر رحیمی) . رئیس سازمان میراث فرهنگی آن مدعی ارتباط با اسرائیل و صهیونیست (جناب مشایی). وزیر میلیاردی كشور آن دارای شائبه فساد مالی (سردار محصولی). معاون یك دانشگاه آن و مسئول حراست دیگر دانشگاه ان تجاوز كننده به دختران دانشجو و فرمانده نیروی انتظامی آن هم...
جواب9) فساد جنسی مدعیان اصلاخات را هیچ گاه یادم نمی رود. یادت هست مهاجرانی و دختران گفتگوی تمدن ها را! فراموش نمی کنی که مهاجرانی با شکایت زن ششمش به انگلیس فرار کرد تا به زندان نیفتد؟ فراموش نمی کنی که خاتمی با دخترای ایتالیایی چه کرد؟ بعد تکذیب کرد ودید رسوا شده تایید و توجیه کرد؟ یادت نمی رود که برخی اصلاح طلب ها که مخالف فیلتر سایت های سکسی بودند را و می گفتند که ما خودمان هر روز به این سایت ها سر می زنیم. من که کاملا یادم هست! فراموش نمی کنی ماشین های سیصدمیلیونی بیت المال را که احمدی نژاد به زور از زیر پای خاتمی و کروبی بعد از چند ماه توانست بیرون بکشد؟ فراموش نمی کنی که موبایل های دولتی که دست اطرافیان خاتمی بود و دکتر احمدی نژاد چند ماه تلاش کرد که چهارصد موبایل دولتنی را به خزانه بیت المال برگرداند؟ بگذریم...
کردان هم تحمیلی مجلسی ها به دکتر احمدی نژاد بود که کاندیدای دکتر، آقای مهدی هاشمی بود که مجلسی های طرفدار هاشمی و خاتمی گفتند الا ولله که کردان باید وزیر شود والا به او رای نمی دهیم و مثل وزارت نفت که به چهار وزیرش رای ندادیم... درباره محصولی هم صرف اتهام هیچ چیز را ثابت نمی کند منطق داشته باشید. درباره مشایی هم دکتر احمدی نژاد مقابلش موض گیری کرد ولی رسانه های برادران مافیا که اکثریت را در رسانه هادر دست دارند، انتقاد دکتر را پوشش نداند و فقط حرف های مشایی را منعکس کردند و با دخالت مستقیم آقا بود که به اینان اخطار دادند که این بازی های رسانه ای را تمام کنند. هنوز هم شماها... درباره تجاوز به ان دخترک هم چه ربطی دارد استاد یک دانشگاه با رئیس دولت؟؟!! ضمن اینکه دولت برخورد لازم را کرد و شخص خاطی دستگیر شد. پیشنهاد می کنم در مسائل سیاسی اسیر بازی های رسانه ای نشوید.
کارشناسانه بودن فعالیتهای دولت نهم از نگاه رهبرحکیم انقلاب (۱۱ مورد)
1. كارى كه در كشور در اين زمينه - چه در چالش بينالمللىِ مربوط به كار هستهيى، چه در خود كار هستهيى - دارد انجام مىگيرد، كارى است كه با حكمت و مشورت دارد انجام مىگيرد؛ اين را ملت ايران بدانند. گاهى اظهار نگرانى مىشود كه نبادا كارِ غيرمدبرانهيى انجام بگيرد؛ نبادا تصميمات فردى گرفته بشود؛ نه، قضيه اينجور نيست. خوشبختانه مسؤولان كشور در اين مسأله همرأى و همفكرند؛ كار با مشورت، با تدبير - از اول و در اين دو سال و اندى هم همينجور بوده است - و با فكر جمعى انجام گرفته است و پيشرفت كردهايم. بعد از اين هم همينجور خواهد بود. افرادى مردم را نترسانند كه ممكن است كار بىمشورت باشد، عجولانه باشد؛ نه، نخير؛ كار دارد درست با حكمت و همه جانبه، با توجه به جوانب گوناگون، پيش مىرود.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبههاى نماز جمعهى تهران ۱۳۸۴/۰۷/۲۹
2. خوشبختانه آنچه كه مسؤولان در طول اين مدت و امروز تصميم گرفتهاند، متكى به كارِ كارشناسى و متكى به عقبهى دورانديش و خبره و وارد در مسائل سياسىِ بينالمللى و مسائل فنى است؛ مىفهمند چه كار مىكنند و درست عمل كردهاند.
18/11/1384 در ديدار پرسنل نيروى هوايى
3. در مجموعهى كسانى هم كه امروز در دولت و قوهى مجريه مشغول فعاليت هستند، انسان مشاهده ميكند كه ذهنهاى باز، فعال و نگاههاى عالمانه در بين آنها زياد است.
9/6/1385 در ديدار خبرگان منتخب ملت
4. علاوه بر آنچه كه انسان در نشانههاى كارى آنها ميتواند ببيند، در گزارشهاى رسمى و اطلاعاتى و ديدارهايى كه ما با بعضى از وزراى محترم داريم، انسان دارد مشاهده ميكند و مىبيند ذهنيت منطقى، متكى به نگاه علمى و دور از مسامحهكارى در محاسبه وجود دارد.
9/6/1385 در ديدار خبرگان منتخب ملت
5. الان، برنامهها اينطور است. دارند فكر ميكنند، كار ميكنند، بررسى ميكنند و بىوقفه اقدام ميكنند و حركت ميكنند؛ اين خيلى مغتنم است.
9/6/1385 در ديدار خبرگان منتخب ملت
6. حالا گيرم كه در فلان مسئلهى اقتصادى ممكن است نظرى داشته باشد كه با نظر فلان كارشناس يكسان نباشد؛ خوب نباشد؛ اين، از اهميت و ارزش كار دولت نميكاهد.
18/7/1385 در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى
7. يك نكتهى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اينگونه تصور ميشود كه عقبهى كارشناسى دولت نهم، عقبهى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبهاى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مىبينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اينگونه اظهارات و شايعهپراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مىبينيم نه، بىتأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبهى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اينطور نيست.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلها 27/7/1385
8. امروز برنامههاى مسئولان كشور براى ساختن و بِناى آينده در بخشهاى مختلف، برنامههاى حسابشده و روشنى است.
4/6/1386در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت
9. من حرفهايى را كه مخالفان شما و منتقدان باانصاف و بىانصاف شما در زمينهى كارشناسى نشده بودنِ كارهاى دولت ذكر مىكنند، هيچ جدى نمىگيرم و آنها ملاك قضاوت من نيست؛ چون مىبينم كه يك جاهائى كارهاى كارشناسى بسيار خوبى هم انجام مىگيرد.
4/6/1386 در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت
10. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همهى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است.
4/6/1386 در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت
11. مطرح كردن نظريههاى اجرائى دولت، قبل از ورود در مرحلهى آزمون و خطا، در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتى؛ اين خيلى خوب است. البته من به شما عرض بكنم؛ مسئولين دولت و رئيس جمهور محترم غالباً مدعايشان اين است كه اين كار را انجام ميدهند؛ نميشود گفت كه مطلقاً نميكنند. بنده بارها همين موضوع را به مسئولين، از جمله رئيس جمهورِ بسيار پر كار و زحمتكش و صميمىمان گفتهام؛ ايشان هم ميگويد ما مطرح ميكنيم، در دانشگاه مطرح كرديم، يا فلان گروه تحقيقاتى اقدام كردند.
14/2/1387در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز منبع:به سوی دولت اسلامی
محصولات تولیدی وبلاگ به سوی دولت اسلامی
این بخش همچنان ادامه دارد و حتما به این وبلاگ ومحصولاتش سربزنید، باز هم بچه های طلبه قم که اخرین نظرسنجی دوستانم در مدارس مختلف حوزه علمیه قم حکایت از آن دارد که طلاب که قبلا حدود هشتاد درصد حامی دکتر احمدی نزاد بوده اند با دیدن کارهای سرسختانه و مسلمانانه دولت نهم به حدود ۸۶ درصد رسیده اند. مطوئنم سایر اقشار منصف جامعه هم که خدمت گزاری این دولت را دیده اند،هم چنین هستند.
*معرفی نرم افزارجامع سفرهای استانی"نگاه از نزدیک"،به زودی برای دسترسی عموم با تیراژ بالا منتشر خواهد شد.
*بازگشت به روح انقلاب ،مقایسه انتقادی دولتهای قبل بادولت نهم دربیانات رهبری(30مورد)جزوه،دانلود
*روایت 4سال تنهایی؛خلاصه بیانات رهبری درحمایت ازدولت مکتبی(223 مورد)جزوه،دانلود
*منشور روحانیت/رسالت حوزه هاي علميه جزوه،دانلود
*جام زهر/ پیامی برای همیشه تاریخ جزوه،دانلود
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی:
*نقشه راه؛ نمودار بیانات مقام معظم رهبری درباره دولت / دانلود
*خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 87 (51 مورد تاکنون) - / مطلب تولیدی
*خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 86 (65 مورد) / مطلب تولیدی
*خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 85 (64 مورد) / مطلب تولیدی
*خلاصه ی بیانات رهبری در حمایت از دولت نهم، سال 84 (43 مورد) / مطلب تولیدی
*بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره سفرهای استانی(14 مورد) /مطلب تولیدی
*تعاریف رهبری از دولت نهم به صورت موضوعی و تعداد تاکید بر آن /جدول تولیدی
*چرا احمدي نژاد؟ / عناوین یک وبلاگ مفید
*برنامه دولت نهم / دانلود
*گذار از دولت مدرن 2 -/مقاله
*گذار از دولت مدرن 1 - /مقاله
*«گفتار در روش ايرانيان» - / کتاب/دانلود
*تجلي هويت ايراني در نيويورك؛ نبرد متافيزيكي در كلمبيا - کتاب/دانلود
*52 شماره از گزارش جمهور برای دانلود -/دانلود
* نامه دولت اسلامي 2 – /فصلنامه/ دانلود
* نامه دولت اسلامي 1 - /فصلنامه/ دانلود
انتخابات را برای غربگرایان و وطن فروشان نمی خواهم....
درباره انتخابات، به وضوح با غربگرایان افراطی و دوم خردادی ها و کارگزارنی ها و طرفداران هاشمی و خاتمی و کروبی موافق نیستم. حال چه اسمشان در لیست اصولگراها باشد یا نباشد. قطعا نیاز به افراد متعهدی داریم که تخصص های لازم را دارند و در راه اسلام و انقلاب تلاش و کوشش می کنند. این مطلب خواندنی است: تبیینی بر نماینده مطلوب مجلس از منظر امام(ره) در آدرس: http://www.armankhahi.blogfa.com/post-132.aspx
همین چندی پیش بود که مجیدمجیدی هنرمند عالیمقام کشورمان در جواب گستاخی عبدالکریم سروش به پیامبر اسلام خروشید و از حق عزیز خدا دفاع کرد. در مقابل هم برخی دوم خردادی های بی دین (مثلزیدابادی) باز هم از سروش به اسم ازادی دفاع کردند! یادم امد به ایامی که خاتمی حاکم بود که چطور از دین ستیزان به بهانه ازادی بیان دفاع می کردند و چه اهانت هایی که به مقدسات و عقلیات مسلم بشری نشد! به همین جهت اصلا به همیاران اصلاح طلب و کارگزاران و خاتمی و هاشمی و کروبی رای نمی دهم. مثل روز روشن است که اینها پساز به قدرت رسیدن باز هم با بیگانه ارتباط می گیرند و به مقدسات توهین می کنند و برای حزب خود می اندوزند. داستان دیدار محرمانه رضا خاتمی علیه برنامه هسته ای دکتر احمدی نژاد با سفیر آلمان گویای همین است.
برای مطالعه بیشتر:
همه چیز درباره ملاقات ننگین خاتمی با آلمانی های بیگانه
بيانيه مهم انتخاباتي چهرههاي شاخص اصولگرا
دليل لغو سخنراني حسينيان در دانشگاه تهران
AFP: اصولگراها مجلس را در دست ميگيرند
نقد عالمانه آيت الله جعفر سبحاني بر سخنان سروش
نقد دكتر عبدالله نصري بر سخنان سروش
نقد استاد بهاءالدين خرمشاهي بر سخنان سروش
مجيدي: اگر روشنفكران سكوت نميكردند، امروز جسارت به پيامبر و قرآن نميرسيد
فرياد هنرمند جهاني در سكوت مدعيان ديانت
تقدير آيتالله سبحاني از مجيدي
|
نظريه فرهنگ در دولت نهم/ دكتر محي الدين احمدزاده |
|
۱- مقدمه بدون ترديد، با روي کار آ«دن هر دولتي در ساختار سياسي جمهوري اسلامي پس از تحقق انقلاب اسلامي، رويکردهاي مختلفي نيز در حوزه فرهنگ و البته در چارچوب مباني و اصول قانوني در زمينه فرهنگ، برجستگي و اغلبيت يافته است. اين رويکردها در ساحت تحولات اجتماعي ـ فرهنگي، منجر به تأثيرات گسترده و عميقي در لايههاي فرهنگي جامعه ايران گرديده است. در اين جستار و مقال در صدد بازشناسي مؤلفههاي هويتساز و انسجامبخش در رويکرد دولت نهم نسبت به حوزه فرهنگ هستيم تا با احصاء و تجميع اين عناصر ذيل يک چارچوب نظري، نظريه فرهنگ در دولت نهم تبيين گردد. ...ادامه را حتما ببینید که مقاله جالبی است... |
ادامه مطلب
|
سه رويكرد در يك انتخاب |
|
متن حاضر، سخنراني بسیار زیبا و عمیق استاد حجت الاسلام ميرباقري در خصوص نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و چشماندازهاي دولت جديد است كه در نشست جمعي از روحانيون حوزه علميه قم در مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) ارائه گرديده است. حجت الاسلام مهدي ميرباقري رئيس فرهنگستان علوم اسلامي قم است. http://www.rajanews.com/News/?12054
|
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
مردم مسلمان و متعهد ايران! شيعيان عزادارِ هتک حرمت آمريکا و همدستانش به سرداب مقدس وليعصر(عج) و مدفن منور عسکريين(سلام الله عليهما)! مراجع معظم و روحانيت بيدار و آگاه! جامعه مدرسين حوزه علميه قم! دادگاه ويژه روحانيت! شوراي مديريت حوزه علميه قم!
ضديت با شريعت و هنجارشکني جامعه متشرعه، از جانب هر کس که باشد محکوم است و مورد تبري جامعه اسلامي است. آن روزها که کسروي جنايتکار به اسلام اهانت نمود، خميني روح الله با غيرت انقلابي و مثال زدني خود، بدون توجه به پزهاي روشنفکري و شماتت غافلان، بارها لعن و نفرين به او نثار کرد و در کتاب «کشف الاسرار» ش بارها نگاشت که «تُف بر کسروي باد ...» که اسلام را به تمسخر گرفته است. کسروي ظاهرا يک روحاني بود! تقي زاده هم که ظاهرا روحاني بود در ادامه راه غرب پرستي او، گوي سبقت را از فاحشه هاي سياسي ربود و به اسلام و ايران تا توانست خيانت روا داشت. باز هم داشته ايم کساني را که با سوء استفاده از لباس رو حانيت به اسلام خيانت کرده اند و رذيلت را براي خود خواستند.
شريعتمداري که فتواي به قتل امام و تاييد کودتاي نوژه را داد و منتظري که خون به دل روح الله عزيز کرد از همين قماشند. کديور که با واژگونه فهمي دين، اسلاميت نظريه ولايت فقيه را زير سوال برد و اشکوري که ملعونانه دست در دست دريوزگان غربي و غربگرا عليه ولايت و اسلام موضع گرفت، نيز از همين قماشند. اينان نه حجه الاسلامند و نه آيه الله، که مشتي نفس پرست و قدرت طلبند... دزداني در لباسي مقدس که ساده دلان و بي اطلاعان را مي فريبند و غرض ورزان و دشمنان را خواسته و ناخواسته ياري مي رسانند. و اين عجيب نيست که پسر ناخلف پيامبر مظلوم خدا، نوح(صلوات الله عليه) و جعفر، پسر امام دهم و... نيز به انحراف رفتند. شرط انسانيت و روحانيت نه آباء و اجداد و نه اسم و رسم و نه لباس خاصي، هيچ کدام نيست؛ بلکه تقوا و پاک دستي و حيا و اعتدال و دشمن شناسي و پاکدامني شرط مقوم روحاني بودن است.
«محمد خاتمي» نيز يکي از همان قماش است که متاسفانه با امکانات مالي و تبليغاتي فراوان داخلي و خارجي، از اين لباس، نهايت سوء استفاده را کرده و مي کند. او پس از سالها گسترش فرهنگ غربي و ليبراليستي در اين کشور و بها دادن به عناصر فاسد و غربگرا و غارتگري که با رياست او، به قدرت و ثروت رسيدند، اخيرا در سفري به ايتاليا اقدام به گناه علني لمس بدن اجنبي و مصافحه با چند زن بي حجاب کرد. بي حيايي و بي شرمي او آنچنان زياد بود که به راحتي حتي در مقابل دوربين ها با چشم درگي در مقابل نامحرمان بي حجاب ايستاد و به آرامي دستان آنان را فشرده و با آنان خنديد و گنه کاري و فسق پنهاني خود را به همه نماياند. او لياقت لباس مقدس پيامبر را نداردو او روحاني نيست بلکه عملکرد او جز ضربه زدن به روحانيت و اسلام و ايران نيست. هنجارشکني و اباحه گري او، بايد در دادگاه صالحه اي بررسي شود و اين لباس مقدس از شر او راحت شود. دادگاه ويژه روحانيت اگر به اين وظيفه خود عمل نکند فقط خشم خدا و مردم متدين را براي خود خريده است. در فرهنگ ايرانيان غير مسلمان هم حرمت زن پاس داشته مي شود.
حضرت روح الله و نايب حکيمش، شهيدان مظلوم، بهشتي و باهنر و محلاتي و مطهري و اشرفي و صدوقي و هزاران گل بوستان حوزه هاي علميه نمونه هاي ناب انسان هايي بوده اند که اسلام و حوزه ها به آنان مفتخرند. اميد که با خلع يد افراد سوء استفاده کننده از اسم و عنوان و لباسشان، دامن روحانيت پاک شود و مجاهدت ها و خدمات شايانِ بزرگاني چون: آيه الله سيستاني و آيه الله فاضل لنکراني و علامه مصباح يزدي و علامه جوادي آملي و .... با شهوت راني ها و قدرت طلبي هاي سبک مغزان بي ريشه، زير سوال نرود. حوزه علميه و قاطبه علما و طلاب از اين افرادِ سودجو تبري مي جويد و از اينان به پيشگاه وليعصر(عج) شکايت مي برد که اينان با اعمال ضداسلامي خود به مردم و دين خدا تجاوز مي کنند. شکستن هر حکمي از احکام الهي زشت است و سرآغاز دين زدايي و بي عدالتي هاي آينده است و باعث وقيح تر شدن گنه کاران و اراذل و بسط گناه و فساد مي شود و مي تواند در مسير اندُلُُسيزه کردن ايران و فروپاشي اجتماعي موثر باشد؛ لذا واکنش نشان دادن به اين مهم بر همه ضرورت دارد. آري بايد به بي عدالتي هاي اقتصادي و سياسي همين قماش هم به طور دقيق پرداخت که در ساير بيانيه هاي ما آمده و انشاءالله خواهد آمد.
جمعي از طلاب حوزه هاي علميه/خرداد 1386 منبع: خاتمی نیوز
ادامه مطلب
نقشه سيا براي نابودي فرهنگ عاشورا و مرجعيت و تشيع
انهدام شيعه با تحريف و خرافه
اخيراً كتابى به نام نقشهاى براى جدائى مكاتب الهى در آمريكا انتشار يافته كه در آن گفتگوى مفصلى با دكترمايكل برانت يكى از معاونان سابق سيا سازمان اطلاعاتى مركزى آمريكا انجام شده است او در اين زمينه مىگويد بعداز مدتها تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه قدرت رهبر مذهبى ايران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ايران تأثيرگذار بوده است ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامى فعال و پويا هستند دراين گردهم آئى تصويب شد كه بر روى مذهب شيعه تحقيقات بيشترى صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامهريزيهايى داشته باشيم بهمين منظور چهل ميليون دلار بودجه براى آن اختصاص داديم و اين پروژه درسه مرحله بهترتيب زير انجام شد...
بسم الله الرحمن الرحيم
شرح مفصل تری از شگردهای بی.بی.سی در گزارش جهت دار و هدفمند و محرف از عاشورای ۱۴۲۸
بسم الله الرحمن الرحيم
اگر تا پيش از اين برخي ناآشنايان به روش حساس مراجع در فتوا دادن، شکي در حرمت برخي انحرافات عزاداري داشتند، با رويکرد يازده و دوازده محرم 1428 سايت بي.بي.سي نسبت به اين مسئله، جاي هيچ شکي باقي نمي ماند.
اين سايت رسمي با بزرگ کردن گوشه هاي فرعي و انحرافي عزاداري شيعيان دنيا، اهداف ناجوانمردانه خود را تعقيب مي کند. با دقت در صفحات مختلف و خبرسازي هاي جهت دارانه بي.بي.سي، شاهد بوديم که اين رسانه جاعل قمه زني و تيغ زني و زنجيرهاي تيغ دار و علم کشي و علامت برداري و شمايل برداري و تعزيه خواني و گِل مالي بدن توسط عزاداران را بزرگ کرده است!؟ هرچه بيشتر گشتم هيچ اشاره اي به برگزاري جلسات پرخير و برکت سخنراني هاي معرفت جويانه و ظلم ستيزانه و آگاهي بخش و مداحي هاي عميق و اشعار حماسي عاشورايي نشده بود، ولي در خبرهايي سابقا مداح غلو کننده اي چون سيد ذاکر را بزرگ کرده بود!
دريغ از حتي يک بار اسم بردن از اساتيد پرکاري چون پناهيان و رحيم پور ازغدي و انصاريان و فلاح زاده و عالي و نقويان و سيد احمد خاتمي و علامه مصباح يزدي و آيه الله جوادي آملي و ...! حتي مداحان معروف و خبرسازي چون حاج منصور ارضي و حداديان و طاهري و کريمي و ... هيچ جايگاهي در اين رسانه ماماني! نداشتند. معلوم است که بي.بي.سي دروغ مي گويد و رسانه صرف نيست؛ بلکه نوکر بي اختيار زرسالاران حاکم بر سياستمداران انگليس است.
حتي مراسم بسيار زيباي مادران عاشورايي و راهپيمايي خانوده هاي کودکان شش ماهه در اين رسانه بازتابي نداشت. حتي در مواردي خصوصا در قسمت مثلا نظرات خوانندگان بي.بي.سي مي بينيم که اصل اسلام يا اساس عزاداري بر امام حسين (عليه السلام) را به دليل خرافاتي و خشن بودن، انکار کرده بودند!؟
به طور واضحي اين رسانه غربي سعي در گسترش بدعت ها و خرافات و کمرنگ کردن وجهه هاي معرفتي- عقلي- عشقي قيام عاشورا داشت. البته در برخي موارد هم سعي در پر رنگ کردن جنبه عشقي اين قيام و زدودن پيام هاي سياسي و ظلم ستيزانه عاشورا داشت. در مواردي هم عاشورا را با چهارشنبه سوري و دختر بازي و ديگر مراسم خرافي مقايسه و تطبيق کرده بود تا از شان عاشوراي حسيني بکاهد؛ حتي بعضا چهارشنبه سوري را اصيل و عاشورا را سنتي عربي جلوه داده بود!؟ نکته مهم ديگر اين بود که اين رسانه سعي در شبهه پراکني هم داشت که از جمله مي توان به اين شبهه اشاره کرد: "من نمي فهمم چرا بايد براي شهيدان بزرگواري که خودمان ادعا مي کنيم، به پيروزي ابدي رسيده اند و فعلا در بهشت هستند، گريه و عزاداري کنيم! ماريا از لندن"
البته شما مخاطب فهيم و عاشق فورا به اين سوال کننده -اگر وجود خارجي داشته باشد- خواهيد گفت که جناب عالي خودت اگر پدرت که انسان پاک و بيگناهي هم بوده باشد و شهيد شود، برايش عزا نمي گيري؟! مخصوصا که به ناحق کشته شود و مادر و خواهرت را به اسيري گرفته باشند!
براي نمونه چند بخش از نوشته هايي که هيچ نيازي به جواب دادن ندارد را از بي.بي.سي(در اين آدرس) مي آورم:
اين مراسم عاشورا چيزي نيست جز زنده کردن ميراثي که صفويه براي فرهنگ و ملت ما آوردند... حالا ملايان براي تأمين منافع خودشان جوانان را به اين خرافات وا مي دارند تا بهتر بتوانند ملت را بدوشند... کوروش - مشهد
عاشورا يک مراسم کهنه و پوسيده است که زمان به زودي آن را بر ميچيند. ماريا - لندن
در ميرداماد اين تجمع ابتذال بود... همانطور که به سنتهاي مذهبي احترام مي گذاريم، براي سنتهاي ملي نيز احترام قايل هستيم... عزيز - اهواز
رضا شاه سعي کرد به اين خرافات پايان دهد، اما پسرش تلاش هاي او را خنثي کرد. شروين - تهران
ما ايراني هستيم و نبايد مرده ريگ بي ارزش تازيان را زنده کنيم. سام - تهران
به نظر من جامعه ما هنوز مدرن نيست، چون ارزش هاي سنتي هنوز مسلط هستند. حورا - بوشهر
در شرايطي که دولت از تجمع يا ملاقات دختر و پسر جلوگيري مي کند، شکل تازه مراسم عزاداري مذهبي فقط بهانه ايست براي با هم بودن. مائده - تهران
ما هم ايراني هستيم و هم مسلمان!عزاداري عاشورا يک سنت مذهبيست و چهارشنبه سوري يک سنت وطني. هر دو زيباست و بايد باشد. محسن - کرمان
محدوديت هاي بي شماري از طرف حکومت وجود دارد. دولت اسلامي نتوانسته يا نخواسته که با ملي گرايي کنار بيايد و در اين ۲۵ سال بعد از انقلاب فقط صورت مسأله را پاک کرده است. در مورد مراسم مذهبي بالاخص محرم سطحي نگري از طريق حکومت نيز تزريق مي شود (نوحه هاي بي سر و ته و اشک هاي تقلبي) بنابراين جوانان نيز به علت نبود آزادي جنسي از خود بي خود مي شوند و در آينده خواهيم ديد که تمام مسايل سنتي (چه ملي چه مذهبي) رنگ جديدتري خواهد گرفت. علي بابا - تهران
اين حکومت از ابتدا تا کنون با ملي گرائي وهرچه نشان از آئين و رسوم ملي داشته به عناوين مختلف مخالفت و مبارزه کرده است. با تهديد و اشاعه شايعات رعب انگيز در بين خانواده ها و جوانان، با ايجاد وحشت در اجتماعات مسالمت آميز جوانان و ترساندن آنها ازحضور درمراسم شادي... آخر ما کجا شادي کجا؟! ما بايد هميشه عزادار باشيم تا مرده پرستان شاد شوند. آخه مي گويند ما هرچه داريم از اين گريه ها داريم. ولي هرگز موفق نخواهند شد نشانه هاي فرهنگي و ملي ما را از ما بگيرند. کوروش مصدق نژاد - شيراز
امروز دين دستاويز است و راه رسيدن به اهداف مادي، البته براي اکثريت رياکار اين جامعه.... نبايد از نظر دور داشت که حکومت ديني و سرکوب اراده ها و انديشه هاي ملي مردمان آزاده اين مرز و بوم همچنان در دور شدن مردم به خصوص قشر جوان از دين و گرايش به آئين هاي ايراني مؤثر بوده... نکته مهم اينکه دولتمردان حکومت با برآوردي هوشمندانه سعي در استفاده مثبت از اين جريان را دارند... سبکتکين - يزد
ملت ايران به خوبي نشان داده اند که اگربراي سنت هاي ملي خود بيش ازمراسم من درآوردي عزاداري هاي بي محتواي زائيده ملاهاي عصرصفوي ارزش قائل نباشند، کمترازآن نيز ارزش قائل نيستند. کما اينکه تلاشي که پس از انقلاب براي کمرنگ کردن و حتي حذف مراسم ملي انجام گرفت و مي گيرد محکوم به شکست است. اما من نمي دانم دولتمردان ما کي مي خواهند اين واقعيات ساده و واضح را درک کنند و بفهمند که با سلام و صلوات نمي شود مملکت را اداره کرد. بابک - اصفهان
به نظر من ما ايرانيان بايد به سالها پيش برگشته و بفهميم کي هستيم، ما عرب و يا عرب تبار نيستيم. مراسم محرم مراسم ما ايرانيان نيست... چهارشنبه سوري و نوروز و... مراسم ملي ماست. افشين - تبريز
رغبت جوانان به اين مراسم و مراسم مشابه هيچ ارتباطي با دلبستگي به آيين ها نداشته و فقط نياز آنان به تخليه انرژي است. مصطفي سبزواري - ايران
مسئله اي که در عاشورا و تاسوعا اصلا اهميتي ندارد بار مذهبي آن هستش. جوانان بيشتر به منظور آشنايي با جنس مخالف از اين آيين استقبال مي کنند. در مورد چهارشنبه سوري و نوروز هم به خاطر ريشه دار بودن اين مسايل و اينکه اين مسايل سينه به سينه و نسل به نسل منتقل گرديده يک جوان وظيفه خود مي بيند که از آداب و فرهنگ نياکانش دفاع کند و سعي در زنده نگاه داشتن آن نمايد و طي اين بيست و پنج سال هم اين کارها به نوعي براي ابراز مخالفت انجام مي گيرد. کوروش سپنتا - تهران
مراسم محرم در ايران به تدريج دارد تبديل به يک فستيوال يا کارناوال مي شود. سال به سال بيشتر شاهد تغييرات در نحوه اجراي اين مراسم هستيم. اين مراسم کم کم دارد بار مذهبي خود را از دست مي دهد و تبديل به چيزي همانند روز والنتاين در کشورهاي غربي مي شود. چون معمولا اين ايام فرصت خوبي براي آشنايي و تفريح دخترها و پسرهاست. چون اکثرا همه در کوچه و خيابان ها پرسه مي زنند. پسرها هم که از خدا خواسته دنبال چنين فرصتي مي گردند تا براي دختران عرض اندام کنند و نمايش بدهند. من شنيدم که روز والنتاين در واقع روزي بوده که يک کشيش به نام والنتيان مظلومانه کشته شده است. به نظر من شباهت هاي زيادي بين ايام محرم و والنتاين وجود دارد و فکر مي کنم بالاخره روزي خواهد آمد که محرم رسما تبديل به روز عشاق يا والنتاين ايرانيان خواهد گرديد! سينا منصوري - تهران
فلسفه قيام حسين عشق است. پايمردي در راه هدف تا آخرين نفس است. شيرمرد تاريخ شيعه نيازي به اشک و دلسوزي ندارد... امير آزاد - کرمان
علاوه بر اين اقدامات نيروي انتظامي و سازمان تبليغات خصوصا در تهران را برخوردهاي حکومت با سنت هاي مردم جلوه داد و اين حرکت اصلاحي را که خدا را شکر امسال کليد جدي تري خورده است را منفي جلوه داده است. مثلا اينجاها را در اين سايت ضداسلامي ببينيد:
جمعه: برخورد پليس با قمه زني؛ نظرات شما
اقدامات حکومت ايران براي ضابطه مند کردن عزاداري
ممنوعيت علم کشي و موافقان و مخالفان آن/محمد اميني
کربلا ميزبان مراسم باشکوه عاشورا
قدم به قدم با زائران ايراني در کربلا و نجف / يلدا معيري
يادداشت هاي يک ايراني از عاشوراي خونين در کربلا
جالبي کار انجا بيشتر مي شود که همين رسانه دولت فخيمه انگلستان و ياران داخلي اش دولت جديد و شيعيان انقلابي را به خرافاتي بودن متهم مي کردند ولي الان به دليل منافع عاليه دولت بريتانياي(حقير) خود مروج خرافه و انحراف شده اند. بايد منتظر غربگراياني چون روزنامه اعتماد و اعتماد ملي و کارگزاران و … همسو با رسانه رسمي دولت دغلکار انگليس هم باشيم که علايمي مبني بر همين امر نمودار گشته است.
تا کنون يک لحظه شک نکرده ام که تمام اخبار و تحليل هاي بي.بي.سي و دنباله هاي داخلي اش را با ديده ترديد بنگرم و در مطالعه اين کذابان و خبرسازان حرفه اي مواظب باشم که اينها تخصص در جنگ رواني دارند.
اين خبر جالب از سايت الف را دقت کنيد:
«بنگاه خبرپراکني بريتانيا در انعکاس گزارش هاي تصويري از مراسم عاشورا، به شکل شيطنت آميزي شيعيان را عده اي بي منطق و خونريز به تصوير کشيد. به گزارش الف، صفحه عربي تارنماي بي بي سي، در صفحه عربي خود در روزهاي عزاداري حسيني از بينندگان خود براي مشاهده گزارش هاي تصويري از مراسم عزاداري شيعيان دعوت کرد، اما در صفحات خود صرفا تصاويري از مراسم قمه زني را به نمايش در آورد!!؟؟ تلاش بي بي سي براي نشان دادن چهره اي خشن و بي منطق از عزاداري حسيني و بدون کمترين اشاره اي به عزاداري هاي معنوي و مرسوم اکثريت مطلق شيعيان، بخشي از ترفند غرب براي ايجاد اختلاف و درگيري بين مسلمانان و نشان دادن تصويري منفي از اسلام تلقي مي شود. بنگاه سخن پراکني بريتانيا که تلاش بسياري دارد تا خود را رسانه اي مبادي آداب و داراي استانداردهاي بالاي اخلاقي نشان دهد، معمولا با روش هاي موذيانه و غير مستقيم به تخريب و پيگيري اهداف خود مي پردازد.»(http://www.alef.ir/content/view/4704)
در چندين مجموعه عکس از مراسم عاشورا هم سعي در ترويج قمه زني و شمايل برداري و حضور دخترکان و زنان شيعه بر سر راه عزادارن و خشن و بي منطق بودن شيعيان ساير تحريفات عزاداري بود: عکسهاي جمشيد بايرامي از مراسم سوگواري محرم
مراسم سوگواري ماه محرم در شهر بيجار، در غرب ايران.
سوگواري در محرم از نگاه جمشيد بايرامي
عکس: عزاداري شيعيان افغان در کابل
در طول تاريخ افراد زيادي مورد ظلم و جنايت قرار گرفته اند و به طرز فجيعي کشته شده اند. اما آنچه ياد حسين را در تاريخ ماندگار کرده حقيقتي است که حسين براي آن جان و همه هستي خود را فدا کرد و ما نيز براي زنده نگه داشتن اين حقيقت است که ياد حسين را زنده مي داريم... ما همواره در حال انتخاب هستيم بين يزيد باطن و حسين باطن. ارميا فاضل، تهران.
ساليان بسيار زيادي تلاش هاي متعددي انجام دادند تا مردم را از قبر امام حسين واز عزاداري جلوگيري کنند ولي جز درماندگي براي بانيان اين کار هيچ نماند، مگر ميشود نور خدا را خاموش کرد؟ اگر کسي به اسلام عقيدة دارد بايد بداند محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و به حمد الهي جوانان بسيار زيادي جذب هيئت هاي مذهبي مي شوند... سيد حسين-قم
من فکر مي کنم مراسم مذهبي به دليل بالا رفتن اطلاعات مردم روز به روز منطقي تر مي شود. شما فقط قضيه ميرداماد را بزرگ مي کنيد ولي چنان جرياناتي هميشه بوده... مراسمي مانند عاشورا به شکل کنوني دارد جنبه عقلاني و صحيحي پيدا مي کند. مثلا قمه زني فقط در بين افراد بي سواد به طور پنهاني ديده مي شود. اما افراد تحصيل کرده فقط به فلسفه قيام عاشورا فکر مي کنند... نيکي-تهران
فکر کنم به راحتي بتوانم بگويم بي.بي.سي رسانه اي جهت دار و کذاب و توهين گر و افراطي است که دولت استعمارگر انگليس که در خدمت به منافع زرسالاران يهودي و مسيحي دنيا، يد طولايي دارد از آن براي استحمار و استثمار غافلان دنيا بهره جويي مي کند و عمق معارف حسيني در اين دنياي آلوده راهي براي نجات از منجلابي است که اربابان بي.بي.سي براي بشر قرن بيست و يکم ايجاد کرده اند.
یک مطلب مهم انتخاباتی از وبلاگ صهیون پژوه
بشارت مقام معظم رهبری(حفظه الله) در مورد پیروزی فلسطین به دست همین نسل و انقلاب جدید مردم لبنان علیه غربیهای مداخله گر و سلطه طلب با هدایت سید حسن نصرالله که مردی از تبار روحانیون شجاع و ظلم ستیز شیعه است را به فال نیک گرفته و در مورد انتخابات چند نکته مهم را به نظرم رسید که بنویسم:
۱- قطعا در انتخابات باید شرکت کرد تا بوش و صهیونیست ها و ضدانقلاب های مامانی و گوگولی ناکام شوند و البته باید به کسانی رای داد که آرزوی خدمت دارند نه شهوت قدرت. در انتخابات خبرگان لیست نخبگان حوزه و دانشگاه(nokhbegan.info) را لایق تر از دیگر لیست ها می دانم چرا که از نزدیک برخی از اعضای این تشکل را می شناسم و افراد لیست هم سال هاست که لیاقتشان را اثبات کرده اند و یقین دارم که افراد این لیست از مخالفین غربگرایی و ثروت سالاری و قوم و خویش سالاری هستند.در مورد چند نفر باقیمانده هم باید تحقیقات بیشتری کنم ولی قطعا روحانی و هاشمی انتخاب من نیستند. (برای مطالعه بیشتر این نقد را ببینید:نقدي برسخنان هاشمي رفسنجاني ) در این انتخابات هم اسم ها زیادند ولی باز دعوای تفکر علوی احمدی نژاد است و تفکر سرمایه داری وزرسالاری پول پرستان و قدرت طلبان که اکنون برخی ردای اصلاح طلبی پوشیده اند و برخی ردای اصول گرایی. باید دقت کرد که اصول گرایان واقعی را از نقاب داران باز شناخت.
۲- به احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران و اعتماد ملی (اصلاح طلبان) اصلا اعتمادی نیست چرا که در هشت سال ریاست جمهوری خاتمی و شورای شهر اول نشان دادند که چند مرده حلاجند و چه خواب ها که برای روز به قدرت رسیدنشان ندیده اند. اصلا لیست هایی که با محوریت خاتمی و کروبی و هاشمی باشند را با دیده تردید می نگرم. ائتلاف شکننده آنها هم قابل اعتماد نیست و مطمئنا پس از رسیدن به قدرت به اعتراف کروبی باز همان آش است و همان کاسه.
۳- در بین اصولگرایان هم برخی نقابدارند. قدرت طلبانی هستند که با نقاب اصولگرایی آمده اند. خیلی باید دقت کنیم که فردا جلوی خدا مسئولیم. به این خبر (http://www.rajanews.com/News/?3689) دقت کنید:
سخنگوي ستاد جنبش دانشجويان و جوانان اصولگرا، اصولگرانماها را رقيب دوم اصولگرايان در انتخابات دانست و گفت: گروهي كه به مؤلفههاي اصولگرايي اعتقاد ندارند و با چند ليست متفاوت وارد عرصه انتخابات شدند، سعي دارند با سوءاستفاده از اقبال عمومي مردم به اصولگرايان براي پيروزي در انتخابات تلاش كنند تا آنجايي كه يكي از نمايندگان سابق مجلس كه در اردوگاه اصلاحطلبان از جبهه خاصي برخوردار بود با ارايه ليست مستقل به نام اصولگرايان وارد عرصه انتخاباتي شده است. وي به تأكيد مكرر مقام معظم رهبري در حمايت از دولت اشاره كرد و افزود: در واقع نميتوان هم ادعاي اصولگرايي داشت و هم در جهت تخريب، تضعيف و ناكارآمدي دولت گام برداشت. هرچند بعضي از اين اصولگرانماها عليرغم اين كه در مصاحبهها و موضعگيريهاي رسمي خود به تضعيف دولت ميپردازند، اما در تبليغاتشان، خود را همراه دولت معرفي ميكنند تا بتوانند با استفاده از وجهه رييسجمهور در بين مردم آراء را به نفع خود در انتخابات افزايش دهند. سيفي اضافه كرد: اين افراد حتي از انتشار عكس خود به همراه رييسجمهور دريغ نكردند درحالي كه عملكردشان كاملا در جهت تضعيف و تخريب دولت است.
۴- قالیباف که با مشی نسبتا اشرافی خود در تبلیغات ریاست جمهوری اش و در روزنامه همشهری که دوباره عناصری از کارگزاران و غربزده ها در ان مجال جولان داده شده اند را مناسب شهرداری نمی دانم .
شریف نیوز در خبری با عنوان:" گزارش جالب خبرگزاری فرانسه از رقابت های انتخاباتی شوراها" از قول خبرگزاری فرانسه در يک شنبه، 19 آذر 1385 - ساعت 11:24 می نویسد:"قاليباف پس از آن كه احمدي نژاد سلف وي به آساني وي را از دور انتخابات رياست جمهوري سال2005 خارج كرد و خود را به عنوان نامزد اصلي محافظه كاران براي رسيدن به مرحله دوم انتخابات مطرح كرد، شهردار تهران شد.
قاليباف از زمان به عهده گرفتن اين سمت ، با ميانه روها همدم شد و پست ها را به مقاماتي واگذار كرد كه در دوران تصدي احمدي نژاد به عنوان شهردار چندان مورد استقبال قرار نمي گرفتند.
وي بويژه زير فشار رياست جمهوري مبني بر بركناري محسن هاشمي، فرزند اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهوري اسبق ايران از رياست مترو تهران نرفت."
به این خبر دقت کنید:
گرچه قالیباف از ملک مدنی و کرباسچی بهتر بوده ولی حمایت کارگزارنی پولدار و... چون مرعشی از قالیباف چه معنایی دارد؟!؟! و مشی احمدی نژاد و یارانش در سادگی و خدمت خالص را می ستایم. پس لیستی مثل ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی که شهردار خود را قالیباف معرفی کرده اند باید بیشتر دقت کرد و همچنین تشکل آبادگران جهادي نزدیک به همان ائتلاف خدمتگزاران که در تبلیغات خود مشی مناسبی نداشت قابل دقت است و عناصر دلسوز را از عناصر نقابدار فریبکار در این قبیل لیست ها جدا کرد. البته که عناصر دلسوز هم در این لیست هستند .
۵- سایت بازتاب شیطنت های فراوانی علیه دولت احمدی نژاد و یارانش داشته است خصوصا هرچه به انتخابات نزدیک تر می شویم. برای نمونه بی انصافی هرچه بیشتر این سایت را در این خبر. خود قضاوت کنید:در آدرس:http://baztab.ir/news/55205.php
رئيسجمهور ايران و نخستوزير فلسطين ديدار همدلانهاي با هم داشتند.
یا ببینید این خبر بازتاب در تاریخ۱۹ آذر ۱۳۸۵
پروين يا مهدي؟ مساله اين است!
فعلا بر سر حمايت از دولت دعواست. مهدي چمران، بعد از اينكه نامش در ليست رايحه خوش خدمت، كه مدعي حمايت از دولت احمدينژاد است نيامد، به خبرنگار ايسنا گفت: « اگر قرار بود ليست حاميان واقعي دولت منتشر شود، ميبايست من در صدر آن ليست قرار ميگرفتم.» اين در حالي است كه در صدر ليست مذكور نام پروين احمدينژاد ميدرخشد. به نظر من هم كه بعيد است مهدي چمران هواي محمود احمدينژاد را بيشتر از خواهرش داشتهباشد. مگر اينكه اين پروين خانم از قماش همان فاطمه خانم رجبي معروف باشد كه در اين صورت... طفلك آقاي رئيسجمهور!
یا ببینید این خبر کینه توزانه بازتاب را و نوع ادبیاتش را:منتقد احمدينژاد، مخالف رهبر است!! آیا واقعا عملکرد شبانه روزی احمدی نژاد موید این تیتر بازتابی هاست؟؟!! باز یادمان نمی رود نوع عملکرد سایت بازتاب در مورد سفر خاتمی به امریکا و حرف های شرم اور خاتمی در مورد هولوکاست و ... و نوع برخورد سایت بازتاب با مطلبی از یک منتقد خاتمی به نام فاطمه رجبی که در همین خبر۱۹ آذر ۱۳۸۵ فاطمه رجبی از لطف بازتاب و تمسخر بازتاب مصون نمانده است.و همچنین به هیچ وجه یادمان نمی رود که بازتاب درقضیه حضور رئیس جمهور در قطر چه کرد. متن یکی از خبرهای بازتاب در این زمینه:نارضايتي شيعيان خليج فارس از حضور رئيسجمهور در افتتاح بازيهاي دوحه حضوری که به گفته شاهدان عینی آنچنان که بازتاب گفته بود نبوده است. ساتيار امامي عكاس خبرگزاري فارس كه همراه رئيس جمهور بوده، در مطلبي كه در سايت شخصي اش نوشت، دورغگويي بازتابي ها را برملا كرد كه مي توانيد توضيحات مفصلش رادر این آدرس بخوانيد: متن کاملش را من هم می اورم:
سايت بازتاب در مطلبي مدعي شده كه رييس جمهور در مراسم افتتاحيه بازيهاي آسيايي در دوحه پاي رقص و آواز خوانندگان زن نشسته و هيچ اعتراضي هم نكرده است و اين موجب نارضايتي شيعيان جنوب خليج فارس شده است ، به عنوان عكاسي كه در
مراسم افتتاحيه بازيها از پيش از ورود احمدي نژاد به جايگاه تا بعد از رفتن او ،مراسم و رييس جمهور رابه عنوان يك تجربه بي نظير حرفه اي زير نظر داشتم نكاتي را درمورد اين دروغ گويي بگويم :
1- وقتي مطلب اين سايت را ديدم براي دقايقي به چشمان خودم شك كردم و مجبور شدم همه فايل هايم را دوباره نگاه كنم اما فهميدم كه شكم بي دليل بوده چرا كه هيچ كدام از اين صحنه ها حتي در حاشيه نيز موجود نبود.
2- احمدي نژاد لحظاتي قبل از ساعت 7 شب به وقت دوحه و همراه ساير سران مدعو به جايگاه آمد ، مراسم رسمي افتتاحيه راس ساعت 7 شروع شد و رييس جمهور ساعت 5/9 شب و در ميان برنامه زماني كه ورود تيمهاي شركت كننده به ميدان به پايان رسيد و حتي مشعل بازيها نيز روشن نشده بود ، از سران حاضردرمراسم خداحافظي كرد و به سوي فرودگاه دوحه راهي شد. اين در حالي بود كه از ساير شركت كنندگان در مراسم خواسته شده يود كه از ساعت 4 بعد از ظهر در محل استاديوم خليفه حاضر شوند و طبعا در اين فاصله زماني طولاني برنامه هاي كه جزو سناريوي برنامه اصلي و رسمي قرار نگرفته بودند براي حضار اجرا شده بود.
3- از چند عكسي كه بازتاب با استفاده از سايت رسمي بازيها منتشر كرده و البته پس ازمدتي آنها را اصلاح كرد اين عكس مربوط به قبل از شروع رسمي مراسم است. (1)
عكس هم كه اولي مربوط به خواننده هندي است مربوط به بخشي از برنامه است كه پس از استقرار كامل تيمها در ميدان اجرا شد .
4- نكته جالب براي من اين بود كه خود زنان قطري كاملا حجاب اسلامي شون را رعايت مي كردند و لباس آنها به عنوان يكي از نمادهاي برنامه بود كه بارها استفاده شد
5- عمده برنامه اي كه در زمان حضور احمدي نژاد اجرا شد(بجز رژه تيمها ) نمايشي در مورد مرد ريانورد قطري بود كه در خلال آن تاريخ گذشته و پيشرفتهاي اخير بشر به نمايش در آمد و قسمتي از آن به صورت همخواني گروه كر زنان قطري بود كه همه آنها و رهبرگروه كه بصورت دكلمه تكخواني مي كرد كاملا حجاب پوشيده و اسلامي زنان قطري را داشتند.
6- قضاوت با شما كه چرا بازتاب اين كار را كرده اما به عنوان نكته آخر كه براي خودم جالب بود اينكه در زمان رژه تيمها ، كشورهاي عربي به شدت مورد تشويق تماشاگران قرار مي گرفتند ، اين تشويق كه شايد در مورد لبنان پس از قطر بيشترين شدت را داشت درمقابل استقبال تماشاگران قطري از تيمهاي شرق آسيا و غير عربي كاملا نمود داشت ، ومن نگران شده بودم وقتي نوبت يه ايران برسد بخاطر تعصبهاي عربي و عجمي اوضاع خراب شود اما كاملا بر عكس شد و كاروان ورزشي ايران هم با تشويق گرم حضار همچون تيمهاي عربي وارد ميدان شد ! گزارش تصويري در فارس 1 و 2
به این چند خبر در این مورد دقت کنید:امتناع احمدی نژاد از حضور در یک مجلس رقص به نوشته یک خبرنگار ؛دروغی که هر روز بزرگتر شد!! ؛ چرا از محبوبيت احمدي نژاد برآشفته اند؟ ؛سناریویی دیگر از سوی مخالفان دولت ؛ داستان ۱۴ (لجن پراکنی) ؛ شيطنت تصويري برای بالا بردن آمار بازديد كننده! ؛ توجیه یک خبر دروغ به قیمت گاف رسانه ای بزرگتر ؛ دروغ پراکني بازتاب در فضاي رسانه اي و پيروي مطبوعات !!!(http://mardom.ir/show.asp?c=855) ؛ پاكت هاي آبادگران جهادي! ؛ وقتي يك مجرم اصولگرا مي شود! ؛ سایت معتبری که ارزان به فروش رفت ؛ مارادونا رو ول کنید غضنفر رو بگیرید. اینکه سایت بازتاب به چه کسانی وابستگی دارد را در فرصتی بعدی باید بررسی کرد. البته اگر دقت کنید در همین لینک ها خواهید فهمید.
قابلتوجه متوليان فرهنگي ايران
در حاليکه هزاران قطعه از آثار دورانهاي پيش و پس از اسلام ايران، که برخي موزههاي آمريکايي و باستانشناسان کارگزار آنها در سالهاي 1931- 1941، در دوره سلطنت رضا شاه، بهطور غيرقانوني يا در چارچوب قرارداد و ظاهراً به عنوان «امانت» از ايران خارج کردهاند، از نظر مالکيت در وضعي مبهم قرار گرفته و مورد تهديد کانونهاي اسرائيلي واقع شده، دولت يونان موفق شد دو قطعه بسيار نفيس از آثار باستاني خود را از آمريکاييها پس بگيرد.
اخيراً، دولت يونان فشارهاي شديدي را بر موزه پل گتي لسآنجلس وارد آورد تا دو قطعه آثار باستاني يونان متعلق به سدههاي پنجم و ششم پيش از ميلاد را به اين کشور بازگرداند. اين دو قطعه بسيار ارزشمند توسط قاچاقچيان آثار باستاني بهطور غيرقانوني از يونان خارج شده و به موزه پل گتي فروخته شده بود. سرانجام، مايکل براند، مدير موزه پل گتي، به يونان سفر کرد و در مذاکره با گيورگاس ولگاراکيس، وزير فرهنگ يونان، استرداد قطعات به سرقت رفته فوق را پذيرفت. نيويورک تايمز و ساير منابع آمريکايي خبر ميدهند که موزههاي آمريکايي از سوي دولتهاي مصر، ايتاليا و يونان در زير فشارهاي شديد قضايي براي استرداد آثار باستاني مسروقه قرار گرفتهاند. در ماه فوريه 2006 موزه متروپوليتن نيز مجبور شد بيست قطعه از آثار باستاني ايتاليا را، که بهطور اماني در اين موزه نگهداري ميشد، به کشور فوق بازگرداند. دولت ايتاليا موزه پل گتي را نيز به قاچاق آثار باستاني متهم کرده و در دادگاهي در رم شکايت عليه مقامات موزه پل گتي، به جرم معامله غيرقانوني اشياء باستاني، در جريان است.
هماکنون هزاران قطعه از آثار باستاني ايران، بهويژه اشياء به دست آمده در پرسپوليس (تختجمشيد)، بهطور غيرقانوني در موزههاي شيکاگو، متروپوليتن، بوستن و غيره نگهداري ميشود. اين آثار يا توسط قاچاقچيان ايراني و غير ايراني آثار باستاني، مانند پوپ و هرتسفلد، به موزههاي فوق فروخته شده و يا به عنوان «امانت» به آمريکا انتقال يافته است. آثار باستاني ايران در آمريکا منحصر به دو هزار لوحه گلي بازمانده از بيش از 37 هزار لوح به دست آمده در تختجمشيد نيست. اين وظيفه عاجل دولت ايران است که به دولتهاي مصر و ايتاليا و يونان تأسي کند و از طريق محاکم ايراني و آمريکايي و مجامع حقوقي و فرهنگي بينالمللي کارزار گستردهاي را براي استرداد آثار فوق آغاز نمايد. در مراکز اسناد ايران و آرشيو ملّي آمريکا (نارا) اسناد کافي براي اثبات دعاوي ايران موجود است و پژوهش مستند غارت بزرگ آمريکايي آثار باستاني ايران، نوشته دکتر محمدقلي مجد (انتشارات دانشگاهي آمريکا، 2003)، ميتواند دستمايه آغاز اين کارزار بزرگ ملّي قرار گيرد. بسيار مايه تأسف است که هماکنون ديويد استراچمن، وکيل کانونهاي غارتگر اسرائيلي، براي مصادره لوحههاي گلي دوره هخامنشي در محکمه به اين کتاب استناد ميکند ولي مقامات ايراني از ارزش و اهميت اسناد مندرج در کتاب فوق غافلاند.
يکشنبه 18 تير 1385/ 9 ژوئيه 2006، ساعت 4:30 بعد از ظهر
ادامه ماجراي غارت ميراث باستاني ايران در آمريکا
وقتي اسرائيليها پروفسور هرتسفلد، افتخار مجامع علمي يهودي و اسرائيل، را «دزد» ميدانند
شکايت ديويد استراچمن، وکيل اسرائيليها، عليه موزههاي ايالات متحده آمريکا براي مصادره گنجينههاي تختجمشيد جالب و افشاگرانه شده است. پاي پروفسور هرتسفلد، باستان شناس و ايرانشناس نامدار يهودي، نيز به ميان آمده است.
در سال 1925/ 1304 سلطنت پهلوي در ايران رسماً تأسيس شد. تا اين زمان، طبق قرارداد 11 اوت 1900 ميان دولتهاي ايران و فرانسه، که در سفر مظفرالدينشاه به پاريس منعقد شده بود، اکتشافات باستانشناسي ايران در انحصار فرانسويها قرار داشت. برخي مقامات ايراني، بهويژه محمدعلي فروغي (ذکاءالملک)، که دلالي موزههاي آمريکايي و قاچاقچيان يهودي آثار باستاني را به دست داشتند (فروغي يهوديتبار بود)، براي لغو قرارداد فوق «کلاه شرعي» موجهي ابداع کردند. آنها در 12 آبان 1309/ نوامبر 1930 قانون «حفظ آثار ملّي» را در مجلس هفتم تصويب کردند و آرتور پوپ آمريکايي (1881-1969) و ارنست هرتسفلد آلماني (1879-1948) و رابينوي فرانسوي به تشويق موزههاي آمريکايي براي اکتشاف در ايران پرداختند. (هرتسفلد از سال 1305 عضو «انجمن آثار ملّي» بود.) [1] به اين ترتيب، فعاليت گروهي از سارقين آثار باستاني در ايران آغاز شد که تا پايان سلطنت رضا شاه دوام آورد. چارلز هارت، وزير مختار آمريکا، در گزارشهاي خود به واشنگتن از پوپ و دستيارانش با عنوان «باند تبهکار پوپ- رابينو» (Pope- Rabeno gang) ياد کرده است. (رابينو دلال پروفسور پوپ بود.)
در سال 1931 اريک اشميد آلماني (1897-1964)، نماينده موزه دانشگاه پنسيلوانيا، به ايران سفر کرد و اين کشور را «بهشت بکر آثار باستاني» توصيف نمود. به اين ترتيب، بلافاصله پس از تصويب «قانون حفظ آثار ملّي»، و لغو انحصار فرانسويها، از سال 1931/ 1310 يورش موزههاي آمريکايي و قاچاقچيان آثار باستاني به ايران آغاز شد. دکتر محمدقلي مجد، مورخ ايراني مقيم آمريکا، در کتاب ارجمند خود، غارت بزرگ آمريکايي آثار باستاني ايران- 1925- 1941، فهرستي از سرمايهگذاري موزههاي آمريکايي در ايران را عرضه کرده است. طبق اين فهرست، مجموع سرمايهگذاري آمريکاييها در سالهاي 1931-1941 در ايران حدود 710 هزار دلار است. سهم هر يک از موزههاي آمريکايي شريک در غارت آثار باستاني ايران به شرح زير است: موزه متروپوليتن 200 هزار دلار، موزه فيلادلفيا 180 هزار دلار، انستيتوي شرقشناسي دانشگاه شيکاگو 150 هزار دلار، موزه هنرهاي زيباي بوستن 120 هزار دلار، موزه فاگ بوستن 50 هزار دلار، موزه شهر کانزاس 10 هزار دلار. موزههاي آمريکايي، در ازاي اين سرمايهگذاري ناچيز، آثاري را به آمريکا منتقل کردند که ميلياردها دلار ارزش دارد و بهتر بگوئيم اصولاً قابل تقويم با پول نيست. مثلاً، بهترين گنجينههاي دوره هخامنشي ايران در اختيار موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو قرار گرفت و مهمترين ميراث باستاني دورههاي ساساني و اسلامي در اختيار موزه متروپوليتن.
در اين ميان، محمدعلي فروغي و پسرش محسن، پروفسور پوپ و همدستانش نيز به ثروتهاي هنگفت رسيدند. و حتي پروفسور هرتسفلد، که از سال 1931 تا پايان 1934 از سوي دانشگاه شيکاگو سرپرستي اکتشافات تختجمشيد را به دست داشت، توانست سهمي قابلاعتنا از غارت آثار باستاني ايران به جيب زند. در اسناد سفارت آمريکا در تهران چند بار به خروج مخفيانه آثار باستاني ايران توسط هرتسفلد اشاره شده و حتي سارق طماعي چون پروفسور پوپ بارها هرتسفلد را به سرقت آثار تختجمشيد متهم کرده است. هرتسفلد يهودي است و از برجسته ترين شخصيتهاي علمي مورد تفاخر يهوديان و دانشگاههاي اسرائيل بهشمار ميرود. در دانشگاههاي غرب از هرتسفلد به عنوان ايرانشناس و باستانشناس برجسته فراوان تجليل ميشود. معهذا، امروزه ديويد استراچمن در دادخواست خود عليه موزه فيلد شيکاگو هرتسفلد را «قاچاقچي و سارق آثار باستاني» ميخواند. استراچمن ميگويد: هرتسفلد سارق و قاچاقچي آثار باستاني بود؛ بنابراين مجموعهاي که در موزه فيلد به عنوان «کلکسيون هرتسفلد» نگهداري ميشود در واقع به ايران تعلق دارد و لذا بايد به نفع موکلان اسرائيلي او مصادره شود. [2] اين مجموعهاي ارزشمند از آثار دوران هخامنشي به سرقت رفته از ايران است که هرتسفلد در سال 1945، دو سال قبل از مرگش، به موزه فيلد فروخت. موارد ديگري از سرقتهاي هرتسفلد را نيز ميشناسيم. يک مورد، 240 سکه دوره اشکاني است که در کاتالوگها بهنام هرتسفلد ثبت شده است. [3]
مقامات دزد حکومت رضا شاه به دليل دهن لق بودن هرتسفلد و دشمني و رقابت او با پوپ خواستار برکناري هرتسفلد شدند. (هرتسفلد از حکومت رضا شاه نيز بدگويي ميکرد.) در نتيجه، در اوائل سال 1935 اريک اشميد آلماني به عنوان سرپرست اکتشافات پرسپوليس (تختجمشيد) جايگزين هرتسفلد شد. در اين زمان اشميد مدير موزه بوستن، وابسته به دانشگاه پنسيلوانيا، بود. اشميد تمايلات هيتلري داشت. به خاطر اين ماجرا، هرتسفلد از دانشگاه شيکاگو به شدت دلخور شد. او در سال 1948 در شهر بال سويس درگذشت.***
مطالبي که گفته شد، ماهيت غارتگرانه عملکرد موزههاي آمريکايي را در ايران روشن ميکند. مُعظَمترين موزههاي آمريکايي، با سرمايهگذاري هفتصد هزار دلاري، طي ده سال (1931-1941) بخش مهمي از آثار باستاني دورانهاي پيش و پس از اسلام تمدن ايراني را به غارت بردند که غيرقابل ارزشگذاري است. در جريان انتقال اين گنجينه عظيم مقادير زيادي از الواح گلي تختجمشيد، به دليل حمل نامناسب با الاغ و کشتي به آمريکا، خرد شد که بعداً اين الواح بلااستفاده به ايران مسترد گرديد. در جريان اين انتقال، چنانچه در تصوير زير نمايان است، شاخ سرستونهاي تختجمشيد را بريدند و به اين ترتيب آثار منحصربهفرد فوق را ناقص کردند، تا راحتتر و با هزينه کمتر به آمريکا حمل شود. در جريان اين غارت، بخش مهمي از ميراث فرهنگي ايران به دست دلالان و سارقين، که در کسوت «دانشمند» و «دولتمرد» عمل ميکردند، به مجموعههاي خصوصي انتقال يافت و ناپديد شد. به اين ترتيب، در دوره ده ساله فوق فاجعه فرهنگي عظيمي رخ داد که خسارات آن را با معيارهاي مادي نميتوان سنجيد.
تنها با انتشار کتاب دکتر محمدقلي مجد در سال 2003 بود که موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو، به خاطر حفظ آبروي خود، در ارديبهشت 1384 بهناگاه سيصد لوح گلي دوره هخامنشي را به ايران مسترد کرد. در آن زمان، مقامات فرهنگي و مسئولان ميراث فرهنگي ايران در خواب غفلت بودند. آنان از قراردادهاي دوره رضا شاه اطلاع نداشتند و تا آن زمان هيچگونه تلاشي براي استرداد آثار باستاني اماني ايران در آمريکا انجام نداده بودند. بنابراين، عجيب نيست که از «سخاوتمندي» و «امانتداري» آمريکائيان شگفتزده و سپاسگزار شدند. پس از آن نيز بار ديگر متوليان ميراث فرهنگي کشور به خواب عميق غفلت فرو رفتند. آنان نه تنها براي استرداد مابقي الواح گلي تلاش نکردند بلکه براي يافتن اسناد مالکيت ايران بر هزاران قطعه آثار منحصربهفرد دورانهاي باستاني و اسلامي ايران در موزههاي مختلف آمريکا، از جمله موزههاي شيکاگو و متروپوليتن، هيچ کنکاشي نکردند و هيچ دعوي حقوقي را در مجامع قضايي و بينالمللي اقامه نکردند.[4]
نميتوان به حسننيت مسئولان موزه شيکاگو و ساير موزههاي آمريکايي اعتماد کرد. اقامه دعوي اسرائيليها براي مصادره آثار باستاني ايران در موزههاي آمريکا ماجرايي مشکوک و پيچيده است که پس از فاش شدن مالکيت ايران بر الواح گلي دوره هخامنشي طراحي و اجرا شد. براي مقابله با اين جريان هشياري و آگاهي اوّلين شرط براي هر اقدامي است.
مايملک ايران در موزههاي آمريکا به الواح گلي فوق محدود نيست. مقامات موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو و ساير موزههاي آمريکايي بايد پاسخگوي وضع مالکيت هزاران قطعه آثار ايراني باشند و روشن کنند که اين قطعات را چگونه و از طريق چه کساني به دست آوردهاند و هم اکنون اين آثار متعلق به کيست؟ آيا ماجراي شکايت اسرائيليها براي لاپوشاني و لوث کردن اين مسئله مهم طراحي نشده است؟
-----------1- ساير اعضاي اين انجمن، که در سال 1305 تأسيس شد، عبارت بودند از: محمدعلي فروغي (ذکاءالملک)، حسن پيرنيا (مشيرالدوله)، عبدالحسين تيمورتاش، فيروز فيروز (نصرتالدوله)، سيد حسن تقيزاده، حسين علاء، ابراهيم حکيمي (حکيمالملک)، حسن مستوفي (مستوفيالممالک)، نظامالدين حکمت (مشارالدوله)، ميرزا محمدعلي خان فرزين، کيخسرو شاهرخ، ارنست هرتسفلد (آلماني)، آندره گدار (فرانسوي).
2- بنگريد به مقاله مندرج در وبگاه The Olympian در اين آدرس:
http://www.theolympian.com/apps/pbcs.dll/article?AID=/20060313/NEWS/60313009
3- Ernst Herzfeld and A. Orlowski Collections, Mail bid sale No. 3, 25 March 1947
بنگريد به اين آدرس:
http://www.parthia.com/parthia_collections.htm
3- طبق اسناد ايراني، پروفسور پوپ در دوران محمدرضا پهلوي از مقامات سازمان سيا بود و در صعود حسنعلي منصور به نخستوزيري نقش مؤثر داشت. بنگريد به: اصغر حيدري، «شريک آمريکايي فروغي»، وبگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامي.
در زمان اکتشافات دوران رضا شاه، دونالد ويلبر دستيار پوپ بود. ويلبر همان کسي است که بعدها در کودتاي 28 مرداد 1332 ايفاي نقش نمود و تاريخچه عمليات کودتا، که به فارسي نيز ترجمه شده، نوشته اوست.
4- براي مثال، گالري ايران در موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو شامل فضايي به مساحت 1500 فوت مربع است که در آن يکهزار قطعه باستاني ايران نگهداري ميشود. قدمت اين قطعات از حوالي 6800 پيش از ميلاد تا سال 1000 ميلادي است. بخش مهمي از آثار موجود در اين گالري اشيا به سرقت رفته از تختجمشيد است.
پنجشنبه 8 تير 1385/ 29 ژوئن 2006، ساعت 1:15 صبح
ميراث ملي ايران در موزه شيکاگو در آستانه مصادره است
لوحههاي گلي دوران هخامنشي را نجات دهيد
مطبوعات آمريکايي، بهويژه مطبوعات شيکاگو، اخبار بسيار نگرانکنندهاي منتشر ميکنند. در 13 ژانويه 2006 شيکاگو مارون، روزنامه دانشجويان دانشگاه شيکاگو در مقالهاي به قلم حسن علي، خبر داد که وراث حادثه بمبگذاري انتحاري سال 1997 در اسرائيل، که گويا توسط حماس انجام شد، به دادگاههاي آمريکا شکايت کرده و تقاضاي دريافت غرامت از ايران کردهاند. آنها مدعياند که ايران حامي اين بمبگذاري بوده است. شاکيان تقاضا کردهاند که در ازاي بخشي از غرامت فوق الواح گلي دوران هخامنشي، که در موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو نگهداري ميشود، به آنان داده شود.
در 13 مارس 2006 روزنامه شيکاگو تريبون، در مقالهاي به قلم ران گراسمن، خبر داد که يک وکيل دعاوي اهل رودآيلند بهنام ديويد استراچمن عليه دانشگاه شيکاگو شکايت کرده و خواستار دريافت گنجينه آثار باستاني ايران به عنوان غرامت بازماندگان حادثه تروريستي فوق شده است. استراچمن عليه دانشگاه هاروارد، دانشگاه ميشيگان، موزه فيلد (شيکاگو)، انستيتوي هنر ديترويت، و موزه هنرهاي زيباي بوستن نيز شکايت کرده است. در اين مؤسسات آثار باستاني امانتي متعلق به ايران نگهداري ميشود. اين شاکيان اسرائيلي قبلاً در يک دادگاه آمريکايي ايران را به پرداخت 71 ميليون دلار غرامت محکوم کرده بودند و اکنون براي دريافت غرامت خود بر گنجينه آثار باستاني ايران دست نهادهاند. در 27 ژوئن 2006 روزنامه شيکاگو تريبون، در مقالهاي به قلم اندريو هرمن، خبر داد که موزه فيلد Field Museum در پاسخ به دادگاه بهکلي منکر مالکيت ايران بر الواح هخامنشي شده و مدعي است که «ما اين اشيا را بهطور علني خريداري کردهايم.» و سرانجام، در 28 ژوئن 2006 روزنامه شيکاگو تريبون، در مقالهاي به قلم ران گراسمن، اعلام کرد که قاضي دادگاه مربوطه لايحه وکيل دانشگاه شيکاگو را رد کرده است. اين خبر به شدت نگران کننده است.
مجموعهاي که مورد طمع اسرائيليها، و در واقع دولت اسرائيل، قرار گرفته، بخشي از کشفيات منحصربهفرد دوران رضا شاه در تختجمشيد است که با همدستي ذکاءالملک فروغي، نخستوزير وقت، و دلالي پسرش، محسن فروغي، از طريق پروفسور پوپ و زنش، دکتر فيليس آکرمن، به آمريکا انتقال يافت. اين ماجرا را دکتر محمدقلي مجد، مورخ نوآور و پرکار ايراني مقيم واشنگتن، در سال 2003 در کتابش، غارت بزرگ آثار باستاني ايران توسط آمريکا 1925-1941، بر اساس اسناد از طبقهبندي خارج شده دولت آمريکا فاش کرد. من در همان زمان در اين وبگاه کتاب فوق را معرفي کردم. انتشار کتاب دکتر مجد مقامات دانشگاه شيکاگو را به وحشت انداخت. آنان نگران بودند که ايران اسناد مربوطه متعلق به دوره رضا شاه را يافته و بر اساس آن نسبت به بازگردانيدن دهها هزار لوح گلي دوران هخامنشي اقدام کند. در پي اين وحشت، دانشگاه شيکاگو سيصد لوح گلي را به سازمان ميراث فرهنگي ايران پس داد. مقامات مسئول ايراني، که نه کتاب دکتر مجد را خوانده و نه از علل پسپرده بازگردانيدن بخش ناچيزي از الواح دوره هخامنشي مطلع بودند، اقدام فوق را به حساب نيک انديشي مقامات دانشگاه شيکاگو گذاشتند و سپاسگزار نيز شدند. مسئولان ايراني چنان پرت و بيگانه با ماجرا بودند که روزنامه گاردين نوشت: «دانشمندان آمريکايي با استرداد الواح باستاني ايران را فريفته خود کردند.» در همان زمان من در يادداشتي عملکرد سازمان ميراث فرهنگي را نقد کردم. تراژدي اينجاست که بهرغم اهميت کتاب دکتر مجد و اسناد مندرج در آن اثر فوق تاکنون در ايران انتشار نيافته است. متأسفانه، در طول سه سال اخير نه تنها هيچ اقدامي از سوي ايران براي بازگردانيدن آثار باستاني اماني در موزه شيکاگو صورت نگرفت بلکه در يک اقدام وحشتناک بخشي از گنجينه موجود در ايران نيز به بهانه نمايش در لندن به خارج انتقال يافت. کانونهاي صهيونيستي، به دليل قراردادها و اسناد معتبري که بهسود ايران در دست است، ديگر حفظ گنجينه به سرقت رفته از تختجمشيد را در موزههاي آمريکايي نميخواهند و تلاش ميکنند از طريق شکايت فوق آن را به اسرائيل انتقال دهند. ضرور است که دولت ايران هر چه سريعتر به اقدامات لازم براي بازپسگيري گنجينه دوره هخامنشي از موزه شيکاگو و ساير موزههاي آمريکا، پيش از اينکه اين آثار به اسرائيل منتقل شوند، اقدام کند و عليه موزههايي که مدعي خريد و مالکيت اين اشيا هستند، به اتهام معامله غيرقانوني و قاچاق آثار باستاني، اقامه دعوي کند.
-----------
1- براي آشنايي با اهميت الواح گلي فوق به اين آدرس مراجعه شود.
2- تعداد الواحي که در تخت جمشيد کشف شد بيش از 30 هزار قطعه گزارش شده است. ولي دانشگاه شيکاگو مدعي است که تنها دو هزار قطعه را در اختيار دارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
عرق، يهود و جوانان (قسمت اول )

آيا دوست خوب من ميداند كه ساخت، قاچاق و توزيع مشروبات الكلي از جمله سود آورترين صنايع در خدمت يهود است. و آيا دوست من خبر دارد كه يهوديان در ميان مشروب خواران از همه ثابت قدم ترند . و آيا دوست من متوجه ي اين نكته شده است كه غول صنايع مشروب سازي شخصي است به نام ساموئل برونفمن، كه يك يهودي مهاجر به آمريكاست و امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه ي آن بيش از يك ميليارد دلار است. و آيا دوست خوب من ميداند كه از شايع ترين مواد مورد سوءاستفاده در دنيا الكل است . و وابستگان به الكل بيشترين سود را به جيب امپراطوري عرق و شراب سرازير داشته اند. جداي از اينكه خود را با انواع بيماري هاي بعضا صعب العلاج مانند سرطان هاي سر و گردن، سرطان در دستگاه گوارش ، سكته قلبي و مغزي، ناتواني جنسي، توهمات شنوايي، فراموشي پايدار، زخم معده و درگيري مري و كبد درگير ساخته اند. اين مقاله صرفا در صدد بيان مطالب علمي و كارگاهي نيست. نميخواهد انواع شراب را نام ببرد و ويژگي هاي مثلا شراب سرخ، سفيد، گلي، شراب تقويت شده و شراب شيرين و گازدار را براي خوانندگانش بشمارد. نميخواهد فقط بگويد كه الكل موجود در مشروبات الكلي اتانول نام دارد و مقدار آن در آبجو 5%، در شراب10- 15% و در ويسكي و عرق حدود ۴0% است. حتي قصد ندارد از انواع عوارض جسماني و رواني حاصل از نوشيدن مستمر الكل بحث كند. اگر چه دانستن آن براي آناني كه لب به شراب و عرق نزده اند لازم است . حتي براي آناني كه مدت كوتاهي است در اين دام قرار گرفته اند نيز ضروري است . اما آناني كه عنوان الكليسم را با خود يدك مي كشند قطعا آثار رفتار نامناسب خود را مي دانند و اطرافيان با اندكي هشياري پي به علت پر حرفي، كم حرفي، معاشرتي شدن، گوشه گيري و پرخاشگري، اختلال در تعادل و ناتواني در انجام حركات ظريف را در فرد الكلي به راحتي تشخيص خواهند داد. چرا آدمي خود را گرفتار اين مصيبت عظمي بسازد كه اگر روزي تصميم به ترك آن بگيرد نيز با انبوهي از مشكلات از جمله تشنج و تشنج منجر به مرگ مواجه گردد.
امروزه ابلهاني پيدا شده اند كه از ساده دلي و بي اطلاعي بعضي استفاده مي كنند و الكل طبي را كه با نوشابه مخلوط كرده اند و يا متانول كه همان الكل صنعتي است را به خورد نوجوانان و جوانان مي دهند . آناني كه در شيراز ، بهشهر و احيانا جاهاي ديگر دچار كوري ، اغماء و يا مرگ شده اند ، بيچارگاني بوده اند كه در دام اين نابخردان سودجو افتاده اند. آنچه كه بر پدر ها، مادرها، معلمان دلسوز، دختران و پسران جوان و همه ي آحاد مردم فرض است توجه به چند نكته است.

1) تجارت مشروب در سراسر دنيا در دست يهوديان است . هنري فورد در صفحه ي 205 يهود بين الملل مي گويد : John Foster Fraser در كتاب The Conquering Jew كه در سال 1916 توسط شركت Funk Wagnalls Company منتشر شد مي نويسد : يهوديان اربابان تجارت ويسكي در ايالات متحده اند و 80% از اعضاي انجمن ملي فروشندگان مشروبات الكلي يهودي هستند . هنري فورد در 4 صفحه ي بعد از نوعي مشروب تغلبي و نوعي معجون فاسد به نام Nigger Gin كه باعث تمرد و بي قانوني عجيب در ميان سياه پوستان مي شد نام مي برد . سازنده ي اين جين شخصي يهودي به نام Lee Levy است . آقاي Will Irwin اين نوع جين را بزرگترين شرارت در تاريخ داد و ستد توصيف مي كند . او مي گويد : اين نوع جين ارزان بود و بر چسب روي شيشه اش القاءآت شهوت انگيزي را تصوير مي كرد و با عكس هاي بسيار وقيح و شرم آوري از زنان سفيد پوست تزيين شده بود . آقاي ايروين مي نويسد: من اين نوع جين را هرگز در بار هايي كه ورود سياهان به آن ممنوع است مشاهده نكردم.
2) همه بايد بدانند كه مسكرات و مشروبات الكلي از جمله سمومات تدريجي الاثر است. ممكن است با يك بار يا دو بار نوشيدن خون فاسد نشود و كاهش فشار خون پديد نيايد، حنجره متورم نشود و صدا خشن نگردد، ممكن است در مرتبه ي اول تورم در پلك هاي چشم قابل رويت نباشد و حركات جلف و فساد اخلاق آشكار نگردد، اما در استمرار آن قطعا علاوه بر موارد فوق شخص الكلي دچار جنون خمري، سلب اراده، خودكشي، ديگر كشي و بي عفتي و بي ناموسي خواهد شد.
3) نويسنده ي كتاب نفيس صد مقاله ي سلطاني مي فرمايد: تمام انبياء از آدم تا خاتم از جانب خدا ماموريت داشته اند تا با هر چيزي كه مخدر عقل و باعث زوال آن شود مبارزه كنند و از امام جعفر بن محمد الصادق (ع) و علي بن موسي الرضا (ع) حديث مي آورد كه اين دو عزيز فرموده اند: « ما بعث الله نبيا قط الا بتحريم الخمر». همه ي پيامبران شراب را حرام دانسته اند و به حرمت آن حكم داده اند . آناني كه ناجوانمردانه به خاطر سود مادي براي جوانان ما از مزاياي مصرف مشروبات الكلي شعر مي سرايند ، موجودات حقيري اند كه فردايشان را به امروز و آخرتشان را به دنيا فروخته اند . اما جوانان ما بايد اين گفته ي هنري فورد را در صفحه ي 186 يهود بين الملل آويزه ي گوش خود كنند كه بسياري از القاءآت پنهان و ناشناخته در زندگي ما ، منشاء يهودي دارند. ادامه دارد. منبع http://www.atm.parsiblog.com/
متن كامل مقاله اي مستند در افشاي آزادي بيان دروغين غرب
غرب؛قتلگاه انديشه
افشاي اسامي حدود۵۰ منتقدهولوکاست که مورد تهديدوآزاروشکنجه ومحاکمه صهيونيسم قرارگرفته اند!
بسم الله الرحمن الرحيم
- ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم (بقره،120)
-لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا (مائده،82)
اخيرا نويسنده اين مقاله را ديدم. وي در حال توسعه اين مقاله است. اسامي اين قربانيان نقد صهيونسم جنايتكار را تا حدود صد انديشمند جلو برده بود. در صورتي كه بتوانم اين اسامي را به زودي در همين وبلاگ مي اورم... البته كه مي دانم تعداد انديشمندان كه زير تيغ صهيونيسم و ليبرال دموكراسي در حال له شدن هستند بسيار بيش از صد نفر مي باشد... و اين مطلب مشتي از خروار مي باشد....
مدتي پيش رسانه هاي غربي و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدي نژاد درباره واقعه هولوكاست (يهودي كشي آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم) و پيشنهاد انتقال صهيونيست ها به كشورهاي اروپاييِ مدعي حمايت از حقوق يهوديان، تهاجم تبليغاتي گسترده اي را عليه رئيس جمهور كشورمان به راه انداختند.(براي نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84 و سالنامه سال ۱۳۸۴ (صفحه سرانجام- سياست) به درج مصاحبه اي پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطايي نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالي كه حتي بسياري از انديشمندان غربي هم به نقد اين ادعاهاي نادرست پرداخته اند!) شدت اين تهاجم به حدي بود كه بسياري از كساني كه ميزان نفوذ گسترده صهيونيسم بر غرب را نمي دانند، شگفت زده شدند.
انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي صهيونيستي
- سيل اين تهاجم را كه ديدم، به ياد انديشمند نامدار فرانسوي پروفسور رابرت فوريسون و كتاب زيبايش «اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه » و«شيادي قرن بيستم» افتادم. اين پيرمرد دانشمند فرانسوي سال ها در زمينه هولوكاست كار علمي طاقت فرسايي انجام داده و بارها در خيابان هاي فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهيونيست قرار گرفته است. وي بيش از ده بار دادگاهي شده و به دليل پژوهش هاي محكم خود درباره يك موضوع ممنوع! از استادي دانشگاه ليون در فرانسه محروم و ممنوع التدريس شده و به جزاي نقدي محكوم شده است. زماني مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولي پروفسور با حيرت و مظلوميت اصلاً باور نمي كرد حتي يك نشريه در جهان جرات داشته باشد حرف هاي او را بازتاب دهد. به درستي او را «تنهاترين متفكر فرانسه» نامگذاري كرده اند.[1]
-او در تنهايي اش تنها نيست؛ بسيارند بزرگان انديشه ورزي كه در غرب پر از دموكراسي(!) به دليل انديشيدن درباره هولوكاست و تحقيق در تاريخ جنگ دوم جهاني به زندان، تبعيد و جريمه محكوم شده اند. پروفسور روژه گارودي يكي ديگر از اين انديشمندان آزاد انديش فرانسوي است؛ همو كه به دليل افشاي شش اسطوره تشكيل دهنده دولت اسراييل در كتاب «تاريخ يك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكني كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او عليه جعل تاريخ توسط صهيونيست ها تحقيق كرد و اين جرم بسيار سنگين تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترايش از سوربن و يا رياست 25 ساله اش بر مركز تحقيقات ماركسيستي حزب كمونيست فرانسه به وي كمكي كند.[2]
-دكتر فردريك توبن، مورخ آلماني الاصل مقيم استراليا و مدير موسسه آدلايد در استراليا ، به دليل نقد و تحليل شيميايي و فيزيكي كوره هاي آدم سوزي و ردّ علمي وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقير و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد گرفتن پناهندگي سياسي از جمهوري اسلامي پيش رفت.[3] در سال هاي اخير جمع بسياري از انديشمندان غربي به نقد اين اسطوره هاي تاريخي و صهيونيستي پرداخته و صد البته بسياري از آن ها محاكمه شده اند.
-پروفسور «ياووس اوسوس» يكي از رهبران برجسته مسلمانان آلمان و دبيركل «اتحاديه راه اسلامي» در اروپا، که وادار به استعفا و كناره گيري از دانشگاه شد.«اوسوس» 46 ساله، متخصصcrystallization، استاد و قائم مقام دانشكده فني «روش هاي صنعتي» دانشگاه برمن آلمان، مدت 15 سال مشغول به تدريس و فعاليت علمي در اين دانشگاه بود. وي از چهار سال پيش به دليل ترويج ديدگاه هاي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي و دفاع از مبارزان مسلمان لبنان و فلسطين تحت شديدترين حملات تبليغاتي رسانه ها و عناصر صهيونيستي در آلمان بود و هرگز حاضر نشد نسبت به حقوق پايمال شده مسلمانان در اروپا، آمريكا و خاورميانه سكوت كند ودر مقابل صهيونيست ها پخش «شبنامه»ها در دانشگاه و تماس هاي تلفني و انواع تهديدها عليه او و خانواده اش را با شدت دنبال کردند.[4]
-ميشل آدام فرانسوي از آموزگاري خلع و با پنج فرزند در 57 سالگي از هر درآمدي محروم شد. اكنون حتي مقرري كمك هزينه دولتي را دريافت نمي كند.[5]
-وينسنت رينوارد فرانسوي هم از شغل آموزشي خود در بخش دولتي اخراج و در نوامبر 1998 به دليل كمك به تهيه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جريمه نقدي محكوم شد و اكنون تحت قيموميت به سر مي برد.[6]
-پاستور روژه پارمنتير نيز به دليل كمك به روژه گارودي در قضيه دادگاه او از حزب سوسياليست اخراج شد.[7]
-ژان ماري لوپن هم به دليل بيان مطالبي درباره جزئيات اتاق هاي گاز هيتلري در فرانسه و آلمان تحت پيگرد قرار گرفته است.[8]
-كتابفروشي به نام پدرو وارلاي در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحريك به نفرت و خصومت نژادي در نوشته هاي خود به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزينه سنگينِ دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودي كتابفروشي او معادل 20972(بيست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتي و تصويري به آتش كشيده شود و چنين شد. او و كارمند زن كتابفروشي اش بارها مورد حمله گروه هاي صهيونيست قرار گرفته بودند[9] ...اين است حقيقت آزادي در يک نظام دموکرات و ليبرال خيلي غربي!
-گري لاوك شهروند امريكايي به جرم خدشه در هولوكاست از سوي دانمارك به آلمان تحويل داده شد.[10]
-گونتر دكرت و اودو والندي آلماني هم به همين جرم هنوز در زندان به سر مي برند.[11]
-روا رهارد كمپر از اهالي مونستر پس از گذراندن يك سال زندان در حالي كه احتمال محكوميت بسيار طولانيتري داشت ناچار شد پنهان شود. آلماني ها و اتريشي هايي هستند كه به همين جرم (تحقيق در تاريخ اسطوره هاي صهيونيستی معاصر) در تبعيد زندگي مي كنند و نوشته هاي آن ها به دستور دادگاه توقيف و در آتش سوزانده مي شود.[12]
-ارنست زوندل و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه هاي ويژه كميسيون حقوق بشر و دادگاه هاي خاص به جرم تحقيقات تاريخ شان مورد بازخواست هستند.[13] و پس از چهل سال زندگي دركانادا ازاين كشور اخراج ودرحال حاضر نيز در آلمان زنداني است و در انتظار محاكمه به سر مي برد.[14]
-پروفسور ديويد ايرولينگ انگليسي هم كه مي خواست در اتريش دعوت يك دانشگاه را بپذيرد و بين دانشجويان سخنراني كند، به جرم حقيقت جويي در تاريخ دستگير شد و به 20 سال زندان محكوم شده است[15]، اما با توبه خود از تحقيقاتش مقدار سال هاي زندانش تخفيف پيدا کرد!
-احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئيسي به جرم نقد تاريخ واره ها و انگاره پردازي هاي صهيوني بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.[16]
-آبه پي ير در فرانسه مجبور شد از كارهاي علمي و فرهنگي خود كناره گيري كند؛ زيرا به خط قرمز يهود نزديك شده بود.[17]
- كشيش لولون، كشيش ماتيو و ژاك فووه هم به جرم حمايت از پروفسور روژه گارودي با او محاكمه شدند.[18]
-گرد هونزويك، نويسنده اتريشي به جرم تحقيق تاريخي به يك سال و نيم زندان و تبعيد از كشورش محكوم شد.[19]
اگر بخواهيم ادامه دهيم اين ليست بسيار طولاني خواهد شد. در ادامه فقط نام برخي ديگر از قربانيان آزاد انديش غربي را از كشورهاي مختلف مي آوريم:
-گرمار رودولف شيميدان آلماني و فراري كه در آمريكا زندگي مي كند[20]،
-زيفريد وربك كه در گذشته بارها به دادگاه فراخوانده شده است،
-گانتركگل از محققين تجديدنظرطلب[21]،
-ولفگانگ فروليچ كه در گذشته از وي خواسته شده بود شهادت دروغ عليه تجديدنظرطلبان بدهد و وي با پناه بردن به سفارت ايران در وين اين مساله را عنوان كرد كه صهيونيستها وي را تهديد كرده اند،
-مانفرد رودر مدافع تجديدنظرطلبان،
-ابراهيم علوش از نويسندگان بنام اردن و رئيس صداي آزاد عربي،
-يورگن مولمن معاون حزب ليبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[22]،
-رابرت فيسك در امريكا[23]،
-روزترويك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[24]،
-مارتين هوهمان عضو حزب دموكرات مسيحي آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[25]،
-ژنرال راين هارد گوئينتسل فرمانده نيروهاي مداخله ويژه ارتش آلمان كه به دليل حمايت از گفته هاي مارتين هوهمان از ارتش اخراج شد[26]،
-مايكل هافمن كه زماني خبرنگار آسوشيتدپرس بود[27]،
-مارك وبر مورخ امريكايي[28]،
-آرمان امادروس[29]،
-دراويوژ راتايژاك (راتايچاك)[30]،
-آرتور رابرت بوتر (امريكايي)،
-فيليپ كازين[31]،
-بتاريس بوكارد[32]،
-كن ليوينگستن عضو پيشين حزب كارگر انگلستان[33]،
-ويلهم استاگليچ،
-ارهارد كمپر،
-دكتر جني تانگ انگليسي[34]
-و احمد رامي از سوئيس(مسئول شجاع راديو اسلام - www.RAMI.TV)
-در شهريور 1385 مسابقه بين المللي کاريکاتور هولوکاست در ايران اجرا شد که برگزارکنندگان و شرکت کنندگان از تهديدي و بازجويي در کشورشان و حتي از خارج مرزهاي کشورشان، در امان نبودند مثل: سيد مسعود شجاعي طباطبايي مسئول شجاع سايت ايران کارتون (IRANCARTOON.IR –IRANCARTOON.COM) و مسابقه جهاني افشاي دروغ هولوکاست و ميشل لوئينگ کاريکاتوريست استراليايي و رنه بوشه کاريکاتوريست معروف فرانسوي و ديويد بالدينگر کاريکاتوريست آمريکايي و ... .
جعل تاريخ و مبارزه با حقيقت جويان، شيوه هميشگي يهوديت خاخامي و فريسيان نژادپرست و مادي گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به يهودي ستيزي و نژادپرستي متهم كردهاند. حتي باروخ اسپنيوزاي يهودي هم زماني كه علَم مبارزه با يهوديت خاخامي را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره هاي كتاب مقدس و افسانه هاي بنيانگذار سياست هاي ظالمانه آن ها پرداخت، او را يك يهود ستيز ناميدند و تكفير كردند.[35] اسپينوزا معتقد بود حكومت يهوديان در فلسطين منقرض شد، زيرا خداوند نيز از آنان نفرت داشت.[36] حتي تا حد ترور وي هم پيش رفتند ولي او جان سالم به در برد.[37] امروزه صهيونيست ها به دليل بزرگي اين عالم يهودي مجبورند از او به خوبي ياد کنند.
افسانه هولوكاست و يهود ستيزي
يكي از حربه هاي مهم صهيونيست ها براي توجيه سياستهاي وحشيانه خويش، جعل افسانه ها واسطوره هايي از جمله هولوكاست مي باشد. هولوكاست به معناي سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود و به جريان كشتار وسيع يهوديان! در جنگ جهاني دوم اطلاق مي شود.[38] اين واقعه ادعايي بيشتر به ارتش هيتلر نسبت داده ميشود؛ در صورتي كه عالمان تاريخ ارتباط وثيق هيتلر و صهيونيست ها را در جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع يهوديان و هيتلر از اين موضوع را گوشزد كرده اند.
ارتباط و همکاري متقابل هيتلر و يهوديان
هانا آرنت دانشمند يهودي و هاينس هوهنه روزنامه نگار آلماني به ارتباطهاي گرم آلمان هيتلري و حزب ناسيونال سوسياليسم او و صهيونيست ها اقرار مي كنند.[39] شواهد مختلفي بر اين ارتباط وجود دارد از جمله:
1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهيلات لازم جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين را از راه انتقال سرمايه شان با صدور كالاهاي آلماني فراهم مي كرد.[40]
2. همكاري گروه صهيونيستي بتار با نازي ها.[41]
3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازي ها را گرفتند و مانع از اعمال تحريم اقتصادي عليه آن ها شدند.[42]
4. مهاجرت گسترده يهوديان آلمان از طريق كميته رستگاري كه مردي به نام كاستنر مسووليت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتي به نازي ها ارائه مي كرد.[43]
5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت اين قتل عام ادعايي. اين غرامت چنان براي اسراييل حياتي بود كه بنگورين، گرفتن آن را معجزه اي در حد ايجاد دولت صهيونيستي مي داند.[44]
مقام معظم رهبري مي فرمايند: «دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودي ها داد، اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آن ها داده شود. آن چه يهودي ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخي از كشورهاي اروپايي ديگر مثل اتريش، سوئيس، فرانسه و حتي چند سال قبل با واتيكان نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بپردازند، اين خسارت تمام شدني نيست. در بعد رواني، اسراييلي ها فعاليت هاي بسيار مهمي دارند. همه سياستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناي يادبود كوره هاي آدم سوزي سر تعظيم فرود بياورند. يعني داستاني را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اين ها روش هايي است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايي است.»[45]
اين افسانه در كنار اتهام يهود ستيزي به منتقدان آن كمك شاياني به توجيه ستم هاي صهيونيسم در جهان مي كند. پروفسور نورمن فينكلشتاين يهودي هم در كتاب صنعت يهودي سوزي به سوء استفاده از اين داستان تصنعي و بحث يهود ستيزي پرداخته است.[46] پژوهشگران رقم واقعي كشته شدگان يهودي جنگ دوم جهاني را كم تر از دويست هزار نفر مي دانند كه در مقايسه با پنجاه ميليون كشته جهاني قابل اعتنا نيست؛ گرچه کشته شدن يک انسان هم، بدون گناه محکوم است. اما مسئله اين است که جنگ اول و دوم يک رقابت کثيف درون تمدني غرب بر سر مسائل دنيوي بين خودشان بود که حدود صد ميليون کشته از بشر گرفت؛ اين است چهره واقعي دنياطلبي و دوري از خدا.
قوانين بي رحمانه جهاني در مورد افسانه هاي صهيونيستي
اخيرا با تلاش لابي هاي صهيونيستي در سازمانهاي بين المللي و كشورهاي مختلف قوانيني تصويب شده است مبني بر اين كه كسي حق اظهار نظر درباره اين اسطوره ها! را ندارد. قانون دادگاه هاي نورنبرگ و توكيو در ژاپن و آمريکا و اروپاي مثلا آزاد، حق اظهار نظر انديشمندان درباره محاكمه هاي دادگاه هاي سران نازيسم را مي گيرد.[47] در فرانسه قانون فابيوس – گسو هم به صورتي ظالمانه حق آزاد انديشي و تأمل درباره جعل تاريخ توسط صهيونيستها را سلب مي كند.[48] انجمن بين المللي وكلا و حقوقدان هاي يهودي طي كنفرانسي به سال 1998 در سالوينك خواستار وضع قوانين ضدتجديد نظر طلبي در تاريخ شده و خواسته اند كشورهايي كه قوانين مشابهي ندارند آن را تصويب كنند.[49]
هولوكاست واقعي در ايران، عراق، فلسطين، رواندا، آمريکا و ...
به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازي، اخيرا دكتر مجد تحقيقاتي انجام داده كه ثابت مي كند بزرگ ترين نسل كشي قرن بيستم در ايران رخ داده و اين كشور، بزرگ ترين قرباني جنگ اول جهاني بوده است. بر اساس تحقيق دكتر مجد در طول سال هاي 1919-1917 بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري هاي ناشي از كمبود عمدي مواد غذايي كشته شدند و دولت بريتانيا بزرگ ترين عامل اين قحطي ساختگي بوده است. انگليس با خريد محصولات غذايي ايرانيان براي ارتش خود به چند برابر قيمت و جلوگيري از ورود مواد غذايي به ايران، باعث قحطي شد.[50] چند سال پيش در روآندا بين دو قبيله هوتو و توتزي جنگي رخ داد و در برابر چشم جهانيان، حدود 800000 (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالي كه سربازان سازمان ملل هم به رهبري جناب کوفي عنان نظاره گر بودند و جلوي اين كشتار را نگرفتند. اخيرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه هاي اسلحه سازي غرب در اين نسل کشي دهشتناک کاملا مشخص شد.
در عراق طي سه سال اخير كه امريكا آن را اشغال كرده است، بيش از ششصد هزار عراقي اکثراً شيعه كشته و بسياري هم مجروح و به مواد راديو اكتيو آلوده شده اند. در فلسطين طي 80 سال اخير صدها هزار انسان كشته شده اند و فاجعه قانا و صبرا و شتيلا و رفح و غزه هنوز هم ادامه دارد. در تاريخ سرخپوست ها مي خوانيم در طول نزديك به سيصد سال تصرف اين قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون هاي متمدن! حدود شصت ميليون انسان كشته شدند.[51] در همان سال ها حدود 25 ميليون برده آفريقايي از شهرهاي خود دزديده و براي كار اجباري به امريكا برده شدند و حدود همين تعداد هم در جريان شكار برده كشته شدند و تمدن پيشرفته آفريقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسياري بود را نابود کردند.[52] ظاهراً فقط يهوديان و نوكران آن ها انسان هستند و بقيه از حيوانات هم بي ارزش ترند.[53]
به نقل از نشريه پرتو سخن- موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) قم
http://masiheyahoodi.parsiblog.com/Archive31511.htm
[1] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري از سايت علمي پژوهشي yahood.net
[2] . همان.
[3] . همان.
[4] . روزنامه کيهان 15/ 8/ 1384.
[5] . اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، نوشته پروفسور روبر فوريسون، ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالديني؛ نشر مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه؛ چاپ اول؛1381 . ص52 .
[6] . همان.
[7] . همان.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . همان.
[11] . همان.
[12] . همان.
[13] . همان.
[14] . مراجعه کنيد به خبر «مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند.» در وبلاگ صهيون پژوه ، آذر 1384 : www.zionism.blogfa.com
[15] . بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران و مطبوعات هفته دوم آذر ماه 84 و نيز كتاب پژوهش صهيونيت، ج2، به كوشش محمد احمدي، نشر مركز مطالعات فلسطين، چ اول، پاييز 81، ص227 .
[16] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[17] . همان.
[18] . كتاب محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، پروفسور روژه گارودي، با مقدمه دكتر علي اكبر ولايتي، مترجمين: مجيد خليل زاده و احمد نخستين و جعفر ياره، نشر موسسه فرهنگي انديشه معاصر، چ اول پاييز 77، ص24 .
[19] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[20] . مراجعه کنيد به خبر: مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند، همان منبع.
[21] . آدرس سايت تجديد نظر طلبان تاريخي در اينترنت: www.REVISIONISTS.com و www.zundelsite.org
[22] . كيهان، 21 آبان1382 .
[23] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[24] . همان.
[25] . كيهان، 21 آبان 1382 .
[26] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري
[27] . از خبرگزاري حوزه هاي علميه: www.rasanews.com وي که نويسنده كتاب «جوامع محرمانه، جنگهاي رواني و دادگاه بزرگ هولوكاست» است در نامه حمايت آميز خود خطاب به احمدي نژاد نوشته است: «تاكنون دوستان زيادي از ما به زندانهاي ضد هولوكاست افتادهاند و البته چند نفري از ما در بيرون زندان هستيم. ما را به ايران بياوريد و اجازه بدهيد تا در يك نشست مطبوعاتي كه در سطح بينالملل قابل پخش باشد مطالب خود را بيان كنيم و در دفاع از شما و طرحتان سخن بگوييم.»
[28] . پژوهه صهيونيت، مقاله واقعيت يهود ستيزي، ص227
[29] . همان.
[30] . همان.
[31] . كتاب اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص42.
[32] . همان.
[33] . صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، مترجم: سوسن سليم زاده، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381، تهران، ص82 .
[34] . روزنامه قدس، 5 بهمن 1382، با عنوان: نماينده پارلمان انگليس به خاطر بيان حقيقت بر کنار شد.
[35] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 192 .
[36] . همان، ص 191 .
[37] . همان.
[38] . تاريخ يهود - مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، اسراييل شاهاك، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، چ اول، 1376، ص 19 .
[39] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225
[40] . همان.
[41] . همان.
[42] . محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، ص 17
[43] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225
[44] . همان.
[45] . سخنراني در تاريخ 11 بهمن 1380
[46] . صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين.
[47] . در مقدمه كتاب محاكمه آزادي پروفسور روژه گارودي نقدهاي خوبي به قوانين اين دادگاه ها دارد.
[48] . همان.
[49] . اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص54 .
[50] . در اين زمينه به سايت www.shahbazi.org مراجعه كنيد.
[51] . كتاب زر سالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران، ج 1، عبد الله شهبازي، موسسه مطالعات سياسي، فصل تجارت ماوراء بحار و استعمار غرب، راز شکل گيري تمدن جديد غرب.
[52] . همان.
[53] . کتاب تلمود پراست از اين احکام نژادپرستانه. براي مطالعه بيشتر ر.ک: نقد و نگرشي بر تلمود، نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.
