تبليغاتX
غرب پژوه

غرب پژوه

پژواک غربت انسانیت در غروب اندیشه غرب

اسطوره هاي صهيونيستي در سينما (اسطوره هاي صهيونيستي سينما) منتشر شد

قبل از اين، شاهد انتشار مجموعه مقالات «اسطوره هاي صهيونيستي» در نشريه «رواق هنر و انديشه» وابسته به «خانه هنر و انديشه مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما» در شماره هاي تابستان 1386 تا بهار1387 بوديم. آن مقالات به همراه تحليل هاي زيادتري از نويسنده کتاب، اکنون به صورت کتاب «اسطوره هاي صهيونيستي در سينما» چاپ و منتشر شده است. اولين چاپ اين کتاب را انتشارات هلال (وابسته به موسسه موعود عصر) در بهار 1388 در تيراژ پنج هزار جلد منتشر کرده است.

در اين کتاب کوشيده شده برخي از اساسي ترين اسطوره ها وافسانه هايي که سينماي صهيونيستي سعي در ترويج ان را دارد، آورده شود. اين کتاب در نوع خود نظيري حداقل در زبان فارسي ندارد. به نظر مي رسد که مطالب ديگري هم درباره اسطوره هاي صهيونيستي سينما وجود دارد که اميدواريم همان گونه که  نويسنده در پيشگفتار بيان داشته است، ان شاء الله در آينده آنها را نيز قلمي کند. البته مشخص است که برخي قسمت هايي که در مقالات چاپ شده در نشريه رواق هنر وانديشه، در کتاب نيامده اند. اميدواريم که در ويرايش بعدي آن قسمت ها نيز به کتاب افزوده شوند، چرا که به نظر مي رسد توضيحات مفصلي که نويسنده درباره نقد هولوکاست و پيوريتنيسم و پروتستانتيسم در مقالات اورده بود، اگر در کتاب هم آورده شوند، باعث غناي بيشتر کتاب خواهند شد. منابع و فيلم هاي مرور شده در کتاب نيز قابل توجه هستند.

با خواندن اين کتاب رمزگشايي قابل توجه و نسبتا جديد و کاملي از آثار شاخصي چون ماتريکس و هري پاتر و ارباب حلقه ها و پسر جهنمي و مصائب مسيح و طالع نحس و جن گير و کنستانتين و ژاندارک خواهد شد و همچنين، سينماي بوديستي هاليوود و برخي انواع ورزش هاي رزمي و معناگرايي هاي شرقي و غربي و هولوکاست و شيطان گرايي در سينماي غرب و نفوذ انديشه ها و اسطوره هاي قديمي و جديد صهيونيسم يهودي ومسيحي بر سينماي غرب خصوصا هاليوود با تعمق بيشتري فهم خواهد شد. همچنين اين کتاب تلاش کرده که تعريف جديدي از روند تاريخ جهان و تاريخ اساطير در طول تاريخ بدهد که اين تلاش قابل توجه است، حتي اگر نقدهايي از منظر برخي داشته باشد، چرا که قدمي است در توليد علم بومي بر مبناي فرهنگ اسلامي براي نظريه پردازي در علوم انساني که به شدت غربگرا و غربي هستند.خواندن اين کتاب که رتبه اول جشنواره دوسالانه مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيمارا آورده است را به شما توصيه مي کنيم.

 آدرس تصوير جلد بزرگ: http://mouood.org/images/Mouoodbooks/ostoreha.jpg

قبلا در خبرگزاري هنرنيوز و خبرگزاري فارس برخي قسمت هاي مقالاتي که در نشريه رواق هنر وانديشه از اين کتاب به چاپ رسيده بود را شاهد بوديم: مقاله «اسطوره مادر،قبيله گرايي متعصبانه» و «اسطوره قوم برگزيده، نژاد برتر» و «اسطوره ملت واحد يهود» و «اسطوره دولت الهي اسرائيل» و «اسطوره عزيمت داوطلبانه فلسطيني ها از سرزمينشان» در آدرس:

  http://honarnews.net/index.aspx?siteid=1&pageid=141&newsview=2611 

و مقاله «حمله هاليوود به عصمت پيامبران و حجيت وحي» از «اسطوره پيامبران قومي، پادشاهان نژادپرست، رهبران قدرت طلب، پيشگويان قبيلگي» در ادرس: 

  http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8707020263 

و همچنين:  http://www.military.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=218 

و همچنين اين وبلاگ(http://hajala.blogfa.com) نيز مقاله اخير  را در سه قسمت اورده است:

  http://hajala.blogfa.com/post-6.aspx و  http://hajala.blogfa.com/post-7.aspx و http://hajala.blogfa.com/post-10.aspx

همچنين ببينيد: مصاحبه مسئول غرفه موعود در نمايشگاه کتاب با خبرگزاري جمهوري اسلامي را:


http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=474949

سايت مستور در معرفي اين کتاب آورده است:

بي شک يکي از تفريح ها وسرگرمي هاي همه ي ما تماشاي سريال، کارتون،فيلم هاي تلويزيوني وسينمايي است و ساعات زيدي از شبانه  روزمان را صرف ديدن اين برنامه ها کرده و ازديدن آن ها لذت ي بريم. اما شايد هيچ گاه به اين موضوع فکر نکرده ايم برنامه اي که ما با کمال ميل تماشا مي کنيم و ازآن لذت مي بريم هدف و رسالتي صهيونيستي را با خود دارد! و دشمن از ساخت اين برنامه ها اهداف شومي را دنبال مي کند.

براي روشن شدن اين موضوع بايد بدانيم که فيلم ها و کارتون هايي مثل يانگوم، ارميا، ماتريکس و... از برنامه هاي ساخته شده توسط کمپاني يهودي هاليوود است که با برنامه و هدف خاص خود به خوصوص مبارزه با اسلام و مقابله با آخرالزمان، برتري يهود و ساخت سرزمين موعود ساخته شده اند. براي آگاهي از اين اهداف مطالعه کتاب اسطوره هاي صهيونيستي سينما را به شما پيشنهاد مي کنيم. کتابي که با نگاهي موشکافانه تمامي اهداف اين کمپاني ها را براي شما بررسي کرده است.

اسطوره هاي صهيونيستي در سينما نلم اثري است سعي در شناسايي همه ي نشانه ها و نمادهايي دارد که سينماي غرب با وام گرفتن از معتقدات، باورها، تعصب ها، اهداف و خط مشي يهود و صهيونيسم آن ها را در آثار سينمايي و تلويزيوني به تصوير کشيده است.

بي گمان فيلم هاي ياد شده در اين کتاب در برگيرنده ي تمامي آثار ارائه شده در يکصد سال فعاليت سينمايي نيست، بلکه بيان مصاديق و نمونه هايي است که امکان بررسي و تحليل دقيق تر و دگرگون را براي علاقه مندان به مطالعات فرهنگي فراهم مي کند. اين کتاب توسط آقاي محمدحسين فرج نژاد نوشته شده و انتشارات هلال آن را منتشر کرده است. قيمت اين کتاب 3500تومان است.

ادرس مطلب در سايت مستور: http://mastoor.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=1064&Itemid=7

+ نوشته شده در  88/04/15ساعت 3:33  توسط رفیع  | 

اکنون که تب هری پاتر خوابیده است، فرصت مغتنمی است که بار دیگر به اندیشه در این باره بپردازیم: کتاب "هری پاتر و تورات" چند ماهی است از زیر چاپ بیرون اومده. پیشترها مقالاتی درباره اینکه هری یهودی است و یا اینکه هری کابالیست هست، به چاپ رسیده بود،
مانند این مقاله: is Harry PotterJewish  ازحاخام جک آبراموویچ
وهمینطورمتن فیلم مستند نسبتا خوب (و نه کامل و جامع) شبکه دو در همین زمینه:
www.tv2.irib.ir/haripater/haripater.htm 
و همچنین نقد استاد سعید مستغاثی(رئیس انجمن منتقدان) بر این فیلم: 
smostaghaci.persianblog.ir/1386_5_27_smostaghaci_archive.html#7205239 
و همچنین در این آدرس: http://naghdefilm.parsiblog.com/-279881.htm 
و همچنین مقاله: "هری پاتر و مرگ خدا" از ميشل دي. اوبرين، ماهنامه موعود شماره93 منبع اصلي: www.lifesitenews.com. به نقل از سياحت غرب، ش16. http://mouood.org/content/view/7881/3/ 
و در این آدرس: http://naghdefilm.parsiblog.com/878202.htm 
ولی این بار یک روحانی یهودی در اسرائیل این کتاب را منتشر کرده است.

سرفصل های کتاب و متن کتاب به صورت آنلاین:

  Index
  Surprise
تصویر نویسنده کتاب در اسرائیل: سمت راست، اولین نفر

اینم کتاب دیگر همین نویسنده

Harry Potter and the Children of Ketura

Did Jewish mystical books inspire the Sorcerer's Stone legend

by Dov Krulwich

***در بين يهوديان اگر مادر يهودي باشديهوديت فرد بيش از آن است که پدر يهودي باشدو مادر دانيل(دانيال) جاکوب(يعقوب) رادکليف يهودي است و پدرش هم پروتستان (فرقه اي از مسيحيان که از کاتوليکها يهوديزه ترهستند) مي باشد. اين متن زندگي نامه اوست که از دايره المعارف اينترنتي انسرز دات کام برداشته ام: اين ادرس:http://www.answers.com/daniel+jacob+radcliffe?cat=entertainment

Daniel Jacob Radcliffe was born in Fulham, London, the only child of Alan Radcliffe, a literary agent, and Marcia Gresham  

(born "Marcia Gresham Jacobson")[3][4], a casting agent who was involved in several films for the BBC. Radcliffe"s mother is Jewish and grew up in Westcliff-on-Sea, Essex;[4] his father is a Protestant who grew up in Northern Ireland.[5] He has two dogs, Binka and Nugget. Radcliffe first expressed a desire to act at the age of five. In December 1999, he made his acting debut in the BBC"s televised version of the Dickens novel David Copperfield, portraying the title character as a young boy.

 *به علاوه در اين ادرس مي توانيد فيلم مصاحبه با دانبل جاکوب رادکليف را در اين آدرس http://www.jewtastic.com/posts/4449 : ببينيد که خودش در آن مي گويد: ::مامان من از خون(نژاد) يهودي است و بابام پروتستان:: “My mum was of Jewish blood and my dad was protestant” 

 *جالب است که وبلاگ Harry Potter and Torah blog دراينترنت دراين زمينه مطالبي مينويسد.در اين آدرس نمونه نوشته هاي انراببينيد: http://harrypottertorah.blogspot.com/2007/01/moses-egyptian-and-killing-curse.html

درباره يهودي-صهيونيستي بودن داستان و عناصر فيلم هري پاتر ادله زيادي دارم  که انشاء الله در اينده خواهم آورد اما بد نيست نظر حاخام جک آبرامويچ در اين زمينه را ببينيد: *مقاله هري پاتر يهودي است!  از حاخام جک ابراموويچ!؟ جالب است! http://naghdefilm.parsiblog.com/-212915.htm *منبع اصلي مقاله:http://www.ou.org/ncsy/projects/5764/oct31-64/harry_potter_is_jewish.htm    

*به انگليسي مطالبي دراين باره يافته ام که می توانیدبه اين آدرس هم مراجعه بفرماييد:فروش اينترنتي کتاب هري پاتر و تورات! http://www.amazon.com/Harry-Potter-Torah-Dov-Krulwich/dp/1847532373

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 5:16  توسط رفیع  | 

 پوريم يا جشن ايراني کشي جشني است که 26 قرن است يهوديان  هرسال در روزهاي 13 و 14 و 15 ماه "ادار" به مناسبت قتل عام 70 هزار ايراني در 3 روز در زمان خشايارشاه برگزار مي کنند. اين جشن  مصادف است با 13 اسفند يا 13 فروردين بسته به اينکه سال عبري 12 ماهه باشد يا 13 ماهه ! به همين علت است که 13 فروردين براي ايرانيان به عنوان  روزي نحس شناخته مي شود  ( اين در حالي است که همگان نحسي 13 را خرافه اي مي دانند که از اروپا وارد ايران شده !) و ايرانيان در اين روز مجبور به ترک خانه ها و منازل و فرار به صحرا و بيابان شدند (شايد به همين علت باشد که آيين بيرون رفتن از منزل در ميان ايرانيان تا کنون باقي مانده است. ای کاش تسلسل حافظه تاریخی خود را از دست نمی دادیم.)

ماجراي پوريم: پوريم واقعه ای است  که در تورات از آن به  سفر استر ياد شده است، بر اساس تورات،خشايارشاه در روز سومين سالگرد تاجگذاري خود در حالت مستي از همسرش،ملکه وشتي، مي خواهد که زيبايي هايش را به نمايش میهمانان بگذارد اما مکله وشتي که زن عفيف و با حيايي بوده از  اين کار سر باز ميزند( این از خصايص زن اصيل ايرانيست که  عفيف و با حيا بوده و خود را در معرض ديد همگان قرار نمي دهد) و به همين دليل پادشاه خشمگين با صحبت کردن با مشاورانش به اين نتيجه ميرسد که ملکه وشتي را برکنار کرده و زن ديگري را جانشينش کند و  به همين علت  در ميان زنان زيبا روي ايراني و از میا اسرای يهودی دختري به نام " استر".  جانشين وشتي مي شود. (استر تا قبل از آمدن به قصر نزد پسرعمويش مردخاي زندگي مي کرد ). در همين بين استر و مردخاي با کمک هم هامان وزير پادشاه رو برکنار کرده  و دستور قتل وي را خشايارشاه صادر مي کند و مردخاي جاي وي را مي گيرد. استر و مردخاي هم پادشاه دستور قتل دشمناي يهود رو در 3 روز مي گيرند و در اين سه روز 70 هزار ايراني قتل عام مي شوند!اين واقعه که در کتاب مقدس يهود نيز آمده  جنايت هولناکي است که  يهود هر سال آن را جشن ميگيرد  و با پوشيدن لباسهاي شخصيت هاي اين داستان اين جنايت را طي نسل ها زنده نگه مي دارد.حال شما قضاوت کنيد ، هولوکاست چسيت و کجاست؟

 (جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به کتاب فرزندان استر مراجعه کنيد)

http://mouood.org/content/view/877/43/

http://amesteris1980.blogfa.com/post-20.aspx

http://atm.parsiblog.com/Archive4118.htm

http://sad-sal-tanhaei.blogfa.com/

http://lalehashck.blogfa.com/post-15.aspx

http://robot.freeforums.org/topic-t309.html

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3705&page=4

http://www.golshan.com/ketabkhaneh/baygani/baygani.html

http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/17_esther.pdf

http://www.anobanini.ir/index/fa/1386/03/post_66.php

http://sarmastaaneh.persianblog.ir/

http://realterrorist.blogfa.com/post-558.aspx

+ نوشته شده در  88/01/23ساعت 4:52  توسط رفیع  | 

برخی از جنایات صهیونیستها در فاصله بین سال 1956 تا سال 1994

   * جنایت در خان یونس : آغاز در سوم نوامبر 1956
  خان یونس شهری در منطقه غزه در فلسطین است. صهیونیستها در سوم نوامبر سال 1956 در منطقه ی شرقی شهر به کشتار فجیعی دست زدند که طی آن بیش از 500 نفر به شهادت رسیدند.
  فردای همان روز یعنی چهارم نوامبر نیز در منطقه ی فیایضه و القراره دست به کشتار زدند. در منطقه جنوبی شهر نیز اشغالگرانِ صهیونیست ، تعدادی از جوانان فلسطینی را به صف کردند و آنها را به رگبار بستند که بیش از20 جوان طی این جنایت قربانی شدند. همچنین در بخش غربی شهر 30 نفر به قتل رسیدند. در پنجم نوامبر ( روز سوم ) کشتارها در منطقه المواصي و تل ریدان و ساحل خان یونس ادامه یافت و پس از آن نیز تا هفتم مارس 1957 میلادی کشتارها بصورت پراکنده در خان یونس ادامه یافت.

   *جنایت در اردوگاه آوارگان خان یونس : سوم نوامبر 1956
  همچنین در سوم نوامبر سال 1956 ارتش صهیونیستی به اردوگاه آوارگان خان یونس در نوار غزه حمله کرده ، جنایات فجیعی مرتکب شد که در این جنایت250 غیر نظامی قربانی شدند.

   *جنایت دیگر در اردوگاه خان یونس : دوازده نوامبر 1956
  پس از گذشت نه روز از کشتار نخستِ اردوگاه خان یونس یعنی در دوازده نوامبر 1956 مجدداً ارتش صهیونیستی در همان اردوگاه به جنایتی دیگر دست زد که طی آن 275 تن از آوارگانِ غیر نظامی فلسطینی و 100 نفر نیز از ساکنان اردوگاه قربانی شدند.

   *جنایت درالسموع : 13 نوامبر 1966
  السموع روستایی است واقع در 14 کیلومتری جنوب الخلیل که در سال 1961 جمعیت آن 3103 نفر بود. در 13 نوامبر سال 1966 نیروهای صهیونیست به روستای السموع و روستای مجاور آن که رافات نام دارد حمله کردند. آنها در این حمله از تانکهای آمریکایی معروف به باتُن و نیز هشتاد زره پوش و دوازده هواپیما استفاده کرده ، به مدت چهار ساعت منطقه را زیر آتش گرفتند که به شهادت 18 نفر و زخمی شدن 134 غیرنظامی انجامید. همچنین اشغالگران 140 خانه و یک درمانگاه و یک مدرسه را ویران نموده به مسجد السموع آسیب رساندند.

   *جنایت در قدس : 5 ژوئن سال 1967
  در پنجم ژوئن 1967 به مدت دو روز متوالی نیروهای صهیونیست شهر قدس را از زمین و هوا مورد گلوله باران قرار دادند که در نتیجه ی آن 300 غیر نظامی به شهادت رسیدند. در جریان این حمله بسیاری از خانواده ها به کلی از بین رفتند بگونه ای که حتی یکنفر از آنها زنده نماند و بسیاری از غیر نظامی ها در کوچه و خیابان در حال فرار مورد اصابت قرار گرفتند همچنین بسیاری از ساختمانهای مسکونی و تجاری بکلی ویران شد و به بسیاری از کلیساهای مسیحیان قدس و مساجد مسلمانان آسیب وارد شد که از جمله آنها می توان از "مسجد الأقصی" و "مأذنه باب الأسباط" و کلیسای"قدیسه حنه" و کلیسای"کلیة شمیدت" یاد کرد. همچنین درمانگاه اوغستا ویکتوریا در حالیکه مملو از مجروحان بود مورد حمله واقع شد. سپس سربازان صهیونیست به غارت ساختمانهای مسکونی و تجاری و مدارس شهر پرداختند.

   *جنایت در اردوگاه رفح : 1 ژوئن 1967
  در اول ماه ژوئن 1967 سربازان صهیونیست به اردوگاه رفح مربوط به آوارگان فلسطینی وارد شدند و 23 مرد را گلوله باران کردند سپس جنازه ها را چند روز در خیابان رها کردند تا جوّ رعب در اردوگاه باقی بماند و بعد از چند روز همه را در یک گور دستجمعی دفن کردند.

   *جنایت الکرامه : ژوئیه 1967
  در ژوئیه 1967 صهیونیستها اردوگاه آوارگان فلسطینی در روستای الکرامه در اردن را بمباران کردند که در نتیجه ی آن 14 غیر نظامی از جمله 3 کودک به شهادت رسیده ، 28 نفر زخمی شدند.

   *جنایت دیگر در الکرامه : در 9 فوریه 1968
  در نهم فوریه سال 1968 صهیونیستها اردوگاه آوارگان فلسطینی در الکرامه را بار دیگر بمباران هوایی کردند و کارمندانِ سازمان آنروا را به قتل رساندند و خانه های کوچک آوارگان و مدرسه پسرانه ی اردوگاه را ویران کردند. در جریان این حمله 14 نفر شهید و 50 نفر زخمی شدند.

   *جنایت فجیع در صبرا و شتیلا : 16 سپتامبر 1982
  صبرا و شتیلا دو اردوگاه از مجموع دوازده اردوگاه آوارگان فلسطینی در لبنان هستند که صهیونیستها در 16 / 9 / 1982 جنایتی را در این دو اردوگاه مرتکب شده اند که از فجیع ترین جنایاتشان علیه مسلمانان فلسطین به شمار می رود. این جنایت سه روز به طول انجامید. اگر چه مجریان این جنایت از نیروهای کتائب بودند ولی طراحان آن فرماندهان صهیونیست بودند که در رأس آنها می توان از آرییل شارون -که در آن زمان وزیر دفاع اسراییل بود– و رفائیل اتان – که در آن زمان فرمانده ستاد بود– یاد کرد. در اوج جنگ صهیونیستها و کتائب با فلسطینی ها و جنبش ملی لبنان ، 12هزار تن از نیروهای کتائب به اردوگاه صبرا و شتیلا حمله ور شدند وتعداد زیادی از ساکنان این دو اردوگاه از جمله زنان و کودکان را سر بریدند. آمارهایی که توسط منابع مختلف در مورد تعداد ذبح شدگان و نیز کسانی که با گلوله کشته شدند ذکر می شود یکسان نیست : برخی از منابع تعداد کشته ها را 3000 الی 3500 کودک و زن و پیر و جوان فلسطینی اعلام کرده اند اما منابع فلسطینی تعداد قربانیان را 12000 نفر ذکر می کنند. البته باید توجه کرد که صلیب سرخ در آمارِ خود ، افراد مجهول الهویه را محاسبه نکرده است. جانیان با ساطور و تبر و مسلسل به خانه های آوارگان فلسطینی حمله کردند و خانه به خانه آنها را به قتل می رساندند بگونه ای که تا آوارگان فلسطینی به خود بیایند سرشان از تنشان جدا شده بود. از طرف دیگر بولدوزرها به خراب کردن کوخها بر سر صاحبانشان پرداختند. در مرحله بعد جنایتکاران برای تسریع در کار ، سلاح گرم را به کار گرفتند. از شب قبل اسراییلی ها اردوگاه را به محاصره درآورده بودند و در طول شب گلوله های توپ منوّر شلیک می کردند تا نیروهای کتائب در نور آن بتوانند به آسانی به کشتار بپردازند. در این جنایت همچنین 150 تانک صهیونیست و 100 زره پوش ، اردوگاه را به محاصره درآورده بودند. شارون در آن روز به عاملان این جنایت چنین گفت : " بخاطر این شاهکار به شما تبریک می گویم". خبرگزاری فرانسه اعلام کرد :" در این فاجعه بیش از به شما 2000 نفر مفقود الاثر شده اند." این مفقود الاثرها همان کسانی هستند که به زور سوار کامیون و به مکان نامعلومی برده می شدند. روزنامه نیویورک تایمز نوشت :" محافل سیاسی آمریکایی نگران هستند که مبادا این افراد نیز برای ذبح شدن به جنوب برده شده باشند."
  اعتقاد عمومی اینست که یک چهارم قربانیان این حادثه از لبنانی ها بوده اند ولی بقیه فلسطینی بودند.

   *جنایت اردوگاه عین الحلوة : 16 مه 1983
  اردوگاه عین الحلوة نیز یکی دیگر از اردوگاههای آوارگان فلسطینی در لبنان است که نزدیک شهر صیدا واقع است.
  اردوگاه عین الحلوة در 16 مه 1983 شاهد جنایاتی بود که مجدداً کشتار صبرا و شتیلا را به خاطر همگان آورد : صهیونیستها با 1500 سرباز و 150 دستگاه ماشین جنگی به اردوگاه حمله ور شدند و از نیمه شب تا ساعت پنج صبح به گلوله باران اردوگاه ادامه دادند. این جنایت به تخریب خانه ها و مغازه ها وکشته و زخمی شدن 15 نفر از جمله زنان و کودکان انجامید.

   *جنایت در دانشگاه اسلامی الخلیل : 26 ژوئیه 1983
  در26 ژوئیه 1983 جمعی از صهیونیستهای شهرک نشین با پشتیبانی نیروهای ارتش صهیونیستی وارد حریم دانشگاه اسلامی الخلیل شدند و بی هدف به شلیک گلوله و پرتاب نارنجک به اطراف پرداختند که به شهادت 3 دانشجو و زخمی شدن 22 منجر شد.

  *جنایت عیون قارة : 20 مه 1990
  در 20 مه 1990 یکی از سربازان صهیونیست بر عده ای از کارگران فلسطینی که صبح هنگام در عیون قارة (مکانی نزدیک تل آویو) جمع شده بودند آتش گشود که در اثر آن 7 نفر از کارگران به شهادت رسیدند.

   *جنایت در مسجد الأقصی : 8 اوت 1990
  این جنایت با آمادگی و برنامه ریزی قبلی و برای رسیدن به اهداف خاصی از سوی دستگاههای رسمی صهیونیستی انجام شد به اینصورت که در 8 اوت 1990 تعدادی از نیروهای ارتش با همراهی جاسوسان و نیز گروههای مسلّح متشکل از شهرک نشین های صهیونیست ، حرم شریف مسجد الأقصی را محاصره کرده ، وارد صحن حرم شدند. طبق برنامه قبلی در هنگام نماز ظهر تعدادی از تندرو های صهیونیست که از اعضای سازمان صهیونیستی موسوم به" أمناء جبل هیکل" بودند سعی کردند سنگ بنای باصطلاح " هیکل " را در صحن حرم نصب کنند که با مقاومتِ مسلمانانِ نمازگزار مواجه شدند و کار به درگیری بین نمازگزاران و اعضای سازمان مذکور کشیده شد. نیروهای ارتش و پلیس صهیونیست طبق برنامه قبلی مداخله کرده ، مردم را به رگبار بستند که در اثر آن 21 تن از نمازگزاران در حرم به شهادت رسیدند و بیش از 800 نفر زخمی و 250 نفر نیز توسط پلیس بازداشت شدند.
   برخی از مسؤولان صهیونیست که در این جنایت دخالت داشتند عبارتند از : اسحاق شامير نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي، اسحاق رابين وزیر جنگ وقت رژیم صهيونیستي ، آرييه بيبي فرمانده پلیس صهیونیستی قدس و غرشونسلامون رهبر سازمان تروریستیِ" أمناء جبل هیکل" .

   *جنایت در حرم ابراهیمی : 25 فوریه 1994
  این جنایت توسط یکی از صهیونیستهای شهرک نشین و با همراهی تعدادی دیگر از شهرک نشینها و پشتیبانی نیروهای مسلح صهیونیست انجام شد و یکی از فجیع ترین جنایات صهیونیستهاست که نشان می دهد آنان برای هیچ مکان مقدسی حرمت قایل نیستند. این شهرک نشینِ صهیونیست که گولد اشتاین نام داشت در حرم ابراهیمی در الخلیل در ماه مبارک رمضان در حالیکه نمازگزاران در سجود نماز صبح بودند آنان را با نارنجک و گلوله به رگبار بست که در نتیجه ی آن 24 نفر از نمازگزاران شهید و صدها تن زخمی شدند. اگرچه سرانجام جمعیت خشمگین مردم توانستند این شهرک نشینِ جانی را به سزای عملش برسانند ولی این جنایت یک عمل فردی نبود بلکه از حمایت و پشتیبانی نیروهای اشغالگر بهره مند بود. مردم خشمگین با پلیس درگیر شدند وپلیس در این درگیری صدها نفر را به شهادت رساند. سربازان صهیونیست بلافاصله دروازه های حرم را بستند تا نمازگزاران نتوانند از حرم خارج شوند و مردم بیرون نیز نتوانند برای نجات مجروحان به داخل راه پیدا کنند. پلیس نمازگزارانی را که پا به فرار گذاشته بودند به رگبار می بست. حتی در مراسم تشییع و تدفین شهدا نیز بر مردم آتش گشودند و عده ای از مردم را به شهادت رساندند. بنابراین در حرم ابراهیمی سه جنایت همزمان انجام شد : یکی در داخل حرم توسط یک صهیونیست شهرک نشین و دیگری در صحن حرم ابراهیمی در توسط نیروهای پلیس صهیونیست و سومی در هنگام تشییع وتدفین پیکر شهدا.
این جنایت زمانی انجام شد که اسحاق رابین مقام نخست وزیری و ایهود باراک ریاست ستاد ارتش اسراییل را بر عهده داشتند.
   آنچه در این مقاله فهرست وار ذکر شد تنها بخشی از جنایات صهیونیستها در فاصله سال 1956 تا 1994 میلادی بود و واقعیت ها دردناک تر از اینهاست. 
  منبع : www.wa3ad.org   تلخیص و ترجمه : ا. ملکی
+ نوشته شده در  86/11/26ساعت 14:1  توسط رفیع  | 

ناکارآمدي نظام برنامه‌ريزي دولتي در ايران:
ريشه‌هاي تاريخي و بنيان‌هاي نظري آن

سخنراني مهم  استاد عبدالله شهبازی در نهاد رياست‌جمهوري/26 تير 1386

از ساعت 2:30 تا 5:30 بعد از ظهر روز سه‌شنبه 26 تير 1386 ميزگردي با عنوان «بازانديشي نظام مديريت و برنامه‌ريزي ايران» در نهاد رياست‌جمهوري برگزار شد. هدف از اين ميزگرد بررسي تاريخ و عملکرد سازمان برنامه و بودجه سابق (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي بعدي) و تلاش اخير دکتر محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور، در بازسازي اين سازمان بود. در ميزگرد فوق، علاوه بر من، آقايان سيد مرتضي نبوي (عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام) و حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد مهدي ميرباقري (رئيس فرهنگستان علوم اسلامي) سخن گفته و به پرسش‌ها پاسخ دادند. دبير ميزگرد آقاي محمد مهدي شيرمحمدي، سردبير سابق روزنامه سياست روز، بود.

من در سخنان خود به بررسي سازمان برنامه سابق به‌طور اخص و نظام برنامه‌ريزي ايران به‌طور اعم در سه بُعد سياسي، نظري و اجرايي پرداختم. در بعد سياسي، کانون‌هاي قدرت مؤثر در شکل‌گيري و عملکرد سازمان برنامه را اجمالاً معرفي کردم. در بعد نظري، اتاتيسم (دولت‌گرايي)، و پيامدهاي آن که تمرکز در همه عرصه‌ها را مي‌طلبيد، مثلاً در عرصه شهرگرايي به ايجاد قطب‌هاي انبوه و متراکم جمعيتي (کلان‌شهرهاي بي‌‌ساختار و بي‌ريخت) مي‌انجاميد، و توسعه‌گرايي سودايي (مبتني بر اهداف بلند، واهي، دست نيافتني، پرخرج، و نامنطبق با نيازهاي بومي) را دو شاخص اصلي تفکر برنامه‌ريزي در ايران خواندم. در بعد اجرايي نيز فساد و ناکارآمدي ديوان‌سالاري از يکسو و برنامه‌ريزي کلان بدون ابتنا بر شناخت و پژوهش خُرد، يعني فقدان پژوهش و برنامه‌ريزي مبتني بر آن در مقياس‌ مناطق کوچک و عدم تدوين استراتژي توسعه و شاخص‌هاي کلان و خُرد آن، از سوي ديگر را دو عامل اصلي ناکارآمدي نظام برنامه‌ريزي ايران، و به تبع آن سازمان برنامه و بودجه سابق، معرفي کردم. درباره اقدامات اخير دکتر احمدي‌نژاد هر گونه تغييرات صوري، از جمله در اسم و عنوان سازمان يا جايگاه آن، را بي‌حاصل خوانده و.. ادامه مطلب را حتماببینید.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/04/31ساعت 3:53  توسط رفیع  | 

بان كي مون: كميته يهوديان آمريكا نقش مهمي در پيشبرد برنامه‌ها دارد؟!

 
 بان كي-مون دبير كل سازمان ملل در پيامي به مناسبت نشست سالانه كميته يهوديان آمريكا گفته است كه كميته يهوديان آمريكا نقش مهمي در پيشبرد برنامه هايش در سازمان ملل دارد.وي روز پنجشنبه اشاره كرده "اسرائيل همچنين سرمايه‌اي از تجربه دارد كه مي‌تواند به سازمان ملل ارائه و از شركت در تلاشهاي صلح، توسعه و حقوق بشر سازمان ملل منافع بسيار بدست بياورد".
دبيركل افزوده است" من همچنين اهميت بسياري به تقويت روابط بين سازمان ملل و اسرائيل مي‌دهم و اسرائيل را عضو كامل جامعه كشورهاي عضو و با همه حقوق و تعهدات مي‌شمارم".بان سپس با تشريح برنامه هايش در دوره مسووليتش گفته است: اول از همه بايد از نقش مهم شما براي ماموريت مشترك ما يعني پيشبرد عزت بشريت تشكر كنم. توجه خود را به بحرانهاي جغرافيايي سياسي كه در صدر قرار دارند بويژه تراژدي دارفور، تلاشهاي ديپلماتيك در چندين جبهه در خاورميانه شامل عراق، لبنان و البته درگيري اسرائيل و فلسطين متمركز كرده‌ا م."دومين برنامه‌ام اين است كه مصمم هستم سازمان ملل را اصلاح كنم. از آن جايي كه در حال حاضر از هر زمان ديگر بيشترين تعداد عمليات و نيرو را براي حفظ صلح بكار گرفته‌ايم، جاي پاي فعاليتهاي حفظ صلح بايد محكم شود.همچنين اصلاح طلبي يعني بهبود مديريت و تقويت جوابگويي و شفافيت از كارهاي من است."دبيركل سازمان ملل افزوده است: سازمان ملل بايد به آنهايي كه به آن نياز دارند اميد بدهد. اگر جهان قرار است به اهداف توسعه هزاره تا سال ‪ ۲۰۱۵‬برسد، بايد اقدامهاي هماهنگ در سال ‪ ۲۰۰۷‬انجام دهيم چرا كه زندگي با ارزش ميليونها نفر و صلح و امنيت بين‌الملل در خطر است.
وي گفته است: نگران كمبود تلاشهاي بين الملي براي مبارزه با تغييرات آب و هوا هستم. آنچه كه در توان دارم بكار مي‌گيرم تا پاسخ حقيقي جهان به اين مشكل جهاني را ايجاد كنم و كميته يهوديان آمريكا نقش مهمي در پيشبرد اين دستوركارها و برنامه هايم دارد.بان افزوده است:بي‌صبرانه منتطر همكاري با كميته يهوديان آمريكا هستم و مي‌دانم كه شما شريك خوبي در سالهاي آينده براي سازمان ملل خواهيد بود./ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶   منبع: موعود
+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 4:34  توسط رفیع  | 

چندی پیش ضاحیه در جنوب بيروت شاهد برگزاري يك جشن مهم بود؛ جشن فارغ التحصيلي 1700دانشجوي عضو حزب الله از دانشگاه هاي مختلف لبنان.سخنران ويژه اين جشن سيّد حسن نصرالله بود. آن بخش از سخنان سيّد حسن كه به دليل اهميت بين المللي مورد توجه رسانه ها قرار گرفت تحليل او از اوضاع و احوال سياسي داخلي لبنان بود؛ اما مثل هميشه بخش هاي ديگر سخنان سيّد ناشنيده باقي ماند. برگزاري جشن فارغ التحصيلي دانش آموختگان عضو حزب الله و حضور شخص سيّد حسن در اين مراسم به تنهايي بيان كننده حركت سمبليك و نمادين حزب الله براي به نمايش گذاشتن توانمندي علمي حزب الله و برنامه ريزي و تدبير صحيح حزب الله براي اداره امور آينده لبنان است.

علي رغم خواست دشمنان كه حزب الله را نيرويي بدون فكر و انديشه و بدون پشتوانه علمي و عقلي معرفي مي كنند، قدرت نمايي علمي حزب الله در حكم گشودن جبهه اي جديد در برابر دشمنان است و نويدبخش آينده اي روشن براي لبنان و حزب الله است.آنچه در اين مراسم مورد تأكيد سيّد قرار گرفت حيويّة حزب الله (زنده بودن) بود. سيّدحسن با اشاره به فارغ التحصيلي اين دانشجويان از دانشگاه هاي مختلف لبنان اين افتخار علمي را نشانه حيات و زنده بودن حزب الله در عرصه هاي مختلف و در جبهه هاي مختلف دانست. حياتي كه در عرصه نظامي ، سياسي ، علمي و فرهنگي و ... ديده مي شود و حزب الله را از حدود يك حزب سياسي يا يك گروه نظامي بسيار فراتر مي برد.

جمله زير بيان كننده اوج سپاس سيّد از دانشجويان جوان و پر جنب و جوشي است كه اين پيروزي بزرگ علمي را براي حزب الله به ارمغان آوردند:بارك الله فيكم و بيّض الله وجوهكم في الدنيا والآخرة إنشاء الله. وأنا أشكركم على جهدكم ودراستكم وسعيكم وخصوصا في عام 2006 الذي كان صعبا، سواء من خلال ما واجهناه سويا في إطار العدوان والحرب الإسرائيلية على لبنان وقساوة وعنف هذه الحرب، أو من خلال صعوبات وتوترات الوضع السياسي الداخلي.‏ آفرين بر شما؛ خدا شما را در دنيا و آخرت روسفيد كند. من از شما به خاطر مجاهدت علمي تان و درس خواندنتان و تلاشتان تشكر مي كنم؛ خصوصاً اينكه شما در سال 2006 با وجود مشكلات و جنگ اسرائيلي و سنگدلي هاي اين جنگ و ناملايمات سياسي داخلي اينچنين تلاش كرديد... در پايان اين مراسم از خانواده شهداي حزب الله در نبرد 33 روزه به طور ويژه تجليل شد.گزارش تصويري مراسم منبع: http://hizbollah.parsiblog.com/198363.htm

+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 4:31  توسط رفیع  | 

نقشه سيا براي نابودي فرهنگ عاشورا و مرجعيت و تشيع  

 انهدام شيعه با تحريف و خرافه

اخيراً كتابى به نام نقشه‏اى براى جدائى مكاتب الهى در آمريكا انتشار يافته كه در آن گفتگوى مفصلى با دكترمايكل برانت يكى از معاونان سابق سيا سازمان اطلاعاتى مركزى آمريكا انجام شده است او در اين زمينه مى‏گويد بعداز مدتها تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه قدرت رهبر مذهبى ايران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ايران تأثيرگذار بوده است ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامى فعال و پويا هستند دراين گردهم آئى تصويب شد كه بر روى مذهب شيعه تحقيقات بيشترى صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامه‏ريزيهايى داشته باشيم بهمين منظور چهل ميليون دلار بودجه براى آن اختصاص داديم و اين پروژه درسه مرحله به‏ترتيب زير انجام شد...

 پس از نظر سنجيها وجمع آورى اطلاعات از سراسر جهان به نتايج مهمى دست يافتيم متوجه‏شديم كه قدرت مذهب شيعه در دست مراجع و روحانيت مى‏باشد ... اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه بطورمستقيم نمى‏توان با مذهب شيعه رودر رو شد و امكان پيروزى بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده كار كنيم مابجاى ضرب المثل انگليسى اختلاف بيانداز حكومت كن از سياست اختلاف بياندازد نابود كن استفاده كرديم و درهمين راستا برنامه ريزيهاى گسترده‏اى را براى سياستهاى بلند مدت خود طرح كرديم حمايت از افرادى كه بامذهب‏شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج كافر بودن شيعيان به گونه‏اى كه در زمان مناسب عليه آنها توسط ديگر مذاهب اعلام‏جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گسترده‏اى راعليه مراجع و رهبران دينى شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود رادر ميان مردم از دست بدهند.

 يكى ديگر از مواردى كه بايد روى آن كار مى‏كرديم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت‏طلبى بود كه هر ساله‏شيعيان با برگزارى مراسمى اين فرهنگ را زنده نگه‏مى دارند ما تصميم گرفتيم با حمايتهاى مالى از برخى سخنرانان ومداحان و برگزاركنندگان اصلى اينگونه مراسم كه افراد سودجو و شهرت طلب هستند عقايد و بنيانهاى شيعه وفرهنگ شهادت‏طلبى را سست و متزلزل كنيم و مسائل انحرافى در آن به وجود آوريم به گونه‏اى كه شيعه يك گروه‏جاهل و خرافاتى در نظر آيد. در مرحله بعد بايد مطالب فراوانى عليه مراجع شيعه جمع آورى شده و بوسيله مداحان‏و نويسندگان سودجو انتشار دهيم و تا سال 1389 مرجعيت را كه سد راه اصلى اهداف ما مى‏باشند تضعيف كرده وآنان رابه دست خود شيعيان وديگر مذاهب اسلامى نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب‏ بزنيم. منبع: روزنامه جمهورى اسلامى 5/3/83

+ نوشته شده در  85/11/14ساعت 4:32  توسط رفیع  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

شرح مفصل تری از شگردهای بی.بی.سی در گزارش جهت دار و هدفمند و محرف از عاشورای ۱۴۲۸

بسم الله الرحمن الرحيم

اگر تا پيش از اين برخي ناآشنايان به روش حساس مراجع در فتوا دادن، شکي در حرمت برخي انحرافات عزاداري داشتند، با رويکرد يازده و دوازده محرم 1428 سايت بي.بي.سي  نسبت به اين مسئله، جاي هيچ شکي باقي نمي ماند.

اين سايت رسمي با بزرگ کردن گوشه هاي فرعي و انحرافي عزاداري شيعيان دنيا، اهداف ناجوانمردانه خود را تعقيب مي کند. با دقت در صفحات مختلف و خبرسازي هاي جهت دارانه بي.بي.سي، شاهد بوديم که اين رسانه جاعل قمه زني و تيغ زني و زنجيرهاي تيغ دار و علم کشي و علامت برداري و شمايل برداري و تعزيه خواني و گِل مالي بدن توسط عزاداران را بزرگ کرده است!؟ هرچه بيشتر گشتم هيچ اشاره اي به برگزاري جلسات پرخير و برکت سخنراني هاي معرفت جويانه و ظلم ستيزانه و آگاهي بخش و مداحي هاي عميق و اشعار حماسي عاشورايي نشده بود، ولي در خبرهايي سابقا مداح غلو کننده اي چون سيد ذاکر را بزرگ کرده بود!

دريغ از حتي يک بار اسم بردن از اساتيد پرکاري چون پناهيان و رحيم پور ازغدي و انصاريان و فلاح زاده و عالي و نقويان و سيد احمد خاتمي و علامه مصباح يزدي و آيه الله جوادي آملي و ...! حتي مداحان معروف و خبرسازي چون حاج منصور ارضي و حداديان و طاهري و کريمي و ... هيچ جايگاهي در اين رسانه ماماني! نداشتند. معلوم است که بي.بي.سي دروغ مي گويد و رسانه صرف نيست؛ بلکه نوکر بي اختيار زرسالاران حاکم بر سياستمداران انگليس است.

حتي مراسم بسيار زيباي مادران عاشورايي و راهپيمايي خانوده هاي کودکان شش ماهه در اين رسانه بازتابي نداشت. حتي در مواردي خصوصا در قسمت مثلا نظرات خوانندگان بي.بي.سي مي بينيم که  اصل اسلام يا اساس عزاداري بر امام حسين (عليه السلام) را به دليل خرافاتي و خشن بودن، انکار کرده بودند!؟  

به طور واضحي اين رسانه غربي سعي در گسترش بدعت ها و خرافات و کمرنگ کردن وجهه هاي معرفتي- عقلي- عشقي قيام عاشورا داشت. البته در برخي موارد هم سعي در پر رنگ کردن جنبه عشقي اين قيام و زدودن پيام هاي سياسي و ظلم ستيزانه عاشورا داشت. در مواردي هم  عاشورا را با چهارشنبه سوري و دختر بازي و ديگر مراسم خرافي مقايسه و تطبيق کرده بود تا از شان عاشوراي حسيني بکاهد؛ حتي بعضا چهارشنبه سوري را اصيل و عاشورا را سنتي عربي جلوه داده بود!؟ نکته مهم ديگر اين بود که اين رسانه سعي در شبهه پراکني هم داشت که از جمله مي توان به اين شبهه اشاره کرد: "من نمي فهمم چرا بايد براي شهيدان بزرگواري که خودمان ادعا مي کنيم، به پيروزي ابدي رسيده اند و فعلا در بهشت هستند، گريه و عزاداري کنيم! ماريا از لندن"

البته شما مخاطب فهيم و عاشق فورا به اين سوال کننده -اگر وجود خارجي داشته باشد- خواهيد گفت که جناب عالي  خودت اگر پدرت که انسان پاک و بيگناهي هم بوده باشد و شهيد شود، برايش عزا نمي گيري؟! مخصوصا که به ناحق کشته شود و مادر و خواهرت را به اسيري گرفته باشند! 

براي نمونه چند بخش از نوشته هايي که هيچ نيازي به جواب دادن ندارد را از بي.بي.سي(در اين آدرس)  مي آورم:

اين مراسم عاشورا چيزي نيست جز زنده کردن ميراثي که صفويه براي فرهنگ و ملت ما آوردند... حالا ملايان براي تأمين منافع خودشان جوانان را به اين خرافات وا مي دارند تا بهتر بتوانند ملت را بدوشند... کوروش - مشهد

عاشورا يک مراسم کهنه و پوسيده است که زمان به زودي آن را بر ميچيند. ماريا - لندن

در ميرداماد اين تجمع ابتذال بود... همانطور که به سنتهاي مذهبي احترام مي گذاريم، براي سنتهاي ملي نيز احترام قايل هستيم... عزيز - اهواز

رضا شاه سعي کرد به اين خرافات پايان دهد، اما پسرش تلاش هاي او را خنثي کرد. شروين - تهران

ما ايراني هستيم و نبايد مرده ريگ بي ارزش تازيان را زنده کنيم. سام - تهران

به نظر من جامعه ما هنوز مدرن نيست، چون ارزش هاي سنتي هنوز مسلط هستند. حورا - بوشهر

در شرايطي که دولت از تجمع يا ملاقات دختر و پسر جلوگيري مي کند، شکل تازه مراسم عزاداري مذهبي فقط بهانه ايست براي با هم بودن. مائده - تهران

ما هم ايراني هستيم و هم مسلمان!عزاداري عاشورا يک سنت مذهبيست و چهارشنبه سوري يک سنت وطني. هر دو زيباست و بايد باشد. محسن - کرمان

محدوديت هاي بي شماري از طرف حکومت وجود دارد. دولت اسلامي نتوانسته يا نخواسته که با ملي گرايي کنار بيايد و در اين ۲۵ سال بعد از انقلاب فقط صورت مسأله را پاک کرده است. در مورد مراسم مذهبي بالاخص محرم سطحي نگري از طريق حکومت نيز تزريق مي شود (نوحه هاي بي سر و ته و اشک هاي تقلبي) بنابراين جوانان نيز به علت نبود آزادي جنسي از خود بي خود مي شوند و در آينده خواهيم ديد که تمام مسايل سنتي (چه ملي چه مذهبي) رنگ جديدتري خواهد گرفت. علي بابا - تهران

اين حکومت از ابتدا تا کنون با ملي گرائي وهرچه نشان از آئين و رسوم ملي داشته به عناوين مختلف مخالفت و مبارزه کرده است. با تهديد و اشاعه شايعات رعب انگيز در بين خانواده ها و جوانان، با ايجاد وحشت در اجتماعات مسالمت آميز جوانان و ترساندن آنها ازحضور درمراسم شادي... آخر ما کجا شادي کجا؟! ما بايد هميشه عزادار باشيم تا مرده پرستان شاد شوند. آخه مي گويند ما هرچه داريم از اين گريه ها داريم. ولي هرگز موفق نخواهند شد نشانه هاي فرهنگي و ملي ما را از ما بگيرند. کوروش مصدق نژاد - شيراز

امروز دين دستاويز است و راه رسيدن به اهداف مادي، البته براي اکثريت رياکار اين جامعه.... نبايد از نظر دور داشت که حکومت ديني و سرکوب اراده ها و انديشه هاي ملي مردمان آزاده اين مرز و بوم همچنان در دور شدن مردم به خصوص قشر جوان از دين و گرايش به آئين هاي ايراني مؤثر بوده... نکته مهم اينکه دولتمردان حکومت با برآوردي هوشمندانه سعي در استفاده مثبت از اين جريان را دارند... سبکتکين - يزد

ملت ايران به خوبي نشان داده اند که اگربراي سنت هاي ملي خود بيش ازمراسم من درآوردي عزاداري هاي بي محتواي زائيده ملاهاي عصرصفوي ارزش قائل نباشند، کمترازآن نيز ارزش قائل نيستند. کما اينکه تلاشي که پس از انقلاب براي کمرنگ کردن و حتي حذف مراسم ملي انجام گرفت و مي گيرد محکوم به شکست است. اما من نمي دانم دولتمردان ما کي مي خواهند اين واقعيات ساده و واضح را درک کنند و بفهمند که با سلام و صلوات نمي شود مملکت را اداره کرد. بابک - اصفهان

به نظر من ما ايرانيان بايد به سالها پيش برگشته و بفهميم کي هستيم، ما عرب و يا عرب تبار نيستيم. مراسم محرم مراسم ما ايرانيان نيست... چهارشنبه سوري و نوروز و... مراسم ملي ماست. افشين - تبريز

رغبت جوانان به اين مراسم و مراسم مشابه هيچ ارتباطي با دلبستگي به آيين ها نداشته و فقط نياز آنان به تخليه انرژي است. مصطفي سبزواري - ايران

مسئله اي که در عاشورا و تاسوعا اصلا اهميتي ندارد بار مذهبي آن هستش. جوانان بيشتر به منظور آشنايي با جنس مخالف از اين آيين استقبال مي کنند. در مورد چهارشنبه سوري و نوروز هم به خاطر ريشه دار بودن اين مسايل و اينکه اين مسايل سينه به سينه و نسل به نسل منتقل گرديده يک جوان وظيفه خود مي بيند که از آداب و فرهنگ نياکانش دفاع کند و سعي در زنده نگاه داشتن آن نمايد و طي اين بيست و پنج سال هم اين کارها به نوعي براي ابراز مخالفت انجام مي گيرد. کوروش سپنتا - تهران

مراسم محرم در ايران به تدريج دارد تبديل به يک فستيوال يا کارناوال مي شود. سال به سال بيشتر شاهد تغييرات در نحوه اجراي اين مراسم هستيم. اين مراسم کم کم دارد بار مذهبي خود را از دست مي دهد و تبديل به چيزي همانند روز والنتاين در کشورهاي غربي مي شود. چون معمولا اين ايام فرصت خوبي براي آشنايي و تفريح دخترها و پسرهاست. چون اکثرا همه در کوچه و خيابان ها پرسه مي زنند. پسرها هم که از خدا خواسته دنبال چنين فرصتي مي گردند تا براي دختران عرض اندام کنند و نمايش بدهند. من شنيدم که روز والنتاين در واقع روزي بوده که يک کشيش به نام والنتيان مظلومانه کشته شده است. به نظر من شباهت هاي زيادي بين ايام محرم و والنتاين وجود دارد و فکر مي کنم بالاخره روزي خواهد آمد که محرم رسما تبديل به روز عشاق يا والنتاين ايرانيان خواهد گرديد! سينا منصوري - تهران

فلسفه قيام حسين عشق است. پايمردي در راه هدف تا آخرين نفس است. شيرمرد تاريخ شيعه نيازي به اشک و دلسوزي ندارد... امير آزاد - کرمان

علاوه بر اين اقدامات نيروي انتظامي و سازمان تبليغات  خصوصا در تهران را برخوردهاي حکومت با سنت هاي مردم جلوه داد و اين حرکت اصلاحي را که خدا را شکر امسال کليد جدي تري خورده است را  منفي جلوه داده است. مثلا اينجاها را در اين سايت ضداسلامي ببينيد:

جمعه: برخورد پليس با قمه زني؛ نظرات شما

اقدامات حکومت ايران براي ضابطه مند کردن عزاداري

ممنوعيت علم کشي و موافقان و مخالفان آن/محمد اميني

کربلا ميزبان مراسم باشکوه عاشورا

قدم به قدم با زائران ايراني در کربلا و نجف / يلدا معيري

يادداشت هاي يک ايراني از عاشوراي خونين در کربلا

آئين هاي کهن در جامه اي نو؟

جالبي کار انجا بيشتر مي شود که همين رسانه دولت فخيمه انگلستان و ياران داخلي اش دولت جديد و شيعيان انقلابي را به خرافاتي بودن متهم مي کردند ولي الان به دليل منافع عاليه دولت بريتانياي(حقير) خود مروج خرافه و انحراف شده اند.  بايد منتظر غربگراياني چون روزنامه اعتماد و اعتماد ملي و کارگزاران و … همسو با رسانه رسمي دولت دغلکار انگليس هم باشيم که علايمي مبني بر همين امر نمودار گشته است.

تا کنون يک لحظه شک نکرده ام که تمام اخبار و تحليل هاي بي.بي.سي و دنباله هاي داخلي اش را با ديده ترديد بنگرم و در مطالعه اين کذابان و خبرسازان حرفه اي مواظب باشم که اينها تخصص در جنگ رواني دارند.

اين خبر جالب از سايت الف  را دقت کنيد:

«بنگاه خبرپراکني بريتانيا در انعکاس گزارش هاي تصويري از مراسم عاشورا، به شکل شيطنت آميزي شيعيان را عده اي بي منطق و خونريز به تصوير کشيد. به گزارش الف، صفحه عربي تارنماي بي بي سي، در  صفحه عربي  خود در روزهاي عزاداري حسيني از بينندگان خود براي مشاهده گزارش هاي تصويري از مراسم عزاداري شيعيان دعوت کرد، اما در صفحات خود صرفا تصاويري از مراسم قمه زني را به نمايش در آورد!!؟؟  تلاش بي بي سي براي نشان دادن چهره اي خشن و بي منطق از عزاداري حسيني و بدون کمترين اشاره اي به عزاداري هاي معنوي و مرسوم اکثريت مطلق شيعيان، بخشي از ترفند غرب براي ايجاد اختلاف و درگيري بين مسلمانان و نشان دادن تصويري منفي از اسلام تلقي مي شود. بنگاه سخن پراکني بريتانيا که تلاش بسياري دارد تا خود را رسانه اي مبادي آداب و داراي استانداردهاي بالاي اخلاقي نشان دهد، معمولا با روش هاي موذيانه و غير مستقيم به تخريب و پيگيري اهداف خود مي پردازد.»(http://www.alef.ir/content/view/4704)

در چندين مجموعه عکس از مراسم عاشورا هم سعي در ترويج قمه زني و شمايل برداري و حضور دخترکان و زنان شيعه بر سر راه عزادارن  و خشن و بي منطق بودن شيعيان ساير تحريفات عزاداري بود:   عکسهاي جمشيد بايرامي از مراسم سوگواري محرم

مراسم سوگواري ماه محرم در شهر بيجار، در غرب ايران.

سوگواري در محرم از نگاه جمشيد بايرامي

عکس: عزاداري شيعيان افغان در کابل

 در کلامآخر  اين سخن را به نقل از يکي از خوانندگان بي.بي.سي مي اورم که ببينيد در لابلاي مطالب اين سايت برخي سخنان حق هم پيدا مي شمود تا مخاطبان ساده دل را بيتر از قبل فريب دهد و از آنها سواري بگيرد:

 در طول تاريخ افراد زيادي مورد ظلم و جنايت قرار گرفته اند و به طرز فجيعي کشته شده اند. اما آنچه ياد حسين را در تاريخ ماندگار کرده حقيقتي است که حسين براي آن جان و همه هستي خود را فدا کرد و ما نيز براي زنده نگه داشتن اين حقيقت است که ياد حسين را زنده مي داريم... ما همواره در حال انتخاب هستيم بين يزيد باطن و حسين باطن. ارميا فاضل، تهران.

ساليان بسيار زيادي تلاش هاي متعددي انجام دادند تا مردم را از قبر امام حسين واز عزاداري جلوگيري کنند ولي جز درماندگي براي بانيان اين کار هيچ نماند، مگر ميشود نور خدا را خاموش کرد؟ اگر کسي به اسلام عقيدة دارد بايد بداند محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و به حمد الهي جوانان بسيار زيادي جذب هيئت هاي مذهبي مي شوند... سيد حسين-قم

من فکر مي کنم مراسم مذهبي به دليل بالا رفتن اطلاعات مردم روز به روز منطقي تر مي شود. شما فقط قضيه ميرداماد را بزرگ مي کنيد ولي چنان جرياناتي هميشه بوده... مراسمي مانند عاشورا به شکل کنوني دارد جنبه عقلاني و صحيحي پيدا مي کند. مثلا قمه زني فقط در بين افراد بي سواد به طور پنهاني ديده مي شود. اما افراد تحصيل کرده فقط به فلسفه قيام عاشورا فکر مي کنند... نيکي-تهران

فکر کنم به راحتي بتوانم بگويم بي.بي.سي رسانه اي جهت دار و کذاب و توهين گر و افراطي است که دولت استعمارگر انگليس که در خدمت به منافع زرسالاران يهودي و مسيحي دنيا، يد طولايي دارد از آن براي استحمار و استثمار غافلان دنيا بهره جويي مي کند و عمق معارف حسيني در اين دنياي آلوده راهي براي نجات از منجلابي است که اربابان بي.بي.سي براي بشر قرن بيست و يکم ايجاد کرده اند.

+ نوشته شده در  85/11/14ساعت 4:30  توسط رفیع  | 

اشک اسرائیل درآمد

 

عقب نشینی نیروهای زمینی اسرائیل بدنبال افزایش تلفات نظامی

در پی مقاومت حزب الله و تحمیل تلفات و خسارات سنگین در ارتش رژیم صهیونیستی، این رژیم مجبور به کاهش دامنه حملات زمینی خود شده است و ...

 واکنش سریع حزب الله تلاش های اسرائیل را بی ثمر کرد.

این امکان دارد که حملات هوایی گسترده اسرائیل، توانمندی های حزب لله را تضعیف نمایند، اما محبوبیت آنها نزد لبنانی ها زیادتر می شود ...

شعار اصلی طوایف لبنان ؛ "کلنا مقاومه"

نمایندگان طوایف مختلف لبنان امروز در اجتماعی در بیروت تاکید کردند که همه لبنان یکپارچه از حزب الله حمایت می کند. به گزارش خبرنگار اعزامی"مهر" به ...

شمار شهدای حملات صهیونیست ها به نوار غزه به 27 تن رسید.

ارتش رژیم صهیونیستی از بامداد چهارشنبه تاکنون در سلسله حملات گسترده هوایی و توپخانه ای خود به نوار غزه 27 شهروند فلسطینی را به شهادت رسانده و حدود ...

حمایت 86 درصدی لبنانی ها از ادامه مقاومت

بیش از 86 درصد از سئوال شوندگان یک موسسه معتبر نظرسنجی در لبنان، از مقاومت اسلامی لبنان در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی قاطعانه حمایت کردند. به ...

حزب الله برای مقابله طولانی با اشغالگران آماده است.

"شیخ نعیم قاسم" تاکید کرد که رژیم صهیونیستی مجری تصمیم آمریکا در تجاوز به لبنان است و جنبش حزب الله نیز خود را برای مقابله طولان ...

حامیان رژیم صهیونیستی باید خسارات حمله به لبنان را بپردازند.

رئیس جمهوری اسلامی ایران، آتش بس فوری در لبنان را خواستار شد و تصریح کرد: حامیان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان، باید خسارات وارده ...

پرواز گسترده جنگنده های رژیم صهیونیستی بر فراز بیروت

ده ها هواپیمای جنگنده و جاسوسی رژیم صهیونیستی شب گذشته و امروز بر فراز بیروت به صورت گسترده به پرواز درآمدند. به گزارش خبرنگار اعزامی"مهر" ...

+ نوشته شده در  85/05/07ساعت 3:0  توسط رفیع  | 

سه‌شنبه 20 تير 1385/ 11 ژوئيه 2006، ساعت 1045 بعد از ظهر

قابل‌توجه متوليان فرهنگي ايران

موزه پل گتي آمريکا در برابر دولت يونان تسليم شد و به زودي دو قطعه نفيس باستاني يونان را به اين کشور بازمي‌گرداند.

 در حالي‌که هزاران قطعه از آثار دوران‌هاي پيش و پس از اسلام ايران، که برخي موزه‌هاي آمريکايي و باستان‌شناسان کارگزار آن‌ها در سال‌هاي 1931- 1941، در دوره سلطنت رضا شاه، به‌طور غيرقانوني يا در چارچوب قرارداد و ظاهراً به عنوان «امانت» از ايران خارج کرده‌اند، از نظر مالکيت در وضعي مبهم قرار گرفته و مورد تهديد کانون‌هاي اسرائيلي واقع شده، دولت يونان موفق شد دو قطعه بسيار نفيس از آثار باستاني خود را از آمريکايي‌ها پس بگيرد.

اخيراً، دولت يونان فشارهاي شديدي را بر موزه پل گتي لس‌آنجلس وارد آورد تا دو قطعه آثار باستاني يونان متعلق به سده‌هاي پنجم و ششم پيش از ميلاد را به اين کشور بازگرداند. اين دو قطعه بسيار ارزشمند توسط قاچاق‌چيان آثار باستاني به‌طور غيرقانوني از يونان خارج شده و به موزه پل گتي فروخته شده بود. سرانجام، مايکل براند، مدير موزه پل گتي، به يونان سفر کرد و در مذاکره با گيورگاس ولگاراکيس، وزير فرهنگ يونان، استرداد قطعات به سرقت رفته فوق را پذيرفت. نيويورک تايمز و ساير منابع آمريکايي خبر مي‌دهند که موزه‌هاي آمريکايي از سوي دولت‌هاي مصر، ايتاليا و يونان در زير فشارهاي شديد قضايي براي استرداد آثار باستاني مسروقه قرار گرفته‌اند. در ماه فوريه 2006 موزه متروپوليتن نيز مجبور شد بيست قطعه از آثار باستاني ايتاليا را، که به‌طور اماني در اين موزه نگهداري مي‌شد، به کشور فوق بازگرداند. دولت ايتاليا موزه پل گتي را نيز به قاچاق آثار باستاني متهم کرده و در دادگاهي در رم شکايت عليه مقامات موزه پل گتي، به جرم معامله غيرقانوني اشياء باستاني، در جريان است.

هم‌اکنون هزاران قطعه از آثار باستاني ايران، به‌ويژه اشياء به دست آمده در پرسپوليس (تخت‌جمشيد)، به‌طور غيرقانوني در موزه‌هاي شيکاگو، متروپوليتن، بوستن و غيره نگهداري مي‌شود. اين آثار يا توسط قاچاق‌چيان ايراني و غير ايراني آثار باستاني، مانند پوپ و هرتسفلد، به موزه‌هاي فوق فروخته شده و يا به عنوان «امانت» به آمريکا انتقال يافته است. آثار باستاني ايران در آمريکا منحصر به دو هزار لوحه گلي بازمانده از بيش از 37 هزار لوح به دست آمده در تخت‌جمشيد نيست. اين وظيفه عاجل دولت ايران است که به دولت‌هاي مصر و ايتاليا و يونان تأسي کند و از طريق محاکم ايراني و آمريکايي و مجامع حقوقي و فرهنگي بين‌المللي کارزار گسترده‌اي را براي استرداد آثار فوق آغاز نمايد. در مراکز اسناد ايران و آرشيو ملّي آمريکا (نارا) اسناد کافي براي اثبات دعاوي ايران موجود است و پژوهش مستند غارت بزرگ آمريکايي آثار باستاني ايران، نوشته دکتر محمدقلي مجد (انتشارات دانشگاهي آمريکا، 2003)، مي‌تواند دستمايه آغاز اين کارزار بزرگ ملّي قرار گيرد. بسيار مايه تأسف است که هم‌اکنون ديويد استراچمن، وکيل کانون‌هاي غارتگر اسرائيلي، براي مصادره لوحه‌هاي گلي دوره هخامنشي در محکمه به اين کتاب استناد مي‌کند ولي مقامات ايراني از ارزش و اهميت اسناد مندرج در کتاب فوق غافل‌اند.

يکشنبه 18 تير 1385/ 9 ژوئيه 2006، ساعت 4:30 بعد از ظهر

 ادامه ماجراي غارت ميراث باستاني ايران در آمريکا

وقتي اسرائيلي‌ها پروفسور هرتسفلد، افتخار مجامع علمي يهودي و اسرائيل، را «دزد» مي‌دانند

شکايت ديويد استراچمن، وکيل اسرائيلي‌ها، عليه موزه‌هاي ايالات متحده آمريکا براي مصادره گنجينه‌هاي تخت‌جمشيد جالب و افشاگرانه شده است. پاي پروفسور هرتسفلد، باستان شناس و ايران‌شناس نامدار يهودي، نيز به ميان آمده است.

در سال 1925/ 1304 سلطنت پهلوي در ايران رسماً تأسيس شد. تا اين زمان، طبق قرارداد 11 اوت 1900 ميان دولت‌هاي ايران و فرانسه، که در سفر مظفرالدين‌شاه به پاريس منعقد شده بود، اکتشافات باستان‌شناسي ايران در انحصار فرانسوي‌ها قرار داشت. برخي مقامات ايراني، به‌ويژه محمدعلي فروغي (ذکاءالملک)، که دلالي موزه‌هاي آمريکايي و قاچاقچيان يهودي آثار باستاني را به دست داشتند (فروغي يهودي‌تبار بود)، براي لغو قرارداد فوق «کلاه شرعي» موجهي ابداع کردند. آن‌ها در 12 آبان 1309/ نوامبر 1930 قانون «حفظ آثار ملّي» را در مجلس هفتم تصويب کردند و آرتور پوپ آمريکايي (1881-1969) و ارنست هرتسفلد آلماني (1879-1948) و رابينوي فرانسوي به تشويق موزه‌هاي آمريکايي براي اکتشاف در ايران پرداختند. (هرتسفلد از سال 1305 عضو «انجمن آثار ملّي» بود.) [1] به اين ترتيب، فعاليت گروهي از سارقين آثار باستاني در ايران آغاز شد که تا پايان سلطنت رضا شاه دوام آورد. چارلز هارت، وزير مختار آمريکا، در گزارش‌هاي خود به واشنگتن از پوپ و دستيارانش با عنوان «باند تبهکار پوپ- رابينو» (Pope- Rabeno gang) ياد کرده است. (رابينو دلال پروفسور پوپ بود.)

در سال 1931 اريک اشميد آلماني (1897-1964)، نماينده موزه دانشگاه پنسيلوانيا، به ايران سفر کرد و اين کشور را «بهشت بکر آثار باستاني» توصيف نمود. به اين ترتيب، بلافاصله پس از تصويب «قانون حفظ آثار ملّي»، و لغو انحصار فرانسوي‌ها، از سال 1931/ 1310 يورش موزه‌هاي آمريکايي و قاچاقچيان آثار باستاني به ايران آغاز شد. دکتر محمدقلي مجد، مورخ ايراني مقيم آمريکا، در کتاب ارجمند خود، غارت بزرگ آمريکايي آثار باستاني ايران- 1925- 1941، فهرستي از سرمايه‌گذاري موزه‌هاي آمريکايي در ايران را عرضه کرده است. طبق اين فهرست، مجموع سرمايه‌گذاري آمريکايي‌ها در سال‌هاي 1931-1941 در ايران حدود 710 هزار دلار است. سهم هر يک از موزه‌هاي آمريکايي شريک در غارت آثار باستاني ايران به شرح زير است: موزه متروپوليتن 200 هزار دلار، موزه فيلادلفيا 180 هزار دلار، انستيتوي شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو 150 هزار دلار، موزه هنرهاي زيباي بوستن 120 هزار دلار، موزه فاگ بوستن 50 هزار دلار، موزه شهر کانزاس 10 هزار دلار. موزه‌هاي آمريکايي، در ازاي اين سرمايه‌گذاري ناچيز، آثاري را به آمريکا منتقل کردند که ميلياردها دلار ارزش دارد و بهتر بگوئيم اصولاً قابل تقويم با پول نيست. مثلاً، بهترين گنجينه‌هاي دوره هخامنشي ايران در اختيار موزه شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو قرار گرفت و مهم‌ترين ميراث باستاني دوره‌هاي ساساني و اسلامي در اختيار موزه متروپوليتن.

در اين ميان، محمدعلي فروغي و پسرش محسن، پروفسور پوپ و همدستانش نيز به ثروت‌هاي هنگفت رسيدند. و حتي پروفسور هرتسفلد، که از سال 1931 تا پايان 1934 از سوي دانشگاه شيکاگو سرپرستي اکتشافات تخت‌جمشيد را به دست داشت، توانست سهمي قابل‌اعتنا از غارت آثار باستاني ايران به جيب زند. در اسناد سفارت آمريکا در تهران چند بار به خروج مخفيانه آثار باستاني ايران توسط هرتسفلد اشاره شده و حتي سارق طماعي چون پروفسور پوپ بارها هرتسفلد را به سرقت آثار تخت‌جمشيد متهم کرده است. هرتسفلد يهودي است و از برجسته ترين شخصيت‌هاي علمي مورد تفاخر يهوديان و دانشگاه‌هاي اسرائيل به‌شمار مي‌رود. در دانشگاه‌هاي غرب از هرتسفلد به عنوان ايران‌شناس و باستان‌شناس برجسته فراوان تجليل مي‌شود. معهذا، امروزه ديويد استراچمن در دادخواست خود عليه موزه فيلد شيکاگو هرتسفلد را «قاچاق‌چي و سارق آثار باستاني» مي‌خواند. استراچمن مي‌گويد: هرتسفلد سارق و قاچاق‌چي آثار باستاني بود؛ بنابراين مجموعه‌اي که در موزه فيلد به عنوان «کلکسيون هرتسفلد» نگهداري مي‌شود در واقع به ايران تعلق دارد و لذا بايد به نفع موکلان اسرائيلي او مصادره شود. [2] اين مجموعه‌اي ارزشمند از آثار دوران هخامنشي به سرقت رفته از ايران است که هرتسفلد در سال 1945، دو سال قبل از مرگش، به موزه فيلد فروخت. موارد ديگري از سرقت‌هاي هرتسفلد را نيز مي‌شناسيم. يک مورد، 240 سکه دوره اشکاني است که در کاتالوگ‌ها به‌نام هرتسفلد ثبت شده است. [3]

مقامات دزد حکومت رضا شاه به دليل دهن لق بودن هرتسفلد و دشمني و رقابت او با پوپ خواستار برکناري هرتسفلد شدند. (هرتسفلد از حکومت رضا شاه نيز بدگويي مي‌کرد.) در نتيجه، در اوائل سال 1935 اريک اشميد آلماني به عنوان سرپرست اکتشافات پرسپوليس (تخت‌جمشيد) جايگزين هرتسفلد شد. در اين زمان اشميد مدير موزه بوستن، وابسته به دانشگاه پنسيلوانيا، بود. اشميد تمايلات هيتلري داشت. به خاطر اين ماجرا، هرتسفلد از دانشگاه شيکاگو به شدت دلخور شد. او در سال 1948 در شهر بال سويس درگذشت.***

مطالبي که گفته شد، ماهيت غارتگرانه عملکرد موزه‌هاي آمريکايي را در ايران روشن مي‌کند. مُعظَم‌ترين موزه‌هاي آمريکايي، با سرمايه‌گذاري هفتصد هزار دلاري، طي ده سال (1931-1941) بخش مهمي از آثار باستاني دوران‌هاي پيش و پس از اسلام تمدن ايراني را به غارت بردند که غيرقابل ارزش‌گذاري است. در جريان انتقال اين گنجينه عظيم مقادير زيادي از الواح گلي تخت‌جمشيد، به دليل حمل نامناسب با الاغ و کشتي به آمريکا، خرد شد که بعداً اين الواح بلااستفاده به ايران مسترد گرديد. در جريان اين انتقال، چنان‌چه در تصوير زير نمايان است، شاخ سرستون‌هاي تخت‌جمشيد را بريدند و به اين ترتيب آثار منحصربه‌فرد فوق را ناقص کردند، تا راحت‌تر و با هزينه کمتر به آمريکا حمل شود. در جريان اين غارت، بخش مهمي از ميراث فرهنگي ايران به دست دلالان و سارقين، که در کسوت «دانشمند» و «دولتمرد» عمل مي‌کردند، به مجموعه‌هاي خصوصي انتقال يافت و ناپديد شد. به اين ترتيب، در دوره ده ساله فوق فاجعه فرهنگي عظيمي رخ داد که خسارات آن را با معيارهاي مادي نمي‌توان سنجيد.

تنها با انتشار کتاب دکتر محمدقلي مجد در سال 2003 بود که موزه شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو، به خاطر حفظ آبروي خود، در ارديبهشت 1384 به‌ناگاه سيصد لوح گلي دوره هخامنشي را به ايران مسترد کرد. در آن زمان، مقامات فرهنگي و مسئولان ميراث فرهنگي ايران در خواب غفلت بودند. آنان از قراردادهاي دوره رضا شاه اطلاع نداشتند و تا آن زمان هيچگونه تلاشي براي استرداد آثار باستاني اماني ايران در آمريکا انجام نداده بودند. بنابراين، عجيب نيست که از «سخاوتمندي» و «امانت‌داري» آمريکائيان شگفت‌زده و سپاسگزار شدند. پس از آن نيز بار ديگر متوليان ميراث فرهنگي کشور به خواب عميق غفلت فرو رفتند. آنان نه تنها براي استرداد مابقي الواح گلي تلاش نکردند بلکه براي يافتن اسناد مالکيت ايران بر هزاران قطعه آثار منحصربه‌فرد دوران‌هاي باستاني و اسلامي ايران در موزه‌هاي مختلف آمريکا، از جمله موزه‌هاي شيکاگو و متروپوليتن، هيچ کنکاشي نکردند و هيچ دعوي حقوقي را در مجامع قضايي و بين‌المللي اقامه نکردند.[4]

نمي‌توان به حسن‌نيت مسئولان موزه شيکاگو و ساير موزه‌هاي آمريکايي اعتماد کرد. اقامه دعوي اسرائيلي‌ها براي مصادره آثار باستاني ايران در موزه‌هاي آمريکا ماجرايي مشکوک و پيچيده است که پس از فاش شدن مالکيت ايران بر الواح گلي دوره هخامنشي طراحي و اجرا شد. براي مقابله با اين جريان هشياري و آگاهي اوّلين شرط براي هر اقدامي است.

مايملک ايران در موزه‌هاي آمريکا به الواح گلي فوق محدود نيست. مقامات موزه شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو و ساير موزه‌هاي آمريکايي بايد پاسخگوي وضع مالکيت هزاران قطعه آثار ايراني باشند و روشن کنند که اين قطعات را چگونه و از طريق چه کساني به دست آورده‌اند و هم اکنون اين آثار متعلق به کيست؟ آيا ماجراي شکايت اسرائيلي‌ها براي لاپوشاني و لوث کردن اين مسئله مهم طراحي نشده است؟

-----------1- ساير اعضاي اين انجمن، که در سال 1305 تأسيس شد، عبارت بودند از: محمدعلي فروغي (ذکاءالملک)، حسن پيرنيا (مشيرالدوله)، عبدالحسين تيمورتاش، فيروز فيروز (نصرت‌الدوله)، سيد حسن تقي‌زاده، حسين علاء، ابراهيم حکيمي (حکيم‌الملک)، حسن مستوفي (مستوفي‌الممالک)، نظام‌الدين حکمت (مشارالدوله)، ميرزا محمدعلي خان فرزين، کيخسرو شاهرخ، ارنست هرتسفلد (آلماني)، آندره گدار (فرانسوي).

2- بنگريد به مقاله مندرج در وبگاه The Olympian در اين آدرس:

http://www.theolympian.com/apps/pbcs.dll/article?AID=/20060313/NEWS/60313009

3- Ernst Herzfeld and A. Orlowski Collections, Mail bid sale No. 3, 25 March 1947

بنگريد به اين آدرس:

http://www.parthia.com/parthia_collections.htm

3- طبق اسناد ايراني، پروفسور پوپ در دوران محمدرضا پهلوي از مقامات سازمان سيا بود و در صعود حسنعلي منصور به نخست‌وزيري نقش مؤثر داشت. بنگريد به: اصغر حيدري، «شريک آمريکايي فروغي»، وبگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

در زمان اکتشافات دوران رضا شاه، دونالد ويلبر دستيار پوپ بود. ويلبر همان کسي است که بعدها در کودتاي 28 مرداد 1332 ايفاي نقش نمود و تاريخچه عمليات کودتا، که به فارسي نيز ترجمه شده، نوشته اوست.

4- براي مثال، گالري ايران در موزه شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو شامل فضايي به مساحت 1500 فوت مربع است که در آن يکهزار قطعه باستاني ايران نگهداري مي‌شود. قدمت اين قطعات از حوالي 6800 پيش از ميلاد تا سال 1000 ميلادي است. بخش مهمي از آثار موجود در اين گالري اشيا به سرقت رفته از تخت‌جمشيد است.

پنجشنبه 8 تير 1385/ 29 ژوئن 2006، ساعت 1:15 صبح

ميراث ملي ايران در موزه شيکاگو در آستانه مصادره است

لوحه‌هاي گلي دوران هخامنشي را نجات دهيد

مطبوعات آمريکايي، به‌ويژه مطبوعات شيکاگو، اخبار بسيار نگران‌کننده‌اي منتشر مي‌کنند. در 13 ژانويه 2006 شيکاگو مارون، روزنامه دانشجويان دانشگاه شيکاگو در مقاله‌اي به قلم حسن علي، خبر داد که وراث حادثه بمب‌گذاري انتحاري سال 1997 در اسرائيل، که گويا توسط حماس انجام شد، به دادگاه‌هاي آمريکا شکايت کرده و تقاضاي دريافت غرامت از ايران کرده‌اند. آن‌ها مدعي‌اند که ايران حامي اين بمب‌گذاري بوده است. شاکيان تقاضا کرده‌اند که در ازاي بخشي از غرامت فوق الواح گلي دوران هخامنشي، که در موزه شرق‌شناسي دانشگاه شيکاگو نگهداري مي‌شود، به آنان داده شود.

در 13 مارس 2006 روزنامه شيکاگو تريبون، در مقاله‌اي به قلم ران گراسمن، خبر داد که يک وکيل دعاوي اهل رودآيلند به‌نام ديويد استراچمن عليه دانشگاه شيکاگو شکايت کرده و خواستار دريافت گنجينه آثار باستاني ايران به عنوان غرامت بازماندگان حادثه تروريستي فوق شده است. استراچمن عليه دانشگاه هاروارد، دانشگاه ميشيگان، موزه فيلد (شيکاگو)، انستيتوي هنر ديترويت، و موزه هنرهاي زيباي بوستن نيز شکايت کرده است. در اين مؤسسات آثار باستاني امانتي متعلق به ايران نگهداري مي‌شود. اين شاکيان اسرائيلي قبلاً در يک دادگاه آمريکايي ايران را به پرداخت 71 ميليون دلار غرامت محکوم کرده بودند و اکنون براي دريافت غرامت خود بر گنجينه آثار باستاني ايران دست نهاده‌اند. در 27 ژوئن 2006 روزنامه شيکاگو تريبون، در مقاله‌اي به قلم اندريو هرمن، خبر داد که موزه فيلد Field Museum در پاسخ به دادگاه به‌کلي منکر مالکيت ايران بر الواح هخامنشي شده و مدعي است که «ما اين اشيا را به‌طور علني خريداري کرده‌ايم.» و سرانجام، در 28 ژوئن 2006 روزنامه شيکاگو تريبون، در مقاله‌اي به قلم ران گراسمن، اعلام کرد که قاضي دادگاه مربوطه لايحه وکيل دانشگاه شيکاگو را رد کرده است. اين خبر به شدت نگران کننده است.

مجموعه‌اي که مورد طمع اسرائيلي‌ها، و در واقع دولت اسرائيل، قرار گرفته، بخشي از کشفيات منحصربه‌فرد دوران رضا شاه در تخت‌جمشيد است که با همدستي ذکاءالملک فروغي، نخست‌وزير وقت، و دلالي پسرش، محسن فروغي، از طريق پروفسور پوپ و زنش، دکتر فيليس آکرمن، به آمريکا انتقال يافت. اين ماجرا را دکتر محمدقلي مجد، مورخ نوآور و پرکار ايراني مقيم واشنگتن، در سال 2003 در کتابش، غارت بزرگ آثار باستاني ايران توسط آمريکا 1925-1941، بر اساس اسناد از طبقه‌بندي خارج شده دولت آمريکا فاش کرد. من در همان زمان در اين وبگاه کتاب فوق را معرفي کردم. انتشار کتاب دکتر مجد مقامات دانشگاه شيکاگو را به وحشت انداخت. آنان نگران بودند که ايران اسناد مربوطه متعلق به دوره رضا شاه را يافته و بر اساس آن نسبت به بازگردانيدن ده‌ها هزار لوح گلي دوران هخامنشي اقدام کند. در پي اين وحشت، دانشگاه شيکاگو سيصد لوح گلي را به سازمان ميراث فرهنگي ايران پس داد. مقامات مسئول ايراني، که نه کتاب دکتر مجد را خوانده و نه از علل پس‌پرده بازگردانيدن بخش ناچيزي از الواح دوره هخامنشي مطلع بودند، اقدام فوق را به حساب نيک انديشي مقامات دانشگاه شيکاگو گذاشتند و سپاسگزار نيز شدند. مسئولان ايراني چنان پرت و بيگانه با ماجرا بودند که روزنامه گاردين نوشت: «دانشمندان آمريکايي با استرداد الواح باستاني ايران را فريفته خود کردند.»  در همان زمان من در يادداشتي عملکرد سازمان ميراث فرهنگي را نقد کردم. تراژدي اينجاست که به‌رغم اهميت کتاب دکتر مجد و اسناد مندرج در آن اثر فوق تاکنون در ايران انتشار نيافته است. متأسفانه، در طول سه سال اخير نه تنها هيچ اقدامي از سوي ايران براي بازگردانيدن آثار باستاني اماني در موزه شيکاگو صورت نگرفت بلکه در يک اقدام وحشتناک بخشي از گنجينه موجود در ايران نيز به بهانه نمايش در لندن به خارج انتقال يافت. کانون‌هاي صهيونيستي، به دليل قراردادها و اسناد معتبري که به‌سود ايران در دست است، ديگر حفظ گنجينه به سرقت رفته از تخت‌جمشيد را در موزه‌هاي آمريکايي نمي‌خواهند و تلاش مي‌کنند از طريق شکايت فوق آن را به اسرائيل انتقال دهند. ضرور است که دولت ايران هر چه سريع‌تر به اقدامات لازم براي بازپس‌گيري گنجينه دوره هخامنشي از موزه شيکاگو و ساير موزه‌هاي آمريکا، پيش از اين‌که اين آثار به اسرائيل منتقل شوند، اقدام کند و عليه موزه‌هايي که مدعي خريد و مالکيت اين اشيا هستند، به اتهام معامله غيرقانوني و قاچاق آثار باستاني، اقامه دعوي کند. 

-----------

1- براي آشنايي با اهميت الواح گلي فوق به اين آدرس مراجعه شود.

2- تعداد الواحي که در تخت جمشيد کشف شد بيش از 30 هزار قطعه گزارش شده است. ولي دانشگاه شيکاگو مدعي است که تنها دو هزار قطعه را در اختيار دارد.

+ نوشته شده در  85/05/07ساعت 2:52  توسط رفیع  | 

Subject of the competition: Holocaust

کاتالوگ آثار برای تمام هنرمندانی که آثارشان در آن به چاپ رسیده باشد ارسال خواهد شد... جوایز متعاقبا اعلام خواهد شد... آدرس سایت اینترنتی و نشانی پست الکترونیکی این مسابقه بزودی از طریق همین سایت اعلام می شود

شرایط شرکت در مسابقه کاریکاتور با موضوع هولوکاست
تعداد آثار: حداکثر 5 اثر
روش ارسال آثار:
1/ ارسال اصل آثار
2/ ارسال آثار از طریق پست الکترونیکی با فورمت jpg و دقت 200 dpi
جوایز:
جایزه اول 12000 دلار
جایزه دوم:8000 دلار
جایزه سوم:5000 دلار
به اضافه 12 جایزه بزرگ و ویژه دیگر اندازه آثار: حداقل A4 و حداکثر A3
آخرین مهلت ارسال آثار: 15 اردیبهشت 1385
نشانی دبیرخانه: خ شریعتی، تقاطع همت، خ گل نبی غربی، بعد از میدان کتابی، شماره 60، خانه کاریکاتور ایران
تلفن: 22868600
کاتالوگ آثار برای تمام هنرمندانی که آثارشان در آن به چاپ رسیده باشد ارسال خواهد شد.
تعداد آثار: حداکثر 5 اثر
روش ارسال آثار:
1/ ارسال اصل آثار
2/ ارسال آثار از طریق پست الکترونیکی با فورمت jpg و دقت 200 dpi
جوایز:
جایزه اول 12000 دلار
جایزه دوم:8000 دلار
جایزه سوم:5000 دلار
به اضافه 12 جایزه بزرگ و ویژه دیگر اندازه آثار: حداقل A4 و حداکثر A3
آخرین مهلت ارسال آثار: 15 اردیبهشت 1385
نشانی دبیرخانه: خ شریعتی، تقاطع همت، خ گل نبی غربی، بعد از میدان کتابی، شماره 60، خانه کاریکاتور ایران
تلفن: 22868600
کاتالوگ آثار برای تمام هنرمندانی که آثارشان در آن به چاپ رسیده باشد ارسال خواهد شد.
International cartoon contest-Holocaust
Where is The Border for western "Liberty of Expression"?
Theme: Why should the "Palestinian people" pay for the "holocaust" story?
Number of Cartoons: 5 cartoons
Sending cartoons :
1)Sending original Cartoons through the post.
2)Sending cartoons by E –mail by format
JPG and DPI 200 to:info@irancartoon.com
Dimension: Min. A4 and Max. A3.
There will be no restriction in techniques of performance of cartoons.
Cartoons without name will also be accepted.
Deadline: May 15,.2006.
Awards: First prize :12000$
Second prize:8000$
Third Prize:5000$
+
12 Special Prize
Book of selected opuses will be send to all
the artists.
Address :
Iranian House of Cartoon
No. 60, Golnabi(ketabi) St.,Shariati Ave.
Tehran, I.R.Iran
Tel/Fax:(+98 21)2868600

منبع: http://www.adlroom.com

+ نوشته شده در  84/12/22ساعت 22:10  توسط رفیع  | 

+ نوشته شده در  84/12/22ساعت 22:8  توسط رفیع  | 


Casso/Brazil
International cartoon contest-Holocaust
Where is The Border for western
 "Liberty of Expression"?

aTheme:1- Why should
 the "Palestinian people" pay for
 the "holocaust" story?
2-About Danish cartoons

Number of Cartoons:  5 cartoons
Sending cartoons :
1)Sending original Cartoons through the post.
2)Sending cartoons by E –mail by format
 JPG and DPI 200 to:info@irancartoon.com

Dimension: Min. A4 and Max. A3.
There will be no restriction in techniques of performance of cartoons.
Cartoons without name will also be accepted.
Deadline: May 15,.2006.
Awards: First prize :12000$
Second  prize:8000$
Third Prize:5000$
+
12 Special Prize

Book of selected opuses will be send to all
 the artists.
Address :
Iranian House of Cartoon

No. 60, Golnabi(ketabi) St.,Shariati Ave.
Tehran, I.R.Iran
Tel/Fax:(+98 21)2
868600

Until March 12,2006
34 Countries Participated
in the Cartoon contest

The List of Participants


Mohammadreza Doustmohammadi/Iran

David Baldinger/USA

Carlos Latuff/Brazil

Fabiog Da Silva/Brazil


Mike Flugennock/USA

click here


Amin Montazeri/Iran
Official reaction of the Iranian cartoonists to the publication of the drawings humiliating on the Mohamed prophet
Click Here
THE 2"d INTERNATIONAL CARTOON CONTEST-2005  
Click Here

منبع: http://www.irancartoon.com/

+ نوشته شده در  84/12/22ساعت 22:2  توسط رفیع  | 

 هولو كاست؛ فريب بين‌المللي

هولو كاست اسطوره خاموش شش ميليون يهودي توسط نازيها با گاز و سوزاندن اجساد آنان است كه نمونه بزرگي از فريب، مظلوم نمايي و بزرگ كردن مسئله يا حادثه‌اي است كه اتفاق نيفتاده است. اين امر تنها براي جلب حمايت صاحبان قدرت، ثروت و رسانه‌ها ترسيم و توزيع گرديد. هرگونه بحث و نظريه در مورد اين حادثه جزو آن دسته از مقدمات تحت‌الحفظ مي‌باشد كه در دنياي مدرن غرب ورود به اين حريم ممنوع تلقي شده و هركس وارد اين بحث شود و اظهار نظر نمايد به شدت مورد حمله و آزار و اذيت قرار خواهد گرفت.

اما ما جرا چه بود؟ در جنگ جهاني دوم با ازدياد اسراي جنگي در سالهاي ميانی و رو به پايان جنگ بيماري تيفوس كه مراحل لاغري، ضعف شديد و مرگ تدريجي را به همراه داشت در اردو گاه اسيران در خاك آلمان و بخشي از كشور لهستان امروزي شيوع پيدا كرد و ناقلين اين بیماري اسراي جنگِی خصوصاً سربازان روسي بودند. ضدعفوني كردن اتاق‌ها و البسه موجود در اردوگاهها با بهره‌گيري از گاز "زيكلون ب "مؤثر نبود و در كنار آن اجساد ناقل بيماري كه ممكن بود با دفن آنان موجبات انتقال بيماري فراهم آيد، توسط‌ آلمان‌ها سوزانده مي‌شد .اين امردر زمان جنگ عادي و همه فهم بود اما پس از جنگ مطرح شد كه اتاق‌هاي گازي توسط آلمانها در اردوگاهها بر پا مي‌شد كه يهوديان را در آن خفه و سپس جنازه‌هاي آنان را در كوره‌هاي آدم‌سوزي خاكستر مي‌كردند. اين جنجال باعث شد تا اروپاي بدهكار به بازماندگان يهوديان كشته شده، يعني كانون‌هاي متولي يهوديان، غرامت پرداخت نمايد. در اين خصوص جالب است كه تمامي ادعاهاي فوق از طرف يهوديان صهيونيسم به صورت كتاب‌هايي با نام‌هاي پرنده رنگ شده تاليف "جرزي كوزينسكي" ،پاره خاطرات نوشته "بنجامين ويكلوميرسكي" و همچنين گردهمايي‌هايي كه در راس آنان مديريت يهودي حاضر و ناظر بود شكل گرفت.

اگر دقت شود که قبل از شروع جنگ 600 هزار يهودي در كشور آلمان وجود داشته است كه 400 هزار نفر آنان توسط هيتلر از آلمان اخراج و فقط 200 هزار نفر باقي ماندند و در آمار كشورهاي درگير در جنگ نيز هيچ اشاره‌اي به كشته شدن يهوديان نشده است، آن موقع مي‌توان گفت سناريوي سوزاندن 6 ميليون يهودي دستاورد محورهاي ذيل قرار گرفته است:

1. مطرح شدن يهوديان در سطح جهان با رويكرد مظلوم‌نمايي و غرامت‌طلبي از صاحبان ثروت

2. بدست آوردن جايگاه مناسب در كشورهاي اروپا و حمايت بين‌المللي آنچنان كه لابي صهيونيسم (ایپك در حال حاضر با نفوذترين لابي در آمريكا و اروپا مي‌باشد)

3. ايجاد بستر تشكيل دولت يهودي و صهيونيستي بنام اسرائيل

4. تغيير افكار عمومي نسبت به يهود ستيزي (دولت‌ها ـ ملت‌ها)

5. ايجاد تشكل‌هاي يهودي در اقصي نقاط جهان علي‌الخصوص كشورهاي توسعه يافته

6. نفوذ به هرم قدرت و ثروت جهاني با پايه‌گذاري شركت‌هاي صهيونيستي كه سرمايه آن توسط اين سناريوي دروغ و فريب شكل گرفت.  منبع: رسینا/به نقل از :عدالتخانه

+ نوشته شده در  84/12/22ساعت 21:57  توسط رفیع  | 

جايگاه دانمارک در تکاپوهاي استعماري

در ميان کشورهاي اسکانديناوي، در طول سده‌هاي اخير دانمارک بيش‌ترين تحرک را در زمينه تکاپوهاي استعماري داشته است. اين نقش به دليل پيوندهاي عميقي است که از نيمه اوّل سده هفدهم ميلادي ميان خاندان سلطنتي و اشرافيت دانمارک با شبکه منسجمي از يهوديان زرسالار و جهان‌وطن پديد شد و در نهايت در سده‌هاي نوزدهم و بيستم به تکوين اليگارشي ثروتمندي مرکب از دانمارکي‌ها و يهوديان انجاميد.

شراکت تاريخي با زرسالاران يهودي

اوّلين يهودي مقتدر دانمارک فردي به‌نام آلبرتوس دنيس (1580-1645) است که با نام پرتغالي آلوارو دينيز و نام يهودي شموئيل يحيي نيز شناخته مي‌شود. دنيس از يهوديان پرتغال بود که به بندر هامبورگ مهاجرت کرد. در سال 1618 کريستيان چهارم، پادشاه دانمارک، وي را در سمت رئيس ضرابخانه دولتي منصوب کرد. دنيس علاوه بر اداره امور مالي دربار دانمارک به صادرات غله و واردات شکر در مقياس گسترده اشتغال داشت. او شبکه‌اي از کارگزاران خويش را پديد ساخت و، به‏ نوشته دائرة‌المعارف يهود، در دهه 1630 براي دربار دانمارک يک «سرويس اطلاعاتي و خبري» ايجاد کرد.

کريستيان چهارم، به درخواست آلبرتوس دنيس، در 22 نوامبر 1622 با ارسال پيامي به سران يهودي آمستردام و هامبورگ از آنان درخواست نمود که گروهي از يهوديان را به سرزمين او اعزام کنند تا در جنوب دانمارک، در مناطق مرزي دانمارک و هلشتاين، ساکن شوند. پادشاه دانمارک امتيازات فوق‌العاده‌اي به اين يهوديان اعطا کرد. يهوديان به عنوان صرافان و تجار جواهرات خاندان سلطنتي و اعضاي جامعه اشرافي دانمارک تکاپوي گسترده‌اي را در اين کشور آغاز کردند.

يهودي مقتدر ديگر دربار کريستيان چهارم فردي به‌نام گابريل گومز (ساموئل دو کاسرز) است که به عنوان يکي از ثروتمندترين و مقتدرترين صرافان يهودي اروپا در سده هفدهم شناخته مي‌شود. گومز از خاندان يهودي «ابو اب» و از خويشان اسحاق و يعقوب ابو اب، يهوديان نامدار عثماني، بود. اعضاي اين خاندان در عثماني، اسپانيا، آمستردام، ونيز، اوترخت و لندن مستقر بودند. کريستيان چهارم گومز را به عنوان «کارگزار کل مالي» خود منصوب کرد. اين سمت در زمان پادشاه بعدي، فردريک سوّم، تداوم يافت. در اين زمان دنيس و گومز از اعضاي شبکه‌اي منسجم از «يهوديان درباري» به‌شمار مي‌رفتند که شريان مالي و اطلاعاتي تقريباً تمامي حکومت‌هاي بزرگ و کوچک اروپا را به دست داشتند.

پس از دنيس و گومز سوّمين يهودي مقتدر دانمارک بنيامين موسافيا بود که در سال 1646 به عنوان پزشک مخصوص پادشاه منصوب شد. در سال 1684 داماد موسافيا به‏ نام گابريل ميلان در مقام حکمران مستملکات دانمارک در جزاير هند غربي (قاره آمريکا) جاي گرفت.

در سده‌هاي هفدهم و هيجدهم اعضاي خاندان‌هاي يهودي ليما (دو ليما)، ابنزور، فرانکو، گرانادا، ملدولا، دومزا، مورسکو، تکزيرا دوماتوس و کاسيرز به عنوان کارگزاران مالي و ديپلماتيک در خدمت دربار دانمارک بودند.

از راهزني دريايي تا شکار برده

فيليپ لاوسون در پژوهش خود درباره کمپاني هند شرقي بريتانيا مي‌نويسد: «انگليسي‏ها تا سال 1600 چيز زيادي از جزييات دنياي تجاري نمي‌دانستند.» مورخين دانشگاه عبري اورشليم مي‌نويسند: «در عمل، تجار انگليسي نمي‌توانستند بدون واسطه يهوديان با شرق معامله کنند.» اين کاملاً درست است و به انگليسي‏ها محدود نيست. پرتغالي‏ها، هلندي‏ها، دانمارکي‏ها، فرانسوي‏ها و آمريکايي‏ها، و تمامي اروپايياني که راهي شرق شدند، هيچگاه بدون ياري زرسالاران يهودي قادر به آغاز و تداوم تکاپوي خويش نبودند.

تکاپوهاي استعماري دانمارک به تبع ارتباطات نزديک کريستيان چهارم با زرسالاران يهودي هامبورگ و استقرار آلبرتوس دنيس در دانمارک تکوين يافت. به دليل اين شراکت در سال 1616 «کمپاني هند شرقي دانمارک» تأسيس شد و چهار سال بعد (1620) «فاکتوري» (دفتر تجاري) خود را در شرق هند مستقر کرد. کارگزاران کمپاني هند شرقي دانمارک به سرعت به عنوان «دزد دريايي» در هند سوء شهرت فراوان يافتند. در آن زمان دولت اورنگ‌زيب در هند به پيوندهاي پنهان انگليسي‌ها و دانمارکي‌ها و نقش مشترک‌شان در دزدي‌هاي دريايي به شدت مشکوک بود. امروزه بر بنياد اسناد با قطعيت مي‌توان اين ادعاي حکومت اورنگ‌زيب را مورد تأييد قرار داد و از سهم بزرگ سرمايه انگليسي- يهودي در راهزني‌هاي دريايي دانمارکي‌ها سخن گفت. امروزه ثابت شده که در شبکه دزدان دريايي اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس، که در نيمه دوّم سده هفدهم توسط جان آوري انگليسي هدايت مي‌شد، دانمارکي‌ها، در کنار آمريکايي‌ها و هلندي‌ها و فرانسوي‌ها، نقش فعال داشتند.

فجيع‌ترين اقدام اين شبکه تبهکار غارت کشتي گنج سوايي در سپتامبر 1695 بود. کشتي گنج سوايي، متعلق به دولت هند، به حمل و نقل حجاج اختصاص داشت؛ در آن هشتاد توپ مستقر بود، بزرگترين کشتي بندر سورت به ‏شمار مي‌رفت و فرماندهي آن با يکي از دريانوردان نامدار هند بنام ناخدا ابراهيم خان بود. جان آوري به کشتي فوق حمله برد و پس از جنگي سخت، که به قتل 45 تن از محافظان انجاميد، سرانجام دزدان وارد عرشه شدند. در اين زمان، کشتي فوق از جده عازم سورت بود و 1500 تن از زايران خانه خدا را، پس از انجام مناسک حج، به وطن بازمي‌گرداند. بسياري از مسافران زن بودند و برخي از آنان به خاندان‏هاي محترم سادات هند تعلق داشتند. در ميان مسافران شاهزاده‌خانمي از خاندان اورنگ ‎زيب نيز حضور داشت. راهزنان به مدت سه روز کشتي را به اشغال گرفتند، کالاهاي قيمتي و زيورآلات زنان را به تاراج بردند و به آنان تجاوز کردند. بسياري از زنان خود را به دريا انداختند تا به دست مهاجمان اروپايي نيفتند. راهزنان سپس يکصد زن را به‌همراه خود به ماداگاسکار بردند. اينان هيچگاه به وطن بازنگشتند. از جمله اسراي نگونبخت، شاهزاده خانم گورکاني و يک پسر خردسال از خويشان او، شايد پسرش، بود. جان آوري اين دو را به عنوان اسراي شخصي خود به جزيره سن ماري برد. ارزش طلا و جواهرات حجاج که به دست دزدان افتاد، بيش از 250 هزار پوند استرلينگ گزارش شده است.

خاندان سلطنتي و اشراف دانمارک، در پي شراکت تاريخي با يهوديان زرسالار، به تشکيل «کمپاني هند غربي دانمارک» نيز دست زدند و از اين طريق در «شکار برده» در غرب آفريقا و ايجاد کشتزارهاي بزرگ مبتني بر کار بردگان سياه در جزاير هند غربي حضور فعال يافتند. در اواخر سده هيجدهم، هر چند بخش عمده جزاير هند غربي به انگليسي‌ها تعلق داشت ولي دانمارکي‌ها نيز سه جزيره را در تملک داشتند. در اين زمان شش جزيره به هلند، پنج جزيره به فرانسه، دو جزيره به اسپانيا و يک جزيره به سوئد تعلق داشت.

پيوند خاندان‌هاي سلطنتي دانمارک و بريتانيا

به دليل همين پيوندهاي تاريخي ميان استعمارگران انگليسي و دانمارکي است که ادوارد هفتم (پسر ملکه ويکتوريا و پادشاه بعدي بريتانيا) در سال 1863 با آلکساندرا (دختر کريستيان نهم پادشاه دانمارک) ازدواج کرد. جرج پنجم (پادشاه بعدي انگليس و پدر بزرگ ملکه اليزابت دوّم) حاصل اين وصلت است.

کريستيان چهارم، که شراکت تاريخي اليگارشي دانمارک با زرسالاران يهودي و اليگارشي بريتانيا را بنيان نهاد، از خاندان آلماني هلشتاين- گوتورپ است. تبار اين خاندان به سران قبايل ساکسون مي‌رسد و گويا ويتکند، اولين نياي واقعي يا اسطوره‌اي اين خاندان، از رهبران طوايف شورشي ساکسون عليه شارلماني بود. از سده دوازدهم ميلادي، اعضاي اين خاندان کنت منطقه اولدنبورگ، در شمال غربي آلمان، بودند و لذا به خاندان اولدنبورگ شهرت يافتند. آنان در همين سده حکومت منطقه هلشتاين و بندر شلسويگ را نيز به‌دست گرفتند. بدينسان، حکومت مناطق فوق از طريق ارث در ميان شاخه‌هاي مختلف اين خاندان تقسيم شد. در سال 1448 ميلادي کريستيان هشتم، کنت اولدنبورگ، با نام کريستيان اول، شاه دانمارک شد و سلسله آلماني‌تبار اولدنبورگ را بنيان نهاد که تا سال 1863 بر اين سرزمين حکومت کرد. او در سال 1450 سلطنت نروژ و هفت سال بعد سلطنت سوئد را به چنگ آورد و در سال 1460 کنت‌ هلشتاين نيز شد. در سال 1474، در زمان حيات کريستيان اول دانمارک، امپراتور روم مقدس کنت هلشتاين را به مقام "دوک" تابع اين امپراتوري ارتقاء داد. پس از کريستيان، حکومت هلشتاين و شلسويگ گاه از طريق ارث به شاه دانمارک مي‌رسيد و گاه در دست خويشان او از همين خاندان بود.

کريستيان سوم، پادشاه دانمارک و نروژ (1534-1559) از خاندان اولدنبورگ، به‌عنوان يکي از نامدارترين حکام خودکامه زمان خود و مروج بزرگ پروتستانتيسم در اسکانديناوي شناخته مي‌شود. او ثروت هنگفت اسقف‌گري اين کشور را، که از جمله شامل نيمي از کل املاک دانمارک بود، به تاراج برد و در سال 1536 يک کليساي لوتري تأسيس کرد که در زير نظارت شخص پادشاه قرار داشت. اين سرآغاز گسترش آئين لوتري به سراسر اسکانديناوي است. اين غارتگر بزرگ موقوفات نياي کريستيان نهم (پدرزن ادوارد هفتم پادشاه بريتانيا) است. از اين طريق، اليزابت دوّم و ساير اعضاي کنوني خاندان سلطنتي انگليس از اعقاب کريستيان سوّم دانمارک به‌شمار مي‌روند.

جايگاه اليگارشي دانمارک در تاريخ ايران و روسيه

فردريک سوّم، که پس از پدرش کريستيان چهارم به تخت نشست، همان دوک هلشتاين است که هيئت اتو بروگمان و آدام اولئاريوس را به ايران فرستاد. سفرنامه اولئاريوس از منابع مهم تاريخ ايران در دوره صفوي است. فردريک هشت سال پس از سفر هيئت فوق به ايران با نام فردريک سوم پادشاه دانمارک و نروژ (1648-1670) شد. فردريک سوم به‌عنوان بنيانگذار نظام استبدادي متمرکز و قهاري شناخته مي‌شود که تا انقلاب 1848 اروپا دوام آورد. مي‌نويسند در دوران سلطنت او «بورژوازي به قدرت فراوان دست يافت، بخش عمده املاک سلطنتي را خريد و براي اولين بار مناصب مهم حکومتي [دانمارک و نروژ] را به‌دست گرفت.» فردريک سوم همان کسي است که ساموئل دو کاسرز (گابريل گومز يهودي) وزير ماليه‌اش بود. سفر هيئت فوق به ايران نيز در دهه 1630 صورت گرفت يعني در همان زمان که، به‌نوشته دائرة‌المعارف يهود، يهوديان «يک سرويس اطلاعاتي و خبري» براي دربار دانمارک، و به تبع آن هلشتاين- گوتورپ، تأسيس کردند. يکي از خاندان‌هاي يهودي مخفي که از سده هفدهم در پيرامون خاندان هلشتاين- گوتورپ (اولدنبورگ) تکاپوي خود را تداوم بخشيد، خاندان ليما است. ميگوئل دابرو دو ليما، رئيس هيئت دن سباستيان پرتغال در دربار شاه طهماسب، از اين خاندان است. در کتاب زرسالاران (ج 4، صص 342-346) دسيسه قتل شاه طهماسب اوّل و کودتاي شاه اسماعيل دوّم را به اين هيئت منتسب کرده‌ام.

نيمه اوّل سده هفدهم ميلادي، مقارن با سلطنت شاه صفي و شاه عباس دوّم، به‌عنوان دوران تکوين شبکه‌هاي متنفذ و دسيسه‌گر کانون‌هاي غربي و دلالان و کارگزاران هندي و يهودي ايشان در ايران شناخته مي‌شود و در پيامد همين تکاپوست که از نيمه دوّم سده هفدهم، از دوران سلطنت شاه سليمان (شاه صفي دوّم)، فرايند انحطاط و فروپاشي دولت صفوي از درون اوج مي‌گيرد. اين در زماني است که، به‌نوشته پيگولوسکايا، «هنوز ايران دوران رونق و اعتلاي اقتصادي خود را مي‌گذرانيد و سياحان اروپايي از آباداني و شکفتگي آن سخن مي‌راندند.» فرايند فوق، کمتر از يک سده پس از سفر هيئت هلشتايني- دانمارکي به ايران، با تهاجم افاغنه (اکتبر 1721) به پاياني فجيع کشيده شد، انقطاعي دهشتناک در رشد طبيعي جامعه ايراني پديد ساخت و بنيان‌هاي انحطاط ايران را در سده‌هاي نوزدهم و بيستم فراهم آورد.

طرح هيئت هلشتايني- دانمارکي بر سرنوشت تاريخي روسيه نيز تأثيرات ژرف بر جاي نهاد: از دوران پطر اول، نوه ميخائيل رومانوف، اين سرزمين را به کنام کانون‌هاي ماجراجو و دسيسه‌گر غربي بدل نمود و پيوندي چنان عميق ميان خاندان رومانوف و خاندان‌هاي حکومتگر آلماني پديد ساخت که پيامد نهايي آن سلطه کامل خاندان هلشتاين- گوتورپ بر روسيه بود. در دوران پس از ملکه اليزابت روسيه (دختر پطر اول)، يعني در بخش مهمي از نيمه دوم سده هيجدهم و تمامي سده نوزدهم و هفده سال نخست سده بيستم تزارهاي موسوم به «رومانوف» از تبار پطر سوّم (کارل پطر اولريخ هلشتاين- گوتورپ) بودند يعني در اصل به خاندان هلشتاين- گوتورپ تعلق داشتند و از طريق پيوندهاي گسترده خويشاوندي با ساير خاندان‌هاي حکومتگر آلماني‌تبار، از جمله خاندان‌هاي سلطنتي بريتانيا و دانمارک، مربوط مي‌شدند. به اين دليل است که آکادميسين تارله روسيه دوران فوق را تيول خاندان هلشتاين-گوتورپ مي‌خواند که نام خاندان قديمي رومانوف را بر خود نهاده بودند.

--------* اين يادداشت بر مبناي مطالب مندرج در مجلدات اوّل تا پنجم کتاب زرسالاران تهيه شده است. براي آشنايي با منابع به کتاب فوق مراجعه شود. از سایت استاد عبدالله شهبازی

+ نوشته شده در  84/12/06ساعت 22:29  توسط رفیع  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

عرق، يهود و جوانان (قسمت اول )

آيا دوست خوب من ميداند كه ساخت، قاچاق و توزيع مشروبات الكلي از جمله سود آورترين صنايع در خدمت يهود است. و آيا دوست من خبر دارد كه يهوديان در ميان مشروب خواران از همه ثابت قدم ترند . و آيا دوست من متوجه ي اين نكته شده است كه غول صنايع مشروب سازي شخصي است به نام ساموئل برونفمن، كه يك يهودي مهاجر به آمريكاست و امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه ي آن بيش از يك ميليارد دلار است. و آيا دوست خوب من ميداند كه از شايع ترين مواد مورد سوءاستفاده در دنيا الكل است . و وابستگان به الكل بيشترين سود را به جيب امپراطوري عرق و شراب سرازير داشته اند. جداي از اينكه خود را با انواع بيماري هاي بعضا صعب العلاج مانند سرطان هاي سر و گردن، سرطان در دستگاه گوارش ، سكته قلبي و مغزي، ناتواني جنسي، توهمات شنوايي، فراموشي پايدار، زخم معده و درگيري مري و كبد درگير ساخته اند. اين مقاله صرفا در صدد بيان مطالب علمي و كارگاهي نيست. نميخواهد انواع شراب را نام ببرد و ويژگي هاي مثلا شراب سرخ، سفيد، گلي، شراب تقويت شده و شراب شيرين و گازدار را براي خوانندگانش بشمارد. نميخواهد فقط بگويد كه الكل موجود در مشروبات الكلي اتانول نام دارد و مقدار آن در آبجو 5%، در شراب10- 15% و در ويسكي و عرق حدود ۴0% است. حتي قصد ندارد از انواع عوارض جسماني و رواني حاصل از نوشيدن مستمر الكل بحث كند. اگر چه دانستن آن براي آناني كه لب به شراب و عرق نزده اند لازم است . حتي براي آناني كه مدت كوتاهي است در اين دام قرار گرفته اند نيز ضروري است . اما آناني كه عنوان الكليسم را با خود يدك مي كشند قطعا آثار رفتار نامناسب خود را مي دانند و اطرافيان با اندكي هشياري پي به علت پر حرفي، كم حرفي، معاشرتي شدن، گوشه گيري و پرخاشگري، اختلال در تعادل و ناتواني در انجام حركات ظريف را در فرد الكلي به راحتي تشخيص خواهند داد. چرا آدمي خود را گرفتار اين مصيبت عظمي بسازد كه اگر روزي تصميم به ترك آن بگيرد نيز با انبوهي از مشكلات از جمله تشنج و تشنج منجر به مرگ مواجه گردد.

 امروزه ابلهاني پيدا شده اند كه از ساده دلي و بي اطلاعي بعضي استفاده مي كنند و الكل طبي را كه با نوشابه مخلوط كرده اند و يا متانول كه همان الكل صنعتي است را به خورد نوجوانان و جوانان مي دهند . آناني كه در شيراز ، بهشهر و احيانا جاهاي ديگر دچار كوري ، اغماء و يا مرگ شده اند ، بيچارگاني بوده اند كه در دام اين نابخردان سودجو افتاده اند. آنچه كه بر پدر ها، مادرها، معلمان دلسوز، دختران و پسران جوان و همه ي آحاد مردم فرض است توجه به چند نكته است.

1) تجارت مشروب در سراسر دنيا در دست يهوديان است . هنري فورد در صفحه ي 205 يهود بين الملل مي گويد : John Foster Fraser در كتاب The Conquering Jew كه در سال 1916 توسط شركت Funk Wagnalls Company منتشر شد مي نويسد : يهوديان اربابان تجارت  ويسكي در ايالات متحده اند و 80% از اعضاي انجمن ملي فروشندگان مشروبات الكلي يهودي هستند . هنري فورد در 4 صفحه ي بعد از نوعي مشروب تغلبي و نوعي معجون فاسد به نام Nigger Gin كه باعث تمرد و بي قانوني عجيب در ميان سياه پوستان مي شد نام مي برد . سازنده ي اين جين شخصي يهودي به نام Lee Levy است . آقاي Will Irwin اين نوع جين را بزرگترين شرارت در تاريخ داد و ستد توصيف مي كند . او مي گويد : اين نوع جين ارزان بود و بر چسب روي شيشه اش القاءآت شهوت انگيزي را تصوير مي كرد و با عكس هاي بسيار وقيح و شرم آوري از زنان سفيد پوست تزيين شده بود . آقاي ايروين مي نويسد: من اين نوع جين را هرگز در بار هايي كه ورود سياهان به آن ممنوع است مشاهده نكردم.

2) همه بايد بدانند كه مسكرات و مشروبات الكلي از جمله سمومات تدريجي الاثر است. ممكن است با يك بار يا دو بار نوشيدن خون فاسد نشود و كاهش فشار خون پديد نيايد، حنجره متورم نشود و صدا خشن نگردد، ممكن است در مرتبه ي اول تورم در پلك هاي چشم قابل رويت نباشد و حركات جلف و فساد اخلاق آشكار نگردد، اما در استمرار آن قطعا علاوه بر موارد فوق شخص الكلي دچار جنون خمري، سلب اراده، خودكشي، ديگر كشي و بي عفتي و بي ناموسي خواهد شد.

3) نويسنده ي كتاب نفيس صد مقاله ي سلطاني مي فرمايد: تمام انبياء از آدم تا خاتم از جانب خدا ماموريت داشته اند تا با هر چيزي كه مخدر عقل و باعث زوال آن شود مبارزه كنند و از امام جعفر بن محمد الصادق (ع) و علي بن موسي الرضا (ع) حديث مي آورد كه اين دو عزيز فرموده اند: « ما بعث الله نبيا قط الا بتحريم الخمر». همه ي پيامبران شراب را حرام دانسته اند و به حرمت آن حكم داده اند . آناني كه ناجوانمردانه به خاطر سود مادي براي جوانان ما از مزاياي مصرف مشروبات الكلي شعر مي سرايند ، موجودات حقيري اند كه فردايشان را به امروز و آخرتشان را به دنيا فروخته اند . اما جوانان ما بايد اين گفته ي هنري فورد را در صفحه ي 186 يهود بين الملل آويزه ي گوش خود كنند كه بسياري از القاءآت پنهان و ناشناخته در زندگي ما ، منشاء يهودي دارند. ادامه دارد. منبع http://www.atm.parsiblog.com/

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت 17:26  توسط رفیع  | 

 متن كامل مقاله اي مستند در افشاي آزادي بيان دروغين غرب

 غرب؛قتلگاه انديشه

افشاي اسامي حدود۵۰ منتقدهولوکاست که مورد تهديدوآزاروشکنجه ومحاکمه صهيونيسم قرارگرفته اند!

بسم الله الرحمن الرحيم

- ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم (بقره،120)

-لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا (مائده،82)

 اخيرا نويسنده اين مقاله را ديدم. وي در حال توسعه اين مقاله است. اسامي اين قربانيان نقد صهيونسم جنايتكار را تا حدود صد انديشمند جلو برده بود. در صورتي كه بتوانم اين اسامي را به زودي در همين وبلاگ مي اورم... البته كه مي دانم تعداد انديشمندان كه زير تيغ صهيونيسم و ليبرال دموكراسي در حال له شدن هستند بسيار بيش از صد نفر مي باشد... و اين مطلب مشتي از خروار مي باشد....

  مدتي پيش رسانه هاي غربي و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدي نژاد درباره واقعه هولوكاست (يهودي كشي آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم) و پيشنهاد انتقال صهيونيست ها به كشورهاي اروپاييِ مدعي حمايت از حقوق يهوديان، تهاجم تبليغاتي گسترده اي را عليه رئيس جمهور كشورمان به راه انداختند.(براي نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84  و سالنامه سال ۱۳۸۴ (صفحه سرانجام- سياست) به درج مصاحبه اي پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطايي نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالي كه حتي بسياري از انديشمندان غربي هم به نقد اين ادعاهاي نادرست پرداخته اند!) شدت اين تهاجم به حدي بود كه بسياري از كساني كه ميزان نفوذ گسترده صهيونيسم بر غرب را نمي دانند، شگفت زده شدند.

انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي صهيونيستي

- سيل اين تهاجم را كه ديدم، به ياد انديشمند نامدار فرانسوي پروفسور رابرت فوريسون و كتاب زيبايش «اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه » و«شيادي قرن بيستم» افتادم. اين پيرمرد دانشمند فرانسوي سال ها در زمينه هولوكاست كار علمي طاقت فرسايي انجام داده و بارها در خيابان هاي فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهيونيست قرار گرفته است. وي بيش از ده بار دادگاهي شده و به دليل پژوهش هاي محكم خود درباره يك موضوع  ممنوع! از استادي دانشگاه ليون در فرانسه محروم و ممنوع التدريس شده و به جزاي نقدي محكوم شده است. زماني مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولي پروفسور با حيرت و مظلوميت اصلاً باور نمي كرد حتي يك نشريه در جهان جرات داشته باشد حرف هاي او را بازتاب دهد. به درستي او را «تنهاترين متفكر فرانسه» نامگذاري كرده اند.[1]

 -او در تنهايي اش تنها نيست؛  بسيارند بزرگان انديشه ورزي كه در غرب پر از دموكراسي(!) به دليل انديشيدن درباره هولوكاست و تحقيق در تاريخ جنگ دوم جهاني به زندان، تبعيد و جريمه محكوم شده اند. پروفسور روژه گارودي يكي ديگر از اين انديشمندان آزاد انديش فرانسوي است؛ همو كه به دليل افشاي شش اسطوره تشكيل دهنده دولت اسراييل در كتاب «تاريخ يك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكني كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او عليه جعل تاريخ توسط صهيونيست ها تحقيق كرد و اين جرم بسيار سنگين تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترايش از سوربن و يا رياست 25 ساله اش بر مركز تحقيقات ماركسيستي حزب كمونيست فرانسه به وي كمكي كند.[2]

 -دكتر فردريك توبن، مورخ آلماني الاصل مقيم استراليا و مدير موسسه آدلايد در استراليا ، به دليل نقد و تحليل شيميايي و فيزيكي كوره هاي آدم سوزي و ردّ علمي وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقير و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد  گرفتن پناهندگي سياسي از جمهوري اسلامي پيش رفت.[3]  در سال هاي اخير جمع بسياري از انديشمندان غربي به نقد اين اسطوره هاي تاريخي و صهيونيستي پرداخته و صد البته بسياري از آن ها محاكمه شده اند.

 -پروفسور «ياووس اوسوس» يكي از رهبران برجسته مسلمانان آلمان و دبيركل «اتحاديه راه اسلامي» در اروپا، که وادار به استعفا و كناره گيري از دانشگاه شد.«اوسوس» 46 ساله، متخصصcrystallization، استاد و قائم مقام دانشكده فني «روش هاي صنعتي» دانشگاه برمن آلمان، مدت 15 سال مشغول به تدريس و فعاليت علمي در اين دانشگاه بود. وي از چهار سال پيش به دليل ترويج ديدگاه هاي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي و دفاع از مبارزان مسلمان لبنان و فلسطين تحت شديدترين حملات تبليغاتي رسانه ها و عناصر صهيونيستي در آلمان بود و هرگز حاضر نشد نسبت به حقوق پايمال شده مسلمانان در اروپا، آمريكا و خاورميانه سكوت كند ودر مقابل صهيونيست ها پخش «شبنامه»ها در دانشگاه و تماس هاي تلفني و انواع تهديدها عليه او و خانواده اش را با شدت دنبال کردند.[4]

 -ميشل آدام فرانسوي از آموزگاري خلع و با پنج فرزند در 57 سالگي از هر درآمدي محروم شد. اكنون حتي مقرري كمك هزينه دولتي را دريافت نمي كند.[5] 

-وينسنت رينوارد فرانسوي هم از شغل آموزشي خود در بخش دولتي اخراج و در نوامبر 1998 به دليل كمك به تهيه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جريمه نقدي محكوم شد و اكنون تحت قيموميت به سر مي برد.[6]

 -پاستور روژه پارمنتير نيز به دليل كمك به روژه گارودي در قضيه دادگاه او از حزب سوسياليست اخراج شد.[7]

 -ژان ماري لوپن هم به دليل بيان مطالبي درباره جزئيات اتاق هاي گاز هيتلري در فرانسه و آلمان تحت پيگرد قرار گرفته است.[8]

 -كتابفروشي به نام پدرو وارلاي در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحريك به نفرت و خصومت نژادي در نوشته هاي خود به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزينه سنگينِ دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودي كتابفروشي او معادل 20972(بيست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتي و تصويري به آتش كشيده شود و چنين شد. او و كارمند زن كتابفروشي اش بارها مورد حمله گروه هاي صهيونيست قرار گرفته بودند[9] ...اين است حقيقت آزادي در يک نظام دموکرات و ليبرال خيلي غربي!

 -گري لاوك شهروند امريكايي به جرم خدشه در هولوكاست از سوي دانمارك به آلمان تحويل داده شد.[10]

 -گونتر دكرت و اودو والندي آلماني هم به همين جرم هنوز در زندان به سر مي برند.[11]

 -روا رهارد كمپر از اهالي مونستر پس از گذراندن يك سال زندان در حالي كه احتمال محكوميت بسيار طولانيتري داشت ناچار شد پنهان شود. آلماني ها و اتريشي هايي هستند كه به همين جرم (تحقيق در تاريخ اسطوره هاي صهيونيستی معاصر) در تبعيد زندگي مي كنند و نوشته هاي آن ها به دستور دادگاه توقيف و در آتش سوزانده مي شود.[12]

 -ارنست زوندل  و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه هاي ويژه كميسيون حقوق بشر و دادگاه هاي خاص به جرم تحقيقات تاريخ شان مورد بازخواست هستند.[13] و پس از چهل سال زندگي دركانادا ازاين كشور اخراج ودرحال حاضر نيز در آلمان زنداني است و در انتظار محاكمه به سر مي برد.[14]

 -پروفسور ديويد ايرولينگ انگليسي هم كه مي خواست در اتريش دعوت يك دانشگاه را بپذيرد و بين دانشجويان سخنراني كند، به جرم حقيقت جويي در تاريخ دستگير شد و  به 20 سال زندان محكوم شده است[15]، اما با توبه خود از تحقيقاتش مقدار سال هاي زندانش تخفيف پيدا کرد!

 -احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئيسي به جرم نقد تاريخ واره ها و انگاره پردازي هاي صهيوني بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.[16]

 -آبه پي ير در فرانسه مجبور شد از كارهاي علمي و فرهنگي خود كناره گيري كند؛ زيرا به خط قرمز يهود نزديك شده بود.[17]

- كشيش لولون، كشيش ماتيو و ژاك فووه هم به جرم حمايت از پروفسور روژه گارودي با او محاكمه شدند.[18]

 -گرد هونزويك، نويسنده اتريشي به جرم تحقيق تاريخي به يك سال و نيم زندان و تبعيد از كشورش محكوم شد.[19]

اگر بخواهيم ادامه دهيم اين ليست بسيار طولاني خواهد شد. در ادامه فقط نام برخي ديگر از قربانيان آزاد انديش  غربي را از كشورهاي مختلف مي آوريم:

-گرمار رودولف شيميدان آلماني و فراري كه در آمريكا زندگي مي كند[20]،

-زيفريد وربك كه در گذشته بارها به دادگاه فراخوانده شده است،

-گانتركگل از محققين تجديدنظرطلب[21]،

-ولفگانگ فروليچ كه در گذشته از وي خواسته شده بود شهادت دروغ عليه تجديدنظرطلبان بدهد و وي با پناه بردن به سفارت ايران در وين اين مساله را عنوان كرد كه صهيونيستها وي را تهديد كرده اند،

-مانفرد رودر مدافع تجديدنظرطلبان،

-ابراهيم علوش از نويسندگان بنام اردن و رئيس صداي آزاد عربي،

-يورگن مولمن معاون حزب ليبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[22]،

-رابرت فيسك در امريكا[23]،

-روزترويك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[24]،

-مارتين هوهمان عضو حزب دموكرات مسيحي آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[25]،

-ژنرال راين هارد گوئينتسل فرمانده نيروهاي مداخله ويژه ارتش آلمان كه به دليل حمايت از گفته هاي مارتين هوهمان از ارتش اخراج شد[26]،   

-مايكل هافمن كه زماني خبرنگار آسوشيتد‌پرس بود[27]،

-مارك وبر مورخ امريكايي[28]،

-آرمان امادروس[29]،

-دراويوژ راتايژاك (راتايچاك)[30]،

-آرتور رابرت بوتر (امريكايي)،

-فيليپ كازين[31]،

-بتاريس بوكارد[32]،

-كن ليوينگستن عضو پيشين حزب كارگر انگلستان[33]،

-ويلهم استاگليچ،

-ارهارد كمپر،

-دكتر جني تانگ انگليسي[34]

-و احمد رامي از سوئيس(مسئول شجاع راديو اسلام - www.RAMI.TV)

 -در شهريور 1385 مسابقه بين المللي کاريکاتور هولوکاست در ايران اجرا شد که برگزارکنندگان و شرکت کنندگان از تهديدي و بازجويي در کشورشان و حتي از خارج مرزهاي کشورشان، در امان نبودند مثل: سيد مسعود شجاعي طباطبايي مسئول شجاع سايت ايران کارتون (IRANCARTOON.IR –IRANCARTOON.COM)  و مسابقه جهاني افشاي دروغ هولوکاست و ميشل لوئينگ کاريکاتوريست  استراليايي و رنه بوشه کاريکاتوريست معروف فرانسوي و ديويد بالدينگر کاريکاتوريست آمريکايي  و ... .

 جعل تاريخ و مبارزه با حقيقت جويان، شيوه هميشگي يهوديت خاخامي و فريسيان نژادپرست و مادي گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به يهودي ستيزي و نژادپرستي متهم كردهاند. حتي باروخ اسپنيوزاي يهودي هم زماني كه علَم مبارزه با يهوديت خاخامي را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره هاي كتاب مقدس و افسانه هاي بنيانگذار سياست هاي ظالمانه آن ها پرداخت، او را يك يهود ستيز ناميدند و تكفير كردند.[35] اسپينوزا معتقد بود حكومت يهوديان در فلسطين منقرض شد، زيرا خداوند نيز از آنان نفرت داشت.[36] حتي تا حد ترور وي هم پيش رفتند ولي او جان سالم به در برد.[37] امروزه صهيونيست ها به دليل بزرگي اين عالم يهودي مجبورند از او به خوبي ياد کنند.

افسانه هولوكاست و يهود ستيزي

يكي از حربه هاي مهم صهيونيست ها براي توجيه سياستهاي وحشيانه خويش، جعل افسانه ها  واسطوره هايي از جمله هولوكاست مي باشد. هولوكاست به معناي سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود و به جريان كشتار وسيع يهوديان! در جنگ جهاني دوم اطلاق مي شود.[38]  اين واقعه ادعايي بيشتر به ارتش هيتلر نسبت داده ميشود؛ در صورتي كه عالمان تاريخ ارتباط وثيق هيتلر و صهيونيست ها را در جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع يهوديان و هيتلر از اين موضوع را گوشزد كرده اند.

ارتباط و همکاري متقابل هيتلر و يهوديان

هانا آرنت دانشمند يهودي و هاينس هوهنه روزنامه نگار آلماني به ارتباطهاي گرم آلمان هيتلري و حزب ناسيونال سوسياليسم او و صهيونيست ها اقرار مي كنند.[39] شواهد مختلفي بر اين ارتباط وجود دارد از جمله:

1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهيلات لازم جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين را از راه انتقال سرمايه شان با صدور كالاهاي آلماني فراهم مي كرد.[40]

2. همكاري گروه صهيونيستي بتار با نازي ها.[41]

3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازي ها را گرفتند و مانع از اعمال تحريم اقتصادي عليه آن ها شدند.[42]

4. مهاجرت گسترده يهوديان آلمان از طريق كميته رستگاري كه مردي به نام كاستنر مسووليت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتي به نازي ها ارائه مي كرد.[43]

5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت اين قتل عام ادعايي. اين غرامت چنان براي اسراييل حياتي بود كه بنگورين، گرفتن آن را معجزه اي در حد ايجاد دولت صهيونيستي مي داند.[44]

مقام معظم رهبري  مي فرمايند: «دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودي ها داد، اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آن ها داده شود. آن چه يهودي ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخي از كشورهاي اروپايي ديگر مثل اتريش، سوئيس، فرانسه و حتي چند سال قبل با واتيكان نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بپردازند، اين خسارت تمام شدني نيست. در بعد رواني، اسراييلي ها فعاليت هاي بسيار مهمي دارند. همه سياستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناي يادبود كوره هاي آدم سوزي سر تعظيم فرود بياورند. يعني داستاني را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اين ها روش هايي است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايي است.»[45]

اين افسانه در كنار اتهام يهود ستيزي به منتقدان آن كمك شاياني به توجيه ستم هاي صهيونيسم در جهان مي كند. پروفسور نورمن فينكلشتاين يهودي هم در كتاب صنعت يهودي سوزي به سوء استفاده از اين داستان تصنعي و بحث يهود ستيزي پرداخته است.[46] پژوهشگران رقم واقعي كشته شدگان يهودي جنگ دوم جهاني را كم تر از دويست هزار نفر مي دانند كه در مقايسه با پنجاه ميليون كشته جهاني قابل اعتنا نيست؛ گرچه کشته شدن يک انسان هم، بدون گناه محکوم است. اما مسئله اين است که جنگ اول و دوم يک رقابت کثيف درون تمدني غرب بر سر مسائل دنيوي بين خودشان بود که حدود صد ميليون کشته از بشر گرفت؛ اين است چهره واقعي دنياطلبي و دوري از خدا.

قوانين بي رحمانه جهاني در مورد افسانه هاي صهيونيستي

اخيرا با تلاش لابي هاي صهيونيستي در سازمانهاي بين المللي و كشورهاي مختلف قوانيني تصويب شده است مبني بر اين كه كسي حق اظهار نظر درباره اين اسطوره ها!  را ندارد. قانون دادگاه هاي نورنبرگ و توكيو در ژاپن و آمريکا و اروپاي مثلا آزاد، حق اظهار نظر انديشمندان درباره محاكمه هاي دادگاه هاي سران نازيسم را مي گيرد.[47] در فرانسه قانون فابيوس – گسو هم به صورتي ظالمانه حق آزاد انديشي و تأمل درباره جعل تاريخ توسط صهيونيستها را سلب مي كند.[48] انجمن بين المللي وكلا و حقوقدان هاي يهودي طي كنفرانسي به سال 1998 در سالوينك خواستار وضع قوانين ضدتجديد نظر طلبي در تاريخ شده و خواسته اند كشورهايي كه قوانين مشابهي ندارند آن را تصويب كنند.[49]

هولوكاست واقعي در ايران، عراق، فلسطين، رواندا، آمريکا و ...

به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازي، اخيرا دكتر مجد تحقيقاتي انجام داده كه ثابت مي كند بزرگ ترين نسل كشي قرن بيستم در ايران رخ داده و اين كشور، بزرگ ترين قرباني جنگ اول جهاني بوده است. بر اساس تحقيق دكتر مجد در طول سال هاي 1919-1917 بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري هاي ناشي از كمبود عمدي مواد غذايي كشته شدند و دولت بريتانيا بزرگ ترين عامل اين قحطي ساختگي بوده است. انگليس با خريد محصولات غذايي ايرانيان براي ارتش خود به چند برابر قيمت و جلوگيري از ورود مواد غذايي به ايران، باعث قحطي شد.[50] چند سال پيش در روآندا بين دو قبيله هوتو و توتزي جنگي رخ داد و در برابر چشم جهانيان، حدود 800000  (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالي كه سربازان سازمان ملل هم به رهبري جناب کوفي عنان نظاره گر بودند و جلوي اين كشتار را نگرفتند. اخيرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه هاي اسلحه سازي غرب در اين نسل کشي دهشتناک کاملا مشخص شد.

در عراق طي سه سال اخير كه امريكا آن را  اشغال كرده است، بيش از ششصد هزار عراقي اکثراً شيعه كشته و بسياري هم مجروح و به مواد راديو اكتيو آلوده شده اند. در فلسطين طي 80 سال اخير صدها هزار انسان كشته شده اند و فاجعه قانا و صبرا و شتيلا و رفح و غزه هنوز هم ادامه دارد. در تاريخ سرخپوست ها مي خوانيم در طول نزديك به سيصد سال تصرف اين قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون هاي متمدن! حدود شصت ميليون انسان كشته شدند.[51] در همان سال ها حدود 25 ميليون برده آفريقايي از شهرهاي خود دزديده و براي كار اجباري به امريكا برده شدند و حدود همين تعداد هم در جريان شكار برده كشته شدند و تمدن پيشرفته آفريقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسياري بود را نابود کردند.[52] ظاهراً فقط يهوديان و نوكران آن ها انسان هستند و بقيه از حيوانات هم بي ارزش ترند.[53]

به نقل از نشريه پرتو سخن- موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) قم

http://masiheyahoodi.parsiblog.com/Archive31511.htm

[1] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري از سايت علمي پژوهشي yahood.net

[2] . همان.

[3] . همان.

[4] . روزنامه کيهان 15/ 8/ 1384.

[5] . اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، نوشته پروفسور روبر فوريسون، ترجمه دكتر سيد ابوالفريد ضياءالديني؛ نشر مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياء انديشه؛ چاپ اول؛1381 . ص52 .

[6] . همان.

[7] . همان.

[8] . همان.

[9] . همان.

[10] . همان.

[11] . همان.

[12] . همان.

[13] . همان.

[14] . مراجعه کنيد به خبر «مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند.» در وبلاگ صهيون پژوه ، آذر 1384 : www.zionism.blogfa.com

[15] . بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران و مطبوعات هفته دوم آذر ماه 84 و نيز كتاب پژوهش صهيونيت، ج2، به كوشش محمد احمدي، نشر مركز مطالعات فلسطين، چ اول، پاييز 81، ص227 .

[16] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري

[17] . همان.

[18] . كتاب محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، پروفسور روژه گارودي، با مقدمه دكتر علي اكبر ولايتي، مترجمين: مجيد خليل زاده و احمد نخستين و جعفر ياره، نشر موسسه فرهنگي انديشه معاصر، چ اول پاييز 77، ص24 .

[19] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري

[20] . مراجعه کنيد به خبر: مورخين اروپايي از اظهارات ضدصهيونيستي دكتر احمدي نژاد حمايت كردند، همان منبع.

[21] . آدرس سايت تجديد نظر طلبان تاريخي در اينترنت:  www.REVISIONISTS.com   و www.zundelsite.org

[22] . كيهان، 21 آبان1382 .

[23] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري

[24] . همان.

[25] . كيهان، 21 آبان 1382 .

[26] . پاورقي 68 مقاله سحر سامري

[27] . از خبرگزاري حوزه هاي علميه:  www.rasanews.com  وي که نويسنده كتاب «جوامع محرمانه، جنگ‌هاي رواني و دادگاه بزرگ هولوكاست» است در نامه حمايت آميز خود خطاب به احمدي نژاد نوشته است: «تاكنون دوستان زيادي از ما به زندان‌هاي ضد هولوكاست افتاده‌اند و البته چند نفري از ما در بيرون زندان هستيم. ما را به ايران بياوريد و اجازه بدهيد تا در يك نشست مطبوعاتي كه در سطح بين‌الملل قابل پخش باشد مطالب خود را بيان كنيم و در دفاع از شما و طرحتان سخن بگوييم.»

[28] . پژوهه صهيونيت، مقاله واقعيت يهود ستيزي، ص227

[29] . همان.

[30] . همان.

[31] . كتاب اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص42.

[32] . همان.

[33] . صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين، مترجم: سوسن سليم زاده، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381، تهران، ص82 .

[34] . روزنامه قدس، 5 بهمن 1382، با عنوان: نماينده پارلمان انگليس به خاطر بيان حقيقت بر کنار شد.

[35] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 192 .

[36] . همان، ص 191 .

[37] . همان.

[38] . تاريخ يهود - مذهب يهود، بار سنگين سه هزاره، اسراييل شاهاك، ترجمه مجيد شريف، نشر چاپخش، چ اول، 1376، ص 19 .

[39] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225

[40] . همان.

[41] . همان.

[42] . محاكمه آزادي (در مهد آزادي)، ج2، ص 17

[43] . پژوهه صهيونيت، ج2، ص 225

[44] . همان.

[45] . سخنراني در تاريخ 11 بهمن 1380

[46] . صنعت يهودي سوزي، نورمن ج. فينكلشتاين.

[47] . در مقدمه كتاب محاكمه آزادي پروفسور روژه گارودي نقدهاي خوبي به قوانين اين دادگاه ها دارد.

[48] . همان.

[49] . اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه، ص54 .

[50] . در اين زمينه به سايت www.shahbazi.org مراجعه كنيد.

[51] . كتاب زر سالاران يهودي و پارسي، استعمار بريتانيا و ايران، ج 1، عبد الله شهبازي، موسسه مطالعات سياسي، فصل تجارت ماوراء بحار و استعمار غرب، راز شکل گيري تمدن جديد غرب.

[52] . همان.

[53] . کتاب تلمود پراست از اين احکام نژادپرستانه. براي مطالعه بيشتر ر.ک: نقد و نگرشي بر تلمود، نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.

+ نوشته شده در  84/10/22ساعت 13:13  توسط رفیع  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
حاکميت شيعه ، چالش يهود
بزرگداشت عارف جوان مرحوم ايليا پطروسيان . 
1) دشمن شناسي در قرآن به گونه ايست که ما هيچ کمبود اطلاعات نخواهيم داشت . خداوند در آيه 82 سوره مائده مي فرمايد : لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشرکوا . چرا خداوند يهود را شديدترين و اولين دشمن معرفي مي کند ؟
2) در يهود سه ويژگي قابل ملاحظه است .
الف) عمق استراتژي و يا عمق خواسته ي يهود .
ب) توان و قدرت يهود .
پ) بالفعل بودن خواسته ي يهود .

3) قرآن در آيه 105 سوره انبياء عمق خواسته ي يهود را کل الارض معرفي مي کند : و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون . بنابراين عمق خواسته ي يهود تمام زمين است و در مقابل تنها گروهي که استراتژي مدونش کل الارض و تمام زمين است ما شيعيان هستيم .
4) توان تشکيلاتي و سازماني يهود .
الف) اولين سازمان متشکل که تاريخ مکتوب دارد يهود است .
ب) اولين پيامبر الوالعزمي که حکومت تشکيل داد موسي عليه السلام است .
پ) اولين سازماندهي در ميراث مکتوب متعلق به يهود است .
5) فرمان خداوند به موسي بعد از خروج 600 هزار نفري بني اسرائيل از مصر .
الف) تقسيم افراد به هزاره ها ، هر هزاره يک فرمانده .
ب) تقسيم هزاره ها به صدگان ، هر صد نفر يک فرمانده .
پ) تقسيم صدگان به دو دسته ي پنجاه نفره ، هر پنجاه نفر يک فرمانده .
ت) تقسيم هر پنجاه نفر به پنج دسته ي ده نفري ، هر ده نفر يک فرمانده .
ث) و دستور خداوند به برگزاري جلسه و نشست با همه ي فرماندهان .
ج) موسي بعد از تقسيم بندي تا پايين ترين رده ، آنها را آموزش داد .
چ) در تورات سه صفحه در خصوص شیپور و اینکه هر نوائی علامت چیست ، وجود دارد .
ح) لذا قویترین گروه در علم ارتباطات در طول تاریخ ، یهود است .
خ) آموزش های موسی پانزده سال طول کشید و یهودیان هنوز هم آن را به عنوان سمبل حفظ کرده اند .
6) توان اقتصادی یهود .
الف) اولین دستور خداوند در تورات به موسی قوی کردن توان مالی اردوگاه بود .
ب) مهاتیر محمد علیه اسرائیل موضع گرفت ، یک یهودی سرمایه اش را از بورس مالزی خارج کرد ، برای مدتها اقتصاد مالزی مختل شد .
پ) الآن نیویورک قلب اقتصادی آمریکاست ، نیویورک یک شهر یهودیست . یعنی اقتصاد آمریکا در دست یهودی هاست .
ت) اینکه در آیه والذین اشرکوا بعد از الیهود آمد ، معنایش این است که اگر فاتحه ی یهود خوانده شود فاتحه ی آمریکا نیز خوانده شده است .
7) در آیه ی لتجدن اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود و الذین اشرکوا خداوند فرمود للذین آمنوا و نفرمود للذین اسلموا .
الف) اسلام فقط قبول توحید و قبول پیامبر به عنوان رسول است . شان ابلاغ ، اسلام است . و قرآن در مرحله ی ابلاغ یک کتاب آسمانی است .
ب) اگر رسول بخواهد ابلاغ خود را اجراء کند می شود امام . شان اجراء ، ایمان است . و قرآن در مرحله ی اجراء کتاب امامت و کتاب حکومت است .
پ) آیه 65 سوره نساء نشانگر این است که معیار در امامت و حاکمیت ، ایمان است . می فرماید : فلا و ربک لایومنون . به خدا قسم اینان اهل ایمان نمی شوند ، مومن محسوب نمی شوند . حتی یحکموک فیما شجر بینهم . تا اینکه در مخاصمه و منازعه شان و در مسائل و روابط فی ما بین حکومت تو را ای پیامبر قبول کنند .
ت) تا پیامبر زنده بود معیار ایمان ، حاکمیت رسول الله بود . بعد از پیامبر ، معیار ایمان حاکمیت و امامت علی علیه السلام و ... امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است .
ث) شما کلمه ی للذین آمنوا را بردار و بگو لشیعه : لتجدن اشد الناس عداوة لشیعه الیهود و الذین اشرکوا . یهود دشمن خود را در مکتب خلفاء نمی دید . بعضی از خلفاء متاثر از یهود بودند . یهود دشمن خود را از ابتداء در علی علیه السلام و پیروانش دید . دشمنی یهود با شیعه ریشه ای و اساسی است .
ج) بعد از پیامبر تنها 11 نفر علی را قبول داشتند . تعداد مسلمانان 500 هزار نفر بود . نسبت مومنان به مسلمانان 11 به 500 هزار نفر بود . امروز در سایه ی تلاش و جانفشانی ائمه ی اطهار علیهم السلام ، صلحاء ، فقهاء ، شهداء این نسبت یک به سه شده است .
چ) بعد از پیامبر هرگز حکومت شیعه وجود نداشت . حتی حکومت حضرت امیر حاکمیت شیعه نبود . مردم حضرت امیر را به عنوان امام قبول نداشتند ، حضرت را تنها خلیفه می دانستند .
8) یهود در طول تاریخ یکه تازی کرد تا به سال 1357 شمسی و به انقلاب اسلامی در ایران بر خورد کرد . شیعه بعد از چند صد سال حاکمیت یافت . مردم امام خمینی رحمة الله علیه را به عنوان نائب امام زمان علیه السلام به رهبری پذیرفتند . و از این لحظه چالش های یهود آغاز شد .
الف) یهود تمام اولویت هایش را به ایران اختصاص داد .
ب) آشوب ها و اغتشاش ها را در ایران سازمان داد .
پ) شخصیت های عالی رتبه از جمله شهید مطهری ، شهید مدنی ، شهید قرنی ... را با ترور به شهادت رساند .
ت) جنگ تحمیلی و تامین منابع اطلاعاتی به عراق از جمله حربه های یهود در ضربه زدن به انقلاب اسلامی بود .
ث) خوانندگان ارجمند می توانند برای مطالعه ی تکمیلی مطالب فوق به نشریه پیام صادق سال هفتم شماره 37 سخنرانی حجة الاسلام تائب مراجعه نمایند .
9) بعد از جنگ یهود وارد فاز فرهنگی شد .
الف) 400 رادیوی شبانه روزی .
ب) 80000 کشیش یهودی مسیحی .
پ) 200 موسسه و کالج علمی در خدمت اهداف یهود .
ت) 100000 دانشجوی پروتستان که آیات یهود را زمزمه می کنند .
ث) 600 سایت ضد شیعی .
ج) میلیون ها سایت غیر اخلاقی و مستهجن که جوانان مسلمان و بویژه شیعه را هدف گرفته است .
چ) صرف میلیارد ها دلار جهت گسترش مذاهب ، مکاتب و گروه ها در مقابله با اندیشه ی انقلاب اسلامی .
ح) پخش بیش از یک میلیون جلد کتاب مقدس .
خ) انتشار قرآن قرن بیست و یک به نام the true furqan که بسم الله ندارد ، به خدا اهانت می کند ، و جهاد را حرام می داند .
د) انتشار the prophet of doom که رسول مهربان پروردگار را به عنوان تروریست به خوانندگانش معرفی می کند .
ذ) انتشار رمان satanic verses به سفارش گیلون ریتکن رئیس یهودی انتشارات وایکینگ .
ر) برگزاری نماز جمعه در کلیسای مسیحی در منهاتان نیویورک .
ز) تاسیس مسجدی ویژه زنان در هلند توسط موسسه form که موسسه ای یهودی است .
ژ) کنترل افکار و تنزل اندیشه ها با فیلم های هالیوودی .
س) ساخت و پخش گسترده و بسیار ارزان فیلم های حاوی مطالب و صحنه های مستهجن سکسی .
ش) اعتراف دن مک سوینی مبنی بر اینکه وزارت دفاع آمریکا صدها ایده برای سلاح های غیر مرگبار مانند بمب های تحریک عصب های جنسی و یا بمب عشق دریافت داشته است .
ص) کنترل سایت های اینترنتی و مقالات و نشریات دینی با بودجه یکصد میلیون دلاری .
ض) کنترل شهروندان اروپا با ماهواره .
10) دوستان صميمي من ، از کليدي ترين عقائد شيعه که هيچ شکي در آن نيست ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است ، و لو اينکه يک روز از عمر زمين باقي مانده باشد . قطعا ظهور امام عليه السلام زميني است ، همين زميني که ما بر آن زندگي مي کنيم .
11) خشن نشان دادن ظهور امام از حقه هاي يهود است . اصلا راز غيبت امام به خاطر عوامل يهودي دستگاه حکومتي غاصب بوده است .
12) کلمه ي غيبت از رازآلودترين کلمات است که متاسفانه گاهي راز حقيقي اين کلمه ناديده گرفته شده است . خون ريزي و حاکميت تحميلي نياز به اين همه زمان ندارد . راز غيبت را در آگاهي جستجو کنيد .
13) آن ظهور کبري که آن را ظهور دانائي مي نامم ، نيازمند ظهور صغري است که من آن را نهضت آگاهي بخش مي خوانم . لذا بسط و گسترش مباحث معنوي و مهدوي بويژه در بين جوانان از جمله راز هاي کلمه ي غيبت است . آنچه يهود را متزلزل مي سازد بمب ، خمپاره ، موشک ، هواپيما و ... نيست . در عين اينکه اينها مهم و وظيفه ي حاکميت شيعه ساخت و تهيه و نگهداري پيشرفته ترين سلاح هاي جنگي است .
14) بايد دانست حاکميت امام زمان عليه السلام براي محل خاصي نيست ، امام تصميم ندارد حاکميتي محلي تشکيل دهد . لذا آن آگاهي که باعث خشم يهود است ، آگاهي جهاني است . شيعه و غير شيعه بايد در حدي از آگاهي معقول قرار گيرند .
15) کتابي به نام خاورميانه جديد از شيمون پرز نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستي منتشر شده است که به تاثير انقلاب اسلامي در ميان ملت هاي مسلمان اعتراف مي کند ، او مي گويد : خط مشترکي که منطقه خاورميانه و منافع قدرت هاي بزرگ را در اين منطقه تهديد مي کند ، رشد اسلام گرايي و آرزوي ملي هاي مسلمان منطقه براي تشکيل حکومتي بر پايه باور هاي ديني و اسلامي است . در بيان شيمون پرز حقه اي نهفته است . او مي خواهد الغاء کند که صداي انقلاب اسلامي و ظهور صغرا و نهضت آگاهي بخشي به اروپا و آمريکا نرسيده است .
16) انقلاب فقيران آگاه و سخنان ژاک شيراک بعد از 19 روز از عدالت خواهي مردم در شهر هاي فرانسه نکات قابل توجهي داشت . شيراک بنابر آنچه که بي بي سي گزارش کرده است ، عدالتخواهي فرانسه را بحران معنا مي نامد . 19 روز نا آرامي گسترده ، ميليارد ها يورو خسارت ، هزار ها اتومبيل و خانه دست خوش حريق ، هزاران مامور امنيتي حيران و سرگردان ، بازداشت هاي گسترده ، صد ها و صد ها خبرگزاري و خبرنگار شوکه شده چيزي که در دنيا منتشر مي شود اين است که در فرانسه بحران معنا وجود دارد ، شيراک از کشف حجاب ضخيم نيم قرني چيزي نگفت . پر واضح است که کشف پوشش دروغين حداقل نيم قرني بر بي عدالتي و مهد تمدن نشان دادن فرانسه ، طوري که کمتر کسی گمان به وجود فقیری در آن داشت ، کاری نبود که از رسانی های تحت سلطه یهود بر آید ، نیم قرن پوشش کاذب در مدت 19 شب قیام فقیران بر آب شد . شیراک گفت که باید با سم مهلک تبعیض نژادی علیه اقلیت های قومی مبارزه شود . اما شیراک نیز از حقه ای بزرگ استفاده کرد . او نگفت که مردم فقیر به حدی از آگاهی رسیده اند که می توانند در مدت بسیار کوتاه تمامی تبلیغات دروغین نیم قرنی را نقش بر آب کنند . شیراک نگفت این آگاهی از کجا نشآت گرفته است ، متاسفانه تحلیلگران مرعوب هم چیزی برای گفتن نیافتند .
17) شک ندارم که این سخن واین برگر وزیر سابق دفاع آمریکا ، که گفت : انقلاب اسلامی مردم جهان را به یاد این گفته ی مسیح علیه السلام انداخت که زندگی انسان در آب و نان خلاصه نمی شود ، در دلهای مردم و در باطن آنان نفوذ کرده است .
18) نمونه های زیادی از آگاهی معقول در رفتار و اندیشه مردان و زنان غربی یافت می شود . راشل کوری و ادواردو آنیلی و هزاران هزار نفری که گمنام فریاد عدالت خواهی آگاهانه سر می دهند ، از این خیل اند .
19) همه ، مخصوصا دوستان جوان من بدانند که : صهیونیست ها آمریکا را سرزمین خود می دانند . نفوذ در جایی که یهود بیشترین کار را انجام داده است ، چیزی جز فضل و عنایت پروردگار نیست ، تسخیر باطن مردم آمریکا ، آن هم قشر نوجوان و جوان است که خشم یهود را سبب شده است .
20) و اما در ایران متاسفانه تفکر یهودیگری ناآگاهانه در بعضی از روشنفکران و بعضا مسئولان فکری و فرهنگی که البته نمی توان برای تعدادی آگاهی را در نظر نگرفت ، بعلاوه کنجکاوی هایی که از باب الانسان حریص علی ما منع منه که در بعضی از بزرگتر ها صورت می گیرد و به جوان ها و نوجوان ها هم سرایت می کند ، دست به دست هم داده و ما بعضا شاهد از دست دادن صفا و صمیمیت دوستانمان هستیم . ولی در ارائه ی این ناپاکی و در بیان این زشتی نیز با حقه ای کثیف روبرو هستیم . و آن حقه این است که آمار زشتی جوانان ما را بزرگ جلوه می دهند و در مقابل زیبایی های معنوی جوانان پاک سرشت ما را که هر کدامشان چند ده برابر ارزش و اعتبار دارند را ناچیز و یا بطور کلی نادیده می گیرند . آنان تصمیم دارند از این شیوه برای خسته کردن ما و در نتیجه تسلیم شدن در مقابل خواسته های شرم آورشان استفاده کنند . من کمتر دیدم کسی متوجه این حقه ی رذیلانه و مزورانه باشد .
21) اگر کسی در دور دست پاکی پیشه کند ، شیطان نعره می زند . و اگر در نزدیکی شیطان گروهی به معنویات روی آورند ضجه ی شیطان شنیدنی است . بعضی که می خواهند غرب را برای ما معرفی کنند ، از زشتی های آن آمار می دهند ، زشتی های غرب پیروزی ما نیست ، نشانگر تلاش یهود است ، هر چه قدر معنویات در غرب و در جوانان و خانواده های غربی بیشتر شود ، سقوط یهود نزدیکتر می شود . روی آوردن به پاکی و طهارت روح ، چالشی بس بزرگ است که یهود بواسطه ی انقلاب اسلامی در ایران گرفتار آن شده است . منتهی ما بخاطر نداشتن امکانات تبلیغاتی گسترده ، عدم آموزش صحیح در امر ارتباطات ، بکار نبردن زبان های خارجی ، برخلاف سخن باطل آنها که در مدت بسیار کوتاه چند ساعته که به ما می رسد ، سال های زیادی طول می کشد تا اندیشه و تفکر معنوی ما به آنان برسد . ولی همانطور که گفته اند ، خورشید پشت ابر نمی ماند ، امروز بشر نظاره گر طلوع خورشید فروزان انقلاب اسلامی در سرزمین غرب است .
22) دوستان خوب من هیچ می دانید طی چند سال اخیر تلاش برای به انحراف کشاندن مردم در غرب و به تبع در شرق دو برابر شده است ؟ آیا می دانید 91 در صد برنامه های کمدی ، 87 در صد درام ها ، 73 در صد مجله های خبری و 41 در صد نمایش های واقعی حاوی مطالب مستهجن جنسی است ؟ آیا می دانید چه گروهی به رشد نیمه خانواده ها تحریک می کند ؟ آیا می دانید چه تفکری تنفر از جنس مخالف را بطور فزاینده ای در این چند سال اخیر رواج داده است ؟ آیا می دانید چرا هم جنس گرائی ارزش قلمداد شده است ؟ آیا می دانید اداره دختر های تلفنی با چه کسی است ؟ می دانید چه سازمان ها و گروه هایی به ربودن دختر بچه ها و پسر بچه های عمدتا فقیر می پردازند ؟ و آیا می دانید عاقبت این بچه ها به کجا می انجامد ؟ آیا می دانید فاحشه خانه هایی که با استفاده از مردان فاسد به زنان سرویس می دهد از آن کیست ؟ چرا زنان خانه دار با گستاخی به خیانت به همسرانشان تشویق می شوند ؟ چه باند و فرقه ای شیشه ، تینا ، نازی کراک ، مث را به دست جوانان می دهد ؟ آنقدر فعالیت های علنی و آشکاری وجود دارد که بخاطر حجب و حیاء از گفته ی آنان معذورم ، شما به درستی عوامل و دست اندرکاران و علت این همه تلاش را می دانید .
23) در میان این همه تلاش رسوا ، توجه شما را به آماری از رادیو فردا جلب می کنم که با اشاره به مقاله ی آقای دیوید بروکس در نیویورک تایمز ، می گوید :
الف) جوانان آمریکایی نسبت به رابطه جنسی محافظه کارتر شده اند .
ب) آمار حاملگی نوجوانان زیر 18 سال در 15 سال گذشته یک سوم کتهش یافته است .
پ) سقط جنین نوجوانان زیر 18 سال در 15 سال گذشته یک سوم کاهش یافته است .
ت) دختران زیر 18 سال 32 در صد کمتر از سلبق ، بچه دار می شوند .
ث) نوجوانان آمریکایی برای تجربه جنسی ، سال های بیشتری صبر می کنند .
ج) در صد نوجوانان 15 ساله ای که تجربه جنسی داشته اند به طرز قابل ملاحظه ای پایین آمده است .
چ) از شمار شرکای جنسی نوجوانان کم شده است .
ح) 50 در صد از دانش آموزان دبیرستان ها خود را باکره معرفی کرده اند ، 20 در صد بیشتر از 15 سال پیش .
خ) بروکس در نیویورک تایمز ادامه می دهد : شمار نوجوانانی که رابطه سکسی آزادانه و بدون عشق جدی را غلط می دانند بیشتر شده است و شمار آنهایی که باور دارند تا رسیدن به سنین بزرگسالی باید از سکس پرهیز کنند ، نیز بیشتر شده است .
24) بی علت نیست که یهود در ماجرای برج های دو قلو ی تجارت جهانی خود زنی کرد ، و با دستپاچگی و شتاب در دوئلی شرکت جست که تنها بازنده ی آن خودش است .
25) البته اگر کسی منکر تلاش شهوانی عوامل شیطان در سرزمین های اسلامی و بویژه ایران عزیز با انبوه جوان باشد ابله ای بیش نیست ، که لازم است پدر ها و مادر ها و خود جوانان مراقب باشند که پاکی شان دست خوش حادثه نشود ، و بر مسئولان فکری و فرهنگی است که با جدیت و ایمان به آینده ی درخشان یاریگر مردم با ایمان باشند . و همه باید بدانند وقتی بلا نازل شود ، زشت و زیبا نمی کند . فرزند شما ، دختر شما ، پسر شما ، همسر شما نیز در معرض خطر قرار می گیرد .
26) در پایان آنچه که مهم است و باید روی آن پافشاری و اصرار داشت نفوذ انقلاب معنوی امام خمینی تا قلب دشمن است ، آمار ارائه شده در نیویورک تایمز موید نظر کنت پولاک نویسنده ی کتاب معمای ایران است ، او می گوید : آمریکا در برابر انقلاب اسلامی خلع سلاح شده است .

 

+ نوشته شده در  84/09/30ساعت 21:19  توسط رفیع  |