تبليغاتX
غرب پژوه

غرب پژوه

پژواک غربت انسانیت در غروب اندیشه غرب

باز هم مدعیان بی شعور و پرمدعا و دروغگوی اصلاحاتی به علامه مصباح یزدی توهین و بی ادبی کردند. البته که از کوزه همان ترلود که درون اوست، اما خدای را شاکرم که عقلا و اندیشمندان ما قدر این بزرگوار را می دانند. قطعا یکی از بزرگترین گناهان ایه الله مصباح طرفداری از دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم می باشد و دیگر گناهش تبیین اسلام ناب و تاسیس موسسه امام خمینی (ره) در قم و تربیت شاگردان اسلام شناس و شجاع می باشد... در این رابطه می توانید به کتاب گرانسنگ مصباح دوستان  مراجعه بفرمائید. برخی واکنش ها نسبت به این اسائه ادب را در ذیل می آورم و متن دوست بزرگوارم حسن ابراهیم زاده را به همراه یادداشت روز کیهان۲۰/۳/۸۷ در زیر می اورم:

بیانیه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله را در اینجا بخوانید..../ همچنین بخوانید درهمین زمینه: حجت‌الاسلام رحيميان/بودجه ويژه امام براي مؤسسه آيت‌الله مصباح/ امام به آقاي مصباح اطمينان کامل داشت  همچنین: واکنش سخنگوی جامعه روحانیت به هتاکی محتشمی/ حمله به آیت‌الله مصباح بخاطر افشای لیبرال‌ها مسبوق به سابقه است  همچنین: نه امام(ره) را شناختند نه مصباح را /عبدالله چيني‌چيان همچنین:مصباح؛ فرياد همه شهيدان خمينى /نوشته دوست بزرگوارم حسن ابراهیمی همچنین: اعتراض جامعه اسلامی دانشجويان به هتاكي عليه آيت الله مصباح  همچنین: آقای محتشمی پور، جهت يادآوري   همچنین: در پاسخ به هتاكي محتشمي پوررحيميان: امام به آيت الله مصباح اطمينان كامل داشت  همچنین: خجالت نكشيد ! توبه كنيد ! (يادداشت روز کیهان) همچنین: نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران: آيت‌الله مصباح از نزديك‌ترين مجاهدان به انديشه امام هستند (مربوط به بلوای مرگ توسلی) همچنین: نقد اظهارات حجت‏السلام والمسلمین محتشمی‏پور  همچنین:بيانيه دانشجويي 5 دانشگاه در حمايت از علامه مصباح  همچنین: بد نگویید به مهتاب اگر تب دارید  همچنین: مگر او با شما چه کرده است که این چنین برش می تازید؟!  همچنین:حجه الاسلام حسینی بوشهری نایب رئیس جامعه مدرسین: آیت‌الله مصباح هستی خود را وقف دین و انقلاب کرده است   همچنین: انتقاد دبيركل موتلفه از سخنان محتشمي عليه علامه مصباح  همچنین: آقای محتشمی شما چرا؟  همچنین: صبر علامه و فحاشی منتقدین  همچنین: اگر می توانيد ضلالت مصباح را روشن كنيد  همچنین:از شیخ فضل الله نوری تا مصباح یزدی(يادداشت سایت مرکز اسناد)   همچنین:اعتراض طلاب قم در پي اهانت به آيت الله مصباح   همچنین: دومین تجمع اعتراض‌آميز طلاب در حمايت از آيت‌الله علامه مصباح  همچنین: نگاهی گذرا به زندگی با برکت آیت الله مصباح یزدی  همچنین: وظيفه دادگاه ويژه روحانيت در قبال هتك حرمت استاد /وبلاگ مصباح دین همچنین: ای کاش همه صبر و ادب علامه را داشتند همچنین: آقای محتشمی پور شما چه کرده اید؟ همچنین: فقر ایدئولوژیک جریان اصلاح طلبی همچنین: حمايت ويژه سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب(!) از هتاكي محتشمي   

مصباح؛ فرياد همه شهيدان خمينى /حسن ابراهیم زاده

نُضج‏گيرى نهضت اسلامى ايران در 15 خرداد 42 به رهبرى امام خمينى (ره) مصادف با نضج‏گيرى حركت‏هاى موازى، شكل‏گيرى جريان فكرى سياسى و چهره سازى از سوى سرويس‏هاى امنيتى داخلى و خارجى براى خارج كردن اين نهضت از مسير اصلى آن بود.اين سرويس‏ها به خوبى به اين نكته دست يازيده بودند كه خيزشى با اين ماهيت و با اين گستردگى توان بر هم زدن معادلات سياسى اجتماعى ايران را خواهد داشت اما اين سرويس‏ها هرگز باور نمى‏كردند در صورت پيروزى نهضت اسلامى در ايران و حاكميت تفكر امام با پشتوانه مردمى، اين نهضت دو بلوك غرب و شرق را به چالشى جدى بكشاند و به عنوان يكى از داعيه‏داران سياست و فرهنگ در جهان در صدد تكيه زدن بر سكوى نخست گفتمان جهانى برآيد.سرويس‏هاى امنيتى كه از همان آغاز با چنين چهره‏ها و حركت‏هايى به ميدان آمده بودند هرگز نتوانستند حركت پويا و طوفنده مردم خدا محور را از مسير اصلى خود خارج سازند اما به مقتضاى هر مقطع از نهضت، فرد و فكر جديدى را در برابر امام و پس از آن رهبرى وارد عرصه سياست و فرهنگ كردند در اين ميان نكته قابل تأمل و قابل بررسى در شناخت و شناساندن چهره‏ها و جريان‏هاى موازى و حركت‏هاى منافقانه آنان چه در حوزه نظر و چه در عرصه عمل اين بوده و هست كه به موازات روند رو به رشد نهضت و پشت سرگذراندن مراحل بس دشوار و پيچيده؛ بر پيچيدگى چهره‏ها جريان‏هاى فكرى سياسى و خطوط موازى افزوده شده و اين عناصر با پيچيدگى خاص به خود ظهور و نمود پيدا كردند به گونه‏اى كه درست در مقطع زمانى كه انقلاب با غلبه بر گروهك‏هاى چپ و راست، پيروزى در هشت سال دفاع مقدس، بيدارى جهان اسلامى و فلسطين و فروپاشى بلوك شرق به مرز جهانى شدن رسيده بود و به رقيب بلامنازع ليبرال دمكراسى تبديل گرديد، چهره‏هايى بدلى، انشعابى و منفعل از درون نهضت به عنوان آخرين برگ‏هاى تعبيه شده در دفتر اصيل نهضت سر بر آوردند و با حمايت‏هاى آشكار و پنهان سياستمداران غربى و رسانه‏هاى جهانى به چهره‏اى جهانى تبديل شدند تا شيپور عقب‏نشينى در مقابل غرب و باورهاى غربى را به صدا درآورند آن هم به نام امام و خط امام و...!

 تاريخ پرفراز و نشيب انقلاب بيانگر اين واقعيت است كه در هر مقطع زمانى كه جريان‏هاى فكرى فرهنگى، سياسى و اجتماعى كه در دورن نهضت و چه در مقابل نهضت قد علم كردند؛ شهيدى از شهيدستان هميشه جاويد تشيع در برابر خطر نفوذ و گسترش آنان اعلام خطر مى‏كردند، شهيدانى كه سرانجام خود قربانى افشاى اين حركت‏هاى پنهان و منافقانه شدند؛ شهيدانى كه امروز به عنوان سمبل مبارزه و نماد حركت اصيل انقلاب در آن عرصه و در آن مقطع تاريخى شناخته مى‏شوند؛

 شايد هيچ كس باور نمى‏كرد كه همه جريان‏هاى فكرى و سياسى و... كه شهيدان انقلاب در برهه‏اى از زمان در برابر آن ايستادگى كردند، پس از خرداد 76 بار ديگر در برابر اسلام و خط اصيل انقلاب و رهبرى قد علم كنند و با زدن نقاب نفاق بر چهره در صدد خارج كردن نظام اسلامى از مسير اصلى برآيند و شايد هم هيچكس باور نمى‏كرد در اين مقطع حساس و »جنگ احزاب« منافقان مردى به يارى اسلام، انقلاب و رهبرى برخيزد كه با همه جريان‏هاى سياسى اجتماعى آشنا و فريادگر فرياد همه شهيدانى باشد كه به خاطر اسلام و انقلاب از همه هستى خود گذشتند. مردى كه به يقين ذخيره الهى براى اسلام و انقلاب براى گذشتن از مرحله‏اى بود كه دشمنان پيروزى خود را قطعى و دوستان مظلومانه و غريبانه به دفاع پراكنده و غير سازمان يافته مى‏پرداختند. 

الف) موضع‏گيرى شهيد محمد منتظرى: شهيد محمد منتظرى كه به خاطر رويارويى صريح با جريانى نفوذى در ساختار نظام اسلامى در مقطعى از زمان، انگ »ديوانه« بودن را به جان خريد و در برابر سازشكارى انقلابى نماهاى وابسته به جبهه ملى و ليبرال‏هاى متمايل به آمريكا در نطق‏هاى پيش از دستور خود در مجلس خواستار محاكمه آنان به جرم خيانت در دادگاه‏هاى انقلاب شد و سرانجام در اين راه شربت شهادت نوشيد، درست يك سال قبل از پيروزى انقلاب اسلامى نسبت به شكل‏گيرى خط موازى وابسته و انقلابى نماهايى كه با چراغ سبز آمريكا و حركت‏هاى ايزايى چون دفاع از حقوق بشر و آزادى در صدد تبديل هسته‏هاى مبارزاتى به مؤسسات حق‏خواهى!! آن هم در چهارچوبه معادلات ترسيم و تعريف شده از سوى غرب برآمده هشدار داده و خطر آنان را براى مبارزان نهضت اسلامى كه بر آن بود تا با قاطعيت تمام ضمن نفى جهان كفر و شرك، كار رژيم را تمام كنند فرياد ادامه مبارزه را سر داد، شهيد محمد منتظرى همواره مراقبت اين خط موازى سازشكار بود، اما ناباورانه شاهد بود كه اين خط موازى در يك مقطع كوتاه در ابتداء انقلاب بر كرسى قدرت در قوه مجريه تكيه زده است، خطى كه پس از دوم خرداد نيز به شكلى ناباورانه چنان راه را براى ترويج تفكر تخذيرى و منفعلانه خود باز ديد كه برخى از سران آنان دچار ذوق زدگى شوند؛ خطى كه به تعبير شهيد محمد منتظرى براى گرفتن چند آوانس سياسى از شاه در قبال خيانت به اسلام و انقلاب حاضر به هر دريوزگى بوده و هست، خطى كه پس از دوم خرداد نقش دلال دريوزگى‏هاى برخى به اصطلاح دولتمردان ايرانى را با آمريكا بازى كرد تا شايد براى باقى ماندن در قدرت دريوزگى خود را در برابر آمريكا به اتمام برساند. شهيد محمد منتظرى اين خط احيا شده در پس از دوم خرداد را نامه‏اى به علماى در تبعيد نهضت اسلامى در قبل از انقلاب به تاريخ 27 بهمن 1356 چنين به تصوير مى‏كشد: ...هم اكنون دو خط سياسى در ايران جريان دارد:

1. خط انقلابى كه خط جنبش اسلامى است و امام خمينى سمبل آن را تشكيل مى‏دهد.

 2. خط سياسى اعتدالى. خواسته‏ها و شعارهاى اين خط متفاوت است خط اول، حملات خود را به طرف مراكز اصلى توطئه‏ها و جنايت‏ها يعنى شاه و رژيم او و اربابان آمريكائيش متوجه ساخته و خط دوم گويى در سال‏هاى 39 - 1340 به سر مى‏برند! و شعارهايى در چهارچوب قانون اساسى مطرح مى‏كنند. در صورتى كه در شرايط كنونى، بدترين سوء استفاده‏ها از اين شعار خواهد شد و مستقيم و غير مستقيم، پايه‏هاى لرزان حكومت شاه را استحكام مى‏بخشد. خط دوم قصور مى‏كند كه به برخى اهدافش كه عمده است خواهد رسيد و حال آنكه خط اول، بزرگ‏ترين ارزشى كه در شرايط كنونى برايش متصور مى‏باشد، استفاده از آن به منظور پيشبرد جنبش اسلامى است.   معتقدلين سياسى، كه برخى‏شان پس از 15 سال سكوت مى‏خواهند سيل شهدا و زندانيان در بند و آوارگان و كسانى كه دچار انواع محروميت‏ها شدند را ميراث‏بر باشند چه خوب بود كه حتى در رابطه با مصالح خودشان مسائل مطروح را عميق‏تر بررسى مى‏كردند.غارتگران خارجى كه در رابطه با مصالح خود تصميم مى‏گيرند، هيچگاه دلشان براى حقوق بشر و سلب آزادى‏هاى فردى و اجتماعى و... نسوخته است، همين فداكارى‏ها و شهادت‏ها و مبارزات انقلابى گذشته و وحشتى كه در اين رابطه براى آنان پديد آمده موجب اين تحولات و تغيير شرايط سياسى است. آنان تا خطر را لمس نكنند به فكر حقوق بشر! نمى‏افتند.

 آمريكائيها اينطور تصور مى‏كنند كه برخى از آزادى‏هاى نيم بند داده شود، برخى از شخصيت‏هاى برخوردار از وجاهت ملى دستشان در حكومت بند شود، برخى از مردم و مبارزين هم تخذير شده به خط سياسى اينگونه‏اى كشيده شده، همگى از حالت مبارزاتى به حالت مؤسساتى تبديل گردند و آنگاه سياسيون دست بند شده، به منظور حفاظت از مصالح سياسى كه شرايط جديدشان در ذهنشان مى‏سازد به جان نيروهاى انقلابى تسليم نشده مى‏افتند و آنان هم به جان سياسيون. فاصله‏اى عميق ميان نيروهاى انقلابى و سياسيون به قدرت رسيده پديد مى‏آيد دستجات سياسى ضد و نقيض در صحنه سياست درست مى‏شود و هر تيپى به رقابت با ديگرى مى‏پردازد... آنگاه آيا چند نفر سياسى كه حمايت و تأييد نيروى انقلابى و مردمى را از دست بدهند، يا رأى مقاوت در مقابل خواسته‏هاى بى‏حد و حصر آمريكائيها خواهند داشت؟ و آيا جز سقوط و يا تسليم راه ديگرى در پيش است؟(1)...خط اول قابل انعطاف و حاضر به دريوزگى به خاطر چند آوانس سياسى بى‏محتوا نيست و در اين رابطه چه زيان‏هايى كه كردند...نسل جوان و نيروهاى انقلابى و توده‏هاى مسلمان عملاً طرفدار خط اول هستند و بديهى است كه هر چه بيشتر نيروهاى خود را بسيج نموده، محتواى خط اول را افزونتر سازيم.(2)

 ب) موضع‏گيرى شهيد دكتر حسن آيت: شهيد دكتر حسن آيت كه در دوره نخست مجلس شوراى اسلامى در برابر ليبرال‏هاى خود فروخته چنان برمى‏افروخت كه حتى از سوى برخى از نيروهاى خودى خوشبين مورد شماتت قرار مى‏گرفت و رويارويى او را نوعى حركت افراطى قلمداد مى‏كردند كه موجب خشنودى دشمن مى‏گردد، شجاعانه در برابر جريانى ايستاد كه از منظر او جريانى بدلى در برابر جريان اصلى خط امام است، جريانى كه در حوزه انديشه به گونه‏اى فكر و عمل مى‏كند كه راه را براى كرم‏ها و حشرات الارضى باز كرده است و اسلام را به گونه‏اى تفسير و تحليل مى‏كند كه حتى بايد ارتشبد نصيرى هم به عرصه قدرت باز گردد و به او مقام استاندارى عطا كرد...؟! تفكرى كه پس از دوم خرداد بار ديگر در سايه‏سار عناصر بدلى، حشرات موذى و منافق را به عرصه سياست و فرهنگ و اقتصاد باز گرداند، شهيد دكتر حسن آيت در نود و هشتمين جلسه علنى مجلس شوراى اسلامى به تاريخ 29 دى ماه 1359 در ميان اعتراض نمايندگان خود فروخته ليبرال و خود فروخته و خودى‏هاى خوشبين و خوش‏باور چنين فرياد زد... ...عصر حاضر، عصر برنامه‏ريزى است، يكى از برنامه‏ريزى‏هاى مهمى كه استعمارگران انجام مى‏دهند، برنامه‏ريزى‏هايى است كه به منظور تسلط بر ساير ملل انجام مى‏دهند، اين برنامه‏ريزى‏ها و دسائيس انواع مختلف دارد.

دسائيس سياسى، دسائيس تبليغاتى، دسائيس تخريبى و دسائيس اقتصادى از انواع اين دسائس است. ساختن خطوط و مهره‏هاى بدلى در مقابل خطوط اصلى، بدلى به دو معنى : يك معنى به معناى تقلبى در مقابل اصلى، مثل الماس و طلاى بدلى در مقابل الماس و طلاى اصلى. و ديگرى به معناى يدكى و جانشين بدلى از نوع تقلبى؛ مى‏دانيم كه شخصيت‏هايى مثل شاه سابق يا شاه حسين پادشاه مراكش مهره‏هاى شناخته شده استعمار هستند، استعمار چون پيش‏بينى مى‏كند كه اين قبيل مهره‏ها را ممكن است زمانى مردم عليه آنها قيام كنند مهره‏هاى انقلابى نما، ملى‏گراى دو آتشه، ماركسيست‏تر از ماركس و نظاير آن‏ها را در مقابل آنان درست مى‏كند تا وقتى كه اين مهره‏هاى اصلى فرسوده و بلا استفاده شوند.     آن مهره‏هاى بدلى را جانشين آنان بسازد از اين خطوط در انقلاب اخير ايران به وجود آورند مى‏بينم كه سال‏هاى 55 ، 56 و 57 كه آمريكا صلاح ديده بود كه با نقاب آزادى خواهى و مدافع حقوق بشر چهره كريه خود را بپوشاند احزابى همچون، جبهه ملى، جبهه دمكراتيك ملى، خلقيون و جنبشيون در انواع مختلفش به ميدان آمدند و اعلاميه‏هاى چند صفحه‏اى نوشتند و بيانيه‏هايى در دفاع از حقوق بشر امضا نمودند؛ و اشخاصى همچون شاپور بختيار، نزيه، مقدم مراغه‏اى، متين دفترى به ميدان آمدند تا در مقابل خط اصلى امام خط بدلى به وجود بياورند، ولى همان طورى كه ديديم شكست خوردند ولى هنوز دست از توطئه‏ها برنداشتند و با روى كار آمدن ريگان كه آمريكا مجدداً قيافه كريه و بى‏نقاب خود را نشان دهد، بوى كباب به مشام بعضى‏ها خورده است و همچون كرم‏ها و حشرات الارض كه حرارت اتفاقى زمستان باعث مى‏شود كه از زير زمين بيرون آيند، از سوراخ‏هاى خود بيرون آمدند و صريحاً دم از مقابله و مقاومت با دولت مى‏زنند. آن بازارى معلوم الحال كه سوابق ضد دينى و ضد روحانيتش به زمان ملى شدن نفت مى‏رسد صريحاً دم از مقاومت با دولت مى‏زند. آن آقاى ديگر جزوه‏اى منتشر مى‏كند كه اسلام را طورى معرفى مى‏كند كه اگر بخواهيم مطابق آن جزوه رفتار كنيم بايد ارتشبد نصيرى، آزمون و شگنجه گران معدوم ساواك را به جاى اعدام كردن، وزارت و مدير كلى و استاندارى بدهيم. زيرا اين شخص به ادعاى ناروا مدعى است كه پيامبر چنين مى‏كرده است. اكنون اينان مشغول تدارك توطئه وسيعى براى واژگون ساختن جمهورى اسلامى هستند، ولى من از اينجا به آنها اعلام مى‏كنم كه بوى كبابى كه به مشامشان خورده است بوى كباب نيست خر داغ مى‏كنند (خنده نمايندگان) و حرارتى كه از لطف ارباب شامل حالشان شده است، آن حرارت را صولت سهمگين انقلاب اسلامى ايران درپى است كه آنها را مانند آن كرمها كه سرماى شديد زمستان خشكشان خواهد كرد... به هر صورت انقلاب به راه خودش ادامه مى‏دهد و كسانى كه از انقلاب جدا مى‏شوند جز رسوايى و خذلان نصيبى نخواهند داشت.(3)

 ج) موضع‏گيرى شهيد مطهرى:  شهيد مرتضى مطهرى از نظريه‏پردازان نهضت اسلامى مردم ايران كه شخصيت معنوى، علمى و سياسى‏اش بر كسى پوشيده نيست و جريان‏هاى التقاطى حضور او را در نهضت برنتافتند و با نوشاندن شربت شهادت به وى يكى از ضربات جبران‏ناپذير بر پيكر مهندسى فكرى نظام زدند با پيروزى انقلاب اسلامى نسبت به خطر شكل‏گيرى جريانى كه با تلفيق اسلام با مكاتب الحادى و التقاطى شرق و غرب هشدار دادند، جريانى كه در جستجوى راه سومى براى برون رفت از بحران فكرى خود و فرار از بن‏بست فراروى خود بود و به خاطر عدم درك صحيح از مبانى اسلام و فاصله گرفتن از منابع اصلى، برداشت‏هاى خود را به عنوان برداشتى ناب و ضد تحجر و... عرضه مى‏كردند، برداشت‏هايى كه پس از دوم خرداد با حمايت‏ها معنوى و مالى متوليان فرهنگى دولت اصلاحات ترويج و مناديان و مروجان آن به عنوان نخبگان و فرهيختگان به جامعه معرفى شدند، تفكرى كه به تعبير شهيد مطهرى در كتاب پيرامون انقلاب اسلامى استقلال مكتبى را با مخاطره روبرو مى‏سازد شهيد مطهرى در اين خصوص مى‏نويسند:

 در سال‏هاى اخير، بدبختانه گروه سومى هم پيدا شده‏اند كه به يك مكتب التقاطى معتقد شده‏اند، اين‏ها قسمتى از اصول كمونيستم را با بعضى از مبانى اگزيستانسياليسم تركيب كرده‏اند و بعد حاصل را با مفاهيم ارزش‏ها و اصطلاحات خاص فرهنگ اسلامى آميخته‏اند، آن وقت مى‏گويند مكتب اصيل و ناب اسلام اين است و جز اين نيست، من در اينجا هشدار مى‏دهم، ما با گرايش به مكتب‏هاى بيگانه استقلال مكتبى خودمان را از دست مى‏دهيم.(4)مطهرى اين شهيد مبارزه با جريان‏هاى انحرافى و التقاطى و دستجات منحرف سياسى؛ آنانى را كه به هر نحو با مطلق كردن مردم و كار و تلاش براى مردم را اصل قرار داده غير توحيدى و غير اسلامى مى‏خوانند. جريانى كه پس از دوم خرداد با تمام ابعاد خود را نمايان ساخت و مناديان آن به گونه‏اى در محافل داخلى و خارجى ظاهر، و در عمل و سخن بروز دادند كه گويى اصل فقط »مردم« و كار براى مردم است و عصر خداگويى و خدامحورى و كار براى خدا به پايان رسيده است. شهيد مطهرى چنين تفكرى را با چنين مؤلفه‏هايى را نوعى شرك و بت‏پرستى برمى‏خوانند و مى‏نويسد: واقعيت تكاملى انسان و واقعيت تكاملى جهان، واقعيت »به سوى اويى« است؛ هر چه رو به آن سو ندارد، باطل و بر ضد مسير تكاملى خلقت است. از نظر اسلام همچنان كه كار خود را بايد براى خدا كرد، كار خلق را نيز بايد براى خدا كرد. 

اينكه گفته مى‏شود، كار براى خدا يعنى كار براى خلق، راه خدا و خلق يكى است، و براى خدا يعنى براى خلق وگرنه كار براى خدا منهاى خلق آخوندبازى و صوفى‏گرى است؛ سخن نادرستى است. از نظر اسلام راه، راه خداست و بس، و مقصد خداست نه چيز ديگر، اما راه خدا از ميان خلق مى‏گذرد. كار براى خود كردن نفس‏پرستى است، كار براى خلق كردن بت‏پرستى است، كار براى خلق كردن شرك و دوگانه پرستى است. كار خود و كار خلق براى خدا كردن توحيد و خداپرستى است، در روش توحيدى اسلامى كارها بايد به نام خدا آغاز شود آغاز كردن كار به نام خلق بت‏پرستى است و به نام خدا و خلق شرك و بت‏پرستى است و تنها به نام خدا توحيد و يگانه پرستى است.(5) 

د) موضع‏گيرى شهيد سيدمحمدباقر صدر:  شهيد سيدمحمد باقرصدر كه با پيروزى انقلاب انگيزه خود در برپايى درس تفسير قرآن را كمك به انقلاب اسلامى به تحليل مى‏گذارند و با جمله جاودان خود كه »در خمينى ذوب شويد همانگونه كه او در سلام شده است«، سرانجام با ترجيح دادن شهادت بر ظاهر شدن در جلو دوربين و نفى حركت امام جاودانه تاريخ اسلام و انقلاب شد اين شهيد بزرگ در نوشتارى تحت عنوان »اسلام دينى جاويد و رو به تكامل است« انديشه التقاطى كه به نام پروتستانتيزم و نوگرايى در صدد تغيير مسلمات مكتب اسلام برآمده و مكتب اسلام را، مكتبى ژله‏اى، منفعل و دنباله روى معرفى مى‏كند را فاجعه‏اى بزرگ مى‏خوانند، فاجعه‏اى كه پس از دوم خرداد 86 به گونه‏اى دهشتناك خود را با كمك حمايت‏هاى همه جانبه متوليان فرهنگى نمايان ساخت، فاجعه‏اى كه از منظر شهيد صدر تنها از دست كسانى برمى‏آيد كه مصداق دروغ بستن به خداوند هستند.   شهيد محمدباقر صدر در خصوص ويژگى‏هاى اين جريان مى‏نويسد: در اينجا به نوع تفكرى برمى‏خوريم كه در اطراف تطور و تحول اسلام و چگونگى آن در بين بسيارى از مسلمين عصر حاضر رايج گشته اينها فكر مى‏كنند كه احكام اسلام بايد با تغييرات زمان تغيير پذيرد و دنباله‏رو جريان زندگى انسان‏ها باشد و چون اسلام به زغم اينان آن طور كه بر پيامبر نازل گشته صلاحيت ندارد وضع زندگى موجود انسان را توجيه كند! به ناچار براى تطبيق دين با زندگى بر مسلمانان واجب است كه اسلام را به رنگ تازه‏اى درآورند. تا با وضع موجود عصر منطبق گردد! خلاصه آنكه (به زعم اينها) اسلام را بايد با وضع زمان تطبيق كرد نه زندگى را با قوانين عمومى در اسلام!

 انگيزه اين فاجعه فكرى: انگيزه اين توهم افكار مسمومى است كه به وسيله دشمنان اسلام در ميان مسلمين پاشيده مى‏شود تا بدين وسيله وانمود كنند كه اسلام دين زنده و اساسى و پابرجاست؟ بديهى است چنين توهم غلط هرگز با اسلام در هيچ حالتى تناسب ندارد چه آنكه اسلام قانونى نيست كه جمعى گرد هم آمده و با افكار محدود و عقل‏هاى ناقص خود آن را وضع كرده باشند و تحت تأثير شرايط و ظروف خاص و عواملى موروث و يا محيط فقر يا ثروت يا حب و بغض‏ها و امثال آن از حالات انسان واقع شده باشند.اگر اسلام مولود چنين شرايطى بود، مى‏بايست تعديل مى‏شد و رنگ‏هاى تازه‏اى به خود مى‏گرفت و نواقص آن رفع مى‏گشت! بديهى است كه اسلام چنين نيست و نمى‏توان آن را با مكتب‏هاى بشرى قياس گرفت و آن را مانند نظام‏هاى محدود مولود فكر بشر ديد.اسلام قانون وضعى نيست كه محدود به زمان و مكان خاص باشد نه ساخته فكر بشر، تا افق‏ها و هدف‏هاى آن در مرز خاص محدود گردد. بلكه نظامى است آسمانى و از جانب خدايى آمده كه آفريننده بشر و دانا به مصالح و مفاسد زندگى است اسلام مشتمل دستوراتى است كه اگر انسان به كار بندد، در شعاع آن همه ادوار و حالات زندگى او چه در اين جهان و چه در جهان ديگر سامان مى‏پذيرد. و همواره تحقيق و تجربه انسان‏ها و حتى آنها كه از اسلام فاصله دارند، يكى پس از ديگرى دلايل و شواهدى ارائه مى‏دهد كه كار بشر جز با اسلام و راه‏ها و نظامات آن سامان خواهد گرفت. 

اسلام، نظام حاكم: حال كه اسلام چنين امتيازى دارد، آيا سخن از تعديل و تغيير اسلام گفتن صحيح است؟ آيا اين سخنان جز از سوء تفاهم يا بد انديشى سرچشمه مى‏گيرد؟ و اگر بنا باشد اسلام را با شكل‏هاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى موجود عصر منطبق نماييم، آيا از اسلام چه مى‏ماند! در اين صورت اسلام از واقعيت زندگى جدا ساخته و آن را با استنباط شخصى ارزيابى نموده و در نتيجه همان نظام غربى است كه به نام اسلام ناميده‏ايم! و اين كارى است كه دشمنان اسلام و فريب خوردگانشان به نام مسلمان خواهانند.  اسلام، نيازى به تعديل و تصرف و تحويل و تحول ندارد. و اين انسان است كه بايد - اگر خواهان زندگى سعادتمندانه و شرافتمندانه است - زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى و جهانى خود را با اسلام تطبيق دهد، تا به سامان و نظام برسد، زيرا اسلام نيامده تنها بهتر زيستن را براى بشر بياورد، بلكه آمده تا زندگى را مهذب و پاك نمايد، و در جهت‏گيرى به سوى هدف‏هايى كه پروردگار براى انسان اراده نموده، به حركت آورد.

 خلاصه: كسانى كه اصرار به تغيير قوانين اسلام در عصر ما دارند مانندهايشان در عصر رسالت و اعصار بعد از آن وجود داشته‏اند. اين‏ها همانهايى هستند كه كتاب خدا را تحريف مى‏كنند تا از بهره‏هاى ناچيز مادى اين جهان كامياب شوند و خداى بزرگ در وصف حال اينها فرموده : »گروهى هستند (از اهل كتاب) كه كتاب خدا را تحريف مى‏كنند تا سخنان بدعت‏آميز را به صورت كلام خدايى جلوه دهند! در حالى كه آن سخن از خدا نيست، و از جانب او نيامده آنها دانسته به خدا دروغ مى‏بندند.«(6)

 ح) موضع‏گيرى شهيد سيدمحمد حسين بهشتى: نضج‏گيرى جريان سومى در پيكره انقلاب با شاخصه‏هاى خاصى مى‏رفت در فضاى مه‏آلود غوغاسالارى ناسره به سره و انقلابى نما به انقلابى به مردم و جامعه معرفى شود. آنچه بهشتى وراء شعارهاى فريبنده و عام پسند اين جريان سوم در پشت سر بنى‏صدر و فريب خوردگان وى به نظاره مى‏نشست، خط خيانتى بود كه به موازات حركت طوفنده نيروهاى انقلابى در حوزه‏هاى گوناگون سياسى، اجتماعى، فرهنگى، حركت مى‏كرد. خطى كه به انقلاب و اسلام و در هنگام و هنگامه رويارويى اسلام و غرب دست نيروهاى غربى و فرهنگ آنان را به گرمى مى‏فشرد؛ خطى كه پس از دوم خرداد بار ديگر ظهور كرد و با حركت‏هاى و موضع‏گيرى‏هاى خود ثابت كرد كه هنوز زنده است.شهيد بهشتى شاخصه‏هاى اين جريان سوم را در نامه‏اى به حضرت امام چنين تبيين مى‏كند.

  بسم الله الرحمن الرحيم  /تهران /جمعه 22 / 12 / 59  /استاد و رهبر بزرگوار السلام عليكم و رحمت الله و بركاته

 سنگينى وظيفه فرزندتان را بر آن داشت كه اين نامه را به حضورتان بنويسد و حقايقى را به عرضتان برساند.دوگانگى موجود ميان مديران كشور بيش از آن كه جنبه شخصى داشته باشد به اختلاف دو بينش مربوط مى‏شود. يك بينش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادى كه در عين زنده بودن و پويا بودن، بايد سخت ملتزم به وحى و تعبد در برابر كتاب و سنت باشد، بينش ديگر در  پى‏انديشه‏ها و برداشت‏هاى بينا بين، كه نه بكلى از وحى بريده است و نه آنچنان كه بايد و شايد در برابر آن متعبد و پاى‏بند و گفته‏ها و نوشته‏ها و كرده‏ها بر اين موضوع بنيابين گواه.

 بينش اول در برابر بيگانگان و هجوم تبليغاتى و سياسى و اقتصادى و نظامى آنها سخت به توكل بر خدا و اعتماد به نفس و تكيه بر توان اسلامى و پرهيز از گرفتار شدن در دام داورى‏ها يادلسوزى‏هاى بيگانگان معتقد و ملتزم. بينش ديگر، هر چند دلش همين را مى‏خواهد و زبانش همين را مى‏گويد و قلمش همين را مى‏نويسد، اما چون همه مختصات لازم براى پيمودن اين راه دشوار را ندارد در عمل لرزان و لغزان.

 بينش اول به نظام و شيوه‏يى براى زندگى امت ما معتقد است كه در عين گشودن راه به سوى همه نوع پيشرفت و ترقى، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهاى شرق يا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام ارزش اصيل و مستقل اسلام استوار دارد.بينش ديگر با حفظ نام اسلام و بخشى از ارزش‏هاى آن، جامعه را به راهى مى‏كشاند كه خود بخود درها را به روى ارزش‏هاى بيگانه از اسلام و بلكه ضد اسلام مى‏گشايد.

بينش اول روى شرايطى در گزينش مسؤولان تكيه مى‏كند كه جامعه را به سوى امامت متقين و گسترش اين امامت بر همه سطوح راه مى‏برد. بينش ديگر بيشتر روى شرايطى تكيه مى‏كند كه خود بخود راه را براى نفوذ بى‏مبالات‏ها يا كم مبالات‏ها در همه سطوح مديريت امت اسلامى و حاكم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار مى‏سازد. شايد براى شما شنيدن اين خبر تلخ و دشوار باشد كه بسيارى از كسان كه در طول سال‏هاى اخير در راه حاكم شدن اسلام اصيل بر جامعه ما كوشيده و رنج‏ها برده‏اند و در طول اين سال‏ها به مقتضاى طبيعت و ماهيت نظام ادارى رژيم شاهى، در همه سازمان‏هاى لشكرى و كشورى همواره در اقليت بوده و زير فشار اكثريت غرب‏گرا يا شرق‏گراى حاكم بر اين سازمان‏ها به سر برده‏اند، هم اكنون در جمهورى اسلامى هم كه امام در رأس آن است و تنى چند از فرزندان امام نيز بخشى از مسئوليت‏ها را بر عهده دارند و مردم عزيز ما نيز در صحنه‏ها حضور دارند، دوباره تحت فشار همان اكثريت قرار گرفته‏اند ولى اين بار زير حمايت همه جانبه رئيس جمهورى و فرمانده نيروهاى مسلح با كمال تأثير و تأسف، اين اقليت مؤمن كه اگر حمايتش كنند مى‏رود كه اكثريت شود، امروز ذلت و خذلان مؤمنان را در جمهورى اسلامى با پوست و گوشت و استخوان لمس مى‏كنند كه با چماق ارتجاع مى‏كوبندشان و با كارشكنى‏هاى رنگارنگ سد راه حركت اسلامى و اصلاحى آنها مى‏شوند با استظهار به ستون پنجم دشمن كه در همه اين سازمان‏ها جا خوش كرده‏اند و با اطمينان به حمايت گروهى از مسئولان امروز و ديروز.بهشتى در اين نامه بلند خود، پس از اشاره به مؤلفه‏ها و حوادث ديگر مربوط به اين جريان سوم در خاتمه آن خون دل خود و ديگر ياران امام را چنين بر خامه مى‏آورد:

  امام عزيز یه خدا سوگند كه تحمل اين وضع براى اين فرزندتان بسى دشوار است كه چهره افسرده اين‏ها را ببينم و نداى يا للمسليمن آنها را بشنوم و تنها پاسخ اين باشد كه صبر كنيد. من هم صبر مى‏كنم و فى العين قذى و فى الحلق شجى. اين روزها مكرر با خود مى‏انديشم كه‏اى كاش زير بار اين مسئوليت سنگين كه با تأكيد بر عهده‏ام نهاديد نبودم، تا مى‏توانستم به كمك آنها لااقل فريادى برآورم، زيرا فرياد از يك طبقه زيبنده است اما از يك مسئول انتظار اقدام مى‏رود، نه فرياد، و اگر اقدام كنم با اين شائبه جگر سوز روبرو مى‏شوم كه دفاع از مظلومان نيست، جنگ قدرت است ميان سران از روى هواها. با استفاده از حمايت‏هاى مكرر پشما اينك همه نهادها كوبيده مى‏شوند، مجلس، دولت، دستگاه قضايى و نهادهاى انقلاب و هر چند در كوبيدن اين‏ها موفق نشده‏اند ولى نه خطرشان را مى‏توان ناديده گرفت. نه ضررشان، كه همه را از خدمت گسترده‏تر به مردم محروم و ايثارگرمان باز مى‏دارند.(8)

 شهيد بهشتى از ويژگى‏هاى اين جريان را سازش پذيرى با دشمن مى‏داند، سازش پذيرى كه بعد از دوم خرداد به چنان مرزى از شرم آورى رسيد كه امروز بسيارى منكر دوم خردادى بودن مى‏شوند.اين نظريه‏پرداز انقلاب و شهيد دشنه سازشكاران در تاريخ 19 / 11 / 1358 در جمع پرشكوه مردم اصفهان چنين فرياد مى‏زند.سياسى كار كسى است كه مى‏آيد در گود سياست، اگر ديد هوا پس است بعد مى‏رود با دشمن به گفتگو مى‏نشيند بلكه يك آوانس بدهد، يك آوانس بگيرد، اين نوع فعالان سياسى از نظر امام و خط امام مطرود، مردود و حتى ملعون هستند، براى خط امام (نه خط سازش) مبارز، مبارزه‏اش هر قدر ميخواهد باشد، در جه مبارزاتش هر قدر مى‏خواهد باشد اما اصالت داشته باشد. معامله گر نباشد، اهل داد و ستد سياسى مطلقاً نباشد. بنابر اين ويژگى نه اش را هم به خاطر بسپاريم كه »خط امام، طرد خط سازش است(9)

 مصباح فرياد همه شهيدان خمينى: در مقطعى كه سوت و كف و هلهله كوفى صفتان با اشاره پنهانى دين به دنيا فروشان مى‏رفت تجربه تلخ چشيدن جام زهر امام تكرار شود.در مقطعى كه پرتاب كنندگان تير تهمت و افترا به مطهرى‏ها و بهشتى‏ها، جريان‏هاى موازى، مهره‏هاى بدلى، دينداران ژله‏اى و... در »احزاب«ى ديگر گرد آمده بودند تا با ايجاد رعب و وحشت پرچم تسليم شدن در برابر مكتب ليبرال دمكراسى را به اهتزاز درآورند و تمام دستاوردهاى خمينى و شهيدان خمينى را در جلو پاى كارتل‏ها و تراست‏هاى بين المللى ذبح كنند و...پير فرزانه‏اى گام به ميدان نهاد كه از حنجره‏اش فرياد همه شهيدان خمينى به گوش مى‏رسيد، پيرى كه يكه و تنها سينه خود را در مقابل همه جريان‏هاى فكرى، سياسى و فرهنگى كه مى‏رفتند تا به ساحت مقدس »حسينيه امام« اهانت كنند سپر كرد، پيرى كه بوى جوانى، بوى عطر شهادت، بوى گلاب دسته‏هاى سينه زنى بوى ولايت مدارى، بوى انتظار از پرچم فداكارى و مجاهدتش به مشام مى‏رسد.پيرى كه سخنرانى‏ها، موضع‏گيرى‏ها، هدايت‏هاى فكرى و معنوى، آرايش صف روكردگان به قبله غرب را در هم شكست و به تنهايى درچند سنگر سياست و فرهنگ و... جنگيد، پرده از چهره نقاب نفاق و نفاق نويين برداشت، ايستاد اما هرگز طوفان تهمت و افترا او را خم نكرد و چنان بذرى در نهاد جوانان غيور و ولايت مدار كاشت كه جوانه‏هايشان نه تنها در برابر طوفان‏هاى سهمگين ليبرال دمكراسى سر خم نكردند بلكه اگر سر از تن آنان هم جدا شود هرگز پشت به رهبرى نخواهند كرد، درود بر او كه فرياد همه شهيدان خمينى، و بهشتى و مطهرى خامنه‏اى است.

 پاورقى‏ها:

  1 . يادنامه شهيد محمد منتظرى ، ص 220 و 226

  2 . همان ، ص 227 .

  3 . درس‏هايى از تاريخ سياسى ايران ، استاد شهيد سيدحسن آيت ، صص 81 - 82 .

  4 . پيرامون انقلاب اسلامى ، شهيد مرتضى مطهرى ، ص 162 .

  5 . مقدمه‏اى بر جهان بينى اسلامى، جهان‏بينى توحيدى ، مجموعه آثار استاد ، ص 135 .

  6 . ويژه‏نامه ، روزنامه جمهورى اسلامى ، 19 فروردين 1361 .

  7 . روزنامه كيهان ، چهارشنبه 8 شهريور 1379 ، ص 7 .

  8 . همان .

 9 . جاودانه تاريخ ، گفتارها ، شماره 3 ، ص 0 178

+ نوشته شده در  87/03/23ساعت 22:20  توسط رفیع  | 

صندوق ذخیره علمی

   

 

  علوم کاربردي مثل پولي است که انسان در جيبش مي‌گذارد و خرج مي‌کند؛ در حالي که علوم پايه مثل ذخيره‌اي است که در بانک مي‌گذارد؛ پشتوانه‌اي است که انسان براي ثروتش دارد و توليدکننده است. اين در حاشيه قرار گرفته، اما چيزهايي که حکم پول توي جيب را دارد که انسان خرج مي‌کند و بالفعل هست، مورد توجه قرار گرفت. علوم انساني هم همينطور است. علوم انساني براي جامعه جهت دهنده است؛ فکر ساز است؛ حرکت يک جامعه، مسير يک جامعه، مقصد يک جامعه را مشخص مي‌کند. اين، خيلي مهم است...

حلقه فرهنگي
آنچه مي‌خوانيد متن کامل بيانات رهبر فرزانه انقلاب در ديدار اعضاي شوراي بررسي متون و کتب علوم انساني و در تاريخ دوم بهمن ماه 85 است که براي اولين بار در ايران 1404 منتشر مي‌شود.
 
انزواي حقيقي
علوم انساني حقيقتا در کشور ما غريب و منزوي است. اين، واقعيت قضيه است. اين نکته را از اوائل انقلاب هم دوستان دلسوزي - چه در دانشگاه، چه در حوزه- احساس کردند. مسبوقيد در قم يک مجموعه‌اي با کمک اساتيد دانشگاه جمع شدند تا کارهايي در زمينه علوم انساني ِ ريشه گرفته در باورها و مباني اسلامي تهيه کنند؛ منتها کارهاي ابتدايي و اولي بود. اگر آن اهميت و آن تلاش در طول اين بيست و چند سال ادامه پيدا مي‌کرد، ما امروز از اين جهت وضع بهتري داشتيم؛ اما ادامه پيدا نکرد.

ازسال 74 که مسئله اسلامي شدن دانشگاه‌ها پيش ‌آمد و آقاي دکتر گلشني با زحمات مشکور خودشان اين مجموعه را راه اندازي کردند، در واقع يک همت جديدي پشت سر اين کار گذاشته‌شد و اميدهايي به وجود آمد. ما بايد اين اميدها را هرچه بيشتر کنيم.
 
از پاي‌بست...
علت غربت علوم انساني در دانشگاه‌هاي ما اين است که آن وقتي که علوم انساني وارد کشور شد، مجموعه‌هاي فکري و علمي معتقد به اسلام، با اين علوم به شکل "علم" آشنايي نداشتند؛ البته غير از فلسفه و تاريخ و ادبيات و اين چيزهايي که بومي کشور ما بود. رشته‌هاي متعددي از علوم انساني مثل جامعه شناسي،‌ روان شناسي و بسياري از رشته هاي ديگر آن، پديده‌هاي جديدي براي کشور ما بود. کساني هم که متصدي و مباشر اين کارها بودند، غالبا کساني نبودند که اعتقاد به مباني اسلامي داشته باشند. حقيقتا غربي‌ها روي اين مسائل کار کرده بودند؛ کارهاي مدون و علمي و سروته‌دار ارائه کردند و اينها هم روي آن سهل گرائي و آسان پذيري، همت و تلاش نکردند تا اين علوم را بر پايه مباني بومي - حالا اسلامي اگر نبود، لااقل بر مبناي تفکرات و فرهنگ ايراني- بنا کنند. با سهل‌گرائي علوم انساني را گرفتند و ترجمه کردند، که تا امروز ادامه پيدا کرده.
 
هم عوام و هم خواص
ما بايد هم در حوزه فرهنگ عمومي و برداشت و اعتقاد و باور عمومي مردم، هم در مورد خاص باور مسئولان، اهميت علوم انساني را روشن کنيم. هم مردم بايد بفهمند علوم انساني مهم است، تاريخ مهم است، ادببيات مهم است، فلسفه مهم است، روان شناسي مهم است - با اين وضع حاکم بر ذهنيت جامعه دانشگاهي ما و فرهنگ عمومي مردم طبيعي است که جوان و دانشجو بروند سراغ همان چيزهايي که کاربرد روزانه دارد؛ پزشکي و مهندسي و رشته هاي علمي و فني که جديدا به وجود آمده و غالبا قادر تبديل به پول و گذراندن زندگي هم هست. اين چيز روشني است. بايد اهميت علوم انساني را بفهمند و بايد امتيازاتي در فراگيري علوم انساني و تخصص در علوم انساني در نظر گرفته بشود، که براي عموم و براي جوان‌هاي ما جذاب باشد- هم مسئولان ما بايد به اهميت علوم انساني توجه کنند.
 
جهت‌دهنده و فکر ساز
من درباره‌ي علوم پايه يک وقتي گفتم- آن جا علوم انساني را هم گفتم؛ منتها تکيه ما روي علوم پايه بود- که در کشور ما علوم پايه که مبناي تحول علمي در هر کشوري است، در درجه دوم قرار گرفت! علوم کاربردي روزانه مثل پولي است که انسان در جيبش مي‌گذارد و خرج مي‌کند؛ در حالي که علوم پايه مثل ذخيره‌اي است که در بانک مي‌گذارد؛ پشتوانه‌اي است که انسان براي ثروتش دارد و توليدکننده است. اين در حاشيه قرار گرفته، اما چيزهايي که حکم پول توي جيب را دارد که انسان خرج مي‌کند و بالفعل هست، مورد توجه قرار گرفت. علوم انساني هم همينطور است. علوم انساني براي جامعه جهت دهنده است؛ فکر ساز است؛ حرکت يک جامعه، مسير يک جامعه، مقصد يک جامعه را مشخص مي‌کند. اين، خيلي مهم است. يقينا انسان از روي حدس مي‌تواند بداند و يقين کند که دست‌هاي فعال در سياست‌هاي بين المللي روي اين مسئله کار کرده‌اند که کشورها را به همين خرج روزانه سرگرم کنند، تا آنها را از کارهاي سياسي و از آن چيزهايي که مي‌تواند جهت آنها را مشخص کند و فرهنگ مستقل آنها را بارور کند، معرض کنند. لذا داخلي‌ها هيچگونه همتي نکردند. تلاشي نکردند. آنها هم ديدند زمينه اين است، عمل کردند. بنابراين بايد مسئولان هم اهميت علوم انساني را بفهمند. وقتي اين معرفت و باور به وجود آمد، کار شما آسان خواهد شد.
 
و اما "سمت"
من في الجمله گزارش‌هايي را که در زمينه کار اين مجموعه در اختيارم قرار گرفت، ملاحظه کردم. کاري که انجام گرفته، بسيار کار با ارزشي است. من واقعا بايد از آقاي دکتر گلشني که از اول کار دامن همت به کمر زدند و دنبال اين قضيه بوده‌اند - تا حالا هم چند بار با من در طول اين چند سال راجع به اين کار صحبت کرده‌اند ـ تشکر ‌کنم؛ و همچنين از آقايان محترم و دوستاني که با ايشان همکاري کرده‌اند. اين کار را دنبال کنيد، موسسه "سمت" هم بايد با اين مجموعه همکاري کند؛ يعني بالاخره مرکز نشر کتاب‌هاي دانشگاهي بايستي براي اين کار، وزني قائل بشود و اينجا را پشتوانه و عقبه خود بداند.
 
توليد فکر سکولار!
حالا شما رو به تاليف، توليد کتاب و توليد مباني و فکر آورده‌ايد. اين، خيلي چيز با ارزشي است، بايد هم همين طور بشود. يعني با حاشيه‌زني (حاشيه بزنيم که اينجايش غلط است، اينجايش درست است) نمي‌شود علوم انساني را درست کرد؛ چون مبناي علوم انساني غرب، مبناي جهان بيني غرب است؛ فکر غربي و فکر مادي است. لذا طبيعتا همين رو بناهاي سکولار - که آقايان گفتند - از آب در مي‌آيد. نتيجه آن مبنا همين است. غير از اين نيست. مباني بايد مباني فکري اسلامي و فرهنگ اسلامي باشد تا آن وقت آنچه که از او مي‌رويد و در اختيار پژوهنده قرار مي‌گيرد يک چيز اسلامي باشد؛ اين روشن است. بنابراين، کتاب‌هاي درسي، رابطه لازم را بايد با اين مجموعه شما ايجاد کنند.
 
سران قوا هم در جريان باشند
شوراي انقلاب فرهنگي را هم خود آقاي دکتر گلشني - که در آنجا حضور دارند و بعض ديگر از آقايان- در جريان قرا بدهند؛ يعني يکي از موضوعاتي که شايسته است در جلسات متعدد شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد بحث و تعقيب قرار بگيرد، همين موضوع است. اين را واقعا در آنجا مطرح کنيد و اين باور را در مجموعه آنجا که روساي سه قوه جمعند، به وجود بياوريد؛ چون ممکن است يک جاهايي قانون گذاري بخواهند، يک جاهايي بودجه بخواهند. لازم است که آنها در جريان قرار بگيرند و اهميت اين موضوع را بدانند.
 
ارتباط با قم
توصيه بعدي من، ارتباط با قم است. خوشبختانه من مي‌بينم که آقاي پارسانيا و آقاي رجبي ـ که ساکن قم هستند و با حوزه ارتباط مستمر مي‌توانند ايجاد کنند-مي‌توانند اين مجموعه را با حوزه مرتبط کنند. بخصوص آقاياني که در قم هستند و با موسسه آقاي مصباح و مجموعه‌هاي علمي فعال قم ـ که حقيقتا مجموعه‌هاي ذي‌قيمتي هستند ـ ارتباط دارند، به نظر من مي‌توانند خيلي به شما کمک کنند. يک همکاري درستي را تعريف کنيد و از آن مجموعه‌هاي علمي استفاده بشود، تا بتوانيم ان شاء الله در آينده  يک چشم انداز اميد بخشي داشته باشيم.
 
بازار عرضه محصول را فراموش نکنيد!
ده سال، زمان زيادي است که شما صرف کرده‌ايد؛ حالا ان شاء الله يک مقطع جديدي - گفتيد يک همايشي خواهيد داشت- را تعريف کنيد براي اينکه محصول کار اين جمع که قاعدتا محصول با ارزشي خواهدبود، به بازار کار بيايد.
 
البته اين فصل‌نامه و امثال اينها کارهاي باارزشي است؛ بنده به اين طور کارها اعتقاد دارم؛ اين نقد و انتقاد و نوشتن و فرستادن و پس فرستادن خوب است، ليکن علاوه بر اين کارهايي که لازم است و انجام مي‌گيرد، يک حرکت کلاني بايد انجام بگيرد؛ بالاخره محصول کار آقايان و مجموعه اساتيد همکار شما و آنچه که در حوزه علميه قم به اين ملحق خواهد شد، بايد بتواند به بازار کار علمي بيايد. يا کتاب درسي بشود، يا لااقل مرجع اساتيد علوم انساني در همه رشته‌ها و در همه بخش‌ها قرار بگيرد، که بتوانند مراجعه کنند. آن استادي که مي‌خواهد شاگرد خودش را بر اين پايه پيش ببرد و بالا بياورد، مرجعي داشته باشد؛ بتواند کارهايي را انجام بدهد.
 
مرجع علمي
خوشبختانه کارهاي خوبي دارد انجام مي‌گيرد. آنهايي که من اطلاع دارم اين است که کارهاي خوبي - چه در زمينه فلسفه، چه در زمينه تاريخ، چه در زمينه ادبيات- دارد انجام مي‌گيرد، که همه اينها مي‌تواند پشتوانه اين مرکز باشد و اين مرکز خود را موظف بداند براي فراهم کردن مواد لازم براي کتاب؛ منبع علمي، مرجع علمي، که ديگران بتوانند کتاب بنويسند، يا خود اين مجموعه بخواهند از افراد که بنويسند؛ منبع علمي فراهم بکنند. به هر حال مجددا از آقايان تشکر مي‌کنيم و اميدواريم که خداوند شما را تاييد کند و اگر چند سال ديگر زنده مانديم، آثار علمي شما را انشاءالله مشاهده کنيم. نگارش یافته توسط www.irane1404.com  
+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 4:38  توسط رفیع  | 

 فتاوای مراجع وعلمای طرازاول شیعه درمبارزه بابدعتهایی چون قمه زنی وتیغ زنی

1-آيه الله غروي اصفهاني معروف به کمپاني:

 در گذشته چون در ديد برخى‏غير مسلمانان تاثير سوء داشت،برخى علما به حرمت زنجير زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشت‏خويش جارى کردن فتوا دادند.در مقابل آنان نيز علماى ديگرى در پاسخ به‏استفتاهاى مردم، حکم به جواز دادند.اين مساله،بارها در گذشته منشا کشمکشهاى‏مذهبى گشته است.از جمله آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سيدمحسن امين از او انتقاد کرد و اين مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار کشيده شد واز آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعه‏هايى نيز که حاوى اين نظرات فقهى بود،منتشر گرديد.نظير آن سبت‏به قمه زنى هم در تاريخ معاصر وجود دارد. 

منبع:موسوعة العتبات المقدسه،ج8،ص378(پاورقى) با نقل:فرهنگ عاشورا صفحه198 جوادمحدثى.

 2- حضرت امام خميني(ره): در شرايط و اوضاع كنوني از قمه زدن خودداري شود و عزاداري و سينه زدن مانعي ندارد.     (استفتاءات امام، ج 3، سؤالات متفرقه، س 37)

3-حضرت آيت الله خامنه اي:  قمه‏زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه(ع) و زمان‏هاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم(ع) در مورد آن نرسيده است در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود؛ بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست. و چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست. (اجوبة الاستفتاءات، س 1461)

 4-حضرت آيت الله اراكي:  دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي درعزاداري محرم لازم الاطاعه است. 

5-حضرت آيت الله مكارم شيرازي: بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايي كه موجب وهن مذهب مي گردد و يا آسيبي به بدن آنها وارد مي  كند خودداري كنند. (makaremshirazi.org ، کلمه قمه زنى)

 6- حضرت آيت الله تبريزى: عزادارى خامس آل عبا از مهم‏ترين شعائر دينى و رمز بقاى تشيع مى‏باشد؛ولى بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايى كه موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) مى‏شود، اجتناب كنند. (استفتاءات، س2003 و 2012 و 2014)   

7-حضرت آيت الله حسين نوري همداني:  مکتب سالار شهيدان حضرت ابي عبد الله عليه السلام، مکتب امر به معروف و نهي از منکر و چشمه جوشان ارزشهاي اسلامي است و تاريخ خونبار عاشورا هميشه با آفريدن حماسه ها و موج ها و با به حرکت در آوردن احساسات و عواطف، الهام بخش کليه نهضت ها و قيام هايي که عليه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته، بوده است... اين خاطره به جوش آورنده  خونهايي است که در دل علاقه مندان اين مکتب موج مي زند. مخصوصا در جهان کنوني که دشمنان اسلام از اسلام سيلي خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته مي بينند، در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدي هستند، لذا لازم است (شيعيان) با مراسم عزاداري کار زينبي بکنند يعني با منطق اسلام توام و از هرگونه حرکتي که اين دين مقدس را بي منطق قلمداد نمايد، منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد  به جاي اينكه قمه را فرق خود بكوبند در فكر آن باشند، قمه را بر سر دشمنان اسلام كه اراضي آنان را اشغال و در فكر تضعيف آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنان را به مخاطره مي اندازند، بكوبند.  (نورى، استفتاءات، ج 2، س 597.) 

 8-حضرت آيت الله جوادي آملي: چيزي كه مايه وهن اسلام و پايه هتك حرمت عزاداري است جايز نيست، انتظار مي رود از قمه زني و مانند آن پرهيز شود.

 9-حضرت آيت الله علي مشكيني: بعد التسليم و التحيه امور مذکور فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضي از آنها ذاتا محرم است مسلمين بايد از وارد کردن آنها در مراسم تعزي حضرت حسين عليه الصلاه و السلام که يکي از عبادات است جدا خودداري نمايند علاوه آنکه  عزاداري آن حضرت عمل سياسي است پس بايد ازمخلوط شدن کارهايي که جنبه سياسي آن را مخدوش و يا عنوان خرافيت و وهن اسلام مي بخشد اجتناب نمود گذشته از اينها اعمال فوق مورد نهي مقام معظم ولايت امر مسلمين قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است ...

 10-حضرت آيت الله حسين مظاهري: چون مقام معظم رهبري فرموده اند كه در عزاداري ها قفل و قمه زدن و مانند اينها نباشد، پيروي از امر ايشان برهمه واجب است.   

11-حضرت آيت الله فاضل لنکراني:  با توجه به گرايشى كه نسبت به اسلام و تشيع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده، و ايران اسلامى به عنوان امّ القراى جهان اسلام شناخته مى شود، و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام، مطرح است لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين (عليه السلام)به گونه اى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد. پيداست در اين شرايط، مسأله قمه زدن نه تنها چنين نقشى ندارد، بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقمند به مكتب امام حسين (عليه السلام) از آن خوددارى كنند. و چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست.(جامع‏المسائل، ج، س 2173.1)  

  12-حضرت آيت الله اسماعيل صالحي مازندراني: باسمه العليم. از منابع فقه چه لبيه و چه لفظيه بالخصوص او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زنى فضلا از رجحان آن در مراسم عزادارى سالار شهيدان امام حسين‏عليه السلام مستفاد نمى‏گردد، بلكه مقتضاى ادله و عناوين ثانويه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است. برادران ايمانى مى‏دانند كه قمه را بايد بر فرق قمه كشان خائن و قداره بندان جانى زد .(محرم الحرام 1415 - خرداد 1373)

 13-حضرت آيت الله حسين راستي كاشاني: بر همه مؤمنين واجب است از اينگونه امور اجتناب نمايند و با پيروي از رهبري و وحدت كلمه، دشمنان اسلام را از آسيب رساندن به اسلام و مسلمين مأيوس گردانند.  14-حضرت آيت الله ابراهيم اميني: با توجه به اينكه مشروعيت امور فوق به اثبات نرسيده و در شرايط كنوني موجب وهن مذهب شيعه مي شود، اجتناب از آن بر عزاداران امام حسين(ع) لازم است. « با اينکه عزاداري براي سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام يک عبادت و موجب تقرب به خداي سبحان است  و ائمه معصومين عليهم السلام در اين باره تاکيد دارند لکن بر علاقه مندان به اهل بيت واجب است از انجام امور فوق اجتناب نمايند زيرا اولا امور مذکور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري نرسوم نيست و حکم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است ثانيا در اوضاع و شرايط کنوني جهان امور مذکور از خرافات به شمار مي رود و موجب وهن شيعه مي باشد و ثالثا مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي دامت براکاته از انجام اين قبيل امور نهي شديد فرموده اند و اطاعتاز معظم له بر همه شيعيان و پيروان ولايت فقيه لازم و مخالفت با آن حرام است بدين جهت از عموم شيعيان انتظار مي رودکه در انجام مراسم عزاداري از اين قبيل امور اجتناب نمايند خدا ما را از شيعيان راستين امام حسين عليه السلام قرار دهد »

15- حضرت آيت الله شرعي: « مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي حماسه عاشوراي حسني را يکي از شاخص هاي قوي و توانمند مبارزات اصيل شيعي مي دانند و به استناد تاريخ ثبت شده و متقن کربلا و روايات رسيده از معصومين صلواه الله عليهم اجمعين اقامه عزاي سالار شهيدان را افضل قربات دانسته و تاکيد شديد بر آن دارند ايشان مي فرمايند حرکت هاي سني عاشورا مي بايست بيانگر و تقويت کنند پيام جهاد ايثار شهادت و ترجمان اسلام و مکتب باشدقمه زني و قفل زني و ... يک فرآيند ناموزون و ناهماهنگ با اهداف اصيل و ارزشهاي عظمي است که موجب وهن مکتب عاشورايي است در اين ارتباط بر آحاد عزاداران و عاشوراييانواجب است فرمان و حکم ولي امرمسلمين جهان را  اطاعت نمايند بديهي است سهل انگاري و عدم اطاعت مبغوض حضرت حق متعالي است »

 16-حضرت آيت الله سيد حسن طاهري: موارد فوق را معظم له نهي فرموده اند بنابراين بايد اجتناب شود.  17-حضرت آيت الله سيد جعفر كريمي: پرداختن بدينگونه امور به بهانه عزاداري شرعاً حرام است و مخالفت حكم ولي امر مسلمين در اين باره مخالفت با امام زمان(عج) است.  اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء ابي عبدالله الحسين و ياران و اصحاب باوفايش عليهم السلام از اعظم قربات الي الله تعالي است ولي انجام اموري مانند قمه زني و قفل بستن به بدن و خراشيدن و خون آلوده کردن سر و صورت و سينه خيز رفتن براي زيارت و امثال آن به نام و عنوان عزاداري با توجه به اينکه هيچگونه تاييد و اشاره اي در رابطه با اينگونه امور از سوي معصومين عليهم السلام و يا از سوي اصحاب و حواريين آنان نرسيده است و سابقه از آن از فقها عظام اقدمين رضوان الله تعالي عليهم بدست نيامده است و در زمان حاضر موجب وهن مذهب حق در انظام عموم و سبب اتهام فرقه ناجيه اثنا عشريه به خرافي گري است به هيچ وجه صورت شرعي ندارد 

 18-حضرت آيت الله سيد محسن خرازي: در موارد فوق الذكر اطاعت و پيروي از ولي فقيه و حاكم اسلامي لازم و واجب است.

  19-حضرت آيت الله عباس محفوظي: از آنچه كه موجب وهن است بايد پرهيز شود و اطاعت ولي امر مسلمين لازم است. 

20-حضرت آيت الله محسن حرم پناهي: اطاعت از احكام ولي فقيه واجب است.

 21-حضرت آيت الله محمد يزدي: اطاعت از حكم ولي امر مسلمين بر همه لازم است و تخلف آن معصيت و گناه و متخلف معاقب خواهد بود.  « بسياري از مذکورات خلاف شرع بين و حرام است

 و برخي جزء بدع يا موجب وهن مذهب و تضعيف اسلام است گذشته از آنکه اطاعت از حکم ولي امر

 مسلمين حضرت آيت الله خامنه ايبر همه واجب و لازم است و تخلف از آن معصيت و گناه است

 و متخلف معاقب خواهد بود و نظر ديگر نمي تواند حکم ولي امر را جايز التخلف کند چه آنکه حق حکم منحضر به ولي امربالفعل است و فتوي ناقض حکم نيست »

 22- حضرت آيت الله حسن تهراني: اطاعت از حكم مقام معظم رهبري لازم الامتثال است. 

23-حضرت آيت الله محمد مؤمن: اطاعت احكام ولي فقيه واجب است.

 24- حضرت آيت الله محمد ابراهيم جناتي: از انجام اين كارهاي ناشايست، وهن آور، نسنجيده و خرافي كه در مباني فقهي و پايه هاي شناخت احكام شرعي ريشه ندارد و موجب لكه دار شدن چهره برجسته و درخشان دين و تشيع است، پرهيز شود.      

25- حضرت آيت الله احمد آذري قمي:سرپيچي از اطاعت مقام معظم رهبري،گناه كبيره و موجب ضعف حكومت مقدس اسلامي است و به نذرهايي كه قبلاً انجام گرفته وفا واجب نيست ، بلكه حرام است.

26- حضرت آيت الله سيد محمد ابطحي:از كارهايي كه موجب وهن مذهب است بايذد اجتناب شود و آنچه كه ولي فقيه دستور دادند واجب الاتباع ميباشد.

27- حضرت آيت الله مهدي حسيني روحاني:ولي امر مسلمين از اين امر نهي فرمودهاند و اطاعت معظمله واجب است.

28- حضرت آيت الله آيت الله استادي:با توجه به بيانات مقام معظم رهبري دامت برکانه لازم است ارادتمندان به حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام در مراسم عزاداري از شيوه هايي استفاده کنند که تهظيم شعائر الله باشد و از کارهايي که به فرموده معظم له موجب وهن مذهب است جدا خودداري نمايند اميد است همگي مورد لطف و عنايت حضرت سيدالشهداء عليه السلام باشيم»

29- حضرت آيت الله احمدي ميانجي:عملي که موجب وهن مذهب شود جايز نيست همانطور که فرموده اند اگر فقهاء عظام رحمه الله عليهم اجمعين گاهي در فتاوي بشرط عدم ضرر به نفش تجويز نموده اند،  قطع نظر از عنوان وهن مذهب بوده است و همچنين کارهايي که به نحوي عقيده شيعه  در دنيا معرفي مي شود ولو اينکه عامل چنين قصدي ندارد باز به عنوان بدعت حرام مي شود،  علاوه بعد از حکم ولي امر مسلمين ديگر جاي اين سوال نيست و اطاعت معظم له واجب است.

30 - حضرت آيت الله راستي کاشاني: «بعد الحمد و الصواه ، اقامه عزاي حضرن ابي عبدلله الحسين سيد الشهداء عليه السلام از افضل قربات الي الله تعالي و موجب تجديد حيات اسلام و ايمان است و بر مومنين است هرچه با شکوه تر آن را برگزار نمايند و از هر اموري که موجب وهن اسلام و دست آويزدشمنان اسلام است اجتناب کنند امروز که روز حاکميت اسلام است و رهبر عظيم الشان انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي دام ظلله العالي از قمه زدن و نظاير آن نهي نمي فرموده اند و اشتکبار جهاني از هيچ توظئه اي عليه اسلام و امت اسلام و ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين فرو گذار نمي کند بر همه مومنين واجب است  از اينگونه اموراجتناب کنند و با پيروي از رهبري و وحدتکلمه دشمنان اسلام و مسلمين را مايوس گردانند  خداوند متعال همه را از عزاداران اهل بيت عصمت و طهارت  عليهم السلام و انصار حضرت ولي الله اعظم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار دهد»

31- حضرت آيت الله ملکوتي: عزاداري حضرت سيد الشهداء سبط رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بايد لايق و شايسته به آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعيف اسلام ومذهب تشيع نباشد بلکه مثل قيام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام و مسلمانان بوده و عاريو منزه از هرگونه بدعت و خرافات باشد

32 حضرت آيت الله مقتدايي: با اسقرار جمهوري اسلامي ايران و تشکيل حکومتاسلامي بر اساس قرآن و وحي توجه همه ملتها و دولتها به اسلام جلب و احکام نوراني و مترقي اسلام مورد مداقه صاحب نظران قرار گرفته و مي رود تا همانند خورشيدي تابان در سطح جهان بسط پيدا کند؛ لذا دشمنان اسلام که حقيقت و موجودي خود را در خطر مي بينند در مقام هستند به هر وسيله و بهانه اسلام را ملکوک و خدشه دار نمايند از اين جهت اموري که امروز موجب وهن به اسلام و تضعيف عقايد مسلمين مي گردد شرعا حرام و مشلمين بايد از آنها خودداري نمايند علاوه بر اين با تشخيص موضوع و اعلام حکم بر حرمت قمه زدن و نظاير آن از طرف رهبر معظم انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي دامت برکاته اطاعت از معظم له بر آحاد مسلمين و تخلف از آن حرام است.

33 - حضرت آيت الله محمدي گيلاني: هر آنچه که مايه وهن شريعت اسلام است طبعا حرام و خصوصا اگر مورد نهي ولي امر مسلمين است بر عموم اطاعت از آن واجب است.

34- حضرت آيت الله موسوي تبريزي:عزاداري روزهاي محرم و صفر و زنده نگه داشتن قيام مقدس حسين بن علي عليه السلام از بهترين عبادات و قربات است و هر عملي که موجب وهن اسلام و قيلم مقدس حضرت اباعبدالله عليه السلام باشد حرام است و اطاعت ار حکم ولي امر مسلمين واجب و لازم است.

35 - فتواي آيت الله موسوي اردبيلي:  چنانچه ضرر معتد به داشته باشد يا موجب وهن مذهب يا مؤمنين شود جايز نيست. /www.ardebili.com

36- فتواي آيت الله صافي گلپايگاني: قمه زني اگر ضرر معتد به و تبعات منفي ديگر نداشته باشد جايز است. http://www.saafi.net/farsi/new/02.HTM

[روشن است که قمه زني در حال حاضر تبعات منفي فراواني از جمله وهن دين را در پي دارد. اين فتوا وجه ديگري نيز دارد: اگر قمه زدن ضرر معتد به و يا تبعات منفي داشته باشد جايز نيست.]

دستخط مراجع وعلمای مذکور رادر این آدرسها ببینید:azadary.blogfa.com و abarkooh.parsiblog.com

 شايدباورنکنيد؛تاريخ جعل وگسترش قمه زني درميان شيعيان،توسط استعمارگران

 تا حدود قرن هيجدهم سه امپراطوري بزرگ دنيا، هند و ايران و عثماني مسلمان بودند که بر تمام جهان متمدن آن روز، حکومت هاي مرفه و مقتدري پديد آورده بودند. اسپانيا و فرانسه و هلند وانگليس به رهبري زرسالاران يهودي و مسيحيان صليبي، به فکر افتادند که مقاومت مسلمين را بشکنند. انگليسي هاي تازه به دوران رسيده، براي رسيدن به اين هدف چاره هايي جستند؛ از جمله: در هند و ايران، هسته اصلي مقاومت را شيعيان تشکيل مي دادند. اينان از شيعيان هندوستان شروع کردندکه از مرکز تشيع و مرجعيت نجف به دور بودند. انگليسي ها از جهل و سادگي شيعه و عشق زياد آنان به امام حسين(ع)سوء استفاده نمودند و قمه و شمشيرزني بر پيشاني را جعل کرده و به آنان آموختند... متاسفانه برخي شيعيان هند، اين بدعت را بدون مجوز علما و نواب امام زمان(عجل الله فرجه)پذيرفتند!

...وكوبيدن شمشير بر سر و پيشاني در سوگ سيدالشهدا(عليه السلام) در روز عاشورا، توسط استعمار انگليس، از هند به ايران و عراق رخنه نمود. تاگذشته هاي نه چندان دور، سفارت بريتانيا در تهران و بغداد هم، هيئت هاي عزاداري را که به آن صورت انزجارآور و زشت در كوچه و خيابان ها ظاهر مي شدند، تأمين مالي مي نمود و اينچنين اين بدعت خرافي فراگير شد. اما علماي بيدار مسلمان که هميشسه حافظ اين دين مبين بوده اند از ابتدا، موضع گيري هايي عليه اين بدعت خطرناک داشته اند.

 غرض از سياست استعماري انگليس از كمك به رشد اين مراسم زشت، اعطاي دليلي معقول براي استعمارش بود. استعمار انگليس مي خواست ثابت كند كه مردمان مستعمره هند و كشورهاي اسلامي ديگر كه به آن صورت وحشيانه در خيابان ها ظاهر مي شوند، احتياج به ولي و قيمي دارند كه آنان را از جهل و توحش موجود برهاند. در نتيجه عكس و تصاوير دسته هاي عزادار كه در روز عاشورابه زنجير به پشت خود نواخته و باشمشير و قمه برسر خود مي كوفتند وخون هايي که در نتيجه اين جريانات جاري مي شد، در روزنامه هاي بريتانيا واروپا به چاپ مي رسيد ...و هنوزهم سايت ها و وبلاگها ونشريات ضد اسلامي و ضدشيعي با تصاوير اين مراسم خرافي، عليه اسلام، تبليغات شديدي مي کنند. سياستمداران استعمارگر در نتيجه اين تصويرها، استعمارِ اين كشورها را به عنوان واجبي انساني اعلام مي كردند كه مي تواند مردم آن كشورها را از جهل و توحش رهانيده و به جاده تمدن و پيشرفت رهنمون سازد. هنگامي كه ياسين هاشمي، نخست وزير عراق در عهد استعمار انگليس براي گفتگو جهت پايان دادن استعمار، به لندن رفت. انگليسي ها به او گفتند: ما به خاطر كمك به مردم عراق به آنجا آمده ايم، تا آنان را از توحش و حماقت خارج ساخته و مزه سعادت را به آنان بچشانيم! و البته نخست وزير عراق در برابر فيلمي مستند از مراسم  مهيب و نفرت آور شمشير كوبي و قمه زني مردم عزادار نجف، كربلا و كاظمين، حرفي براي دفاع از شيعيان نداشت!

+ نوشته شده در  85/11/14ساعت 4:23  توسط رفیع  |