ناکارآمدي نظام برنامهريزي دولتي در ايران:
ريشههاي تاريخي و بنيانهاي نظري آن
سخنراني مهم استاد عبدالله شهبازی در نهاد رياستجمهوري/26 تير 1386
از ساعت 2:30 تا 5:30 بعد از ظهر روز سهشنبه 26 تير 1386 ميزگردي با عنوان «بازانديشي نظام مديريت و برنامهريزي ايران» در نهاد رياستجمهوري برگزار شد. هدف از اين ميزگرد بررسي تاريخ و عملکرد سازمان برنامه و بودجه سابق (سازمان مديريت و برنامهريزي بعدي) و تلاش اخير دکتر محمود احمدينژاد، رئيسجمهور، در بازسازي اين سازمان بود. در ميزگرد فوق، علاوه بر من، آقايان سيد مرتضي نبوي (عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام) و حجتالاسلام و المسلمين سيد محمد مهدي ميرباقري (رئيس فرهنگستان علوم اسلامي) سخن گفته و به پرسشها پاسخ دادند. دبير ميزگرد آقاي محمد مهدي شيرمحمدي، سردبير سابق روزنامه سياست روز، بود.
من در سخنان خود به بررسي سازمان برنامه سابق بهطور اخص و نظام برنامهريزي ايران بهطور اعم در سه بُعد سياسي، نظري و اجرايي پرداختم. در بعد سياسي، کانونهاي قدرت مؤثر در شکلگيري و عملکرد سازمان برنامه را اجمالاً معرفي کردم. در بعد نظري، اتاتيسم (دولتگرايي)، و پيامدهاي آن که تمرکز در همه عرصهها را ميطلبيد، مثلاً در عرصه شهرگرايي به ايجاد قطبهاي انبوه و متراکم جمعيتي (کلانشهرهاي بيساختار و بيريخت) ميانجاميد، و توسعهگرايي سودايي (مبتني بر اهداف بلند، واهي، دست نيافتني، پرخرج، و نامنطبق با نيازهاي بومي) را دو شاخص اصلي تفکر برنامهريزي در ايران خواندم. در بعد اجرايي نيز فساد و ناکارآمدي ديوانسالاري از يکسو و برنامهريزي کلان بدون ابتنا بر شناخت و پژوهش خُرد، يعني فقدان پژوهش و برنامهريزي مبتني بر آن در مقياس مناطق کوچک و عدم تدوين استراتژي توسعه و شاخصهاي کلان و خُرد آن، از سوي ديگر را دو عامل اصلي ناکارآمدي نظام برنامهريزي ايران، و به تبع آن سازمان برنامه و بودجه سابق، معرفي کردم. درباره اقدامات اخير دکتر احمدينژاد هر گونه تغييرات صوري، از جمله در اسم و عنوان سازمان يا جايگاه آن، را بيحاصل خوانده و.. ادامه مطلب را حتماببینید.........
ادامه مطلب
